آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٦۰٥ از ١٢ تا ٢٤ مهر
سايت آقاى ابوالحسن بنى صدر

"جوراب رهبر" ؟ سه محوری که در حال کشماکش بر سر رئیس جمهوری ﺁینده هستند ؟ حاجب الدوله ؟ :

انقلاب اسلامی : در قسمت اول این فصل، سرنوشتی را که دو نامزد " اصلاح طلبان پیدا کردند و در قسمت دوم ﺁن کشماکش شدید میان خامنه ای و هاشمی رفسنجانی و گروه بندیهائی که سپاه را در مهار خود دارند و در قسمت سوم ، نظر حجاریان و دیگران را در باب نقش رئیس جمهوری در رژیم مافیاهای نظامی - مالی و نیاز کشور به رئیس جمهوری چون بنی صدر را می خوانید. اگر بسیاری از ﺁنها که در کودتای خرداد 60، عامل و ﺁلت شدند، عقل امروز را ﺁن روز می داشتند، ایران استبداد بعد از انقلاب و جنگ 8 ساله و... را به خود نمی دید :


ماجرای مهاجرت مهاجرانی به کانادا و " جوراب " رهبر که مانع شده است لبان مصباح یزدی گرمی پای مبارک را احساس کند :


● عطاء الله مهاجرانی که " وزیر " ارشاد اسلامی در حکومت خاتمی بود و مجبور از استعفاء شد و مأمور گفتگوهای فرهنگها شد ، ناگزیر از مهاجرت به کانادا شده است. او که قرار بود نامزد " دوم خردادیها " برای ریاست جمهوری باشد، چرا ناگزیر از مهاجرت به کانادا شده است ؟ زیرا :
* مهاجرانی داستانی نوشت بنام " بهشت خاکستری " که منتشر شد . از این داستان ، صفحه ای سانسور شده است. امری که رخ داده و مهاجرانی در این صفحه بازگفته ، اینست : روزی مصباح یزدی نظریه پرداز خشونت و ترور، با دستیاران خود، نزد خامنه ای می رود. خبرنگار تلویزیون حاضر و صحنه رسیدن مصباح یزدی را به حضور " رهبر "، فیلم برداری می کرده است. بمحض رسیدن به خامنه ای ، مصباح یزدی بسجده می رود و پای خامنه ای را می بوسد و می گوید : افسوس که جوراب مانع از ﺁنست که لبان حقیر گرمی پای رهبر عظیم الشأن را حس کند !
خامنه ای به صدا و سیما دستور می دهد این قسمت را پخش نکند. با وجود این ، مدتی بعد، کانال چهارم جریان کامل به حضور " رهبر" رسیدن مصباح یزدی را پخش می کند.

* پیش از ادامه ماجرا ، یادﺁور شویم که در محاکمه مرتکبان قتلهای زنجیره ای ، ﺁنها گفته اند از ﺁیة الله مصباح یزدی کسب تکلیف کرده ایم و او گفته است : به هرکس سه نوبت امر به معروف و نهی از منکر کردید و ترتیب اثر نداد، خونش مباح است. عقلی که جز به جنایت نمی اندیشد ، در برابر نماد قدرت ، می باید حقارتی را از خود بروز دهد که در دوران پهلویها، نظیر نداشت.

* نباید پنداشت که بخاطر نقل این تملق گوئی سخت مشمئز کننده ، ﺁن صفحه سانسور شده است. وقتی کانال 4 تلویزیون ﺁن را پخش کرده است، پس در " بهشت خاکستری " نیز می توانست نقل شود. بدین خاطر سانسور شده است که داستان، ﺁدمهائی که خامنه ای و مصباح یزدی و... هستند را ، شفاف تر می شناساند. بهر رو، خامنه ای کتاب را ابراز ضدیت با خود تلقی می کند و دستور می دهد برای مهاجرانی پرونده تشکیل دهند.

* مهاجرانی خانم مهسا یوسفی را صیغه کرده و با خود رو متعلق به مرکز گفتگوهای فرهنگها، تا نزدیکی خانه او می رفته، ﺁن را پارک می کرده و نزد همسر دوم یا سوم خود می رفته است. روزی، بهنگام بازگشت از نزد همسر، می بیند خود رو نیست. بهر طرف می رود اثری از ﺁن نمی یابد. غافل از اینکه خود رو را کلانتری ربوده است، به کلانتری مراجعه می کند. در کلانتری به او می گویند : خود رو را خواهیم یافت. روزی از او می خواهند به کلانتری برود. در ﺁنجا، به او می گویند : تحقیقات ما به این نتیجه می رسد که ربوده شدن خودرو پی ﺁمد رابطه او با نزدیکان خویش است. از او می خواهند بگوید ﺁن روز که خود رو ربوده شده، او به کدام خانه رفته است ؟ او ناگزیر می شود نشانی خانه را بدهد.

* به مهسا یوسفی مراجعه می کنند و از او می پرسند : شما با ﺁقای مهاجرانی چه نسبتی دارید ؟ می گوید : او مرا صیغه کرده است. از او صیغه نامه مطالبه می کنند. می گوید: ندارم . می گویند : مشکلی نیست . ما صیغه نامه شما را تهیه می کنیم و به شما می دهیم. ما یکدیگر را دوست داریم و نیاز به صیغه نامه ندارم. به او می گویند : خود رو را تو دزدیده ای. یا باید از مهاجرانی شکایت کنی و یا بعنوان دزد خود رو به زندان بروی و به مجازات " شرعی " برسی!
از شکایت او از مهاجرانی و غوغائی که دستگاه تبلیغاتی سازمان ترور، براه انداخت، همگان ﺁگاهند. مهاجرانی نمی توانست به افکار عمومی توضیح بدهد چه ﺁتشی به جان "رهبر" افتاده که او را ناگزیر به این پرونده سازی سخیف و رسوا کرده است. در می یابد که این پرونده ، مقدمه پرونده سازیهای دیگری است. از این رو، مصلحت خویش را در این می بیند که بی سر و صدا به کانادا مهاجرت کند.

● اما میر حسین موسوی ، حاضر به قبول دعوت گروههای دوم خردادی نشد. زیرا می دانست که او چهارمین کسی خواهد شد که گرفتار پرونده ای خواهد شد که پرونده سازهای خامنه ای ، برایش خواهند ساخت و چه بسا ساخته اند. کرباسچی، قربانی اول و عبدالله نوری قربانی دوم و مهاجرانی قربانی سوم بودند. و پنجمی مصطفی معین است که نامزد نشده، پرونده چک بلا محل پیدا کرد!

* محمدعلي‌ ابطحي‌، معاون‌ سابق‌ پارلماني‌ و حقوقي‌ خاتمی ، در وبلاگ‌ خود، ماجراي‌ گفت‌وگوي‌ مفصل‌ هيات‌ سه‌نفره‌ متشكل‌ از خاتمي‌ ( " رييس‌ جمهوري " )، خوييني‌ها و كروبي‌ را با ميرحسين‌ موسوي‌ روايت‌ كرده‌ است‌ : بعدازظهر روز شنبه‌ كه‌ آخرين‌ روز رسمي‌ كارم‌ بود و صبح‌ آن‌ روز در آخرين‌ مراسم‌ رسمي‌ شركت‌ كرده‌ بودم‌، ملاقات‌ آقايان‌ خاتمي‌، كروبي‌ و خوييني‌ها، با مهندس‌ موسوي‌ بود. ‌ خبرنگاران‌ می پرسیدند : نتيجه‌ چه‌ شده‌؟ مجمع‌ روحانيون‌ مبارز هم‌ جلسه‌ داشت‌. به‌ جلسه‌ رفتم‌. هرچه‌ به‌ آقاي‌ كروبي‌ اصرار مي‌كرديم‌ كه‌ بگويد چه‌ خبراست‌؟ آقاي‌ كروبي‌ هم‌ تا حدودي‌ ما را سركار گذاشت و خبري‌ نداد . منتظر بود آقاي‌ موسوي‌ خوييني‌ها بيايد و هر دو به‌ اتفاق‌، اخبار را بگويند... آقاي‌ موسوي‌ خوييني‌ها كه‌ آمد گزارش‌ دادند كه‌ ظهر هرچه‌ استدلال‌ داشته‌اند به‌ آقاي‌ مهندس‌ موسوي‌ گفته‌اند، از اعتماد امام ‌( ره‌)، از حمايت‌ همه‌ گروه‌ها، از اتفاقاتي‌ كه‌ بعد از دو خرداد بوجود آمده‌ و از راه‌هايي‌ كه‌ براي‌ حل‌ مشكلات‌ هست‌. اما آقاي‌ موسوي‌ بر استدلال‌هاي‌ معروفش‌ تاكيد داشته‌ است‌: رييس‌ جمهوري‌ كه‌ اقتصادش‌ تكه‌ پاره‌ شده‌ باشد، قواي‌ امنيتي‌ و قضايي‌ كه‌ چنين‌ باشند، مجلس‌ كه‌ چنان‌ باشد و حتي‌ از همه‌ مهم‌تر اينكه‌ دولت‌ رسانه‌يي‌ نداشته باشد كه‌ بتواند مشكلاتش‌ را با مردم‌ درميان‌ بگذارد. وقتي‌ هم‌ كه‌ قرار باشد همكاري‌ نباشد مشكلات‌ چند برابر مي‌شود. يا وقتي‌ حجت‌ الاسلام‌ حاج‌ سيد محمد خاتمي‌ فرزند حضرت‌ آيت‌ الله‌ حاج‌ آقا روح‌ الله‌ خاتمي‌ چنين‌ عليه‌اش‌ مي‌آشوبند كه‌ هفت‌ سال‌ تمام‌ بر او آنچه‌ مي‌توانستند كردند و آنچه‌ كه‌ مي‌شد گفتند، درچنين‌ ساختاري‌، مهندس‌ موسوي‌ چه‌ مي‌تواند بكند؟ نه‌ اينكه‌ بخواهد از مسووليت‌ فرار كند. مي‌گويند نگران‌ است‌ كه‌ بعد از دو سه‌ ماه‌ كشور به‌ تشنجي‌ كشيده‌ شود كه‌ ضررش‌ خيلي‌ بيشتر باشد. هرچه‌ كروبي‌ و موسوي‌ خوييني‌ها گفته اند كه‌ ما حمايت‌ مي‌كنيم‌، مشكلات‌ را حل‌ مي‌كنيم‌، نپذيرفته‌ است. البته‌ به‌ ذهن‌ مي‌رسد كه‌ شايد مهندس‌ موسوي‌ با خودش‌ گفته‌ كه‌ خب‌، اين‌ همه‌ حمايت‌ از خود آقاي‌ خاتمي‌ كرديد چه‌ شد؟
* بدیهی است ابطحی نه می توانسته است بنویسد : خامنه ای بهیچرو اجازه نامزد شدن به موسوی را نداده است و نه می توانسته است بنویسد : که خامنه ای و مافیاهای نظامی - مالی که او را وسیله کار خود کرده اند، موسوی را تهدید کرده اند که لجن مالش خواهند کرد. علت اصلی انصراف میرحسین موسوی ، این تهدید بوده است.


صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر