دانشجویان در جستجوی اندیشه راهنمای راهبر به رشد در ﺁزادی :
● در تاریخ 7 شهریور ریاست دانشگاه شیراز که از حزب مشارکت میباشد اجازه برگزاری اردوی دفتر تحکیم وحدت را نداد . این نشست قرار بود نشستی تئوریک باشد . به قول نشریه شرق " در این اردو دانشجویان که مساله اصلیشان دیگر نه سیاست که تئوری است ، می باید شرکت می کردند. از آنجا که در سالهای پیش، دانشجویان تحکیمی تنها بدنبال امر سیاسی بودند مورد انتقاد روشنفکران قرار گرفتندکه چرا بعنوان بخشی از توزیع کنندگان محصولات روشنفکری ، خود چندان پیگیر مباحث تئوریک نیستند. برخی میپرسند : آیا روشنفکران ایرانی دارای چنان حجم تولید اندیشه ای بر خوردارندکه بتوانند یک تابستان سراسر تئوریک را از جنبش دانشجویی پشتیبانی کنند؟ و همچنین آیا دانشجویان سیاسی که اکنون روی بسوی تئوری آورده اند اهتمامی نیز بر جست و جوی اندیشه راهنمای خود از میان تئوری ها و تئوری پردازان موجود دارند؟"
بعد از جلوگیری از برگزاری نشست تئوریک دفتر تحکیم وحدت، دانشجویان اعتصابی دو روزه کردند و دفتر تحکیم وحدت ، در تاریخ 13 شهریور3 138 این بیانیه را صادر کرد : دوازدهمين اردوي سالانه دفتر تحکيم وحدت را در شرايطي به پايان برديم که آغازي نداشت. وزرات علوم و دانشگاه متبوعش، به عنوان فرهنگي ترين بخش دولت اصلاحات، با سرهنگي هاي فرهنگي، عرصه را بر دانشجويان آن چنان تنگ کرده اند که از برگزاري برنامه اردوي سالانه شان محروم مي کنند.نه اخلاق را پاس مي دارند و نه قانون را. عهد مي شکنند و کذب مي گويند وبي دليل موجه قانوني، مانع از انجام برنامه اي مي شوند که از ماهها قبل به دنبال برگزاري آن بوديم و از هفته ها قبل مجوز رسمي برگزاري آن را دريافت کرديم. و اين همه را در نامه اي خطاب به رياست دولت اصلاحات نوشتيم تا از وزارت علوم و مديريت دانشگاه شيراز که مجموعه تحت امر اوست، پايبندي به تعهداتشان را بخواهد و برنامه اي که مجوزش ازهفته ها قبل دريافت شده، درست در روز آغاز آن لغو نشود. کساني که دانشجويان را به چوب سکولاريسم و لاقيدي و بي ديني از ميدان به در مي کنند، اکنون خود گويي بي توجه، به توصيه هاي قرآني و سيره نبوي، در باره پاسداشت پيمان و وفاي به عهد هستند. و اين خود مهر تاييدي است بر سقوط ارزشهاي اخلاقي در جامعه ما . این سقوط تا بدانحد فراگير است که نه از دين چيزي باقي مانده است و نه از دنيا، مسوولان ما نيز فقط قدرت را مي فهمند، اگر جز اين بود بايد متعجب مي شديم. دانشجوياني که از سراسر کشور مسافت هاي طولاني را براي حضور در اردو پيموده بودند تا در کنار اساتيدشان به ريشه يابي بحران هاي کشور بپردازند، نسبت به لغو بي دليل مراسمشان بي پاسخ ماندند و متعجب شدند از اين همه قانون و پيمان شکني مسوولان و رفتار غير عقلايي شان.
اگرچه مطمئن بوديم که نامه به شيخ الرييس اصلاحات گره اي از کارمان نخواهد گشود، اما خواستيم بيازماييم و اثبات کنيم که ديگر مسير اصلاحات داخل حاکميت به پايان راه رسيده است و کساني که زماني پرچم اصلاحات را بر دوش مي کشيدند امروز آنچنان هضم سيستم حاکم شده و حافظ وضع موجوداند که گوئي سبقت از محافظه کاران ربوده اند. خواستيم که به مدعيان اصلاحات حکومتي و مقدمه چينان حضور درانتخابات رياست جمهوري اثبات کنيم که با گرفتن کرسي رياست جمهوري آنهم با چهره هاي درخشاني که نام مي برند، نمي توان قدرت استبداد را کنترل کرد و حقوق شهروندي و آزادي احزاب و گروهها را نويد داد. ديگر به نام مردم و اصلاحات نمي توان سرمايه هاي عظيم اجتماعي را فدا کرد که عده اي بروند و عده اي ديگر بيايند بدون هيچ تاثيري و دفاعي از حقوق شهروندي و مطالبات مردم. اکنون که نامه دانشجويان بي پاسخ مي ماند، بدين علت است که دانشجويان نقش روشنگري و روشنفکري در عرصه قدرت را بر عمله سياسي شدن ترجيح داده اند و مي دانند که حضور اصلاح طلبان در قدرت با شعار دموکراسي و آزادي همسان نيست و حاملان و نمايندگان خوبي براي دموکراسي و حقوق بشر نخواهند بود.
اگرچه اردوي سالانه دفتر تحکيم وحدت برگزار نشد اما نتايج مثبت و عيني براي دانشجويان در بر داشت و چهره واقعي اصلاح طلبان را به نمايش گذاشت. رييس دانشگاهي که منصوب وزير علوم دولت اصلاحات است، براي پايان بخشيدن به تحصن دانشجويان از نيروي انتظامي کمک مي خواهد و وزارت اطلاعات دولت خاتمي، فشاري بيش از نهادهاي ديگر انتظامي و امنيتي براي عدم برگزاري اردوي دفتر تحکيم وارد مي کند و اين پايان تاسف بار دولتي است که نويد آزادي و جامعه مدني به مردمش مي داد.
اصلاح طلبان تاکنون هرگاه نتوانسته اند ويا نخواسته اند حقوق ملت و جامعه مدني را پاس دارند، مصلحت بيني هاي مبهمي را به ميان آورده اند که خود را از بار مسووليت رها کنند. رفتار مذبذبانه و ذبون خود را به نام مصلحت توجيه کرده اند و آنچه از حقوق مردم بود و نبود را به پاي آن ريخته اند تا امروز که چيزي از حقوق شهروندي و جامعه مدني، مطبوعات آزاد،شکل گيري و تداوم احزاب و تشکل هاي مستقل، آزاديهاي آکادميک و ... باقي نگذاشته اند.
دفتر تحکيم وحدت به عنوان تنها تشکل سراسري در دانشگاهها که طرفدار آزادي، رفاه و توسعه، دموکراسي و حقوق بشر است را بر نمي تابند و اردوي سالانه با موضوعاتي فکري وفرهنگي را لغو مي کنند. مانع از گفتگوي آزاد دانشجويان و اساتيدشان در دانشگاه که محل توليد فکر، علم اندوزي و انديشه ورزي آزاد است، مي شوند تا ريشه آزادي هاي آکادميک را نيز بخشکانند.
● در 11 شهریور، انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران با انتشار بيانيهاي مواضع تشكيلات خود را در حوزههاي سياست داخلي، سياست خارجي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي اعلام كرد. نکات عمده این بیانیه عبارتند از :
بيش از شش دهه است كه از عمر بزرگترين تشكل دانشجويي كشور مي گذرد و امسال در آستانه هفتمين اردوي تشكيلاتي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران تبيين ديدگاه هاي اين تشكل به عنوان بخشي از جنبش دانشجويي در ارتباط باحوزه هاي عمومي بسيار ضروري به نظر مي رسد:
1- سياست داخلي:
در نوع نظام حاكم بر جامعه امروز نگاهي به مدل فعلي حكومتي جمهوري اسلامي خالي از لطف نمي باشد. امروز وجود ناكارآمدي و بحران در حوزه هاي مختلف عرصه عمومي امري است كه نمي توان از آن چشمپوشي كرد. افول شاخصههاي دموكراسي، نقض موازين حقوق بشر، توزيع ناعادلانه ثروت و افزايش دين گريزي در سطوح مختلف جامعه را ميتوان از جمله اين بحران ها ناميد كه نتيجه منطقي عملكرد حاكميت فعلي است كه نامي جز جمهوري اسلامي ندارد. اما در حالت مطلوب حاكميت بايد بر تامين شاخصه هاي دموكراسي و حقوق بشر، توزيع عادلانه ثروت، بسط و گسترش معنويت پويا در سطوح جامعه و... پافشاري كند. در مدل حكومتي مطلوب، حاكميت نبايد و نميتواند در جامعه اي كه اكثريت آن را مسلمانان تشكيل مي دهند، نسبت به امر دين بي تفاوت و بي طرف باشد و بايد حمايت معنوي و مادي خود را از هر حركت موثر در بسط دين مبين اسلام اعلام كند. در اين حاكميت نظام قانونگذاري بايد مبتني بر شاخصه هاي علم حقوق و فقه پويايي منطبق بر شرايط روز و نه فقه سنتي باشد. در اين حاكميت بايد ساده زيستي مسئولان به عنوان يك هنجار عمومي پذيرفته و رعايت شود. در اين حاكميت بايد شكاف فقير و غني به عنوان فاجعه تلقي شود و تمامي هم و غم تصميم سازان حاكميت به پر كردن اين شكاف منتهي شود. در اين حاكميت راي و نظر مردم است كه حاكمان و چگونگي حاكميت را تعيين مي كند و نه چيز ديگر. در اين حاكميت حق ويژه براي هيچ قشري از جامعه براي حكومت كردن وجود ندارد. بر اين نوع حكومت هم مي توان نام جمهوري اسلامي نهاد.
آري در جمهوري اسلامي نوع دوم تكيه بر شخصيت محوري مرحوم امام(ره) به خصوص در پاريس مي تواند يكي از بهترين راهكاري تبيين اين نوع مدل حكومتي باشد. ساده زيستي، تكيه بر معنويت در عرصه عمل، عدم در نظر گرفتن حق ويژه براي هيچ قشر خاص، تكيه بر جمهوريتي مثل تمام جمهوري هاي دنيا و... از شاخصه هاي اصلي شخصيت مرحوم امام(ره) به خصوص در پاريس مي باشد.
آري با اين اوصاف مي توان گفت جمهوري اسلامي مرد، زنده باد جمهوري اسلامي...
2- سياست خارجي
الف- انرژي هسته اي، شايد بتوان پرچالش ترين مبحث فعلي در عرصه سياست خارجي ما را انرژي هسته اي ناميد كه توجه افكار عمومي و رسانه هاي دنيا را به خود معطوف ساخته است. صرف نظر از هياهو و جنجال هاي پيش آمده بر سر اين قضيه نبايد از اين نكته غافل بود كه استفاده از منافع صلح آميز انرژي هسته اي از بديهي ترين حقوق يك ملت است كه نبايد بر سر آن كوتاه آمد. اما راه حل رهايي از فشار موجود نه دست آويزي به دامان بيگانگان و دادن امتيازات پي در پي به آنان بلكه بهبود شاخصه هاي دموكراسي و حقوق بشر و در نتيجه تقويت پايه هاي مشروعيت نظام در داخل كشور است كه اگر اين موضوع اتفاق بيفتد نه در عرصه انرژي هسته اي بلكه در ديگر عرصه هاي سياست خارجي نيز شاهد كاهش فشار خارجي خواهيم بود. در غير اين صورت عدم به رسميت شناختن حقوق اساسي و آزادي هاي ملت امتياز دادن پشت ميز مذاكره به قدرت بيگانه را در پي خواهد داشت.
ب- عراق (صداهايي در حال شنيده شدن)
عراق امروز پس از سقوط رژيم بعث محل آزمون بسيار مناسبي براي ادعاهاي ايالات متحده آمريكا در خصوص گسترش دموكراسي در سطح منطقه شده است. علاوه بر كشتارهاي هر روزه و تجاوز و تعدي به نام مبارزه با تروريسم، زندان ابوغريب را مي توان نمادي روشن از وجهه دموكراسي خواهانه دستگاه سياست خارجي ايالات متحده ناميد. زندان ابوغريب از آن جهت نماد است كه همه مي دانيم افشاي اسرار آن به خاطر رقابت طيف حاكم بر سيا و وزارت خارجه از يك سو و پنتاگون از سوي ديگر، صورت گرفت و اگر اين رقابت نبود، همين يك مورد نيز به اطلاع افكار عمومي نمي رسيد. روشن است علاوه بر آنچه ذكر شد، ايالات متحده به هيچ وجه حاضر به تن دادن به يك دموكراسي قوي در عراق و به طور كلي در خاورميانه نمي باشد. طرح خاورميانه بزرگ با تعابيري زيبا و دل نشين چيزي جز ايجاد دموكراسي هاي ضعيف در منطقه به خاطر مبارزه با بنيادگرايي نمي باشد و البته در اين بحران نمي توان از نقش مقتدي صدر بن لادن شيعي نيز چشم پوشي كرد.
امروز پرچمدار يك دموكراسي خواهي واقعي، مرجع بزرگ شيعه گشته است. مرجعي كه با خيل عظيم طرفداران خود منادي شعار "عراق براي عراق" و " هر عراقي يك راي" گشته است. اين فرياد دموكراسي خواهي جامعه شيعي، صدايي جديد و بلند است كه نه از سوي سياست ورزان ايالات متحده بلكه از سوي افكار عمومي دنيا در حال شنيده شدن است.
انقلاب اسلامی : بدینسان ، تحول بنیادی سازمان دانشجوئی که دفتر تحکیم وحدت بود و جلوگیری از برگزاری اردوئی دانشجوئی که به مباحث نظری اختصاص داشته است، وحشت دو بخش رژیم را از اسلام بمثابه بیان ﺁزادی و اصول راهنمای مردم سالاری ، ﺁشکارا، نشان می دهد. هر اندازه توجه دانشجویان به فرصت تاریخی که اینک ایران از ﺁن برخوردار است و توانائیهای ایران برای رشد شتاب گیر، بیشتر ، اعتمادشان به توانائی خویش در بر انگیختن یک جنبش همگانی بیشتر می شود. با دانش و توانائی در رهبری جامعه جوان ، در بنای نظام اجتماعی باز و دولت مردم سالار، نقش تعیین کننده تری را پیدا می کنند. همواره باید به یاد داشته باشند که جهان امروز نیاز به اندیشه راهنمای جدید دارد و به قول گراهام فولر، فیلسوف امریکائی، ایران بسا بیشتر از کشورهای دیگر توانائی پیشنهاد این اندیشه را به جهانیان دارد.
|
|
|