آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٦۰٥ از ١٢ تا ٢٤ مهر
سايت آقاى ابوالحسن بنى صدر

گذار به دموکراسی و "اصلاح طلبان " میخواهند بنی صدر دیگری برای نظام بسازند و حاجب الدوله نه بنی صدر ﺁری :


● اردوی سالانه دفتر تحکیم وحدت زیر عنوان " گذار به مردم سالاری " ، در 23 مهر ماه ، در مجتمع تحقيقاتي آموزشي عصر انقلاب وزارت علوم، تحقيقات و فن‌‏آوري تشکیل شد. در این اردو،
* دكتر هاشم آقاجري ، از جمله ، گفته است: ما در ايران نيازمند يك فرهنگ انسان‌‏مدار براي زمينه‌‏سازي دموكراسي هستيم. چيزي كه متاسفانه در كشور ما بسيار ضعيف و حاشيه‌‏اي است, ارزش انسان مداري به دليل انسانيت او مهم است, صرف‌‏نظر از اينكه از چه جنسيت، طبقه، قوم و ايدئولوژي باشد...امروز تاكيد جامعه بر دموكراسي مبتني بر حقوق بشر است. چون دموكراسي بدون حقوق بشر تمامي اختيارات را به فردي به عنوان نماينده مردم واگذار مي‌‏كند.
دموكراسي كه بر اخلاق و معنويت استقرار داشته باشد، دموكراسي قوي‌‏تري است. نظام‌‏هاي مبتني بر حقوق بشر و دموكراسي كه نسبت مشخصي با معنويت و اخلاق برقرار نمي‌‏كنند، نظام‌‏هاي ناقصي هستند.
امروز در منطقه شاهد نظام‌‏هاي توتاليتاريستي به نام اسلام هستيم. اگر امروز شاهد حضور امريكا و ديگر قدرت‌‏ها در منطقه هستيم، زمينه ساز حضور آنها نظام‌‏هاي بنيادگرايي است كه از حداقل هاي عقلانيت بي‌‏بهره‌‏اند.

* على اكبر موسوى خوئينى ، با اشاره به عدم پذيرش كانديداتورى رياست جمهورى از سوى مهندس ميرحسين موسوى، گفته است : بعد از اين تنها گزينه اى كه مى تواند گزينه جريان مقابل را دچار چالش كند هاشمى رفسنجانى است و به نظر مى رسد ظرف ۱۰ الى ۲۰ روز آينده موضوع آمدن وى نيز مشخص مى شود.
وى معتقد است: جريان مقابل در حال حاضر در حال تدارك موانعى بر سر راه ورود هاشمى رفسنجانى به صحنه انتخابات است زيرا آنها از روحانى نبودن، جوان بودن و حتى شرط سنى براى كانديداى رياست جمهورى صحبت مى كنند و شايد قصد دارند اين شرط را به نحوى مطرح كنند كه به هاشمى بفهمانند كه اكنون لازم نيست در صحنه حضور پيدا كند. وى در ادامه اظهار داشت: در بين برخى گروه هاى دوم خردادى مانند كارگزاران، حزب اسلامى كار و خانه كارگر طرح كانديداتورى هاشمى مطرح است و در صورتى كه وى نيايد آنها هر شخصى را كه هاشمى به آنها توصيه كند به عنوان كانديداى خود مطرح خواهند كرد. مجمع روحانيون مبارز و حزب همبستگى نيز با منتفى شدن كانديداتورى مهندس موسوى، در صورتى كه هاشمى رفسنجانى در صحنه انتخابات حاضر شود، كروبى را به عنوان كانديداى خود مطرح خواهند كرد و البته اين را به صورت رسمى اعلام نكرده اند. مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب نيز در حال حاضر روى گزينه دكتر معين تمركز كرده اند و به نظر مى رسد مشاركت طى برگزارى كنگره خود در مورد معين به نتيجه رسيده است.
در اين ميان دفتر تحكيم وحدت و سازمان ادوار تحكيم اعتقاد دارند كه به جاى حركت به سمت نظام انتخاباتى و پارلمانى بايد با حركت به سمت نهادهاى مردمى به صورت منتقد عمل كنند. وى با بيان اين اعتقاد كه جلسه دوم خرداد ى ها در حال حاضر نواقص و مشكلات زيادى دارد كه آن را شكننده كرده است، گفت: با توجه به وجود اختلاف در درون جبهه دوم خرداد بعيد به نظر مى رسد كه اين جبهه ظرفيت آنچنانى داشته باشد كه بتواند در صحنه انتخابات نقش موثرى را ايفا كند.
عضو فراكسيون دانشجويى مجلس ششم ابراز عقيده كرد: حتى در مجلس ششم، فراكسيون دوم خرداد در مواقعى به صورت دموكراتيك عمل نمى كرد. اكنون گروه ها و احزابى را مشاهده مى كنيم كه با مشى اصلاح طلبانه اى كه دارند داراى پايگاه مردمى هستند ولى در داخل حاكميت و جبهه دوم خرداد حضور ندارند، بنابراين به نظر من بايد با تغييراتى در جبهه دوم خرداد ساختارى دموكراتيك در آن ايجاد شود تا گروه هايى مانند ملى - مذهبى ها و نهضت آزادى نيز بتوانند در آن حضور داشته باشند.
موسوى خوئينى با اشاره به اينكه گروه هاى مورد اشاره از سوى جبهه مشاركت مورد پذيرش واقع شده و در روزه هاى سياسى اين حزب افراد ملى مذهبى و نهضت آزادى حضور داشته اند، افزود: ولى گروه عمده اى كه داراى نفوذ زيادى در جبهه و حتى داراى حق وتو هستند مخالف با حضور اين گروه ها هستند و ما فكر مى كنيم براى اينكه جبهه دوم خرداد بتواند نقش عمده اى در انتخابات ايفا كند بايد اجازه دهد كه گروه هاى اينچنينى كه وصف آنها شد وارد اين جبهه شوند و سازمان ادوار در حال تلاش است كه اين جبهه را متقاعد به پذيرش اين امر كند. در صورتى كه اين امر محقق نشود جبهه جديدى ايجاد مى شود، جبهه اى كه كار خود را بايد از يكى، دو ماه آينده تحت عنوان هر نامى مانند جبهه ايرانيان و جبهه دموكراسى خواه ايجاد كند.

* علی افشاری گفته است : يك نظام سكولار به دنبال گشتن مذهب و ضد دين نيست. ما احتياج به يك تحول در نگاه مذهبى مان داريم و بايد قبول كنيم كه غيرمذهبى ها هم به خاطر انسان بودنشان، صاحب اختيار هستند.

* رامین جهانبگلو گفته است : ما در يك وضعيت برزخى هستيم از يك سنتى بريديم و مدرن هم نشديم . در اين وضعيت سه راه بيشتر نداريم، اول پذيرش سنت، دوم پذيرش مدرن شدن و راه حل سومى كه ارتباط گفت وگوى بين سنت و مدرنيته است؛ من از شما سئوال مى كنم جايگاه اين ارتباط و گفت وگو كجاست؟
* در دومین روز اردو، 24 مهر، دکتر ابراهیم یزدی ، دبير كل نهضت آزادي ، از جمله، گفته است : ثبات سياسي به مفهوم دموكراتيزه شدن مطرح است . طبيعت مناسبات اقتصادي نياز به حركت دراز مدت دارد و كشورهاي بزرگ جهان ترجيح مي‌‏دهند يك روابط اقتصادي راهبردي تعريف شده با ما داشته باشند .
در نظام‌‏هاي دموكراسي دو چيز اصل و معيار است: يكي از اين اصول حضور تمام نيروهاي سياسي موجود در جامعه در فرآيند تصميم‌‏گيري است و به همين دليل در كشورهايي كه دموكراسي نهادينه شده ، انتخابات حزبي است و حقوق سياسي اقليت هم به رسميت شناخته مي‌‏شود . اصل دوم مربوط به طبيعت جامعه انساني است كه مدام در حال تغيير و تحول است و بر اساس اين نظام ، جابه‌‏جايي قدرت به صورت نهادينه و آرام صورت مي‌‏گيرد .

● اختلاف سه ساله دفتر تحکیم وحدت با اصلاح طلبان وارد مرحله تعیین کننده شده است. شكورى راد گفته است: "ما هرگز از انديشه هاى ايشان (طيف علامه تحكيم وحدت) دفاع نمى كنيم". بدین سان، اختلاف سازمان دانشجوئی و " اصلاح طلبان " از سطح انتخاب روش فعاليت به سطح اندیشه راهنما و محل عمل گروه بندیهای سیاسی کشیده است : درون رژیم یا بیرون ﺁن ؟ هدف قدرت است یا هدف ﺁزادی و استقلال است ؟ انقلاب اسلامی : در مقام توجیه، ادعا شده است مایه نزاع نه " دوری از قدرت " و " نزدیکی به قدرت " که دوری از مردم یا نزدیکی به مردم است. دانشجویان به مردم گرایش دارند یعنی " عامه گرا " و " اصلاح طلبان " نخبه گرا هستند. حال ﺁنکه " دوری از قدرت " وقتی بمعنای هدف کردن ﺁزادی است ، زبان عامه پسند گزیدن ( که خاص زورپرستان است ) نیست. ﺁزادی را حق انسان و حاکمیت و ولایت را از ﺁن جمهور مردم دانستن است. حال اگر نخبه گرائی بمعنای قدرت را هدف فعالیت گرداندن است، انکار حق ﺁزادی و ولایت جمهور مردم و بناگزیر عمله استبداد شدن است. بنا بر این، دقیق ترین معیار، همان هدف می شود : ﺁزادی یا قدرت.

● سخنان حجاریان : در این نظام ، رئیس جمهوری پرده دار است:
در دومین روز اردوی تحکیم وحدت ، نوشته حجاریان خوانده شد که قسمتی از ﺁن اینست :
اما دومين سئوال من از كانديداهاي انتخابات رياست جمهوري يك سئوال ادبي و كليد واژه‌‏اي بود و آن اينكه آيا آنان معناي دو لفظ"رييس جمهور" و "رييس جمهوري" را كه در قانون اساسي قيد شده است ، مي دانند يا نه ؟ به نظر من كسي كه مي‌‏خواهد براي انتخابات رياست جمهوري كانديدا شود ؛ بايد معني اين واژه‌‏ها و دلالت آن را بداند و بداند كه براي چه كانديدا مي‌‏شود . به عبارت ديگر بايد بداند كه "رييس جمهور" به معناي رييس تمام مردم و "رييس جمهوري" به معناي رييس نظام جمهوري كيست؟ معنا و لفظ رئيس تمام مردم و رئيس نظام جمهوري به رهبر اطلاق مي‌‏شود . رهبري از آن جا كه اعلم از بقيه خبرگان است و مطلقه هم هست ، رهبر بعدي را خود انتخاب مي‌‏كند كه رهبر بعدي اگر اولاد ذكورش باشد بهتر است و به اين ترتيب نسل اندر نسل اولاد ذكور ، رهبري خواهد بود .
در اين ميان نيز برخي از كانديداها همان زمان به اين سوالات ، پاسخ‌‏هائي دادند كه عجيب و غريب و خواندني است.
بخش ديگري كه براي مقدمه بحث "جدال با مدعيان كانديداتوري " لازم مي‌‏دانم ، توجه به تلقي ما از جمهوريت است . طي سال‌‏هاي اخير از مردمسالاري ديني ، بحث‌‏هاي زيادي به ميان آمده و به نظر من دو عبارت مردمسالاري ديني و جمهوري اسلامي هيچ تفاوتي با يكديگر ندارند ، ولي آيا تمام كساني كه از مردمسالاري ديني سخن مي گويند ، هم نظرند؟ قبلاً در مقاله‌‏اي با عنوان "مردمسالاري ديني و دين سالاري مردمي" به اين موضوع پرداخته‌‏ام . البته بايد متذكر شوم كه منظور از دين ، در اين تحليل دينداران ، دين‌‏سالاران ، حاملان دين و به عبارت ديگر فقها و روحانيت هستند . به عبارت ديگر منظور از دين يك موضوع مجرد نيست بلكه يك موضوع انضمامي است .
در آن مقاله به طرح اين پرسش پرداختم كه در ايران تئودموكراسي (دين سالاري مردمي) حاكم است يا دموتئوكراسي ؟ (مردمسالاري ديني ) و استدلال كردم كه بر اساس آنچه كه از قرائت رسمي از قانون اساسي برمي‌‏آيد در ايران دين‌‏سالاري مردمي حاكم است . البته اخيراً نكته‌‏اي را در اصل 177 قانون اساسي كشف كردم : در اين اصل ترميم قانون اساسي به ابتنا بر دين و با اتكا به مردم است . يعني سنگ بنا (CORNER STONE) دين نهاده شده ،‌‏ولي به مردم هم تكيه دارد . همچنانكه مي‌‏توان براي جلوگيري از ريزش "برج پيزا" تكيه گاهي را براي آن ايجاد كرد ، ولي اصالت اين برج به اين تكيه‌‏گاه نيست ، بلكه به زميني است كه روي آن بنا نهاد شده است.
برمي‌‏گردم به قرائت مفسر رسمي ، قانون اساسي از نوع رژيم ايران كه آن را دين‌‏سالاري مردمي مي داند ؟ البته "مهدوي كني" يكي از بزرگان جامعه روحانيت مبارز در آن زمان نيز همين مسأله را مطرح كرد كه "چرا مي‌‏گوييد مردم سالاري ديني ؟ در كشور ما دين‌‏سالاري مردمي حاكم است." منظورم از طرح اين مقدمه اين بود كه بگويم عهد رييس جمهور با مردم تا از معبر دين‌‏سالاران نگذرد ، قدرت نفوذ ندارد.
در حال حاضر كانديداهاي زيادي در عرصه انتخابات رياست جمهوري مطرح اند كه به يكديگر تكه‌‏پراني و چشم‌‏ قره مي‌‏روند و هر چه به انتخابات نزديك‌‏تر مي‌‏شويم ، اين مسائل بيشتر مي‌‏شود .
سئوال من از اين آقايان اين است كه آيا آنها مي‌‏دانند كه به چه عرصه‌‏اي وارد مي‌‏شوند يا نه ؟
بر اساس اين بيت از حافظ كه مي‌‏گويد : "راز درون پرده كه داند ، فلك خموش/ اي مدعي نزاع تو با پرده دار چيست " من معتقدم رييس جمهوري كه ما انتخاب مي‌‏كنيم ، رييس جمهور نيست ! بلكه يك پرده‌‏دار يا به عبارتي حاجب الدوله است !
به عبارت ديگر اينكه ؛ انتخاباتي برگزار مي‌‏شود ، رقابتي هم شكل مي‌‏گيرد ، برنامه‌‏هايي هم ارائه مي‌‏شود ، مردم هم بسيج مي‌‏شوند و رأي مي‌‏دهند ، ولي در نهايت چه مي شود ؟ مردم حاجب الدوله‌‏اي را انتخاب مي‌‏كنند كه به قول خاتمي فقط يك تداركاتچي است .
حال آنكه راز درون پرده ، قدرت واقعي است كه شفاف نيست و كسي آن را نمي‌‏بيند. سياست ايران پشت‌‏پرده راز آلوده و افسون‌‏زده قرار گرفته و قدرت و اختيار واقعي ، پشت پرده است و كسي از آن مطلع نيست . به نظر من خبرنگاران و دست اندركاران رسانه‌‏ها هم مدعيان هستند كه با كانديداهاي پرده‌‏داري پيرامون حضور و برنامه‌‏‌‏هايشان به گفت‌‏وگو ، چالش مي‌‏نشينند ، غافل از اينكه دعواي بنيادي جاي ديگري است و حداكثر در بهترين حالت رييس جمهور بعدي مثل خاتمي صاحب 20 ميليون رأي مي‌‏شود كه در نهايت صرفاً يك تداركاتچي خواهد بود .
به همين علت است كه به نظر من مشكل انتخابات نيست ، مشكل پس از انتخابات است و آن اينكه حاجب‌‏الدوله 20 ميليون رأيي چه اميد و تواني دارد ؟ مدعيان نيز بايد چالشگر عرصه پس از انتخابات باشند و نه پيش از آن .
عليرغم تمام آنچه كه تا بدين جا برشمردم من نسبت به آينده نااميد نيستم . چون حاجب‌‏الدوله مي‌‏تواند چند كار بكند . نخست آنكه با شمشير همه را بزند . به قول حافظ "چوپرده دار به شمشير مي زند همه را / كسي مقيم حريم حرم نخواهد ماند" ؛ يعني حاجب‌‏الدوله مي‌‏تواند با شمشير به گونه‌‏اي به قلع و قمع مردم بپردازد و شكل جمهوريت نظام را براندازد كه ديگر كسي حتي به جمهوريت فكر هم نكند چنين پرده‌‏داري مسووليت را مي‌‏پذيرد و در تار و مار كردن مردم هم اختيار مي‌‏يابد ، همچون يك مشت آهنين بدون دستكش ، نمود عيني چنين حاجب‌‏الدوله‌‏اي مي‌‏تواند رأي آوردن يك راست وحشي باشد .
حالت دوم آن است كه حاجب‌‏الدوله صرفاً يك پرده‌‏دار و استتارچي باشد . يعني همان بحث دستكش مخملين بر مشت آهنين (ظاهر فريبنده براي مردم و خارجيان) كه من قبلاً مطرح كردم و به خيلي‌‏ها برخورد .
حافظ در اين باره هم شعري دارد كه مي گويد : "حالي درون پرده بسي فتنه مي‌‏رود/ تا آن زمان كه پرده برافتد چه ها كند " نمود عيني چنين حاجب‌‏الدوله‌‏اي مي‌‏تواند يك راست اهلي‌‏تر باشد كه مسووليت بدون اختيار را قبول مي‌‏كند .
سومين حالت آن است كه حاجب الدوله گاهي پرده را بالا مي‌‏زند و پشت آن را به مردم نشان دهد و به نوعي گوش مردم را محرم كند .
همچنانه به قول حافظ ؛ "تا نگردي آشنا ، زين پرده رمزي نشنوي/ گوش نامحرم نباشد جاي پيغام سروش" به اين ترتيب چون به تدريج و گهگاه پرده بالا مي رود ، مردم جوش نمي‌‏آورند و دل‌‏زده نمي‌‏شوند . مثل زماني كه خاتمي در مسأله قتل‌‏هاي زنجيره‌‏اي ، گوشه‌‏اي از پرده را بالا زد و عنوان كرد كه وزارت اطلاعات در آن دست داشته است .
لازمه اينكه حاجب‌‏الدوله چنين كند آن است كه از جسارت ، اعتماد به نفس ، قدرت فردي و استقلال برخوردار باشد و از فرصت‌‏ها و آراء مردم استفاده بهينه كند . البته براي اين كار به سازمان، حزب، ستاد، تيم قوي و آرايش قدرت نمايي نيز احتياج دارد و بايد همواره رابطه دوستانش با مردم را حفظ كند.
براي چنين كسي قرائت رسمي از قانون اساسي مهم نيست و شوراي نگهبان هم مي‌‏تواند قرائتي به نفع مردم داشته باشد . با نگاهي به روند تأييد و يا ردصلاحيت بهزاد نبوي اين مسأله بهتر درك مي‌‏شود . هرگاه حضور مردم در عرصه پررنگ بوده ، قرائت شوراي نگهبان به نفع مردم صورت گرفته و صلاحيت او تأييد شده است .
چهارمين حالتي كه مي‌‏توان براي كاركرد يك حاجب‌‏الدوله متصور شد ، اين است كه به فتنه پشت پرده داخل شود . يعني دوگانه كردن حاكميت توسط رييس جمهور . نمونه‌‏هاي عيني آن در گذشته قائم مقام فراهاني ، اميركبير و مصدق و بهترين نمونه ، اوليور كرامول در دربار چالز بود كه گام بلندي براي اصلاح ساختار سياسي در قرون هفده انگليس برداشت و عليرغم اينكه يك سرباز ساده بود خيلي خوب عمل كرد .
انقلاب اسلامی : واکنشهایی که مافیاهای نظامی - مالی نشان داده اند ، گویای ﺁنند که قصد حجاریان را بنی صدر دانسته اند که چون ﺁوردن نام او، عبور از خط قرمز است، نام سه کسی را ﺁورده است که بر صراط استقلال بوده اند. با وجود این، در ﺁنچه به مصدق و بنی صدر مربوط می شود، نزاع بر سر شرکت در رهبری با مستبد نبود بلکه بازپس دادن حق به حق دارد و یا بازگرداندن ولایت به جمهور مردم و استقرار ولایت جمهور مردم بوده است.

● روز بعد از قرائت نوشته حجاریان، شكرالله عطارزاده ،عضو مجلس مافیاهای نظامی - مالی گفته است : در صورتي كه هاشمي رفسنجاني از حضور در صحنه انتخابات انصراف دهد و كانديداتوري را نپذيرد،‌بهترين گزينه براي ايجاد آرامش در جامعه و برخورد استوار و علمي با دنياي خارج، ولايتي است. موسوي از چهره هاي تيزبين نظام است كه مي دانست اگر بپذيرد و وارد انتخابات شود، گروه هاي دوم خرداد، ‌مي خواهند از وجود ميرحسين، يك بني صدر تازه براي نظام بسازند. گروه هاي دوم خردادي، در حال حاضر، مي دانند كه هيچ گزينه اي بالاتر از هاشمي، در شرايط فعلي نيست
● محمد نبی حبیبی ، دبيركل مؤتلفه، در 28مهرماه 1383، تهدید کرده است که :"اين سخنان که حاوى استهزاى مبانى و ارزشهاى دينى ، هجمه به ساختار نظام جمهورى اسلامى و تهاجم به عناصر خدوم کشور بود، سوء استفاده از آزادى محسوب مى شود... او بايد بداند که ملت راه خودش را انتخاب کرده است و دوستان ايشان هم بدانند که اين چراغ سبز نشان دادن ها به دشمنان داخلى و خارجى حکومت دينى مثل گذشته بى فايده خواهد بود. فرزندان راستين قرآن و اهل بيت بيش از گذشته آماده دفاع از حريم عقيدتى و جغرافيايى تفکر مقدس حکومت دينى هستندو اينجانب به عنوان يکى از سربازان کوچک اين جبهه به ايشان و همفکرانشان هشدار مى دهم که بيش از اين نقش جاده صاف کن صاحبان تفکرات التقاطى و حاميان خارجى آنها را ايفا نکنند.
انقلاب اسلامی : حق اینست که گروه مؤتلفه و دیگر زور پرستان ، التقاط در طرز فکر خود ندارند. زیرا " طرزفکر" شان که در این تهدید ابراز شده است، زور ناب است. اسلام لعاب این زورپرستی است. بنا براین، ارباب خارجی را کسی می تواند داشته باشد که زورپرست است و با قدرت خارجی می تواند مدار بسته بوجود ﺁورد. تهدید " دبیرکل " فقدان اندیشه راهنما و بنا بر این، محکومیت به سقوط را گزارش می کند. نوع تهدید که دیگر فاقد رجوع به " مرام راهنما " (ولایت مطلقه فقیه دارای مشروعیت و مقبول طرفهای دعوا) است، می گوید که زمان سقوط دارد نزدیک می شود.
از اتفاق ، از راه سازش پنهانی با ریگان و بوش (اکتبر سورپرایز ) بود که سقوط تدارک شد:


صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر