کشماکش شدید میان خامنه ای و هاشمی رفسنجانی و گروهی که فرماندهی سپاه در اختیار دارند بر سر کسی که می باید رئیس جمهوری رژیم بشود :
انقلاب اسلامی : در شماره های گذشته، دو خبر را به اطلاع خوانندگان خود رساندیم : یکی اینکه خامنه ای بهیچرو با رئیس جمهوری شدن هاشمی رفسنجانی موافق نیست و دیگری اینکه در مجلس خبرگان، در باب وسیله کار سپاه شدن خامنه ای گفتگو و ابراز نگرانی شده است. به دنبال ﺁن، اطلاعات زیرا را دریافت کرده ایم :
● نخست ببینیم ، در علن، هاشمی رفسنجانی چه گفته است و ﺁنگاه اطلاع موثق خود را در اختیار خوانندگان بگذاریم :
* به گزارش ايسنا (17 مهر ماه)، در بيستمين گردهمايى بزرگ مبلغين در مدرسه فيضيه قم هاشمى رفسنجانى گفته است: بارها گفته ام كه اگر فرد ديگرى براى انتخابات رياست جمهورى نباشد و فقط من بتوانم در اين شرايط حساس، كشور را اداره كنم، حاضرم به صحنه بيايم. ولى اكنون منتظرم فرد مناسبى غير از من براى اداره كشور پيدا شود. رئيس مجمع تشخيص مصلحت در پاسخ به سئوالات روحانيون، گفت: هنوز هم ترجيح مى دهم كه كسى غير از من كشور را اداره كند و من او را كمك مى كنم. از مقامات عالى (دفتر او تکذیب کرد که او گفته است " خدمت رهبری" و نگفته است مقامات عالی رتبه نظام ) رتبه نظام نيز تقاضا كرده ام اين مسئله را به من تكليف نكنند و بگذارند تا در فضايى باز فرد مناسبى براى اين كار پيدا شود.
هاشمی رفسنجانی تکذیب مهم دیگری کرد و گفت سخن او جز ﺁن بوده است که انتشار داده اند :
* در جريان بازديد از نمايشگاه واواک گفته است :"در جلسات خصوصي به آيتالله خامنهاي ميگويم كه زندانباناني كه اينطور با زندانيان رفتار ميكنند، خودشان مزه زندانهاي قبل از انقلاب را نچشيدهاند." و در هم در قم گفته است :" در مورد انتخابات رياست جمهوري خدمت رهبري هم گفتهام كه به من امر نفرماييد و اجازه دهيد فضا باز باشد."
گرچه گفته است " به من امر نفرمائید " اما وقتی افزوده است " اجازه دهید فضا باز باشد " ، به صراحتی که بیشتر از ﺁن برایش ممکن نبوده است، اختلاف خود را با خامنه ای علنی کرده و در واقع فاش کرده است که به خامنه ای گفته است : ولایتی را تحمیل نکن :
* در حقیقت، بر سر رئیس جمهوری ، او وارد کشماکش سختی با خامنه ای شده است. خامنه ای با رئیس جمهوری شدن او بشدت مخالف است. همانطور که پیش از این به اطلاع خوانندگان رسانده ایم، به او گفته است بهتر است به جوان تر ها فرصت داده شود. علائم کشماکش این دو، نیز ﺁشکارند:
- تهیه طرح برای تعیین محدوده سنی که در ﺁن، کسی می تواند نامزد شود. هرچند تهیه کنندگان طرح می گویند شامل رفسنجانی و کروبی نمی شود. اما عنوان کردن طرح، یعنی مجلس مافیاهای نظامی - مالی با نامزد شدن هاشمی رفسنجانی مخالف است.
- در 27 مهر ماه، علی ریاض ، عضو " نمایندگان ائتلاف ﺁبادگران " در مجلس مافیاهای نظامی - مالی گفته است : احزاب و گروه ها پاسخ دهند كه آقاي هاشمي رفسنجاني چه شاخصه ها و جاذبه هايي براي رياست جمهوري آتي ميتواند داشته باشد كه منافع و مصالح مردم ايجاب مي كند ايشان كانديدا شوند؟
گروه ها و احزاب بايد ارزيابي كنند با بودن مجلس پويا و اصولگراي هفتم، چه كسي مي تواند كابينه كاري توانمند غيرسياسي تشكيل دهد؟
اشاره او ، به کابینه هاشمی رفسنجانی و سخن او در مجلس ملاتاریا است که وزرا غیر سیاسی هستند و کار سیاسی را خود می کنم. او می خواهد بگوید: هاشمی رفسنجانی با وجود مجلس هفتم هیچکاره است و بیخود حرفش را نزنید.
- نامه نویسی های پسر مطهری که هاشمی رفسنجانی نامزد مشو و پسر خزعلی که هاشمی رفسنجانی نامزد بشو!
- تازه ترین و بسا کاری ترین ضربه، پیش کشیدن بردن 80 " نماینده " مجلس مافیاهای نظامی - مالی به خرج سرمایه داری بنام ثابت ، به مشهد و پذیرائی " ﺁن چنانی " از ﺁنها ، در مجلس است: سعید ابوطالبی، در مجلس، به دعوت و دعوت کننده اعتراض می کند. طه هاشمی می گوید: قصد او از طرح این عوت در مجلس، خراب کردن هاشمی رفسنجانی است. اما چه ربط هست میان اعتراض به دعوت پر خرج 80 "نماینده " به مشهد و خراب کردن هاشمی رفسنجانی ؟ دو ربط وجود دارد : ثابت هتل داریوش را در کیش ساخته و شریک مافیای رفسنجانی است و دعوت 80 " نماینده " به مشهد ربط پیدا می کند با زمینه سازی برای نامزد ریاست جمهوری شدن هاشمی رفسنجانی .
- رو کردن فسادهای طرفداران یکدیگر که نمونه هائی از ﺁنها در فصل دوم نقل شدند.
* انتخاب خامنه ای ولایتی است و هاشمی رفسنجانی با رئیس جمهوری شدن ولایتی بشدت مخالف است. او تهدید کرده است که اگر خامنه ای بخواهد ولایتی را تحمیل کند، کار را به مجلس خبرگان خواهد کشاند. اما بر فرض که بتواند کار را به مجلس خبرگان بکشاند، ﺁیا توانائی ﺁن را دارد که از ﺁن مجلس رأی به عزل خامنه ای را بگیرد؟ در پاسخ این پرسش، اطلاع موثق زیر را می ﺁوریم :
* دستگاه روحانیت قم دولتی شده است. بدین معنی که اغلب حقوق بگیر دولت شده اند. روحانیت شیعه نیز دارد مثل روحانیت سنی ، حقوق بگیر دولت می شود. تنها روحانیانی که به فکر دین و ﺁینده خود هستند، چاره را در دور شدن از رژیم دیده اند. بیت های بعضی از مراجع، محل تجارت و کاسبی شده اند. اعضای مجلس خبرگان امتیازهای مالی فراوان بدست ﺁورده اند و رهبر به ﺁنها خورانده و حسابی فربهشان کرده است. بنا بر این ، مجلس خبرگان مجلسی نیست که بتواند خامنه ای را عزل کند.
* باوجود این، هاشمی رفسنجانی یکی از دو رهبر سازمان ترور است و مافیاهای نظامی - مالی بسیاری سر و کارشان با او است. بنا بر این ، در صورت شاخ به شاخ شدن، می تواند برای خامنه ای درد سرهای جدی بوجود ﺁورد.
* هاشمی رفسنجانی ، در صورتی که خودش را نتواند تحمیل کند، طرفدار به ریاست جمهوری رسیدن محسن رضائی و یا حسن روحانی است. اما فرماندهان کنونی سپاه بسختی با محسن رضائی مخالف هستند. با روحانی نیز خامنه ای مخالف است چرا که او را دست نشانده هاشمی رفسنجانی می داند.
* خامنه ای بعد از ولایتی با لاریجانی موافق است اما از ﺁنجا که لاریجانی نامزد فرماندهان سپاه است، گرفتار مخالفت بسیاری گروههای هر دو دسته یعنی اقتدارگراها و اصلاح طلبان است.
* اصرار خامنه ای به رئیس جمهوری گرداندن علی اکبر ولایتی یکی بخاطر اینست که او مطیع صرف است و از خود رأئی ندارد و از سوی دیگر ، می خواهد مسئله رابطه با امریکا را حل کند. در زمان هاشمی رفسنجانی مانع از عادی شدن رابطه با امریکا شد زیرا به حساب هاشمی رفسنجانی نوشته می شد و در زمان خاتمی نیز مخالفت کرد و مناسب ترین فرصتها را سوزاند و مشکلها و زیانهای عظیم برای کشور ببار ﺁورد زیرا نمی خواست کار بنام خاتمی تمام شود.
با اینهمه ، تحمیل ولایتی بعنوان رئیس جمهوری کار ﺁسانی نیست و کار او را در سیاست خارجی نیز ﺁسان نمی کند. زیرا حکم دادگاه میکونوس هست و طرف مذاکره شدن با شخصی که در ترورها نقش مستقیم داشته است، برای دولتهای غرب ﺁسان نیست. علاوه بر اینکه خامنه ای زمانی می تواند تن به عادی کردن رابطه با امریکا بدهد که نیاز به بحران نداشته باشد. هرچند که بنا بر گزارش، تشدید بحران خارجی بسود هاشمی رفسنجانی است و به او امکان می دهد مانع از تحمیل ولایتی بعنوان رئیس جمهوری بشود. اما رژیمی که نه اندیشه راهنما و نه مشروعیت دارد، بدون بحران ، چگونه بتواند زور بگوید و به زور ادامه حیات بدهد ؟
● میر حسین موسوی ، با نپذیرفتن دعوت به نامزد شدن " اصلاح طلبان " ، ﺁنها را در معرض تلاشی قرار داده است. گروههای دوم خردادی نه تنها انسجام ندارند، بلکه هیچیک از گروههای ﺁن نیز انسجام ندارند و در حقیقت ، سازمانی بشمار نیستند. در حقیقت،
* دستگیریها و فشارها بسیاری را مرعوب کرده است. علت مرعوب شدنشان نیز اینست که از سوئی تکیه گاه مردمی را از دست داده اند و از سوی دیگر از هیچ حمایتی برخوردار نیستند.
* این امر که به دنبال میرحسین موسوی و هاشمی رفسنجانی - نافی ادعای اصلاح طلبی - رفتند، گویای این واقعیتها است : 1 - اندیشه راهنما ندارند. 2 - هدفی بیرون از قدرت و ﺁنهم قدرت مافیاهای نظامی - مالی حاکم ندارند. 3 - برنامه ندارند و 4 - شاخص ندارند. خاتمی شاخص ﺁنها بود که " حاجب الدوله " از کار درﺁمد.
* اصلاح طلبها خود می گویند کسانی را دارند که می توانند بعنوان نامزد معرفی کنند اما اگر چنین کنند " شورای نگهبان " ﺁنها را رد می کند. نتیجه اینست که به چند گرایش عمده تقسیم شده اند :
1 - طرفداران تحریم انتخابات ریاست جمهوری و یا دست کم شرکت نکردن در ﺁن،
2 - طرفداران معرفی نامزدی از خود ، ولو " شورای نگهبان " رد کند. اینان در پی ﺁنند که دکتر معین را نامزد کنند. و بلادرنگ، شاخه تبلیغاتی سازمان ترور او را متهم کرد چک بی محلی بمبلغ 150 میلیون تومان کشیده است.
3 - طرفداران نامزدی که " شورای نگهان " رد نکند و ﺁلت فعل رهبر نیز نباشد. هاشمی رفسنجانی و کروبی نامزد این گرایش هستند.
* از لحاظ سیاسی نیز ، سه گرایش در ﺁنها ، دارند شکل می گیرند :
1 - طرفداران ایجاد جبهه ای با شرکت نهضت ﺁزادی و امت و حتی جبهه ملی برای عمل در محدوده رژیم.
2 - طرفداران مشخص کردن مردم سالاری بعنوان هدف و حوزه عمل را در بیرون رژیم قراردادن که از دانشجویان و برخی از شخصیتهای اصلاح طلب تشکیل می شوند . اینان مبارزه اصلی را مبارزه با استبداد مطلقه ای می دانند که دارد شکل نظامی به خود می گیرد.
3 - روحانیون مبارز و یکچند از گروههای دیگر که برﺁنند که باید در محدوده رژیم بمانند و موافق جبهه تشکیل دادن حتی در محدوده رژیم نیستند.
انقلاب اسلامی : اظهار نظرها که در قسمت سوم نقل می کنیم ، هویت گرایشها را بر خوانندگان معرفی می کنند :
|
|
|