مافیاهای نظامی - مالی بر ﺁنند که به جای معامله با اروپا، می باید با امریکا بر سر اتم و عراق معامله کرد :
● در 28 ژوئن، بازرسان ﺁژانس بین المللی انرژی اتمی برای بازدید از لویزان به تهران رفتند. محمد البرادعی در پاسخ به پرسش رویتر گفته است : ما امروز به محل می رویم و فردا مؤسسه اتمی لویزان را بازرسی می کنیم. از محلهای دیگر نیز بارزسی می کنیم. این امر که تقاضای بازدید ما بسرعت پذیرفته شد، مثبت است. این بازدید، دو هفته بعد از قطعنامه شورای حکام ﺁژانس، بعمل می ﺁید.
دو عکس که در اوت 2003 و مارس 2004 ، توسط قمر مصنوعی گرفته شده اند ، تأسیسات اتمی لویزان را نشان می دهند. امریکا می گوید ایران در این محل بکار تولید بمب اتمی است و در 29 ژوئن ، "ایران " پاسخ می دهد که در این محل برنامه اتمی نظامی در دست اجرا نیست . در این محل، ﺁزمایشهای نظامی بعمل می ﺁمده اند.
البرادعی بعد از گفتگو با وزیر خارجه روسیه ، سرگی لاورو، میگوید : ایران باید قدمهای دیگری بردارد تا مگر اعتماد جامعه بیان المللی را جلب کند.
● در 23 ژوئن ، روزنامه لبناني المستقبل، گزارش کرد که "عبدالله گل" در پي نشست خود با "فاروق عبدالرحمن" رئيس جبهه تركمنهاي عراق ، در پاسخ به سئوالي در خصوص گزارش يك مجله آمريكايي مبني بر فعاليت عناصر موساد در شمال عراق ، در جمع خبرنگاران گفته است: "تركيه از نزديك و با دقت تمام تحولات جاري در شمال عراق را دنبال ميكند".
مجله آمريكايي "نيويوركر" از حضور مأموران اسرائیل در كردستان عراق براي تحت نظر قراردادن تأسيسات هستهاي ايران خبر داده بود :
"ماموران اطلاعاتي و نظامي اسراييل به طور مخفيانه در منطقه كردستان عراق در حال فعاليت هستند و براي تحت نظر قرار دادن تاسيسات هستهاي ايران به اين كشور نفوذ كردهاند."
بنا بر اين گزارش، اعضاي سرويس جاسوسي اسراييل (موساد) نيز در ميان مأموراني قرار دارند كه در عراق مشغول فعاليت هستند و برخي از آنها به عنوان تاجر فعاليت ميكنند . اما در حقيقت در حال آموزش كماندوهاي كرد در شمال عراق هستند.
به نوشته نيويوركر، اسراييل در حالي كه با كردهاي عراقي همكاري ميكند، ايران، سوريه و عراق را زير نظر دارد و پس از 30 ژوئن ، خواهان آموزش كماندوهاي كرد براي مقابله با شبه نظاميان شيعه است.
نيويوركر افزود: "جاسوسان اسراييلي و كماندوهاي كرد در مناطقي از مرز عراق گذشته و وارد ايران شده و سنسورها و ديگر وسايل را براي تحت نظر گرفتن تاسيسات هستهاي ايران كار گذاشتهاند."
عبدالله گل وزير امور خارجه تركيه روز گذشته با رد اظهارات مسعود بارزاني رهبر حزب دموكرات كردستان عراق مبني بر اينكه آنكارا دست از مخالفت ديرينه خود با خودمختاري كردهاي عراق در نظام فدرالي اين كشور برداشته است، گفت :"درست است كه ما آرزو داريم فرايند انتقال قدرت در عراق منجر به صلح و ثبات در اين كشور شود و حاكميت سياسي و ارضي اين كشور حفظ گردد، اما مسالهاي كه براي تركيه از اهميت بسزايي برخوردار است اين است كه هرگونه ساختاري كه منجر به تجزيه و فروپاشي عراق در آينده شود، بسيار خطرناك است و ما آن را تاييد نمي كنيم".
● مافیاهای نظامی - مالی بر این نظر شده اند که " قضیه اتم " را با امریکا باید حل کرد و نه با اروپا . زیرا اگر با امریکا حل کنند، اروپا را خواهند داشت اما اگر با اروپا حل کنند ، امریکا و نیز اروپا را نخواهند داشت. زیرا اروپا زیر فشار امریکا ، مجبور می شود دائم میزان توقعات را بالا ببرد. الگوی ﺁنها رژیم قذافی است که با انگلیس و امریکا مشکل خود را حل کرد و اروپا نیز با این رژیم ﺁشتی کرد. رابطه لیبی با امریکا نیز برقرار شد.
رژیم ملاتاریا -که اینک دارد مافیاهای نظامی - مالی می شود -، در کمال درماندگی، در هرکار دنبال یک الگو است. در " لیبرایزه کردن اقتصاد " و استبدادی نگاه داشتن دولت، از الگوی چینی و در ایجاد سازمانهای سرکوب، از الگوی بعثی و استالینی و ... و حالا، در حل مشکلی که خود ساخته است، از الگوی قذافی پیروی می کند. با وجود این، بیم ﺁن می رود که همان بلا را که بر سر اقتصاد کشور ﺁورده (اقتصاد ایران اقتصاد چین نشد و استبداد رژیم نیز همانند استبداد رژیم چین نگشت ) است بر سر رابطه با اروپا و امریکا نیز بیاورد : سرانجام باجی سنگین هم به امریکا و هم به اروپا بدهد. در حقیقت،
● استراتفور (22 ژوئن ) تحلیل مفصلی در باره روابط رژیم ایران با حکومتهای بوش و بلر انتشار داده است. نکات عمده ﺁن، عبارتند از :
* توقیف سه کشتی و 8 تن از نظامیان انگلیسی ، در 21 ژوئن، ایجاد بحران کوچک دیپلماتیک بود. قصد ایران از ایجاد این بحران، گشودن گره از مشکلهائی بود که در عین حال، هدفهای ایران را نیز تشکیل می دهند : 1 - ایران بمثابه قدرت نظامی و سیاسی خلیج فارس پذیرفته و 2 - دولتی با اکثریت شیعه در عراق تشکیل شود و مرزهای غربی ایران امنیت پیدا کند و 3 - امریکا و اروپا از فشار خود به ایران در باره برنامه اتمی بکاهند.
* پس از اشغال عراق، در ﺁغاز، امریکا با ایران معامله ای انجام داد : در ازای ﺁرام ماندن شیعه عراق، امریکا تسهیلات لازم را فراهم می ﺁورد تا در انتخابات ، اکثریت از ﺁن شیعه بگردد و دولت شیعی در عراق بر سر کار ﺁید.
اما امریکا زیر معامله زد و فکر دولت شیعه را کنار گذاشت و بر ﺁن شد دولت انتقالی را از ترکیب شیعه و سنی و کرد تشکیل دهد. بنا بر این ، فرصت بعدی که شیعه عراق پیدا می کند، انتخابات 2005 است. یک سال بعد از ﺁن، انتخاباتی انجام خواهد گرفت تا دولت انتخابی پدید ﺁید. . سیاستی را که امریکا تعقیب می کند ، ایجاد تعادل میان منطقه خودمختار ترکیه و شیعه عراق است (همان تعادل ضعفها که توان کرد و عرب صرف تقابل ویرانگر با یکدیگر بگردد . ا.ا) . با تشکیل دولت موقت عراق، ایران در رسیدن به یکی از سه هدف خود ناکام شد. بدیهی است ایران نمی تواند تا 2006 صبر کند.
* و در 18 ژوئن ، ﺁژانس بین المللی انرژی اتمی ایران را توبیخ کرد و از این کشور خواست با ﺁژانس در کار تفتیش از تأسیسات اتمی خود، همکاری کامل کند. وحشت ایران از اینست که امریکا یا اسرائیل به مراکز اتمی و فعالیتهای پنهانی این مراکز پی برند. زیرا مانورهای ایران بی ثمر شده اند و ایران می داند که اگر نخواهد توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد مجازات شود، باید با ﺁژانس بین المللی انرژی اتمی همکاری کند. تهران تا سپتامبر که اجلاس شورای حکام تشکیل می شود، وقت دارد . یا مبانی و روش گفتگوی سیاسی خود را بطور کامل تغییر می دهد و یا نمی دهد. وقت تنگ است و ایران باید با شتاب تصمیم بگیرد.
تا اینجا دو هدف از هدف خود را از دست داده است : بر تحول عراق نفوذی ندارد و برنامه اتمی خویش را می باید تحت نظارت ﺁژانس در ﺁورد. ایران می داند که در ماه نوامبر ، انتخابات ریاست جمهوری است و بوش نیز نامزد ریاست جمهوری است. بنا بر این ، به صلاح او است که بجای ایجاد بحران دیگری در خلیج فارس، گفتگو کند.
امریکا بهیچرو حاضر نیست از شدت فشار خود بر ایران ، در باره برنامه اتمی این کشور، بکاهد. یکی بدین خاطر که رژیم یک رژیم اسلامی رادیکال است و دیگری به سبب خطری که متوجه اسرائیل می کند. اما در منطقه، امریکا نیز با مسائلی روبرو است : در عربستان سعودی با مشکل روبرو است ، با مشکل جریان نفت از خلیج فارس نیز دست بگریبان است و در مصر نیز رهبری کشور دچار سستی است. بر این مشکلها ، بحرانهای بالقوه را هم که بیفزائیم ، می بینیم توان مانور امریکا نیز محدود است و مذاکره با ایران انتخاب درخوری است.
لندن نیز نیاز به تحول ﺁرام در عراق دارد. حکومت بلر زیر فشار است برای ﺁنکه قوای انگلستان را از عراق بیرون ببرد. اما زیر ﺁن فشاری که امریکا ، برای جلوگیری از انجام گرفتن برنامه اتمی ایران ، قرار دارد ، نیست. با وجود این، به حمایت از ابر قدرت متحد خود نیاز دارد.
● در 29 ﺁوئن 2004، امریکا 2 محافظ ایرانی هیأت ایران در سازمان ملل را بلحاظ عکس گرفتن از نقاط غیر مجاز نیویورک، از امریکا اخراج کرد. بدین مناسبت، در 29 سپتامبر، استراتفور ارزیابی دومی از روابط ایران و امریکا بعمل ﺁورد : ایران امیدوار است بحرانی در روابطش با امریکا پدید نیاید و با همکاری امریکا، نقشی در خلیج فارس پیدا کند. اما امریکا رفتاری در پیش گرفته است حاکی از اینکه نمی خواهد بگذارد ایران از مهارش بدر رود.
ایران خواستار جنگ با امریکا نیست و نیز نمی خواهد تنش بر تنش بیفزاید. زیرا میخواهد امریکا و انگلیس هژمونیش را بر منطقه خلیج فارس بپذیرند و پا پی برنامه اتمیش نشوند. اینست که با امریکا وارد یک بازی دیپلماتیک شده است : پیامی که ایران از طریق گرفتن و رها کردن نظامیان انگلیسی به امریکا داده، اینست : ایران می خواهد در امور سیاسی و نظامی عراق و خلیج فارس شرکت داشته باشد. پنج روز بعد، امریکا با اخراج 2 محافظ ایرانی، به ایران پاسخ داد. بدین قرار، محتمل است دو طرف به تحرکات حساب شده ای از این نوع دست بزنند.
● اما مؤسسه Carnegie Endowment for International Peace گزارشی در 95 صفحه ، پیرامون انتقال تکنولوژی اتمی برای تولید اسلحه اتمی انتشار داده است. از این گزارش، دو نکته را نقل میکنیم که از لحاظ رابطه امریکا - ایران ، حائز اهمیت هستند :
* مشکل کار امریکا اینست که خود قدرت اتمی است و با دولتهائی که اسلحه اتمی دارند، مثل اسرائیل و هند و پاکستان همکاری نزدیک دارد و در همان حال می خواهد مانع از انتشار اسلحه اتمی بگردد.
* در باب برنامه اتمی ایران ، حکومت بوش می گوید باید موضوع به شورای امنیت ﺁورده شود تا ایران مجبور شود برنامه تولید سلاح اتمی را بلا اجرا گرداند. اما مقامات حکومت بوش می دانند و فی مابین میگویند : در صورتی که ایران بخواهد برنامه اتمی خویش را اجرا کند، در جلوگیری از ﺁن، کار چندانی از امریکا بر نمی ﺁید.
کاری که امریکا باید بکند حمایت قاطع از اروپا است. جلوگیری از انتشار اسلحه اتمی ، اصل مقدمی است که امریکا و اروپا، در رابطه با ایران ، می باید راهنمای خود کنند.
● و میدل ایست ﺁن لاین (29 ژوئن ) خبر می دهد : امریکا می خواهد توان ویران سازی بونکرهای اسلحه کشتار جمعی کره شمالی و سوریه را بدست ﺁورد. مقامات امریکائی می گویند حکومت بوش به کنگره فشار ﺁورد بودجه تولید سلاح اتمی را که می تواند در زمین فرو رود، تصویب کند. این مقامات میگویند این سلاح برای ویران کردن بونکرهای اسلحه کشتار جمعی سوریه و کره شمالی است. وزارت دفاع امریکا در 5 سال ﺁینده ، 485 میلیون دلار خرج تولید این سلاح خواهد کرد. این سلاح می تواند از سنگ و بتون عبور کند و در عمق بونکرها منفجر شود.
انقلاب اسلامی : تبلیغاتچی های ملاتاریا و مافیاهای نظامی - مالی همچنان به دروغ ساختن و پخش ﺁن در باره مصدق و بنی صدر مشغولند. این دروغ سازیها در عین حال بسی گویا هستند. با ﺁنکه جای ، نقل برخی از دروغها و بهتانها و ناسزاها و ارزیابی ﺁنها اینجا بود ، بخاطر نیاز به تفصیل، به شماره ﺁینده می گذاریم .
اما در جامعه ای که خشونت فضای عمومی زندگی اجتماعی و نیز محیط زیست را تشکیل می دهد، در سلسله مراتب اجتماعی، زنان در پائین قرار می گیرند و بیشترین خشونتها بر ﺁنها روا می رود. قسمت دوم نوشته ژاله وفا خشونتی را گزارش می کند که زنان ایران به خود می بینند :
|
|
|