آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥٩۰ از ٩ تا ٢٣ فروردين‏
سايت آقاى ابوالحسن بنى صدر


دیده بان
گزارشی از ایران

بم فراموش شده!

  شاید اولین وظیفه دولت پس از زلزله تامین آرامش روانی زلزله زدگان باشد . این آرامش بدون فراهم بودن زمینه های اعتماد ممکن نیست . وجود اعتماد در ضمیر آگاهی مردم در شرایط بحرانی تامین آرامش روانی را ممکن می کند . تردیدی نیست به میزان ابعاد بحران و یا فاجعه پیش آمده بر اهمیت حضور چنین بیش زمینه ذهنی افزوده و نقش حس اعتماد در فراهم آمدن فضای آرامش روانی پررنگ و بیشتر می شود . پس از وقوع زلزله اولین نیاز مردم بحران زده این است که بدانند کسی، جایی، جمعی و یا دولتی به فکر آن ها و توانا در پاسخگویی نیازمندی هایشان است . این مهم ترین اصل ایجاد زمینه های آرامش روانی برای آن مردم است و البته چنین احساسی در طول زمان به وجود می آید . اعتماد کنشی دوسویه است ، متکی بر رابطه و رفتار . روی سخن ما مردم بحران زده بم - شرایط آنان و دولت است . برای شناخت جریان عمومی حاکم بر بم پس از زلزله و دانستن رابطه مردم و دولت در نقش آفرینی برای پیدایش آنچه در بم شاهدیم شرایط زیر را بررسی می کنیم :
نخست : رابطه دولت با خودش .
دوم : رابطه دولت با مردم .
سوم : رابطه جامعه جهانی با دولت .

1- رابطه دولت با خودش : وجود هر پدیده ای به فضایی متناسب با خود نیازمند است . دولت مردمی در فضای آزادی به وجود می آید و خود سازوکار اصلی گسترش جریان آزادی نیز هست . در چنین فضایی ، آزادی جریان اندیشه زمینه ساز حضور هر چه بیشتر همگان در اداره عمومی کشور است . محصول این فضا رشد و اعتماد است این اعتماد نخست در درون هر سیستمی به وجود می آید و سپس میان سیستم ها جریان می یابد و این جریان خود عامل رشد بیشتر می شود و فضا بازتر می شود . اما ایجاد و دوام دولت خودکامه نیاز به زمینه و فضای اصالت زور دارد . در جمع های مبتنی بر زور پیدایش حس اعتماد ممکن نیست چون در این فضا باور ها و یقین ها نیست که نمایان می شود بلکه میزان تابعیت از زور همانند عامل برتری جویی و دوام و قوام ظاهر می شود.
این فضا نه تنها اعتماد انگیز نیست بلکه فضای نگرانی ، فضای پاییدن و پاپوش است . ایجاد سازمان های مخوف پلیسی برای کنترل دو و چند باره مقامات و مردم مانند گشتاپو در پاسخگویی به نیاز پاییدن های تودرتو در نظام های فاشیستی است که زور پدید می آورد . ایجاد سازمان های موازی اطلاعاتی ، امنیتی ، اقتصادی و مافیایی درون نظام ولایت فقیه ، همچنین دست و پا زدن جناح های گوناگون رژیم برای مذاکره با آمریکا هر کدام جدا از دیگری گویای آشفتگی و حضور جریان های خودکامه ای است که در فضای بتکده زور ولایت فقیه وجود یافته و مبین بی اعتمادی کامل نظام ولایت فقیه به خود است
2- رابطه دولت با مردم : پیش نیاز اعتماد هر شخصیت حقیقی و یا حقوقی به بیرون از خود و هر عنصر بیرونی نخست اعتماد به خویش است . عناصری که به خود اعتماد نداشته باشند هرگز نمی توانند به دیگری اعتماد کنند یا رفتاری را بروز دهند که در عنصر خارجی احساس اعتماد را به خود برانگیزانند . در اصل پدیده ای که نتوانسته باشد درون عناصر سازنده هویت خود اعتماد ایجاد کند ، هرگز نمی تواند در محیط بیرونی خود حس اعتمادی را برانگیزد .به خود اعتماد نمی کند و قادر به ایجاد فضای متعهدانه ای نیست . رفتار نظام ولایت فقیه با مردم ایران، مبین بی اعتمادی کامل نظام به خود و به مردم است . فضای خفقان داخل کشور ، بگیر و ببند اندیشمندان ، روشنفکران و مبارزان سیاسی ، روزنامه ها ، فضای اختناقی که بر دانشگاه ها حاکم است ، سانسور و دروغ پردازی رسانه های عمومی ، که نظام با زور در اختیار گرفته مانند رادیو تلوزیون و قاعده النصر بالرعب رهبری نظام و دریغ خاتمی رییس دولت به اصطلاح" اصلاح طلب پاسخگو" از یک مصاحبه مطبوعاتی آزاد در طول هفت سال ریاست جمهوری این نظام همه و همه نشانه های بارز بی اعتمادی مجموعه نظام به مردم و ترس است . برای یادآوری میزان بی اعتمادی و ترس نظام ولایت فقیه در ساده ترین مسائل بد نیست از تحمیل باخت به تیم ملی فوتبال ایران در مسابقه با بحرین در سری مسابقات مقدماتی جام جهانی 2002 از ترس شادی مردم و حضور یکپارچه شان در خیابان ها یاد کنیم . مردمی هم که سالیانی است این رژیم را تجربه کرده اند به خوبی دریافتند که هرگز نمی توانند به این دستگاه خودکامگی اعتماد کنند . اهالی عزیز بم نیز از همین مردمند . آن ها چون همه ایرانیان با پوست و استخوانشان استبداد حاکم را تا لحظه وقوع زلزله تجربه کردند. بنا بر این در ذهن آن ها زمینه ای برای اعتماد به نظام حاکم در خدمت به مردم و پاسخ به نیازهایشان وجود نداشته تا زمینه آرامش روانی آن ها را فراهم سازد . این دولت خاتمی و شخص وی بود که با وقوع زلزله می توانست با استفاده از موقعیت پیش آمده با رفتار خود و نظام مندی درست و به موقع کمک ها امید و اعتماد را به آن ها بازگرداند ( البته او پیش تر ناتوانیش را در بزنگاه های مهم و حساس نشان داده بود اما این بار می توانست به دور از درگیری های سیاسی آستین ها را بالا بزند و از لحظه اول خود زمام امور را به دست گیرد و به یاری مردم بی پناه بشتابد . وا اسفا ! که چنین نکرد . شاید این انتظار هم از او با توجه به شناختی که از وی داریم بی ربط بوده است ! )

3- رابطه جامعه جهانی با دولت : پس از زلزله جدا از گروه های نجات و امداد و تجهیزاتی که خارجی ها به منطقه فرستادند، اختصاص کمک های مالی و فنی بسیاری نیز توسط سایر ملل و دولت ها به زلزله زدگان اعلام شد . اما بنا بر اعلام خاتمی در مصاحبه مطبوعاتی که راجع به بم داشت و نیز سایر مسئولین نظام ، جامعه جهانی حاضر نشده کمک های خود را به حساب این دولت بریزد چرا که این دولت محل اعتماد نیست ! چگونه نظامی که به خود بی اعتماد است و رفتارش را با مردم کشور بر اساس بی اعتمادی کامل شکل می دهد و گذشته از آن در رفتار بین الملی نیز جز ترور و وحشت ایجاد نکرده می تواند مورد اعتماد جامعه جهانی باشد ؟! این است که کمک های عمده ای به زلزله زدگان اعلام شد ولی حاضر نیستند این کمک ها از طریق دولت حاکم به عمل آید و خواستار حضور ان . جی . ا های شناخته شده بین المللی در بم برای رسانیدن این گونه کمک ها شده اند .
اما رفتار دولت پس از زلزله تا امروز :
چنان که گفته شد فضای اعتماد یا بی اعتمادی را ، رفتارها و روابط میان دولت با خود و دولت با مردم را شکل می دهد و چون نظام ولایت فقیه در بی اعتمادی کامل به بقای خود ادامه می دهد، نگاه به بم را نیز در همین فضا می یابد . اولین اصلی که مد نظر مسئولین نظام قرار داشت کنترل مردم در جلوگیری از اعتراض بود . به همین دلیل تا زمانی که سپاه پاسداران به عنوان عامل کنترل کننده وارد منطقه نشده بود ، تنها عملیات منسجمی که برای نجات انجام گرفت توسط خارجی ها بود ! پس از آن که سپاه مسئولیت بم و ارتش مسئولیت روستای چسبیده به بم به نام بروات را به عهده گرفتند نیروهای آن ها با منطقه بندی شهر به اصطلاح به کمک مردم رفتند . کمک های غیر فنی و غیر اصولی توسط نیروهایی انجام گرفت که کوچکترین آموزشی ندیده بودند و در بسیاری از موارد منجر به کشته شدن ماندگان زیر آوار شد . بسیاری از کمک های مردمی و کمک های ارسالی از خارج از کشور نظیر چادر و پتو و سایر تجهیرات را سپاه قبل از ورود به شهر مصادره کرد و در همان روز های اول مردم آدرس اجناس خارجی را در بازارهای زاهدان و زابل می دادند !در حالی که هزاران چادر به منطقه ارسال شده بود بسیاری از مردم شهر دو هفته اول را روی خاک ها خوابیدند مسئولین می گفتند مطمئن نیستیم کسانی که چادر و پتو ندارند از مردم بم باشند . شاید از اطراف آمده اند! ! !( فضای بی اعتمادی کامل به مردم ) و نظام به خیال خود وظیفه اصلی اش را به خوبی انجام داده بود : کنترل مردم و جلوگیری از شورش ! ! آمار رسمی کشته شده ها به بیش از 45 هزار و 50 هزار نفر رسید . البته آمار دقیقی از کشته شده ها در دسترس کسی نیست . دو ماه پس از زلزله بازدید کنندگان از بم گزارش می کنند که:
مردم هنوز در چادرها زندگی می کنند .
برای هر 4 چادر 1 واحد توالت موجود است که با کندن چاهکی و پوشاندن اطرافش با برزنت آن را درست کرده اند .
شب ها نور از آن عبور می کند .
حمامی در دسترس مردم نیست .
هوا گرم شده و بادهای گرم وزیدن گرفته است .
حشرات موذی به شهر هجوم آورده اند .
بیماری های گوارشی و پوستی همچنین ریزش مو همه گیر است .
دو ماه پس از زلزله و با وجود تبلیغات بسیار مبنی بر گشایش مدارس حتی یک مدرسه هم دایر نشده و تنها یکی از انجمن های مردمی با دردسر فراوان توانسته کلاس هایی را راه اندازی کند .
بچه ها نیاز مبرم به وسایل ساده بازی مانند توپ دارند که هنوز در اختیارشان نیست .
هیچ واحد اسکان موقت ( چادر واحد اسکان اضطراری است ) برای مردم مهیا نشده . اگر همین امروز کانکس های اعلام شده توسط مسئولین ( 11 هزار کانکس ) به منطقه برود به دلیل گرمای بیش از حد نمی توان در آن ها زندگی کرد ،مگر این که دستگاه های خنک کننده مجهز شوند که امکانش بسیار کم و انجامش بسیار بعید است .
بازسازی شهر در مملکتی که متوسط اجرای پروژه های عمرانیش بیش از 12 سال است ، معلوم نیست تا به کی به درازا بکشد ! به خصوص که هیچ برنامه ای برای آن وجود ندارد .
دولت اعلام کرده به هر خانواده 3 میلیون تومان وام ساخت خانه می دهد در حالی که برآورد اولیه برای احداث یک واحد ساده ساختمانی حدود 20 میلیون تومان است .
برای زنده ماندن نخلستان ها که شاهرگ حیاطی زیست و اقتصاد منطقه است باید سریعاً به بازسازی و احیای قنات ها اقدام می شد . آثاری از چنین اقدامی مشاهده نمی شود .
و مهم تر از همه این که باز ماندگان و بیشتر زنان و دختران دچار بیماری های روانی بسیاری از جمله افسردگی مفرط شده اند و این در حالی است که اعتیاد در منطقه بیداد می کند .
دخترانی چند ، دزدیده شده اند و .......
دولتی که برگزاری انتخابات فرمایشی مهم ترین دلنگرانیش بود، سعی فراوان نمود از زلزله بم نیز به عنوان ابزاری جهت حساس کردن عاطفه مردم و تحریک مشارکتشان در انتخابات استفاده نماید .اما میزان شرکت اندک مردم در انتخابات شهر های کرمان و زاهدان در جریان تحریم عمومی انتخابات پاسخی بود که مردم به آن ها دادند .
مردم بم آگاه از کمک های بی دریغ هموطنان و نیز کمک هایی که خارجی ها ارسال داشته و آمادگی های اعلام شده در اعتراض به نابسامانی و حال و روز شهر و روزگار خود اقدام به حرکتی نمودند که هشت ساعت درگیری با مأمورین نظام پیامدش بود و نظر استاندار کرمان ( منصوب دولت خاتمی ) جالب بود که افاضه فرمود علت این اعتراضات این است که رسانه ها با ذکر کمک های خارجی و میزان آن ها توقع مردم بم را بالا برده اند ! ! !
و امروز مردم بم گرمازده ، بیمار ، بی کاشانه ، بی تاب چشم به کویر دارند ...
انقلاب اسلامی : و خامنه ای و مافیهای نظامی - مالی که او ﺁلت فعل ﺁنها است به تجاوزها به حقوق بشر ادامه می دهند. قصد ﺁنها اینست که این فکر را القاء کنند که کودتای خرداد 60 و سرکوب گری بعد از ﺁن دارد تکرار میشود :


در اين شماره

صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر