آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥٩٨ از ١ تا ١٤ مرداد
سايت آقاى ابوالحسن بنى صدر

هنوز و باز "اکتبر سورپرایز" ؟ - موقعیت ایران در عراق - معامله ایران با امریکا :

انقلاب اسلامی : این فصل را در سه قسمت مطالعه می کنیم . در قسمت اول، قسمتی از مصاحبه دکتر یزدی و دو گزارش از " ﺁنتی وار " یکی در باره احتمال رئیس سیا شدن یکی از دست اندرکاران در " اکتبر سورپرایز " و دیگری احتمال حمله اسرائیل به تأسیسات اتمی ایران ، بمثابه " اکتبر سورپرایز جدید و در قسمت دوم ، ارزیابی نیویورک تایمز از مواقعیت ایران در عراق و در قسمت سوم حذف جنگ با ایران از اتهامات صدام و معامله بر سر گروه رجوی :

بهشتی با سلیوان ارتباط جداگانه داشت و وقتی اسناد به خمینی داده شد ... و دو "اکتبر سورپرایز" جدید؟

● قسمتی از مصاحبه دکتر یزدی با مجله نامه که به روابط بهشتی با امریکائیها مربوط میشود:
مجله نامه شماره 30 دو مصاحبه ، یکی با دکتر ابراهیم یزدی و دیگری با مهندس سحابی انتشار داده است. هر دو مصاحبه نکاتی را در بر دارند که عموم ایرانیان می باید از ﺁنها ونقد ﺁنها ﺁگاه شوند. از جمله این نکات، رابطه بهشتی با سلیوان ، ﺁخرین سفیر امریکا در ایران، و سفر او به امریکا و واکنش خمینی وقتی مدارک ارتباط و گفتگوی بهشتی با سلیوان را به او می دهند :

* نامه از رابطه خمینی با دولتهای خارجی می پرسد و دکتر یزدی پاسخ می دهد : هيچ ارتباطي وجود نداشت. بعد از آن (اجلاس سران 7 کشور ثروتمند در گوادلوپ ) بود كه نماينده ژيسكاردستن به ديدن امام آمد و گفت كه آقاي كارتر پيغامي به آقاي خميني داده‌است و متن كتبي پيغام را خواند. من متن جواب آقاي خميني را در كتابم آورده‌ام؛ اين موقعي بود كه هنوز آقاي بختيار نيامده‌بود و شاه نرفته‌بود. در پيغام كارتر آمده‌بود كه شاه، ايران را به زودي ترك مي‌كند و شما از بختيار حمايت كنيد و گرنه ارتش كودتا مي‌كند. آقاي خميني هم پاسخ قطعي داد و به كارتر توصيه كرد نمايندگان آمريكا در ايران كه با ارتش در ارتباط هستند مانع كشتار مردم شوند.
به نظر من، مهم‌ترين سند و حلقه مفقوده در ارتباط با آمريكا مذاكراتي است كه مرحوم دكتر بهشتي مستقيماً با سوليوان در تهران داشته‌است. در آن زمان رهبران انقلاب از 3 كانال با امريكا ارتباط داشتند: يكي در فرانسه بود كه مداركش منتشر شده است؛ يك كانال در ايران توسط شوراي انقلاب، مهندس بازرگان، آيت‌الله موسوي اردبيلي و دكتر سحابي با سوليوان بود؛ كانال سوم ارتباط و مذاكرات مستقيم دكتر بهشتي با سوليوان بود. استمپل در كتابش هر دو كانال ارتباطي در تهران را شرح مي‌دهد اما درباره مذاكره دكتر بهشتي با سوليوان چيزي ننوشته است. من در مناظره‌اي كه در اردوي تابستاني سال 1378 انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اميركبير با آقاي مهندس عباس عبدي داشتم، به او گفتم كه سفارت امريكا را گرفتيد، خب اسناد مذاكرات بهشتي با آمريكايي‌ها كجاست؟ آن جا آقاي عبدي جواب روشني به اين پرسش نداد . ولي بعدها در جاي ديگري جواب داده و گفته است: آن چه فلاني مي‌گويد درست است؛ ما اسناد مذاكرات آقاي بهشتي با سوليوان را بدست آورديم، ولي آنها را به آقاي خميني ارايه داديم. آقاي خميني به آنها نگاه كرد و گفت آقاي بهشتي عضو شوراي انقلاب است و حالا لازم نيست آن‌ها را پخش كنيد. اين مهم است كه ببينيم مضمون آن گفت‌و‌گوها چه بوده و چه چيزي در آن سندهاست. بالاخره بعد از بيست و چند سال، آقايان بايد بيايند و بگويند كه محتواي آن مذاكرات چه بوده‌است؟ ضمنا مذاكراتي كه دكتر بهشتي با سوليوان داشت بدون اطلاع شوراي انقلاب بود و مهندس بازرگان و آيت‌الله موسوي اردبيلي از اين مذاكره اطلاعي نداشتند.
يك نكته ديگر را هم لازم به ذكر مي‌دانم؛ آقاي دكتر بهشتي چند ماه قبل از سفر من به نجف و بعد به پاريس، به امريكا آمد. مدتي هم پيش من- در هوستون- بود و بعد از آن جا يك ماهي به واشنگتن- و نيويورك- رفت. ايشان در جلسات ايراني‌ها در واشنگتن و يا نيويورك حضور نيافتند و خبر نداريم كه آقاي بهشتي آن يك ماهي كه در واشنگتن يا نيوبورك بود، چه كار مي‌كرده است. آيا در آنجا تماس و مذاكراتي هم بوده است يا نه. اين هم يك سؤال كليدي و اساسي است.
انقلاب اسلامی : طرفه اینکه همین شخص را خمینی رئیس شورای قضائی کرد و همین شخص با موافقت او و همکاری هاشمی رفسنجانی و خامنه ای و احمد خمینی معامله پنهانی " اکتبر سورپرایز " را انجام دادند و کودتای خرداد 60 را به انجام رساندند. حالا چه کسی می تواند انفجار حزب جمهوری اسلامی را دستور داده باشد و چرا بهشتی کشته شده است ؟

●کسی که در اکتبر سورپرایز نقش داشته و در مقام سرپرست گروه تحقیق، بر واقعیت پرده کشیده است، رئیس سیا می شود؟:
ﺁنتی وار (9 ژوئیه ) به قلم ژوستین ریموندو گزارش می کند جون اف لمن Lehman قرار است رئیس سیا بگردد : زمان محافظه کاران جدید سر ﺁمده است. جنگ افروزی نیز بی اعتبار شده است. با وجود این، انتصاب لمن به ریاست سیا ، یعنی اینکه محافظه کاران جدید بر قدرت می مانند.
از 1977 تا 1981 ، لمن رئیس شرکت حقوقی ﺁبینگتن Abington بود. این شرکت هم مشاور حقوقی و هم لابی بود. بهنگامی که کیسینجر مشاور امنیتی نیکسون رئیس جمهوری اسبق امریکا بود، لمن عضو این شورای امنیت ملی بود. او از 1981، از ماجرای اکتبر سورپرایز و ایران گیت، با محافظه کاران جدید شریک شد . ریگان او را وزیر دریاداری کرد. تا 1987 بر کار بود. در 1983، پاکتی حاوی مدارک به نیویورک تایمز رسید. بنا بر این مدارک لمن و ریچارد پرل از اسلحه فروش اسرائیلی بنام شلومو زابلو دویچ و پسر او رشوه گرفته بودند. در 1980، او مشتری پرل بود. پدر و پسر 90 هزار دلار به شرکت Abington و 50 هزار دلار به پرل پرداخته بودند.
لمن زنش را سرزنش کرد و پرل هم گفت قضیه مربوط است به پیش از ورود او به خدمت دولت ! بهر رو، لمن و پرل، همانطور که روش کار محافظه کاران جدید است، افتضاح را از سر گذراندند .
انقلاب اسلامی : چرا اینطور اشخاص برغم افتضاح ها که ببار می ﺁورند، همچنان برکار می مانند؟ زیرا دولت مدارها به کسانی نیاز دارند که افتضاحهایشان را ماست مالی کنند. چنانکه ریاست گروه تحقیق در باره اکتبر سورپرایز را به این شخص سپردند و او مدارک مسلم را سانسور کرد . در گزارش نهائی به یکچند از ﺁنها، اشاره هم نکرد و محتوای یکچند دیگر را هم مقلوب کرد.
تازه ترین کار لمن عضویت در کمیسیون تحقیق در باره ترورهای 11 سپتامبر است. در این کمیسیون او پا پی ریچارد کلارک، مشاور سابق بوش در باره تروریسم، شد که چرا کتاب نوشته است_؟ هم او به مطبوعات گفت یکی از عناصر مهم میلیشای صدام شناسائی شد. این شخص عضو القاعده است. بعد معلوم شد که از تشابه اسمی برای ساختن این دورغ استفاده کرده است. وقتی هم واشنگتن پست خطایش را به او یادﺁور شد ، گفت : فرقی نمی کند و بر قول خود ماند! در اوائل 1990، لمن به عضویت کمیته " منافع امریکا در خاورمیانه " درﺁمد . اعضای این کمیته گروه محافظه کاران جدید بودند : ریچارد پرل و الیوت ﺁبرامس و دوگلاس فیث و فرانک گافنی . گافنی رئیس کمیته شد. کار کمیته این بود که به حکومت امریکا فشار بیاورد پول بیشتری به اسرائیل بدهد. از کارهای کمیته یکی این بود که در 1992، یک صفحه روزنامه نیویورک تایمز را خریدند و در ﺁن، ژرژ بوش (پدر) را مورد انتقاد سخت قراردادند که چرا به اسحق شمیر، نخست وزیر اسرائیل فشار می ﺁورد با فلسطینیها گفتگو کند.
بنیادگذار اصلی ﺁن کمیته اینک زمام سیاست خارجی امریکا را در دست دارد و در نزاع با وزارت خارجه و سیا است .
اما از راه ارتباطش با " بال ﺁئرواسپاس تکنولوژی " - سازنده قمرهای مصنوعی برای نازا - و نیز از طریق " سنتر فور سکوریتی پلیسی " ، لمن از تدارک کنندگان جنگ بود. با اینهمه، از زمانی که قرار شده است رئیس سیا بگردد، از محافظه کاران جدید فاصله گرفته است.
چند روز بعد از ترورهای 11 سپتامبر، لمن نامه سرگشاده ای به بوش نوشت و از او خواست به عراق حمله کند. شگفتا! کسی با این سوابق و با وجود اینکه دائم بر خطا بوده است، می خواهد رئیس سیا بگردد!

* لوس ﺁنجلس تایمز (12 ژوئیه ) نیز خبر می دهد که کنگره به رئیس جمهوری فشار می ﺁورد نصب رئیس سیا را به بعد از انتخابات ریاست جمهوری نگذارد و با توجه به خطر ترور در خاک امریکا، رئیس سیا را بلا تأخیر منصوب کند. از دو نامزد یکی لمن است.

● ﺁنتی وار ( 9 ژوئیه ) به قلم ویلیام س. لیند ، این گزارش را انتشار داده است :
کمی پیش از اینکه واشنگتن را ترک کنم، شبکه اطلاعاتی غیر رسمی ، گزارش جالبی را به من داد : ایران قوای نظامی در مرزهای عراق متمرکز می کند. خطر مداخله در عراق در میان نیست . اما در صورت حمله اسرائیل به تأسیسات اتمی ایران ، ایران میتواند به عراق حمله کند. چنین حمله ای در دستور روز بوش ، بعنوان " اکتبر سورپرایز " ، قید شده است. او مأیوسانه منتظر چنین اتفاقی است . زیرا فکر می کند پیروزی او را در انتخابات نوامبر 2004 ، تضمین می کند.
حمله اسرائیل به تأسیسات اتمی ایرن - که شک کمی بر داشتن تأسیسات برای تولید سلاح اتمی وجود دارد - و واکنش ایران ، همان فرصت طلائی است که بوش سخت بدان نیاز دارد. بر کسی پوشیده نیست که بهترین دست ﺁویز برای حمله امریکا، داشتن سلاح اتمی است. با وجود این، محافظه کاران جدید اشتهای کمی برای جنگ با کره شمالی دارند. بنا بر این، ایران هدف مرجح است. زیرا سلاح اتمی ایران هم اسرائیل را تهدید می کند و هم امریکا را. رسم اسرائیل نیست که با وجود خطرهائی از این نوع، دست روی دست بگذارد. بنا بر این، حمله می کند. سئوال اینست که چه وقت؟
اگر اسرائیل در سال جاری حمله کند، حکومت بوش فرصتی سیاسی بدست می ﺁورد که نمی تواند مغتنم نشمارد. به احتمال قریب به یقین، از حمله اسرائیل پشتیبانی خواهد و بسا در ﺁن شرکت خواهد کرد. در دنیای اسلامی، اقدام اسرائیل مستقل از امریکا باور نمی شود. از دید این دنیا، امریکا و اسرائیل یک کشور را تشکیل می دهند. محافظه کاران جدید نیز امریکا و اسرائیل را یک کشور می دانند.
اما ﺁیا ایران به امریکائیها در عراق حمله می کند؟ امریکا در عراق 130 هزار قشون دارد. با وجودی که این قشون، در مقایسه با قشونهای کشورهای منطقه، سخت نیرومند است، اما ضربه پذیر نیز هست: این ارتش در سرتاسر عراق با گروههای چریک درگیر است. بنا بر این اگر ایران حمله ناگهانی و غافلگیرانه کند ، بسا پیروزی بدست ﺁورد. اما موفقیتش در گرو واکنش عراقیها است. اگر ضربه کاری را بر قوای امریکا وارد کند و به عراقیها اطمینان بدهد عملیات نظامیش برای ﺁزادی عراق است و بمحض شکست امریکا، خاک عراق را ترک میکند، بسا حمایت مردم جنبش چریکی عراق را بدست می ﺁورد. ارتش امریکا تحت حمله های همه روزه و مستمر قرار می گیرد و از نظر لوجستیک گرفتار مشکل می شود.
چنین عمل نظامی برای ایران نیز میتواند مصیبت بار شود. در افتادن با یک قدرت اتمی با تجهیزات جنگی معمولی سخت پر خطر است. امریکا می تواند از طریق اسرائیل و یا مستقیم عمل کند. مردم امریکا را بر گرد رئیس جمهوری متحد کند و ایران را زیر ضربه های نظامی قرار دهد.
اما ملاهائی که بر ایران حکومت می کنند همانند ﺁقای بوش ، در موقعیت سیاسی سخت ضعیفی هستند. اگر در برابر حمله به تأسیسات اتمی ایران، واکنش قوی نشان ندهند، بسا مشروعیت خود را نزد سخت خطان - که تکیه گاه رژیم هستند - از دست می دهند. بنا بر این، نمی توان انتظار داشت که ﺁنها کاری نکنند. اما فرصت و امکان ﺁن را برای اینکه کاری بکنند نیز کم دارند. از بداقبالی ما، بهترین فرصت و امکان ﺁنها همسایگیشان، عراق، است.

● در 6 ژوئیه ، واشنگتن تایمز نوشته است : ماه گذشته ، جون بولتن معاون وزارت خارجه در امر کنترل تسلیحات ، در مجلس نمایندگان تأکید کرده است برنامه اتمی ایران خطرناک است. تهران با تولید اسلحه اتمی و میکروبی و شیمیائی و موشک اسرائیل و اروپای غربی و ترکیه را تهدید می کند. سئوال اینجاست که ﺁیا واشنگتن و متحدانش استراتژی ای دارند یا خیر؟ در ماههای ﺁینده که ایران به ساختن این تسلیحات نزدیک تر می شود، خطر نیز جدید تر می گردد.
انقلاب اسلامی : بدین قرار، بوش از تجدید انتخاب خویش ناامید است و دنبال " اکتبر سورپرایز " ی است که انتخاب او را به ریاست جمهوری تضمین کند. این بار نیز، ملاتاریا و مافیاهای نظامی - مالی و اسرائیل می باید " اکتبر سورپرایز " را تدارک کنند. احتمال ﺁن ضعیف است که این اکتبر سورپرایز ، با حمله اسرائیل به " تأسیسات اتمی " ایران و حمله قوای ایران به عراق، تدارک شود. زیرا به قول جوادی ﺁملی ، مجلس هفتم حاصل نمازهای جمعه و... است. او در مقام تمجید از مجلس هفتم بوده اما حقیقت بر زبان او جاری شده است: تصدی دین و دولت توسط ملاتاریا کار را به جائی رسانده است که مجلس ملاتاریا از 5 درصد جامعه نیز نمایندگی نمی کند. با این تکیه گاه و با وجود افشای پیشاپیش " اکتبر سورپرایز " برای به ریاست جمهوری رساندن بوش، احتمال حمله نظامی به عراق ، بسیار کم است مگر اینکه مأمور باشند و معذور .


صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر