آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٦۰٣ از ١٢ تا ٢٦ شهريور
سايت آقاى ابوالحسن بنى صدر

مواضع بوش و حکومت او همانها هستند که اقتدارگراها و استبدایان می خواهند و چالش بر سر " برنامه اتمی در رژیم :


● در 29 شهریور، پیام 216 تن از دانشگاهيان, فعالان سياسي و مطبوعاتي ايراني به مناسبت سومين سالگرد فاجعه 11 سپتامبر ، به روشنفكران آمريكا انتشار پیدا کرد : بنيانگذاران ايالات متحده آمريكا در پي تحقيق يك جامعه آزاد و آباد اين كشور را ايجاد كردند و آغاز آشنايي مردم ايران نيز با آمريكا براساس اين روياي جذاب بود.
اين درك تاريخي از شكل‌‏گيري آمريكا را رئيس جمهور ما در مصاحبه با خبرنگارC.N.N همراه با پيام صلح و دوستي ملت شريف ايران به ملت بزرگوار آمريكا منعكس كرد. خاتمي در آن شب از مهاجرت مسيحيان مؤمن و تلاش زحمت كشان و آزادي خواهان بنيانگذار آن كشور سخن گفت كه "دوتوكويل" در كتاب معروف خود "دموكراسي در آمريكا" به تصويرشان كشيده بود اما آن سرزمين رويايي امروز در چه وضعي است؟ آيا اينك درخواست "لنگستون هيوز" كه بگذاريد اين امريكا رويايي باشد كه رويا پروران در روياي خويش داشته‌‏اند مي‌‏تواند جامه تحقق بپوشد؟ هنگامي كه جنايت 11 سپتامبر 2001 ميلادي(20 شهريور 1380) به وقوع پيوست ايرانيان با وجود آن كه خاطره تلخ كودتاي آمريكايي 28 مرداد 1332 (1953) را در ذهن داشتند، در سوگ بي‌‏گناهاني قتل عام شده در اين فاجعه نشستند ، اما آن چه به فاصله كوتاهي پس از آن نصيبمان شد جايي در محور شر و در مجاورت عراق تحت سلطه صدام بود.
در امتداد همين وضعيت رسوايي وضعيت زندانيان در گوانتانامو و شكنجه در زندان ابوغريب در نقطه اوج روندي قرار مي‌‏گيرد كه از تئوري محور شر آغاز شده است و هنوز بايد منتظر بود تا پيامدهاي سنجيده و ناسنجيده خود را آشكار كند.
وقتي امروز از عينك حافظه تاريخي به ابوغريب مي‌‏نگريم، سازمان اطلاعات و امنيت رژيم شاه ساواك را مي‌‏بينيم با چند تكنيك اضافي نظير استفاده از سگ و تيراندازي به اسرا از برج مراقبت و اشكال تازه‌‏اي از عمليات رواني- جنسي.
اين پيام مي‌‏افزايد: ما در سايه اين رخدادهاي تلخ، اهميت ابتكار عمل رئيس جمهور ايران را در ارسال پيام صلح و دوستي به ملت آمريكا بهتر درك مي‌‏كنيم.
فراتر از آن امروزه فهم تفاوت اساسي ميان دو آمريكايي كه او در مصاحبه تاريخي خود با C.N.N مطرح كرد به يك ضرورت فوري تبديل شده است.
در واقع در همان جا كه جرج بوش، جنگ در منطقه خليج فارس و در حقيقت در درون حوزه تمدني ما را يك ضرورت جلوه مي‌‏دهد ما به ضرورت ملي و انساني گفت‌‏وگو با نمايندگان آن آمريكاي ديگر و متفاوت كه سرزمين آزادگان خوانده مي‌‏شد بيشتر پي مي‌‏بريم. ما در پاسخ به نظريه" يا با ما هستيد يا با آن‌‏ها" گزینه سومي پيش رو مي‌‏نهيم و صريحا اعلام مي‌‏كنيم كه با آزادي‌‏خواهان آمريكا از هر گرايش و گروه كه جنگ را گزينه اصلي خود نمي‌‏دانند و پايان اشغال را مطالبه مي‌‏كنند، اشتراك منافع( در مفهوم كلان ملي, منطقه‌‏اي و جهاني) داريم.
آنچه اين روزها به وضوح مشاهده مي‌‏كنيم، نوعي اسرائيلي شدن روز افزون سياست خارجي آمريكاست.
به عبارت ديگر تعميم تجربه سياست بولدوزرها, تانك‌‏ها و هلي‌‏كوپترهاي رفح و غزه در فلوجه و نجف و كربلا پيش چشمان ماست. امروزه به جاي كلاس‌‏هاي درس روزنامه‌‏نگاري و دموكراسي كه در طرح خاورميانه بزرگ وعده‌‏اش داده مي‌‏شد عملا اين نظاميان آمريكايي هستند كه اصول جنگ شهري و مديريت زندان‌‏ها را از همتايان اسرائيلي شان مي‌‏آموزند يا از تجارب آنان در سرزمين اشغالي بهره مي‌‏برند.
در اين ميان هم سويي كثيري از آزادي‌‏خواهان و روشنفكران و سياستمدارن و نمايندگان ملت امريكا با وجدان زخم خورده جامعه جهاني مايه تسلي ماست.
انقلاب اسلامی : گرایش ، که پیام خود هویت پیام دهندگان را بدست می دهد، به این واقعیت توجه کرده است که " فشار از بیرون " نه تنها موجب باز شدن فضا در درون نمی شود، دست ﺁویزی در اختیار زورپرستان برای بستن فضا می شود.

● محمد جواد روح در نشریه شرق (30 شهریور ) سه موضع را در قبال مسئله اتم ، توضیح داده است. بنظر او، موضع اول از ﺁن گره رجوی است که خواستار جنگ پیشگیرانه با ایران است . گروه دوم را طرفداران مردم سالاری ، در داخل و خارج می داند که موضع همانندی دارند و موضع سوم از ﺁن " محافظه کاران " رژیم است. از نوشته او، قسمتهائی را نقل کرده ایم که گویای تمایلهای موجود در رژیم هستند :


* تمایل اول جنگ با ایران به بهانه برنامه اتمی :
1 - ... اظهارات جعفرزاده، در واقع نماد و نماينده اى از مواضع جريانى در اپوزيسيون برانداز جمهورى اسلامى است كه عقيده دارد اين نظام سياسى به هر قيمت _ حتى اگر قيمت آن حمله نظامى خارجى به كشور باشد _ بايد برچيده شود. البته در اين موضع، مجاهدين خلق (منافقين) تا مقدار زيادى تنها مانده اند. چرا كه در ابتداى طرح مسائل هسته اى ايران، زمانى كه آنها به ارائه اطلاعات و اخبار درباره فعاليت هاى ايران مى پرداختند، جريان هاى ديگر اپوزيسيون هنوز جدى بودن اين مسئله را چندان مورد توجه قرار نداده بودند و حال كه مسئله براى ساير جريانات هم واجد اهميت شده، موضع مجاهدين خلق مورد استقبال قرار نگرفته است چرا كه اكثر جريان هاى اپوزيسيون عقيده دارند كه نظامى شدن فضاى كشور، منافع ملى ايران را فراتر از منافع جريان هاى حاكم به خطر خواهد انداخت و از اين رو، نمى توان از زاويه تبعات نظامى حاصل از مسائل هسته اى ايران راه و روزنه اى به سوى دموكراسى پيدا كرد.


* 2 -_ جريان دموكراسى خواه هوادار صلح :
پرونده هسته اى ايران اين امكان را فراهم آورده تا طيف هاى مختلف جناح صلح طلب در ميان نيروهاى سياسى داخل و خارج كشور شناخته شوند. نيروهايى كه شايد از منظر سياسى چندان قرابتى با يكديگر نداشته باشند و به ويژه از نظر تاريخى اختلافات و حتى كينه هايى ميان آنها موجود باشد ... اين نيروها يكى دو سال پس از دوم خرداد تقريباً از مواضع و گفتمان اصلاح طلب داخلى حمايت مى كردند اما از سال ۷۹ و با آشكار شدن نشانه هايى از ميزان مقاومت جريان محافظه كار در كنار برخى ضعف ها و كم كارى هاى جريان اصلاح طلب، شكاف و اختلاف ميان دو جريان شدت يافت تا به تدريج جريان هاى اصلاح طلب و اپوزيسيون نه تنها در ايدئولوژى كه از ابتدا تفاوت زيادى با يكديگر داشتند كه در استراتژى نيز با يكديگر به اختلاف رسيدند. جريان اصلاح طلب بر "جمهورى اسلامى خواهى" و جريان اپوزيسيون بر "جمهورى خواهى" پاى فشردند و مواضع متمايزى را در قبال مسائلى نظير انتخابات شوراها و مجلس هفتم اتخاذ كردند.
اما ظاهراً در حوزه مسائل هسته اى اين اختلافات چندان جايى ندارد . اگر در حوزه مسائل داخلى، قانون اساسى و ظرفيت هاى حقوقى آن براى دموكراتيزه كردن ساختار قدرت منشأ اصلى اختلاف ميان دو جريان است، در حوزه مسائل هسته اى، چنين اختلافى وجود ندارد. چرا كه نه در عرصه بين الملل قرارداد اجتماعى نظير قانون اساسى وجود دارد و نه در قاعده حاكم بر مسائل هسته اى كشورها يعنى معاهده NPT اختلاف نظرى ميان جريان هاى اصلاح طلب داخلى و اپوزيسيون جمهورى خواه خارجى وجود دارد.
اين مسئله در بيانيه و اظهارنظرهاى چهره هاى شاخص دو طيف آشكار است. محسن ميردامادى، معاون دبيركل جبهه مشاركت ، كه در مجلس ششم رياست كميسيون امنيت ملى پارلمان را در اختيار داشت، در ميان اصلاح طلبان داخلى از جمله چهره هايى است كه در اين باره بسيار سخن گفته و اظهارات وى به عنوان يكى از چهره هاى كارشناس اين جريان سياسى در مسائل هسته اى مورد توجه بوده است.
...
او مى گويد : "بسيارى از مقامات از مسير دقيق انرژى هسته اى ايران بى اطلاع هستند." ميردامادى در مقام تبيين مواضع جبهه مشاركت در قبال مسائل هسته اى ايران مى گويد: "ما بر اين باوريم كه بايد همه شرايط پيمان ها و پروتكل هاى بين المللى را بپذيريم و با اعتماد سازى در دنيا، از تحميل مواردى فراتر از پيمان هاى بين المللى جلوگيرى كنيم." اين عضو شوراى مركزى جبهه مشاركت نسبت به تبعات بى توجهى به اين مسئله هشدار مى دهد و مى گويد: "بايد متوجه بود كه توان ايران در قبال انواع تحريم هاى اقتصادى در صورت ارجاع پرونده ايران به شوراى امنيت چقدر است و ما از چنين توانى برخوردار هستيم يا نه؟" ميردامادى همچون ديگر همفكرانش در جبهه مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب، مسئولان نظام جمهورى اسلامى را به "محاسبه هزينه و فايده" فعاليت هاى هسته اى كشور فرا مى خواند و بر همين اساس مى گويد: "ارجاع پرونده ايران به شوراى امنيت، خط قرمزى براى كشور است. چنين اتفاقى نه تنها به توقف چرخه سوخت و غنى سازى خواهد انجاميد، بلكه محدوديت ها و فشارهاى ديگرى نيز بر ما تحميل خواهد كرد. ضمن آنكه نتايج، خروج پرونده ايران از شوراى امنيت مشخص نيست." ميردامادى با چنين تحليلى "هر اقدامى" براى جلوگيرى از ارجاع پرونده ايران به شوراى امنيت را قابل قبول و پذيرش مى خواند و مى گويد: "در غير اين صورت ممكن است مجبور شويم ضمن پرداخت هزينه هاى گزاف براى هميشه از دستاوردهاى خود در حوزه مسائل هسته اى چشم بپوشيم. "
ديدگاه هاى ديگرى نيز وجود دارد كه بعضاً با انتقاد اين طيف ها مواجه مى شود : نطق بحث انگيز "احمد شيرزاد" عضو كنونى شوراى مركزى جبهه مشاركت در زمان نمايندگى در مجلس ششم نمونه اين اظهارات بود. شيرزاد كه داراى دكتراى رشته فيزيك است و از منظر يك صاحب نظر علمى به تحليل مسائل هسته اى مى نشيند، اعتقاد دارد كه كليت فعاليت هسته اى حاصلى جز يك مشكل براى كشور نداشته است. او مى گويد: "اين مسئله به نقطه ضعف ايران تبديل شده است كه خارجى ها از آن براى فشار بر ايران استفاده مى كنند. اين مسئله به جاى آنكه باعث قوت ايران باشد، تنها باعث تضعيف كشور مى شود." شيرزاد كه تاكنون صريح ترين مواضع انتقادى در حوزه مسائل هسته اى را اتخاذ كرده، مى گويد كه حتى او نيز فراتر از "حرف هايى مبهم" را بيان نكرده و هنوز بايد انتظار كشيد تا روند مسائل در گذر زمان خود به خود روشن شود.
احزابى نظير جبهه مشاركت در عين حال اشاره مى كنند كه تضعيف موقعيت اصلاح طلبان در ساختار قدرت اثر منفى بر تحولات حوزه سياست خارجى كشور داشته و جريان هاى تندرو را تقويت كرده است. براساس چنين موضعى است كه "محمدرضا خاتمى" دبيركل جبهه مشاركت در سخنرانى خود در افتتاحيه كنگره اخير اين حزب گفت: "مهم ترين مسئله سياست خارجى ما در سال آينده مسئله انرژى هسته اى است كه وقتى با مشكلات حقوق بشرى همراه شود بر دامنه و عمق بحران ها خواهد افزود. راه حل اين مشكل يكى در درون و ديگرى در بيرون است: مردمسالارى و رعايت آزادى هاى قانونى و مشروع نيمى از مشكل را حل خواهد كرد و نيم ديگر به اعتمادسازى مجدد در صلح آميز بودن استفاده از انرژى هسته اى است. در اين مسئله، سه نتيجه بيشتر وجود ندارد: 1 - يا نظير ژاپن است كه به رغم تحمل رنج بازديدهاى مكرر و گاه خسته كننده بازرسان انرژى هسته اى، اين فناورى را به عامل رفاه ملت خود تبديل كرده است و 2 - يا مثل همسايه ژاپن (کره شمالی ) كه به رغم داشتن سلاح هاى اتمى، داراى ملتى گرسنه، منزوى و عقب افتاده است و ذلت بارتر از همه آن است كه كشورى همه تاسيسات هسته اى خود را همراه با عزت ملى بسته بندى كرده و يكجا به كاخ سفيد تقديم كند." ...

۳- طيف محافظه كار
اما در كنار دو طيف پيش گفته، محافظه كاران داخلى نيز مواضع خاص خويش را دارند. در ميان محافظه كاران طيفى كه همواره در حوزه سياست خارجى مواضعى راديكالى اتخاذ مى كند و بهبود روابط با جهان غرب را تنها واجد منافعى براى بيگانگان مى داند، از همان ابتدا مخالف همكارى هاى هسته اى ايران با آژانس بين المللى انرژى اتمى بوده است. حسين شريعتمدارى، مديرمسئول روزنامه كيهان، آشكارتر از ديگر محافظه كاران در اين باره اعلام موضع كرده است. وى از همان ابتدا با طرح اين مطلب كه تاكنون آژانس بين المللى انرژى اتمى از اجراى تعهدات خود در قالب پيمان NPT خوددارى كرده و مساعدت هاى لازم در مورد دستيابى ايران به تكنولوژى هسته اى را انجام نداده، خواستار خروج ايران از NPT و قطع همكارى ها با آژانس بين المللى انرژى اتمى شده است. وى بر همين اساس، كليه همكارى ها و مذاكرات ايران با طرف هاى اروپايى را مورد انتقاد قرار مى دهد و آن را خدعه و فريب جهان غرب با ايران ارزيابى میكند. شريعتمدارى كه نزديك شدن مواضع آمريكا و اروپا عليه فعاليت هاى هسته اى ايران ، كه در هفته هاى اخير آشكارتر شده ، را نشانه اى بر درستى تحليل و موضع اوليه خويش مى بيند و از اين رو، طرف ايرانى مذاكرات با اروپايى ها را مورد انتقاد قرار داده و آنها را به "عدم رعايت خط قرمز نظام" متهم مى كند.
از سوى ديگر، با تشكيل مجلس هفتم و قدرت گرفتن طيف هاى تندروتر جريان محافظه كار، مواضعى نظير آنچه كه شريعتمدارى آن را نمايندگى مى كند، در فضاى سياسى كشور پررنگ تر شده است. چنان كه ۲۰۰ نماينده مجلس هفتم در تازه ترين موضع خويش كه ديروز و پس از اجلاس اخير آژانس اتخاذ شد، ازسرگيرى غنى سازى اورانيوم برخلاف خواست شوراى حكام آژانس بين المللى انرژى اتمى را خواستار شدند. اين وضعيت باعث شده تا طيف هاى ميانه روتر جريان محافظه كار كه وجهه اى ديپلماتيك نيز دارند، به تدريج با مواضع طيف تندرو نزديك شوند. چنان كه "محمدجواد لاريجانى" اخيراً در يك مصاحبه تلويزيونى نه تنها غنى سازى اورانيوم كه دستيابى به سلاح هسته اى را حق ايران خواند. وى در اين مصاحبه كه از شبكه دو تلويزيون پخش شد، گفت: "از لحاظ دفاعى هيچ معنا ندارد كه دشمن سلاح هسته اى داشته باشد، اما ما خودمان را از داشتن سلاح هاى هسته اى محروم كنيم." اين اظهارات در حالى بيان شد كه موضع رسمى جمهورى اسلامى، خوددارى از دستيابى به سلاح هسته اى است و حتى مقامات جمهورى اسلامى با اين ديدگاه فقهى كه "دستيابى به سلاح اتمى حرام است"، حركت در اين جهت را نامشروع اعلام كرده اند. با اين حال، لاريجانى به صراحت گفت: "ما نبايد تبليغات عظيم غربى ها را قبول كنيم. به اين معنى كه توان دفاع هسته اى توان منحرفى است. حق مسلم ما آن است كه سلاح هسته اى داشته باشيم. چون كشورهاى پيرامون ما همه سلاح هاى هسته اى دارند. اسرائيل سلاح هسته اى دارد و بنا براين، هيچ كس حق ندارد ما را از داشتن سلاح هسته اى محروم كند" وى پيوستن به NPT را يكى از اشكال هايى دانست كه متوجه ايران است.
انقلاب اسلامی : 1 - در این ارزیابی ، روش " اصلاح طلبان " که واگذاشتن مسئله به اختیار حسن روحانی ، نماینده خامنه ای و هاشمی رفسنجانی ، است ، ناگفته مانده و از زبان محمد رضا خاتمی وارونه نیز جلوه داده شده است. در حقیقت، اگر از روز نخست ، مسئله حل شده بود، " برنامه اتمی " دست ﺁویز بحران سازی نمی شد. 2 - روش غلط در موضوع " برنامه اتمی " بسا به این علت اتخاذ شد که فرض می شد موجب فشار از بیرون و بنا بر این ، تحکیم موقعیت اصلاح طلبان در درون می شود. هشدارها نیز شنیده نشدند تا ﺁمد ﺁنچه بر سر " اصلاح طلبان " ﺁمد.
موضع اخیر پاول وزیر خارجه امریکا ، حاصل این رفتار " اصلاح طلبان " در سیاست خارجی است ( مصاحبه با واشنگتن تایمز 19 سپتامبر ) :

● هيچگاه‌ نبايد خود را ميان‌ گروه‌ و جناح‌هاي‌ مختلف‌ در ايران‌ قرار داد. پاول گفت‌: برخي‌ در امريكا اعتقاد داشتند كه‌ رييس‌ جمهور (محمد خاتمي‌) نماينده‌ جناح‌ معتدل‌ در ايران‌ است‌. لذا پس‌ از زلزله‌ بم‌، پيشنهاد كرديم‌ هياتي‌ متشكل‌ از سناتور جمهوريخواه‌، اليزابت‌ دال‌ (همسر رييس‌ سابق‌ مجلس‌ سنا و نامزد پيشين‌ حزب‌ جمهوريخواه‌ براي‌ رياست‌ جمهوري‌ امريكا) و يك‌ نفر از اعضاي‌ خانواده‌ رييس‌ جمهوري‌ ( مادر جرج‌ بوش‌ ) براي‌ ابراز همدردي‌ به‌ ايران‌ سفر كنند.آنها در پاسخ‌ گفتند از پيشنهاد شما بسيار متشكريم‌ ولي‌ شرايط‌ سياسي‌ در حال‌ حاضر اجازه‌ چنين‌كاري‌ را نمي‌دهد. آنها با اصل‌ پيشنهاد مخالفت‌ نكردند، بلكه‌ گفتند: شرايط‌ براي‌ انجام‌ آن‌ سفر مناسب‌ نيست‌. تيم‌ كمك‌ رساني‌ امريكا براي‌ زلزله‌زدگان‌ بم‌ چند هفته‌ پيش‌ از ايران‌ بازگشت‌ و طي‌ تمامي‌ اين‌ مدت‌ در آن‌ كشور سرگرم‌ فعاليت‌ بود. وزير امور خارجه‌ امريكا اظهار داشت‌: در برخورد با مساله‌ ايران‌ ما به‌ همه‌ نكات‌ توجه‌ داريم‌. پاول‌ گفت‌: اكنون‌ سرگرم‌ بحث‌ دراين‌ باره‌ هستيم‌ كه‌ آيا قشر معتدل‌ قابل‌ دوام‌ در ميان‌ روحانيون‌ وجود دارد؟ آيا در طبقه‌ تصميم‌گيران‌ ايران‌، بين‌ روحانيون‌ و غير روحانيون‌ آن‌ تفاوتي‌ واقعي‌ وجود دارد؟ يا ما فقط‌ دو روي‌ يك‌ سكه‌ را مي‌بينيم‌. وزير امور خارجه‌ امريكا تاكيد كرد در چگونگي‌ برخورد با ايران‌ بايد دقت‌ داشت‌. 50 تا 55 درصد از جمعيت‌ ايران‌ را جوانان‌ تشكيل‌ مي‌دهند. تعدادي‌ از دوستان‌ امريكايي‌ ايراني‌ تبار من‌ بطور مرتب‌ به‌ ايران‌ سفر مي‌كنند و آزادانه‌ در داخل‌ كشور رفت‌ و آمد دارند.ما به‌ دنبال‌ برخورد با برنامه‌ هسته‌يي‌ ايران‌ هستيم‌ و مي‌گوييم‌ آنها دهشت‌افكني‌ مي‌كنند و سرگرم‌ ساخت‌ تسليحات‌ كشتار جمعي‌ هستند.ما مواضع‌ خود را كنار نگذاشته‌ايم‌. در حالي‌ كه‌ تلاش‌ خواهيم‌ كرد در برابر ايران‌ قاطع‌ باشيم‌، به‌ ديواري‌ از جوانان‌ ايران‌ كه‌ 60 درصد از جمعيت‌ آن‌ كشور را تشكيل‌ مي‌دهند نيز چشم‌ خواهيم‌ داشت‌.
3 - یک نوبت ( بیانیه انجمن فیزیک دانان ) اطلاعی را در این باب در اختیار افکار عمومی قرارداد اما دنباله پیدا نکرد. حال ﺁنکه عمده از راه دادن اطلاع های صحیح می توانستند اعتماد افکار عمومی جهانی را جلب کنند. 4 - امری که به حقوق ملی ایران مربوط می شود و بسا هزینه بسیار سنگینی روی دست ملت ایران می گذارد، نمی باید در رابطه با منافع گروهی ، موضوع ارزیابی و موافقت یا مخالفت قرار گیرد . روش کار " اصلاح طلبان " از این نظر ، مشابه روش تمامت خواهان رژیم بوده است. اظهارات محمد جواد لاریجانی از دیدگاه " منافع " برادر او، در مقام نامزد مافیاهای نظامی - سیاسی برای تصدی مقام ریاست جمهوری است.
و اینک نیز ، موضعگیریشان حاکی از ورود در کوشش پیگری برای جلوگیری از اینکه بحران اتمی سرنوشت جنگ 8 ساله و بحران سازیهای دیگر را پیدا کند، از این جماعت مشاهده نمی شود. ابتکار عمل را در اختیار تیره فکر ترین گرایش یول پرست گذاشتن خیانت به ایران و حقوق ملی مردم ایران است.
از جمله این حقوق نفت و گاز و منابع ثورت کشور و حق مردم ایران در زندگی نکردن در فقر سیاه هستند :


صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر