ﺁیا هاشمی جام زهری به خامنه ای نوشاند و یا خود نوشید یا هر دو نوشیدند ؟:
هاشمی رفسنجانی و باند او که گفتگوهای پاریس ( با سه کشور ) و وین ( با سه کشور و ﺁژانس ) را اداره کرده اند ، جام زهری را ﺁماده کرده اند. جام زهر قبول قطعنامه 568 سازمان ملل در باره پایان جنگ 8 ساله را هاشمی رفسنجانی بدست خمینی داد و او نیز سر کشید. اما خامنه ای نه ﺁن جرأت را دارد که در علن جام را سر بکشد و نه حاضر است جام زهری را سر بکشد که به قول او هاشمی خود باید سر بکشد. فعلاً به تاریک خانه خزیده و منتظر است ببینند مافیاها می توانند این جام زهر را به هاشمی رفسنجانی بنوشانند یا خیر.
توافق پاریس را نخست یک پیروزی خواندند . باند رفسنجانی در صدا و سیما توافق را پیروزی ایران و شکست امریکا تبلیغ کرد. تنها یکی دو روز از امضای توافق گذشته بود که " بلند پایگان " رژیم متوجه شدند که کلاه گشادی سرشان رفته است. روزی بعد از امضای توافقنامه پاریس، حسن روحانی اعلان کرد که این توافق نامه به تأیید سران نظام رسیده است. حالا، طرفداران خامنه ای می گویند او دروغ گفته است و " رهبر " توافق را تأیید نکرده است. واکنشهای مجلس و رسانه های طرفدار خامنه ای و تظاهرات در برابر سفارت انگلستان برای ﺁنند که وانمود شود " رهبر" از ﺁن اطلاع نداشته است. مخالفت محسن رضائی و سخنان دو پهلوی خاتمی - من نبودم اما "اصل قضیه بیانیه مورد تأیید ایشان ( " رهبر " ) قرار گرفته است - و صحبتهای رئیس مجلس، معلوم کردند که " سران نظام" مورد ادعای روحانی ، هاشمی رفسنجانی و حسین موسویان و علی ﺁقا محمدی ( در صد و سیما است ) و... هستند. حقیقت اینست که خاتمی و حکومت او از اول در جریان نبودند . او و همکارانش نه فعالیتهای اتمی را شفاف کردند تا که بحران سازان مجال بحرانی را پیدا نکنند که بر ضد خاتمی و اصلاح طلبان نیز بود و نه به مسئولیت خویش عمل کردند و بعنوان حکومتی مسئول ، مذاکره با غرب را تصدی کردند. البته ، حداد عادل، " رئیس " مجلس هم در جریان گفتگوها و توافق نبود.
هر اندازه از پاریس دور و به وین نزدیک می شدند، نیاز پیدا می کردند به باج دادن به چین ( قرارداد 100 میلیارد دلاری ) و روسیه ( سفر موسویان به روسیه و امضای قرارداد بر سر خرید مایحتاج نیروگاه بوشهر ) و به غیر متعهد ها :
روز شروع مذاکره در وین، رئیس جمهوری سیریلانکا به ایران ﺁمد . دیدار عجیب او با " رهبر " و " رئیس جمهوری " نه تنها معلوم کرد که غیر متعهد ها هم باج ستانده اند بلکه ﺁشکار کرد که باید از " خط قرمز " ی که خامنه ای از ﺁن سخن می گفت - و در حضور هوگو شاوز ، رئیس جمهوری ونزوئلا نیز تکرار کرد - عبور کند و عبور کنند.
در این سفر، رئیس جمهوری سیریلانکا هم از جانب غرب و هم بعنوان معتمد غیر متعهدها ، علاوه بر اتم، در باره افغانستان و و عراق و اقلیتهای مذهبی نیز با خامنه ای و خاتمی صحبت کرده است. قراردادهای اقتصادی نیز به امضاء رساند و رفت.
مذاکرات روز به روز وین نشان می داد که خط قرمز پاک شده است . الا اینکه باند رفسنجانی امیدوار بود با باجها که از کیسه مردم ایران پرداخته اند ، اجازه کار 20 سانتریفوژ را بدست می ﺁورد و ﺁن پیروزی را از ﺁن خود می کنند که راه را بطور کامل برای بازگشت هاشمی رفسنجانی ، به ریاست جمهوری ، هموار می کند. در حقیقت، بارها و بارها، مقامات درجه اول و درجه دوم رژیم اعلام کرده بودند خط قرمز ما " خود داری از تعلیق غنی سازی " ( مجلس طرحی نیز تصویب کرد ) و توقف فعالیتهای اتمی می باشد. از این رو، در اجلاس وین تقلا کردند اجازه کار 20 سانتریفوژ را بدست ﺁورند. موفق نشدند . از جمله به این دلیل که موافقتنامه پاریس را امضاء کرده بودند . بنا بر ﺁن، غنی سازی اورانیوم بطور کامل می باید متوقف می شد.
این بود که در طول اجلاس شورای حکام، مواضع موسویان نیز تغییر می کردند: روز پنج شنبه ، موسویان اعلان کرد که برای ما مهم تغییر پیش نویس اروپا و گرفتن اجازه استفاده از 20 دستگاه سانتریفوژ است. و هم او ، وقتی دید روسیه و چین و غیر متعهدها حاضر نیستند کاری بکنند و می باید خط قرمز را پاک کند، باز در صدا و سیما، گفت : مسئله سانتریفوژ برای ما اهمیت چندانی ندارد. و چون غرب تعهد کتبی می خواست، لازم شد عقب نشینی از خط قرمز ، توجیه شود.
در ایران ، شراط بگونه ای بود که نیروهای جنگ طلب و انصار حزب الله و ذوب شدگان در ولایت منتظر بودند که بمحض عقب نشینی از خط قرمز، وارد عمل شوند. اما " رهبر " نگون بخت چاره ای جز امضا کردن عقب نشینی از خط قرمز را نیافت. جز اینکه می خواست جام زهر را به جای او، هاشمی رفسنجانی سر بکشد. ﺁخر او، پیش از ماه رمضان، خط قرمز کشیده بود. حالا چگونه بیاید و بگوید تسلیم نامه را امضاء کردم؟ وظیفه توجیه بر عهده شاخه تبلیغاتی سازمان ترور گذاشته شد :
* در 2 ﺁذر (22 نوامبر ، سه روز پیش از تشکیل ﺁژانس ) ، شریعتمداری ، شکنجه گر و تروریستی که مدیر مسئول کیهان است ، در جمع " دانشجویان " در ایلام گفت : " رهبر انقلاب نيز مانند حضرت امام(ره) از دخالت مستقيم در اموري كه براي آن روال عادي و بستر تعريف شده در نظر گرفته شده است پرهيز دارند و هرگاه احساس كنند كه مسير طي شده از اهداف تعيين شده و منافع نظام فاصله گرفته است بدون كمترين ترديدي به مقابله جدي با آن و اصلاح مسير بر ميخيزند. مديرمسئول كيهان در ادامه به نمونههايي از اين دست اشاره كرده و از جمله گفت: حضرت امام(ره) در وصيت نامه خود به صراحت فرمودند كه از ابتدا نيز با مواضع و عملكرد بني صدر مخالف بوده اند ولي ادامه مسئوليت وي را تا هنگامي كه خطر جدي نشده بود تحمل فرمودند و يا قائم مقامي آقاي منتظري را از ابتدا غيرمنطقي و خطرآفرين ميدانستند، اما هنگاميبه عزل او همت گماشتند كه مواضع و عملكرد منتظري ميرفت تا كشور را تسليم بيگانگان كند."
حرفهای او دروغهای معمولی نیستند. وارونه سازی واقعیت هستند. کشور را ایران گیتی ها تسلیم بیگانگان کردند و جام زهر را ﺁنها به خمینی نوشاندند. بنا بر قانون اساسی دستکاری شده، سیاست خارجی را " رهبر " معین می کند و خامنه ای مرتب در باره " سیاست اتمی کشور " داد سخن داده بود و خط قرمز کشیده بود.
* در جمعه 7 ﺁذر، دو روز پیش از تسلیم تعهد کتبی به ﺁژانس، احمد جنتی ، را بهر زحمتی بود به دانشگاه ﺁوردند تا در خطبه های نماز جمعه ، تسلیم را توجیه کند. این پدرخوانده و ایدئولوگ انصار حزب الله و " جناح تند رو" توافق وین را توجیه کرد. کافی نشد.
* صبح روز شنبه 8 ﺁذر، ساعت 10 صبح، جوادی ﺁملی از ایدئولوگهای خشونت طلبان رده بالا، مأمور توجیه تسلیم نامه شد. در تلویزیون ، گفت : اینهائی که در پاریس قرارداد بستند، کاری بسیجی کردند . تنها ایراد کارشان این بود که توافق کتبی بعمل ﺁوردند و ﺁن را امضاء کردند اما در مورد خواستهای خود ، شفاهی تعهد گرفتند.
همراه با این توجیه ها ، صدا و سیما ( باند مافیاهای نظامی - مالی ) و روزنامه های وابسته به " رهبری " ، مثل همشهری و کیهان و جمهوری اسلامی ، مدام فریاد مقاومت باید کرد و از خط قرمز عقب نشینی نباید کرد، سر می دادند.
از همه مضحک تر این که در همان روز 8 ﺁذر ، سخنگوی وزارت خارجه کره مریخ ( چون از ایران خبر ندارد ) ، عاصفی اعلان کرد که ایران به هیچ وجه از خواست خود که استفاده از 20 سانتریفوژ است، عقب نخواهد نشست. حال ﺁنکه دو روز پیش از ﺁن، موسویان گفته بود 20 دستگاه سانتریفوژ برای ما مهم نیست. همین سخنگو که معلوم نیست سخنگوی کیست زیرا حرفهایش نه به خامنه ای و نه به خاتمی و نه به خرازی ربط دارد، اعلان می کند : در اجلاس وین از حقوق حقه خود نخواهیم گذشت و خبر نداشت که گذشت انجام شده بود!
روز یک شنبه ، تعهد نامه ایران تسلیم می شود. و وقتی متن قطعنامه نهائی تنظیم و روز دو شنبه 9 ﺁذر تصویب شد ، معلوم شد که بنا بر قطعنامه ، ایران مشغول تولید بمب اتمی نبوده است. یعنی اطلاعاتی که دست نشانده ها به امریکا دادند و قال و قیل امریکا، مبنائی نداشته است و زمان لازم بوده است که ایران توانائی تولید سلاح اتمی را پیدا کند.
در پیش نویس نهائی قطعنامه که تصویب شد ، در وین ، از " روح توافق " پاریس که حسن روحانی از ﺁن دم می زد، دیگر خبری نبود. پنداری روح از کالبد ﺁن توافق خارج شده است . در عوض، در ایران ، خاتمی تصویب قطعنامه را شکست امریکا و همه کسانی خواند که می خواستند پرونده اتمی ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد برود. تبلیغات رسمی شکست امریکا را محور کرده است.
با وجود این ، توجه ها از تسلیم رژیم منصرف نمی شود. از این رو لازم دیدند توجه ها را به سرگرمی های جدید جلب کنند . بهتر بگوئیم همانطور که سنت رژیم است ، توجه ها را از شکست و سرکشیدن جام زهر ، با تشدید سرکوب ، برگیرند. اینست که پیشنهاد جدا کردن واواک از حکومت و پیشنهاد دادن 350 میلیون دلار به بسیج و ارزان نگاه داشتن نفت و ترتیب دادن رژه 200 هزار نفری بسیجیان نو پوش ( برخی برای بدست ﺁوردن 15 هزار تومان و لباس و پوتین نو ، لباس پوشیدند و در رژیم در شهر شرکت کردند )را دادند :
* 35 پاسدار که حالا نماینده مجلس شده اند پیشنهاد کرده اند 350 میلیون دلار از حساب ذخیره ارزی برای تجهیز گردانهای عاشورا و الزهرا ، پرداخت شود. این گردانها مأمور سرکوب مردم مخالف رژیم هستند.
* و 37 " نماینده " از ﺁنها که موافق قتلهای زنجیره ای بوده اند و دراکولاهای خون ﺁشامی هستند و از خون دگر اندیشان تغذیه کرده اند و ضربه هائی از واواک - تنها وزارتخانه ای که اصلاح طلبان می گویند ﺁن را اصلاح کرده اند - خورده اند ( اطلاعیه در باره قتلهای زنجیره ای ، افشای چند و چون ترور حجاریان ، معرفی یورش برندگان به کوی دانشگاه تهران و خوابگاه دانشگاه علامه و قتل زهرا کاظمی و اعلام بی گناهی ملی - مذهبی ها و... به فکر تصرف واواک افتاده اند. مافیاها ، طی 4 سال گذشته، چهار دستگاه اطلاعاتی ساخته اند که عبارتند از :
1 - اطلاعات رهبری که مجتبی خامنه ای و حجازی و فلاحیان و گلپایگانی و ناطق نوری ﺁنها را اداره می کنند.
2 - اطلاعات قوه قضائیه به ریاست الیاس محمودی و با عضویت اخراجی های واواک یعنی کسانی که در دوره فلاحیان و سعید امامی عامل ترورها و فسادها بوده اند.
3 - اطلاعات سپاه پاسداران و
4 - اطلاعات نیروهای انتظامی.
اما این دستگاهها هم بلحاظ ناتوانی در انجام فعالیتهای اطلاعاتی و هم بخاطر کمی سواد و کفایت و زیادی اعتیاد به زورگوئی، توانا به کار اطلاعاتی نیستند. از این رو، به فکر تصرف واواک افتاده اند. طرح از این 37 " نماینده " نیست. به قول بروجردی ، " نماینده " ای که از جناح راست - ﺁبادگران است: طرح جدا سازی وزارت اطلاعات از دولت، از بیرون مجلس به مجلس ﺁمده است. احتمال نمی رود این طرح تصویب شود.
بهر رو، روز یک شنبه ، اخبار ساعت 12 شب تلویزیون ، ساعتها بعد از تسلیم تعهدنامه به شورای حکام، اعلام کرد : اروپا عقب نشینی کرده و حاضر شده است با فعالیت 20 سانتریفوژ موافقت کند ،البته با شرائطی . 30 دقیقه بعد، تلویزیون خبر داد که شرط اروپا اینست که کار سانتریفوژها تحت نظارت مستمر بازرسان ﺁژانس باشد و مواد اصلی تزریق نشوند و به ﺁزمایشها محدود شود.
صبح که شد ، سازندگان خبر متوجه شدند که خواب ﺁلوده خبر ساخته اند و خبر ساختگی ﺁنها هنوز خفت بار تر است . این بود که در دوشنبه ، 9 ﺁذر 1383، خبر چشم پوشیدن ایران از تقاضایش - کار 20 سانتریفوژ - را پخش کردند. البته داوطلبانه !
بحران سازی و عبور از بحران یا قماری که باختهایش از جیب مردم پرداخت می شود و سرکوبهایش را نیز ایرانیانی باید تحمل کنند که درست در بهترین فرصتها برای بازیافتن توانائی و تبدیل شدن به یکی از معدود کشورهای جهان که می تواند در تحول عمومی جهان نقش داشته باشد ، شاهد قمار استبدادیان بر سر هستی کشور خویش هستند.
انقلاب اسلامی : بموقع است ، قول حسن روحانی و دو ارزیابی از دو نشریه امریکائی را نیز بیاوریم :
|
|
|