آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٦۰٨ از ٢٦ آبان تا ١۰ آذر
سايت آقاى ابوالحسن بنى صدر

قلمرو گسترده جنایتهای سیاسی رژیم مافیاهای نظامی - مالی :

انقلاب اسلامی: در قسمت اول این فصل ، گزارشی حاوی اطلاعاتی را می خوانید در باره ترورهای سیاسی سازمان ترور به رهبری خامنه ای و هاشمی رفسنجانی ، هرچند این سازمان یکبار دیگر درکار تصرف دولت است و هاشمی رفسنجانی تقلا می کند موقعیت خود را حفظ کند اما احتمال از دست رفتن موقعیتش ضعیف نیست. پرداختن به افشای ﺁمران و مأموران قتلهای سیاسی که تا این زمان استمرار جسته است، و مبارزه با ترور همچنان ادامه خواهد یافت تا زمانی که سازمان ترور منحل شود و فضای سیاسی ایران ﺁن ﺁزادی و امنیتی را بیابد که استعدادهای ایرانی امکان بروز استعدادها خویش را در خدمت به مردم پیدا کنند.
در قسمت دوم تهدید ذوالقدر و خبرهای جنایتها را می خوانید :

انواع قتلهای سیاسی و ربط قتل احمد خمینی با قتل بانو برقعه ای ؟:

● بانو برقعه را چرا کشتند ؟ او در کار سیاست نبود. زنی بود که فقه تحصیل کرده و به اجتهاد رسیده و تدریس میکرد؟ او را کشتند زیرا :
برادر شوهر بانو برقعه ای ، پورمحمدی ، معاون واواک و از چند وظیفه ایهای سازمان ترور و از مقربان خامنه ای ایست. از معاونان وزارت اطلاعات وامنيت فلاحيان بود كه در قتل‌های زنجیره‌ای نيز دست داشت . بانو برقعه ای از چند و چون قتل احمد خمینی اطلاع پیدا می کند و این اطلاع را به خانواده خمینی منتقل می کند و کشته می شود :
خانم برقعی را يك نيمروز در خانه اش به قتل رساندند و رويش اسيد و پودری مخصوص ريختند تا بدنش خورده شود و نحوه قتل او مشخص نشود. فرزند او از مدرسه می‌آيد و با ديدن جسد مادر خود ، همسايه‌ها و پدربزرگش را خبر می‌كند. هنوز اسید و گرد اثر نکرده، جسد را به پزشكی قانونی منتقل می کنند. علت قتل وارد شدن ضربه به گردن و خفگی با ريسمان تشخيص داده می‌شود. يعنی همان شيوه‌ای كه در قتلهای پوينده و مختاری بکار رفت .
گفته می شود عمادالدین باقی ربط میان قتل بانو برقعه ای و احمد خمينی را یافته است. پدر خانم برقعی نيز كه صاحب نفوذ در ميان مذهبيون قم است، به باقی گفت كه هر بار خواسته ام پرونده قتل دخترم را پيگيری كنم، تا عالی ترين مقامات امنيتی و قضائی پيش رفته ام و سرانجام آنها توصيه كرده اند ادامه ندهم كه نه به نفع نظام است و نه به نفع زندگی خودم!
در جلد 16 پرونده بازجويی‌های قاتلين قتل‌های زنجيره‌ای ، صفحه 384 ، سعيد امامی در پاسخ بازجو می‌گويد:... مثلا ما با خبر شديم كه حاج احمد آقا در جلسات خصوصی به مسئولان نظام و حتی به ولايت امر اهانت می‌كند، آن را ارجاع داديم و بلافاصله دستور آمد كه همه ی رفت و آمدهای ايشان را زيرنظر بگيريد و از مكالمات و ملاقات‌های ايشان نوار تهيه كنيد. ما هم به مدت يك سال همين كار را كرديم. متاسفانه حاج احمد آقا به راه يك طرفه بدی وارد شده بود كه برگشت نداشت. وقتی دستور حذف حاج احمد آقا را آقای فلاحيان به من ابلاغ كرد مضطرب شدم و حتی به ترديد فرو رفتم. دو روز بعد همراه با آقای فلاحيان به ديدار آيت الله مصباح رفتيم. آقايان محسنی اژه‌ای و بادامچيان هم آن جا بودند البته بعدا حاج آقا خوشبخت هم از بيت (رهبر) آمدند آن جا، و نظر جمله بر اين بود كه نبايد به كسانی كه با ولی امر مسلمين خصومت می‌كنند رحم كرد..."
بانو برقعه ای که با خانواده خمینی دوست بوده است، اطلاع خود را از قتل احمد خمینی به این خانواده می دهد. بنا بر این ، خانواده خمینی پیش از اعترافات سعید امامی ، از قتل او اطلاع کامل داشته اند. بدین خاطر بوده است که پس از کشتن بانو برقعه ای ، نیازی ، " رئیس " دادسرای نظامی، را نزد حسن خمینی می فرستند تا او را توجیه کند. یعنی ﺁمران قتل ( خامنه ای و هاشمی رفسنجانی) را با مأموران جانشین کنند و هویت مأموران را نیز پنهان نگاه دارند.
انقلاب اسلامی : در باره میزان وثوق این خبر، تحقیق اولیه ای بعمل ﺁورده ایم. حاصل تحقیق اطمینان بخش را نیز، در اختیار خواهیم گذاشت.

● انواع ترورها و قتلهای سیاسی که از سال 1358 ، شروع شدند و همچنان ادامه دارند :

* قتلهائی که " کمیته های انقلاب " انجام می دادند . یکی از معروف ترین ﺁنها قتل 7 نفر توسط معاون عملیات کمیته انقلاب تهران در سالی 58 و 59 انجام گرفت. به این قتلها ، در روزنامه ایران سال جاری اشاره رفته است.

* قتلهائی که با پرتاب نارنجک در اجتماعات مردم انجام گرفته اند . از جمله ، پرتاب نارنجک به اجتماعات دانشجویان در سالهای 58 و 59 .
* قتل سران ترکمن صحرا ( توماج و جرجانی و واحدی و مختوم ) در سالهای 59 و 60 ، توسط محسن رفیق دوست در جنگلهای مازندران انجام شد و سبب فرار از ایران شد.

* ترورهائی که باند سید مهدی هاشمی انجام شدند. از جمله قتل مهندس بحرنیان در اصفهان
* قتل یا اعدام افراد در زندانها به اتهاماتی از نوع توهین به مقامات نظام ، پخش اعلامیه ، ایجاد درگیری در زندان و...

* ترورهای روحانیان " مزاحم " نظیر ربانی شیرازی ، املشی ، احمد خمینی ، و...

* ترور برخی از افراد جلوگیری از افشای جنایتی ، خیانتی ، فساد بزرگی . مثل قتل بانو برقعه ای و ترور یک عضو واواک به نام ﺁگاه توسط تروریستهای هاشمی رفسنجانی برای جلوگیری از افشای فسادهای بزرگ مافیای هاشمی رفسنجانی و قتل سعید امامی برای جلوگیری از افشای سازمان ترور و نقش خامنه ای و هاشمی رفسنجانی و شاخه روحانی این سازمان
* قتل و ترورهای در " درون نظام " . دو کشتار از اهمیت ویژه ای برخوردارند :
1 - کشتار در محل حزب جمهوری اسلامی که ، در ﺁن، بهشتی و حدود 120 تن کشته شدند.
2 - انفجار مشکوک در دفتر ریاست جمهوری که منجر به کشته شدن رجائی و با هنر و... شد.که به قول سرهنگ کتیبه ( زمانی رئیس اطلاعات ارتش بود ) : " هنگام انفجار، کشمیری مقابل من نشسته بود " . و خودکشی فردی در زندان اوین که مظنون به تدارک انفجار بود .
امری که تا کنون مردم و حتی مخالفان سیاسی رژیم از ﺁن غافل مانده اند اینست که تفاوت مهمی میان ترورها وجود دارند. ترورهای " درون نظامی " ترورهائی هستند که یک طرف از ﺁنها استفاده کرده است. طرفی که استفاده کرده، پرونده را هم خوابانده است. مثل این دو ترور . مثل قتل احمد خمینی که مرگ شد . مثل قتل بانو برقعه ای که مسکوت گذاشته شد. ترورهائی که " درون نظامی " نیستند و طرف صاحب اقتدار از ﺁن سود برده نیز ، یا موضوع هیچ تعقیبی نشده اند و جریان تعقیب ، از مأموران اجرائی بالا تر نرفته است. مثل قتلهای زنجیره ای و ترور حجاریان. لذا، ولو رجوی و گروه او هم انجام این قتلها را بر عهده گرفته باشند ، نقشی بیشتر از ﺁلت را بازی نکرده اند.
علت عدم توجه این بوده است که اولاً یا رژیم این قتلها را به سازمان مجاهدین نسبت داده است و یا این سازمان ﺁنها را به خود نسبت داده است . و ثانیاً ، در ظاهر، اقتدارگرایان یک جناح باور شده اند. حال ﺁنکه اینان در حذف یکدیگر درنده خو تر عمل می کنند.

* قتل دکتر کاظم سامی ، بعد زا کشتار زندانیان سال 67 که هم شخصیت سیاسی مزاحمی را از میان برداشتند و هم ، جنایت بزرگ کشتار زندانیان را ، با جلب توجه ها و تبلیغات به این جنایت، از نظرها پوشاندند.

* قتلها بقصد ایجاد رعب در میان مردم ، بخصوص زنان . بخاطر ترس شدید از به جنبش درﺁمدن زنان . شرکت زنان در انقلاب و شرکت ﺁنان در اولین انتخابات ریاست جمهوری و نیز نقش ﺁنان در دوم خرداد 76، حاکمان را از جنبش زنان سخت ترسانده اند. قتلهای مشهد و قتلهای کرمان و قتلهاب قم و تهران و... ، ترورهای غیر سیاسی با هدف سیاسی هستند.

* قتلهای سیاسی سالهای 1370 تا 76 ، که 140 تن قربانی ﺁنها شدند. این قتلها به تقلید از حزب بعث سوریه و عراق ، به قصد جلوگیری از شکل گرفتن ﺁلترناتیو و تشدید جو ارعاب بعمل ﺁمده اند.
* ترورهای خارج از کشور که در خاورمیانه و اروپا و امریکا ، از سال 58 شروع شدند و بنا بر فهرستی که انقلاب اسلامی تهیه کرده است از 400 قتل متجاوز هستند.

* ترور در داخل زندان برای سر به نیست کردن کسانی که محاکمه ﺁنها مصلحت نیست: شهید حسن لاهوتی روحانی درخور این عنوان که به جرم هواداری از رئیس جمهوری منتخب مردم و مخالفت با کودتای خرداد 60، به محض بردن به اوین، او را کشتند. شهید سعیدی سیرجانی و شهید زهرا کاظمی .
و نیز ، سعید امامی و میلانی ( رهبر گروه مهدویت ) و ...

* قتلهای " مذهبی " : رهبران مسلمانان سنی، بیشتر در سنندج و زاهدان و بندر عباس ، و سران اقلیتهای مذهبی.

* ترور قاچاقچیانی که عضو باندهای رسمی نیستند . توسط مأموران واواک و ترور اراذل و اوباشی که تاریخ مصرفشان تمام شده است. این ترورها با دو هدف انجام می گیرند. یکی از میان برداشتن مزاحمها و دیگری تمرین ترور با کشتن کسانی که قتلشان حساسیتی را بر نمی انگیزد.

* ترورها و قتلهای " شخصی " : مقصود قتلهائی است که به خاطر " نظام " انجام نمی گیرند بلکه بخاطر ارضای کینه شخصی انجام می گیرند. مثل قتل سنجری و فاطمه قائم مقامی بدستور فلاحیان و یا اعدام سعید سلطان پور توسط لاجوردی.

* ترور مأمورین انفجار و ترور بعد از انجام عمل . ﺁندسته از مأموران ترور که پشیمان شوند و یا لب به سخن باز کنند، ترور می شوند. مثل ترور برخی از اعضای " حزب الله " و ترور کسی که در حرم حضرت رضا (ع ) بمب گذاشته بود.

در اين شماره

صفحه اول

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر