چرا حکومت بوش با ایران و کره شمالی همان رفتار را نمی کند که با عراق کرد؟ - استفاده از چلبی - کردهای عراق تحت فشار شدید از هر سو :
● نیویورک تایمز ( 12 ژوئیه ) رفتار حکومت بوش را در قبال ایران و کره شمالی ، موضوع مقاله ای کرده است که این نکات را در بر دارد :
* پرزیدنت بوش استراتژی " جنگ پیشگیرانه " بر ضد دولتهائی که امریکا را تهدید کنند، اتخاذ کرده است. با وجود این، در قبال اسلحه اتمی کره شمالی و برنامه اتمی ایران ، همان روش را بکار نمی برد که با رژیم صدام بکارکرد. دلایل چندی بر دوگانگی رفتار بوش و حکومت او وجود دارند :
1 - از مهمترین دلایل ، یکی گزارش کمیته تحقیق سنا در باره تقصیرهای سیا است. بعد از جنگ، اسلحه کشتار جمعی پیدا نشد . بنا بر این، حکومت بوش نمی تواند به استناد گزارش سیا در باره ایران ، دست به جنگ بزند. پی ﺁمدهای جنگی بر پایه اطلاعات دروغ، استراتژی جنگ پیشگیرانه را بی اعتبار ساخته است.
2 - انتشار گزارش کمیته تحقیق سبب شده است که حکومت بوش نتواند کشورهای دیگر را به ضرورت اقدام به جنگ قانع کند. هم اکنون چین به امریکا میگوید: وقتی شما در باره عراق اطلاعات دروغ ساختید از کجا در باره کره چنین نکرده اید ؟
ایران نیز استدلال مشابهی را می کند : هر چند این کشور پذیرفت در کار غنی سازی اورانیوم بوده و مدت 17 سال ﺁن را از ﺁژانس بین المللی انرژی اتمی مخفی می کرده است ، حالا میگوید : اطلاع امریکا حاکی از اینکه ایران مشغول تولید برنامه اتمی است ، ساختگی است.
3 - بدیهی است در مورد ایران و کره شمالی مستندات امریکا قاطع تر هستند. مفتشان در هر دو کشور اورانیوم غنی شده و... را یافته اند. یک دیپلمات که در تفتیش از تأسیسات اتمی ایران شرکت داشته است میگوید: بسا توضیح دیگری جز توضیح امریکا بر قصد ایران از برنامه اتمیش وجود نداشته باشد ، با وجود این، مدرک قطعی در دست نداریم. بعد از تجربه عراق، حالا دیگر نیاز به مدرک قطعی است.
* بوش، در سخنرانیهای انتخباتی ، همان را میگوید که در گذشته می گفت : ما باید پیش از ﺁن که تهدید عینیت پیدا کند، به تهدید کننده حمله کنیم. در عراق، حکومت من در اطلاعات تأمل کرد و تهدید را دید. اما وقتی در این مقام نیست، میگوید: برای خلع سلاح یک کشور راههای مختلفی وجود دارند. او لیبی را مثال می ﺁورد.
بوش به ایران و کره شمالی فشار می ﺁورد همان روش را اتخاذ کنند که دولت لیبی در پیش گرفت. بوش از بکار بردن همان تهدید که با عراق بکار برد، در مورد ایران و کره امتناع می کند. یک دلیل ﺁن واقعیت نظامی است : ایران ممکن است با حمله به اسرائیل و یا قوای امریکا در منطقه واکنش نشان دهد و کره شمالی میتواند به سئول ، پایتخت کره جنوبی ، ضربه وارد کند.
* علت دیگر اینست که در ماههای پیش از انتخابات ریاست جمهوری ، بوش در رقابت با نامزد دموکراتها است . جوکری ، نامزد دموکراتها می گوید: بوش با دروغ گفتن و فریب دادن مردم امریکا حکومت کرده است و او هم حقیقت گفتن و هم بی نقص کردن سازمانهای اطلاعاتی را رویه خود می کند. افزون بر این، جنگ پیشگیرانه و یک طرفه امریکا را در جهان منزوی کرده است. در صورت انتخاب، کری امریکا را از انزوا بدر می ﺁورد و هرگز جنگ پیشگیرانه را رویه خویش در سیاست خارجی نمی کند.
● و نیویورک تایمز (9 ژوئیه ) جریان ساخت " اطلاعات " و تحویل ﺁنها را به امریکائیها گزارش کرده است :
* بلافاصله بعد از ﺁنکه پرزیدنت بوش، در اواخر سال 2001، با تروریسم اعلان جنگ داد، کنگره ملی عراق به رهبری احمد چلبی، به مأموران اطلاعاتی خود پیامی با قید فوری است ، فرستاد : مدرک در باره تسلیحات غیر مجاز عراق پیدا کنند تا مگر رژیم صدام هدف اول جنگ امریکا با تروریسم بگردد.
این پیام به محمد الزبیدی ، یک پناهنده عراقی نیز رسید که بمدت 24 سال در دولت صدام حسین خدمت کرده بود. او 75 تا 100 مأمور اطلاعاتی داشت که از دستگاه صدام اطلاعات اخذ و به او گزارش می کردند. سه ماه بعد از ﺁن، از فراریان عراقی که زبیدی ﺁنها را از تجهیزات نظامی رژیم صدام ﺁگاه می خواند ، اطلاعات گرفت و این اطلاعات به مقامات اطلاعاتی امریکا و روزنامه نگاران امریکائی داده شدند.
* این فراریان از خودروهائی که ﺁزمایشگاههای اسلحه کشتار جمعی هستند و یک مخفی گاه اسلحه کشتار جمعی که بیمارستانی در بغداد است و دیدار یک عضو حکومت صدام با اسامه بن لادن ، سخن گفتند. " اطلاعاتی "که بوش در سخنرانیها و نیز در توجیه جنگ بکار برد، این دروغها بودند.
* در هفته گذشته، زبیدی در مصاحبه ای ، گفت: اطلاعاتی که فراریان در اختیار او گذاشتند غیر از اطلاعاتی بوده اند که به امریکائیها داده شده اند. به سخن دیگر، در اطلاعات دستکاری شده و اطلاعاتی دستکاری شده در اختیار امریکائیها قرار داده شده اند. او دست نوشته های خود را از 2001 تا 2002 که حاوی گزارشهای فراریها بودند را ارائه کرد. بنا بر این دست نوشته ها، فراریها به دقت از تجهیزات نظامی عراق صحبت کرده بودند (انبار موشک و...) اما نگفته بودند رژیم صدام در کار تولید اسلحه کشتار جمعی است و یا با القاعده ارتباط دارد.
* دانسته نیست در اطلاعات فراریها در چه اوضاع و احوالی دستکاری شده است. فراریها نیز در دسترس نیستند تا در این باره توضیح بدهند.
زبیدی میگوید فراریها بعد از ملاقات با رهبران کنگره ملی عراق ، اطلاعات را کم و بیش کرده اند. در واقع کنگره ملی پس از ﺁماده کردن این فراریها ﺁنها را با مقامات اطلاعاتی امریکا ملاقات داده اند. این بار، بعمد، اطلاعات را اغراق ﺁمیز کرده و در اختیار امریکا گذاشتند . این اطلاعات ساختگی جنگ امریکا با عراق را موجه می گرداند.
● بی لنگ گازت (17 ژوئن ) در باره فریب خوردن امریکا از چلبی نوشته است :
* امریکا میگوید احمد چلبی جاسوس ایران بوده است. اگر راست باشد، ماجرای جاسوسی چلبی ، از مورد هیس در الجزیره، در 1940 بدین سو، بزرگ ترین ماجرای جاسوسی است.
کاری که چلبی کرده است تنها دادن ضد اطلاعات به امریکا و مجوز جنگ شدن این ضد اطلاعات نبوده است. او توانسته است امریکائیها را قانع کند که مردم عراق قوای امریکا را ، بمثابه نجات دهنده خویش، با ﺁغوش باز خواهند پذیرفت !
* بدین سان، چلبی مامور ضد اطلاعاتی بوده است که امریکا را به جنگ کشانده است. سخن بر سر اینست که ﺁیا او خود معمار این مساله بوده است و یا معمار رژیم ایران و او مجرای انتقال ضد اطلاعات به امریکا بوده است ؟
بدیهی است ایران دلایل بسیار برای رنگ کردن امریکا و برانگیختنش به جنگ داشته است . از جمله، 1 - در رژیم صدام همانطور می نگریست که شوروی سابق در هیتلر و رژیم او می نگریست. بنا بر این، برانگیختن امریکا به جنگی که موجب سرنگونی صدام و رژیم او شود، کاری بود که ایران برای انجام شدنش همه کار می کرد. و 2 - عراق تنها مزاحم ایران در منطقه بود. با از میان برخاستن این مزاحم، ایران تنها قدرت منطقه می شود. 3 - امریکا حواس خود را بر ایران و برنامه اتمیش متمرکز کرده بود. جنگ با عراق، ایران را از فشار امریکا می ﺁسود.
انقلاب اسلامی : این امر که " تنها ابر قدرت امریکا " بازیچه چلبی شده است یادﺁور ایران گیت است. در ماجرای ایران گیت نیز دستگاه ریگان - بوش بازیچه قربانی فر شدند. بازیچه شدن " تنها ابر قدرت " این درسها را به ایرانیان و غیر ایرانیان می ﺁموزد :
1 - ﺁنچه سبب می شود یک قدرتمدار راست را نپذیرد و دروغ را بپذیرد، نیاز قدرت به تمرکز و بر خود افزودن است. در دوران مرجع انقلاب ایران، بنی صدر و دوستان او همین مشکل را با خمینی داشتند. او اطلاعات راست اینان را نمی پذیرفت اما دروغهای دستیاران زورپرست خود را عین حقیقت می شمرد. ﺁن زمان، این امر که چه باید کرد تا خمینی راست را بپذیرد و دروغ را نپذیرد، موضوع عقلهای راست اندیشان شد. راه حلها به اجرا گذاشته شدند و نتیجه نبخشیدند. تجربه ﺁموخت که در جهت دلخواه قدرت جز دروغ نمی توان گفت و راه حل نه در شخص که در قدرتی است که قدرمدار محل تمرکز و انباشت ﺁنست : قدرت و نظام قدرت ساز است که باید منحل شود.
2 - با وجود این، از زمانی که قدرتمدار گوش و چشم خود را بر راست می بندد و بر دروغ می گشاید، قدرت وارد مرحله انقباض و انحلال شده است. چنانکه در ایران امروز، رژیم در این مرحله است و در مقیاس جهان، امریکا وارد این مرحله شده است. هرچند در مورد امریکا، حق اینست که گوش و چشم بر حقیقت بکلی بسته نشده اند.
3 - اگر " ضد اطلاعات " (= دروغها که ساخته میشوند و ویرانگری را توجیه می کنند) چنان نقش را در کودتای خرداد 60 و در جنگ امریکا با عراق بازی کرده اند ، بدین خاطر بوده است که اطلاعات جریان نیافته اند. در جهان امروز ، جریان ﺁزاد اطلاعات نقشی حیاتی دارد. با جریان اطلاعات است که می توان قدرتمدارها را در سطح ملی و جهانی از توسعه جنایت و خیانت و جنایت بازداشت. امروز، کمیته تحقیق امریکا میگوید: اگر ﺁن روز این اطلاعات را میداشتیم کنگره به جنگ رأی نمی داد . یعنی اگر جریان ﺁزاد اطلاعات برقرار بود، جنگی روی نمی داد. اما این سخن اعترافی صریح است بر این واقعیت که مردم سالاری امریکا با این خطر روبرو است که اسم بی مسمائی بگردد. مردم سالاری واقعیت پیدا نمی کند و از فساد مصون نمی ماند مگر به دو جریان: جریان ﺁزاد اطلاعات و جریان ﺁزاد اندیشه ها. در غرب، بخصوص در امریکا، این دو جریان بسی ضعیف شده اند.
● استراتفور گزارشی در باره کردستان عراق انتشار داده است: عرصه بر کردها تنگ می شود. ترکیه و ایران و سوریه اخطار می کنند که خودمختاری را ، اگر از حدی بگذرد، تحمل نمی کنند. شیعه ها و سنی ها و ترکمن ها نیز با خودمختاری کردستان عراق مخالف هستند :
* ایلکر باسبوق معاون رئیس ستاد ارتش ترکیه ، در 8 ژوئیه ، به کردهای عراق هشدار داد که تغییر دادن ترکیب جمعیت کرکوک " تهدید جدی برای امنیت ترکیه تلقی می شود " . چنین تغییری (راندن عربها و کرد نشین کردن شهر) برای انسجام جامعه ملی عراق نیز خطرناک است. معاون وزیر کشور ایران، علی اصغر احمدی نیز تأیید می کند برخوردهای نظامی ، در حوالی مرز ترکیه با کردها روی داده اند. در این برخوردها چند کرد و افراد قوای ایران کشته شده اند.
* نه تنها کردها با مخالفت شدید شیعه و سنی و ترکمن روبرویند که با مخالفت دولتهای ایران و ترکیه و سوریه نیز روبرو هستند . این کشورها از ﺁن بیم دارند که تجزیه طلبی به کردهای ساکن این کشورها نیز سرایت کند.
کردهای عراق ، از جنگ 1991 بدین سو، از دخالت بغداد مصون ماندند . بنا بر این ، بالقوه ، میتوانستند هرطور که بخواهند امور خویش را اداره کنند. از این نظر ، موقعیتی را پیدا کردند که کردهای ایران و سوریه و ترکیه ندارند. بعد از سقوط رژیم صدام ، در دوران اشغال و با حمایت ضمنی امریکا، زمینه دائمی کردن اداره کردستان عراق در محدوده یک دولت فدرال، فراهم کرده اند.
کوشش ﺁنها به مانع برخورد کرد وقتی شورای امنیت در قطعنامه خود، در باره انتقال اداره کشور به حکومت موقت، اشاره ای به قانون اساسی موقت نکرد. ﺁیة الله سیستانی هشدار داده بود هرگونه تصمیمی که نسبت به کردها هوادارانه باشد، عواقب وخیم خواهد داشت.
قطعنامه شورای امنیت شیعه و سنی و ترکمن عراق را راضی کرد اما همسایه های عراق نگران ﺁن شده اند که با وجود اشغال عراق توسط قوای امریکا که ادامه دارد و با وجود موقعیت کلیدی کردها در حکومت موقت، گرچه موقعیت کردها تنزل پیدا کرده اما ﺁنها از گود بیرون نرفته اند. موضعگیری ﺁنکارا بر ضد کردها و درگیریهای نظامی ایران با کردها بیانگر این نگرانی هستند.
* داشتن یک برگ بمعنای بازی کردن ﺁن نیست. این امر که کردها برگی در دست امریکا هستند و امریکا از ﺁن در بازی با ایران و ترکیه و سوریه استفاده می کند، بمعنای ﺁن نیست که مسئله برای امریکا ارزش ذاتی دارد. در واقع، امریکا نگران ﺁن نیز هست که حمایت امریکا از کردهای عراق روابط امریکا با ترکیه را خراب کند. بنا بر این، امریکائیها به کردها اجازه نخواهند داد ، در خودمختاری طلبی، از حدی پا فراتر گذارند. ﺁن حد پایه گذاری استقلال کردستان است.
* کردها به تحقیق دریافته اند که نمی توانند در اجرای طرح خودمختاری بطور کامل متکی به امریکا باشند. گزارشهائی بر ﺁنند که ﺁنها از اسرائیل در زمینه های امنیتی و اطلاعاتی کمک می گیرند. اما ، با جلب کمک از اسرائیل ، کردها موقعیت خویش را هم از نظر داخلی و هم از نظر منطقه ای خراب می کنند.
* مشکل ترین انتخاب برای کردها جدائی از عراق است. این گزینش منطقه را در جنگ خونینی فرو می برد. این کار نیاز به همسو کردن کردهای عراق و سوریه و ترکیه و ایران نیز دارد. حال ﺁنکه هنوز مشکل در کردستان عراق حل نشده است و دو حزب ، یکی حزب دموکرات کردستان عراق و دیگری اتحادیه میهنی کردستان عراق نتوانسته است با یکدیگر همسوئی پیدا کنند. بر این دو افزوده می شود جنبش اسلامی قوی در کردستان عراق که از رهگذر ﺁن، گروههائی چون گروه اسلامی کردستان و انصار الاسلام و جیش انصار السنه پدید ﺁمده اند. این گروهها با انحصار قدرت در دستهای دو حزب مخالف هستند.
بدینسان، کردهای عراق زیر انواع فشارها، در خود کردستان ، در عراق و در منطقه قرار دارند. این فشارها رو به افزایش هستند. تنها عامل مساعد با ﺁنها عامل امریکا است اما حمایت این عامل نیز محدود است.
انقلاب اسلامی : در درون از استقرار یک مدیریت مردم سالار ناتوان شدن و تجزیه کردستان به چندین منطقه تحت اداره دو حزب و چندین گروه و برگ بازی امریکا شدن و از اسرائیل استمداد کردن و... فراموش کردن درس تاریخ و از یاد بردن محیط زندگی و مردمی است که کردها با ﺁنها میخواهند زندگی کنند. اسرائیل دوم قابل ساختن نیست گرچه اسرائیل ساخته شده نیز ﺁینده ای نامعلوم دارد. بنا بر این، در دنیای واحدهای بزرگ، می باید فکر زندگی با مردمی را نیز کرد که در طول تاریخ ، با هم زیسته اند. به سخن دیگر، سود کرد در اینست که خواستار زندگی مشترک بر میزان استقلال و ﺁزادی ، دو اصل پایه مردم سالاری باشند.
|
|
|