عراق ایالت پنجاه یکم امریکا و صدام بدون سبیل و معامله اتم با عراق ؟!:
انقلاب اسلامی : خبرها و نظرهای این فصل را در دو قسمت از نظر خوانندگان می گذرانیم : در قسمت اول ، " انتقال حاکمیت " به دولت موقت عراق و در قسمت دوم مشکل اتم که ملاتاریا ساخته است و می خواهد بر سر ﺁن، نه با اروپا که با امریکا معامله کند :
اگر عراق ایالت پنجاه و یکم امریکا بود، حکومت بوش نمی توانست صدام بی سبیل را جانشین صدام با سبیل کند:
● در 28 ژوئن، بوش رؤسای کشورهای عضو ناتو را که در ﺁنکارا اجتماع کرده بودند ، غافلگیر کرد وقتی به ﺁنها اطلاع داد که انتقال حاکمیت به دولت موقت عراق، در بغداد انجام شد. دو روز زودتر از تاریخ تعیین شده ، انتقال انجام گرفت. چرا؟ در پاسخ به پرسش، یک علت را همه ناظران و سیاستمدارانی گفته اند که در این باره اظهار نظر کرده اند : غافلگیر کردن گروههای عراقی که عملیات خشونت ﺁمیز از هر نوع می کنند. اما غافلگیر کردن این گروهها ابراز ناتوانی از برقرار کردن ﺁرامش و امنیت در عراق نیز هست. اعتراف به قدرت این گروهها نیز هست. بنا بر این، اهل سیاست و ناظران سیاسی می پرسند: ﺁیا امریکا ناتوانی خویش را پذیرفته و پذیرفته است وضعیت کنونی در عراق دیر بپاید؟
استراتفور (28 ژوئن) بر اینست که این انتقال حاکمیت صوری است و بخاطر نیاز انتخاباتی بوش است. وگرنه واقعیت بعد از انجام مراسم با واقعیت پیش از ﺁن یکی است. با این تفاوت که برمر، حاکم امریکائی همان روز عراق را ترک کرد و سفیر امریکا در عراق جای او را گرفت.
استراتفور از این امر غفلت می کند که در تعیین رئیس جمهوری عراق و نخست وزیر و وزیران ، امریکا و انگلیس ساخت طایفه ای و ایلی جامعه عراقی را مبنی قرار داده اند،. با وجود این خاطر نشان می کند که دولت موقت از حمایت بازیگران اصلی صحنه سیاست عراق برخوردار نیست.
افزون بر این، تثبیت شدن یا نشدن وضعیت در عراق، به رفتار دو همسایه این کشور، ایران و سوریه نیز ربط پیدا می کند. دمشق به گروههای سنی که بر ضد قوای امریکا فعالیت می کنند کمک می کند و تهران نیز از ترکیب دولت موقت راضی نیست. بنا بر این، می تواند کار را بر دولت موقت مشکل کند. محاسبات حکومت بوش به این نتیجه رسیده است که این احتمال که ایران چوب لای چرخ دولت موقت عراق بگذارد، ضعیف است.
بنظر استراتفور ، کردها و شیعه ها می توانند با دولت موقت راه روند اما این دولت با سنی ها مسئله خواهد داشت. علت جلو انداختن انتقال حاکمیت نیز ، توان مشکل سازی سنی ها بوده است.
انتقال صوری حاکمیت بسا میان سنی ها، اختلاف می افکند : طرفداران دولت موقتی که غازی الیاور ، رئیس جمهوری ﺁنست و مخالفان با این دولت رو یارو می شوند.
● اما پرفسور کل ، استاد تاریخ در دانشگاه میشیگان، در گفتگوی بسیار مفصلی با ﺁسیا تایمز ﺁن لاین ، 1 - دولت موقت را ﺁلت فعل حکومت بوش و فاقد مشروعیت می خواند و قول ﺁیةالله سیستانی را می ﺁورد که این حکومت مشروعیت ندارد. پرفسور کل می پرسد: کسی که همه می دانند مأمور سیا بوده است چگونه می تواند نخست وزیر مشروع عراق باشد؟
به برمر ، حاکم امریکائی عراق ، اعتراض می شود که چرا ارتش عراق را منحل کرد. پرفسور کل توضیح می دهد که تصمیم به انحلال ارتش عراق، تصمیم شخص برمر نبود. او طرح حکومت بوش را به اجرا می گذاشت. بنا بر این طرح، ارتش عراق یک ارتش بعثی است و برای تبدیل جامعه و دولت عراق به یک جامعه و دولتی با نظام سرمایه داری، ﺁن ارتش می باید منحل می شد. امریکا می خواهد عراق را الگوی سرمایه داری برای کشورهای دیگر منطقه کند. الگوئی که از دید حکومت بوش ، بخصوص محافظه کاران جدید ، لهستان است. حضور قوای لهستان و نیز کارشناسان اقتصادی این کشور در عراق، برای تبدیل اقتصاد عراق به اقتصاد سرمایه داری با استفاده از تجربه لهستان است. با این تفاوت که ارتش عراق می باید وابسته به ارتش امریکا بگردد و بماند. در واقع، پل ولفوویتز، معاون وزارت دفاع امریکا به کنگره گفته بود : احتمال دارد که بسا از اکتبر 2003 به بعد، امریکا تنها یک لشگر در عراق نگاه دارد. قشون عراق را بدین خاطر منحل کردند که فکر می کردند قوای انتظامی برای برقرار کردن امنیت کافی خواهند و امریکائیها دستشان برای ساختن اقتصاد دلخواه خود، باز خواهد بود. شرکتهای بزرگ غرب به عراق خواهند رفت و سرمایه گذاری خواهند کرد. بورژوازی عراق سربلند خواهد کرد و با سرمایه گذاری و بالا بردن میزان باروری، سود خواهند برد و کشور ثروتمند خواهد شد و مردم کشورهای دیگر، بخصوص ایران و سوریه، از سرمشق عراق پیروی خواهند کرد.
ﺁسیا تایمز از پرفسور کل می پرسد: ﺁیا ترکیبی از تبختر و بی کفایتی و ناﺁگاهی از فرهنگ مردم عراق و خاورمیانه است که حکومت بوش را گرفتار شکست و پی ﺁمدهای ﺁن کرده است؟ او پاسخ می دهد : بطور قطع. برنامه با بی اطلاعی کامل از عراق و منطقه طرح و به اجرا گذاشته شده است. اقتصاددانانی که اقتصاد عراق را می خواهند به اقتصاد سرمایه داری تبدیل کنند، زبان عربی نمی دانند، به جای خود، کمتر اطلاعی از جامعه عراقی و دنیای عرب ندارند. نتیجه اینست که نقشه اقتصادی ﺁنها قالبی می شود ساخت ذهن ﺁنها و این عراقیها هستند که باید به این قالب درﺁیند.
ﺁسیا تایمز میگوید : ما از زبان مقاومت و برخی از ژنرالهای ارتش سابق عراق شنیده ایم که عملیات مسلحانه بعد از 30 ژوئن گسترش نیز خواهند یافت. در این صورت، بازتاب ﺁن در امریکا چه خواهد شد؟ پرفسور کل پاسخ می دهد : برای عصیانگران مشکل خواهد شد افراد امریکائی را هدف بگیرند . در عوض، می توانند بطرف پایگاههای امریکا موشک شلیک کنند . کاری که هم اکنون نیز ، همه روز ، می کنند. مراکز پلیس و بازار بغداد بیشتر هدف قرار خواهند گرفت و این احساس را برخواهند انگیخت که امریکا مهاری بر کشور ندارد. بسا این عملیات بیشتر نیز بشوند. من خبرهای یکچند از این عملیات را در روزنامه های عرب می خوانم اما هرگز در مطبوعات غرب بازگو نمی شوند.
و ﺁسیا تایمز در باره مقتدی صدر می پرسد و خطاب به پرفسور کل می گوید: شما از معدود کسان هستید که گفته اید گلوله باران کربلا و نجف توسط قوای امریکا هرگز فراموش نخواهد شد. پرفسور کل پاسخ می دهد : مقتدی صدر به افراد خود دستور داده بود بهیچرو با قوای امریکا درگیر نشوند. این امریکا بود که پا پی مقتدی صدر شد. علت نیز این بود که مقتدی صدر در باره قتل شیخ احمد یاسین توسط اسرائیل ، موضع گرفت و همین موضع گیری حزب لیکود را بر ﺁن داشت که از طریق محافظه کاران جدید ، قوای امریکا را وارد عملیات برضد مقتدی صدر و جیش المهدی کند. بدیهی است دستگاه تبلیغاتی قوی اسرائیل و محافظه کاران جدید مقتدی صدر را شروع کننده درگیری وانمود کردند.
و بیشتر امریکائیان و غربیان نمی دانند کربلا چگونه جائی است. در جریان انقلاب ایران، شعار مردم این کشور این بود که همه روز عاشورا و همه جا کربلا است. خشمی که از گلوله باران کربلا به شیعه ها دست داده است ، بیشتر از خشمی است که ایرانیان در انقلاب خود ابراز می کردند...
پرفسور کل بر اینست که مشکل عراق بر رأی دهندگان امریکائی ، به زیان بوش ، اثر می گذارد. زیرا عراق از لحاظ برخوردار شدن اقتصاد شکوفا ایالت پنجاه و یکم امریکا نشد اما مشکلی گشت که می تواند روی دست امریکا بماند.
ﺁسیا تایمز از دستگیری اسامه بن لادن و " اکتبر سورپرایز"ی می پرسد که تجدید انتخاب بوش را ممکن کند و پرفسور کل پاسخ می دهد : اگر حکومت بوش می دانست او را چگونه دستگیر کند، تا به حال دستگیر کرده بود. اگر قوای امریکا حالا بتوانند او دستگیر کنند باید بکنند . در این صورت، دستگیری او شعار انتخابات خواهد شد. امریکا و پاکستان دستگاه اطلاعاتی خوبی ندارند و من فکر نمی کنم بتوانند " اکتبر سورپرایزی " را تدارک کنند.
● چون سخن پرفسور کل با احتمال دستگیری بن لادن و " اکتبر سورپرایز" به پایان رسید، تصمیم دیوان عالی امریکا را - که ضربه دیگری به اعتبار بوش و حکومت او تلقی شده است - در این جا می ﺁوریم : در 28 ژوئن، دیوان عالی امریکا رأی داد که وجود حالت جنگی، به رئیس جمهوری اجازه انجام هر کار که خواست را نمی دهد. خواه در خود امریکا و خواه در بیرون از این کشور ، از جمله در گوﺁنتانامو، هر جنگجوی دشمن ، حق دارد نزد قاضی از دستگیری خود و نحوه رفتار با خود، شکایت کند. به سخن دیگر، سر و کار دشمن دستگیر شده نه با حکومت که با قاضی است. حکومت حق ندارد در باره در توقیف نگاه داشتن شهروند یا غیر شهروند امریکائی تصمیم بگیرد. دستگیر شدگان حق دارند وکیل بگیرند و به دادگاه مراجعه کنند.
لوموند 29 ژوئن اطلاع بس شگرفی را انتشار داد : از چند صد زندانی گوانتانامو، تنها 6 زندانی فعالیتهای تروریستی داشته اند. بقیه بی دلیل دستگیر و به گوانتانامو برده شده اند!
● لوموند ( 28 ژوئن) در باره علاوی ، نخست وزیر امریکا گزیدۀ عراق ، این معرفی را به عمل ﺁورده است : او را عروسک خیمه شب بازی می خوانند که قول و فعلش را امریکا و انگلیس معین می کنند. نخست مأمور مخابرات رژیم بعث و سپس مأمور انتلیجنت سرویش و سیا بوده است. او دروغی را در دهان تونی بلر گذاشت که بسا به قیمت از دست دادن نخست وزیری انگلستان بیانجامد : صدام حسین اسلحه کشتار جمعی دارد که ظرف 45 دقیقه ﺁماده عمل می شود!
* اما ﺁشی که برای سیا پخت از ﺁن هم شور تر بود : در اکتبر 1995، چلبی امریکائیها را متقاعد می کند هزینه و اسلحه قیامی مردمی را تأمین کنند که او ، از کردستان عراق، ﺁن را رهبری کند. علاوی با این طرح مخالفت می کند با این استدلال که اقبال موفقیت ندارد و چنین قیامی شکستی خونین خواهد خورد. 4 ماه بعد که کلینتون سرگرم تبلیغات انتخاباتی برای تجدید انتخاب بود، طرح دومی برای انجام کودتا، تهیه می شود. این بار، علاوی است که در اجرای طرح نقش پیدا می کند. ساموئل برژه، مشاور امنیتی کلینتون ما جرا را خوب به یاد دارد : علاوی اعتماد دولتهای عرب منطقه را جلب می کند. در اواسط ژانویه 1996، طرح به اجرا در می ﺁید. سیا 6 میلیون دلار و سعودیها و کویتیها هر یک همین مبلغ را می پردازند. اردن پایگاه برای پشتیبانی از عملیات کودتا می شود. علاوی به خود می بالد که دهها افسر عراقی به اعتماد کرده اند. هیچ نه معلوم که راست می گفت یا نه. اما یک ماه پیش از ماه ژوئن ، تاریخ انجام کودتا ، علاوی که می خواست، پیشاپیش ، نان عملیاتی را بخورد که باید انجام می گرفتند، به واشنکتن پست میگوید : " عملیات سری بر ضد رژیم صدام در شرف انجام است " . بدین سان، او نقشه را لو می دهد. البته هیچکس جز صدام اطلاعی را که علاوی می دهد، باور نمی کند: یکی از فرستاده های علاوی را مخابرات عراق دستگیر می کند و او را به حرف می ﺁورند. در 20 ژوئن، دستگیری ها شروع می شوند. ظرف 10 روز، 30 افسر عراقی اعدام می شوند. 120 تن دیگر دستگیر و شکنجه می شوند. در جمع، پاکسازی خونین به حذف 800 تن می انجامد.
* دکترای طب او نیز قلابی است. توضیح اینکه او، هفت تیر به کمر، به دانشگاه می رفت. خود را فعال سندیکائی می خواند. اما عضو حزب بعث و مأمور مخابرات عراق و زن باره بود : دختران دانشجو را تا درب خانه هایشان تعقیب می کرد. او درسی نخواند تا دکتر بگردد. دیپلم دکترا را حزب بعث به او داد تا به این عنوان که می خواهد تحصیلات خود را تکمیل کند، به لندن برود و نزد دانشجویان عراقی ، جاسوسی و به مخابرات عراق گزارش کند. در پایان سالهای 1960، علاوی رئیس اتحادیه دانشجویان عراقی در خارج از کشور می شود. با داشتن این عنوان، او می تواند سفر کند و با دانشجویان عراقی ارتباط پیدا کند. "خائن ها " را کشف و به مخابرات معرفی کند. برخی از ﺁنها مجازاتهای سخت شدند...
انقلاب اسلامی : و چنین کسی را نخست وزیر عراق کرده اند. به قول لوموند صدام بدون سبیل را جانشین صدام با سبیل کرده اند. چنین نخست وزیری نوع دموکراسی اعطائی امریکا را ، نه تنها به مردم عراق که به ملتهای " خاورمیانه بزرگ " نیک می شناساند. بخصوص که لوموند (29 ژوئن) خبر می دهد : یکی از شکنجه شده های زندان ابوغریب که شکنجه ها و نیز تجاوز به زن در حضور برادرش را ، در مصاحبه ها باز گفته بود، مورد غضب قرار می گیرد. به روستای محل سکنای او می ریزند. او را نمی یابند. در عوض، مادر عموزاده هایش را می کشند و در خانه او، از اسباب ، هرچه می یابند، می شکنند.
بدیهی است با مشاهده چنین مردم سالاری است که مافیاهای نظامی - مالی حاکم بر ایران به طمع معامله با امریکا بر سر عراق و اتم افتاده اند:
|
|
|