گزارش کمیسیون 11 سپتامبر و جنگ سردی که محافظه کاران جدید اسباب می چینند و مذاکره یا جنگ با ایران؟:
انقلاب اسلامی : در قسمت اول گزارش کمیسیون 11 سپتامبر را و در قسمت دوم جنگ سردی که محافظه کاران جدید اسباب می چینند و جنگ احتمالی یا مذاکره با " ایران " ، دست ﺁویز انتخاباتی ؟ :
تحقیق در باره ترورهای 11 سپتامبر : ناکامی دولت در حمایت از مردم امریکا از جمله بخاطر انزوا :
●گزارش کمیسیون تحقیق که در 22 ژوئیه 2004 منتشر شد، با ﺁنکه بر اصل پرهیز از مقصر کردن دو رئیس جمهوری ، یکی کلینتون و دیگری بوش تحریر شده ، ناگزیر از تصریح این نکات شده است :
* میان القاعده و صدام و رژیم او هیچ ارتباطی نبوده است. به سخن دیگر، بوش و حکومت او دروغ گفته اند.
* در مقایسه با حکومت بوش، حکومت کلینتون دید روشن تری نسبت به خطر القاعده به رهبری بن لادن داشته است.
* 8 تا 10 تن از تروریستها که در ترورهای 11 سپتامبر شرکت داشته اند، از ایران عبور کرده اند. اما دلیلی در دست نیست که ایران از کار ﺁنان مطلع بوده است. به قول ژاک استرو، وزیر خارجه انگلستان، تروریستها از کشورهای دیگری نیز عبور کرده اند.
بدین قرار، مسئله مهمی که کمیسیون تحقیق از ﺁن غافل شده است، اندازه تنهائی امریکا در جهان است. در حقیقت، تروریستها از کشورهای چندی رفت و ﺁمد کرده اند. در کشورهائی اقامت داشته اند. طرفه اینکه ، در فرودگاههای امریکا، عبورشان از پستهای تفتیش و مراقبت ، فیلم برداری شده است. اما هم به دلیل اینکه کشورهای دیگر، اطلاعی در اختیار حکومت امریکا نگذاشته اند و هم بلحاظ وجود سازمانهای اطلاعاتی متعدد و رقیب با یکدیگر ، حکومت نتوانسته است از وقوع ترورهای پیشگیری کند. در این باره، لوس ﺁنجلس تایمز (26 ژوئیه ) نوشته است : کمیسیون پرسشهای مهمی را بدون پاسخ گذاشته است از جمله این پرسش را 500 هزار دلار هزینه عملیات را از چه راه در اختیار تروریستها قرار گرفته است و پرداخت کننده چه کسی بوده است ؟ سه سازمان اطلاعاتی امریکا و ﺁلمان و مراکش با ﺁنکه این افراد را تحت نظر و تحقیق داشته اند، چرا نتوانسته اند فعالیتهای خود را همآهنگ کنند ؟ چرا محمد عطا و یک هواپیما ربای دیگر، روزی پیش از هواپیما ربائی از بستون به پرتلند رفته اند و باز گشته اند ؟ چرا 5 تن از تروریستها از یک خانواده پاکستانی بوده اند که به کویت مهاجرت کرده بود و خانواده پرهیزکار است ؟
چرا مقامات امارات متحده عربی می گویند : به تقاضای امریکا، در ژانویه 2001، زیاد سیمر جراح، یکی از تروریستها را ، وقتی از پاکستان به ﺁلمان می رفت، بلافاصله بعد از دیدار با بن لادن، بازجوئی کرده اند. بنا بر مدارکی که لوس ﺁنجلس تایمز بدست ﺁورده است ، امریکائیها به دوایر اطلاعاتی دیگر اطلاع داده است که امارات ﺁنها را از بازجوئی مطلع کرده است که از جراح ﺁگاه کرده است اما این بازجوئی کاری عادی بوده است. مقامات امارات میگویند بازجوئی معمولی نبوده و توانسته اند بدانند که او قصد رفتن به امریکا را دارد و امریکا را از این قصد ﺁگاه کرده ند.
Zammar تحت نظر بوده است. تلفنهای او نیز شنود می شده است. او خلبانها را ﺁماده می کرده است. اما دستگاه اطلاعاتی ﺁلمان اطلاعی از او به امریکا نداده است.
اسلام گرایان در سالهای 1990، در ﺁلمان فعال بوده اند. سازمانهای اطلاعاتی امریکا و ﺁلمان در کشورهای سوریه و مراکش و دیگر کشورهای عرب فعال بوده اند. با اینحال، تروریستها توانسته اند در کشورهای ﺁلمان و اسپانیا افرادی را ﺁماده و روانه امریکا کنند و در امریکا ترورهای 11 سپتامبر را انجام دهند بی ﺁنکه سازمانهای اطلاعاتی مزاحمتی برای ﺁنها بوجود ﺁورند.
و یا محمد بن ناصر بلفاس ، در هامبورگ، که با تروریستها همکاری داشته است، با گذرنامه جعلی ، در سال 2000، به ویرجینیا رفته است. تروریستها نیز با همین نوع اوراق به امریکا رفته اند.
* حکومت امریکا با همان روشی که در جنگ سرد بکار می برد، با " تروریسم اسلام گرا" رویاروئی کرده است که پدیده ای جدید است. بزرگ ترین سازمانها اطلاعاتی را وزارت دفاع در اختیار دارد که بکار مبارزه با ترور نمی ﺁید.
* با ﺁنکه پیش از انتشار گزارش، هر دو طرف جمهوریخواه و دموکرات گفتند که ترورها قابل پیشگیری بوده اند، اما در گزارش ، موضوعی را که بخاطرش کمیسیون تشکیل شد، مسکوت گذاشته شده است. تنها به فرصتهائی که مغتنم شمرده نشده اند اشاره رفته است. بدیهی است مقصری نیز معین نگشته است. تنها رئیس کمیسیون ( جمهوریخواه) گفته است: هیچ شخص خاصی مسئول شکستهای ما نیست. هر یک از مقامات بخشی از مسئولیت را بر عهده دارند. توجیه اعضای کمیسیون اینست که ما به گذشته نگریستیم تا ﺁینده را روشن ببینیم. اما چگونه می توان گذشته را مبهم گذاشت و ﺁینده را روشن دید؟ بدون رها شدن از ملاحظات حزبی و زمانی (نزدیکی انتخابات ریاست جمهوری) ضعفهای دولت و نیز ضعفهای ناشی از چند و چون رابطه با دنیای خارج نمی توانسته است ﺁنسان که باید دیده شوند.
* معاون کمیسیون لی هامیلتون ، همان شخص بوده است که رئیس کمیسیون تحقیق در باره اکتبر سورپرایز بود و برای ﺁنکه از عواقب غیر قانونی بودن ریاست دو رئیس جمهوری اجتناب شود، مدارک مسلم بسیاری را سانسور کرد . او گفته است : همه از تهدیدهای تروریستها ﺁگاه بوده اند اما به مبارزه با ﺁنها تقدم نداده اند. به قول لوموند (23 ژوئیه ) نظیر این سخن را ، همکاران بوش نیز بر زبان ﺁورده اند. چنانکه خانم کندولیزا رایس، مشاور امنیتی بوش گفته بود : هیچکس فکر نمی کرد که القاعده ، در خاک امریکا، بتواند ضربه وارد کند.
* اعضای دموکرات کمیسیون به این قانع شده اند که در گزارش قید شود حکومت کلینتون ، در دوره 8 ساله خود، نسبت به خطر تروریستهای اسلام گرا، دیدی روشنتر از دید حکومت بوش داشته است.
* گزارش هشدار مورخ 4 سپتامبر ، ریچارد کلارک، مشاور بوش در مبارزه با تروریسم به مافوقهای خود را ﺁورده است. کلارک نسبت به ترور فاجعه ﺁمیزی هشدار داده و تأکید کرده است عمل کنید پیش از ﺁنکه دیر و بسیار دیر شود. با وجود این ، حکومت به این سئوال که ﺁیا " ﺁیا القاعده خطر بزرگی بشمار است ؟" ، نپرداخته است. یک هفته بعد، ترورهای 11 سپتامبر ، به جای حکومت، پاسخ پرسش را داده اند.
* 10 فرصت پیش ﺁمده اند که هیچیک مغتنم شمرده نشده اند و مأموران اجرای ترورها ، بخصوص دو تن از ﺁنها، در معرض شناسائی قرار گرفته اند اما ضعف سیا مانع از توفیقش در شناسائی تروریستها گشته است.
* کمیسیون به نتیجه رسیده است که تروریستها در داخل امریکا از کمکهائی برخوردار شده اند اما از چه کسانی و چه نوع کمکهائی به ﺁنها کرده اند؟ پرسشی است که کمیسیون بی جواب گذاشته است.
لوس ﺁنجلس تایمز (23 ژوئیه ) براینست که اعضای کمیسیون از ﺁنجا که می خواسته اند گزارش را به اتفاق ﺁراء تهیه کنند، پرسشهائی را بدون پاسخ گداشته اند.
انقلاب اسلامی : پرسیدنی است " تنها ابر قدرتی " که در پیشگیری از ترورها تا این اندازه بی کفایتی بخرج داده است، چرا باید سلطه گری کند؟ ﺁیا دلیلی جز این دارد که رژیمهای حاکم بر کشورهای اسلامی نیاز به سلطه گر دارند تا بر ملتهای خود به استبداد حکومت کنند ؟ با وجود این، وقتی کار سلطه گر به این حد از انزوا می کشد، 41 تدبیری که کمیسیون سنجیده است، بکار نمی ﺁید. کاری که باید کرد دست کشیدن از سلطه گری است نه تدارک جنگ و تهدید به جنگ :
|
|
|