آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥٩٥ از ١٨ خرداد تا ٢ تير
سايت آقاى ابوالحسن بنى صدر
چه کسانی بر ما حکومت می کنند:

خزعلی عضو سازمان ترور و مافیاها - 2:

وى در جايى ديگر باز در همين باره مى‏گويد: امام در جلسات خصوصى خواسته هايى داشت و مى‏خواست خبرگان در تدوين قانون اساسى آنها را تصويب كنند. ولى مى‏خواست آن‏ها را به طور غير علنى و بدون حضور نمايندگانى كه محرم نبودند مطرح كند. از اين رو دكتر بهشتى، با درايت و عهده دارى مناسب جلسات، توانست تمام منويات رهبر انقلاب را از تصويب بگذراند يكى از نكات جالب در يكى از جلسات خبرگان اين بود كه شهيد بهشتى، ابوالحسن بنى صدر را در چند مورد خطاب قرار داد. سئوالهايى از او كرد ولى بنى صدر از جواب دادن درماند و به اين ترتيب مشخص شد كه اين شخص هيچ چيزى از نظر فرهنگى و علمى در چنته ندارد.( همان اثر، ص 153 ) اما نه تنها ﺁیة الله قلابی دروغ می نویسد و هیچگاه بهشتی از بنی صدر یک سئوال نیز نکرد، بلکه بهشتی ، بنا بر ساخته خزعلی هم، در مقام سئوال کننده نبود ، در مقام پاسخ دهنده بود. دروغی که خزعلی ساخته است ، پوششی بر دو واقعیت مهم است : 1 - خزعلی نزد بنی صدر رفت و گفت : امام توسط من به شما پیغام داده اند که خود را برای تصدی مقام اول حفظ کنید و وارد مخالفت با ولایت فقیه نشوید. 2 - برغم این وعده، او مخالف اصلی ولایت فقیه بوده و مانع از تصویب ولایت مطلقه فقیه شده است. در حقیقت، بهشتی به تصویب رساندن ولایت مطلقه فقیه را کارگردانی می کرد : او که در شورای انقلاب به پیش نویس قانون اساسی رأی داده بود، در مجلس خبرگان ، رأی خود را فراموش کرد و بظاهر، مجری دستورهای محرمانه خمینی شد. اما در باطن، برای خود اختیارات مطلقه به تصویب می رساند. توضیح اینکه پیشنهادی به امضای منتظری و حسن ﺁیت ارائه شده بود که برای " رهبر " 16 اختیار (ولایت مطلقه ) قائل میشد. بهشتی ذیل ﺁن، بندی را افزوده بود که به "رهبر " اجازه می داد اختیارات خود را تفویض کند. خیال او این بود که به ریاست جمهوری برسد و خمینی اختیارات خود را به او تفویض کند. کاری را که او نتوانست ، خامنه ای و هاشمی رفسنجانی، با بازنگری در قانون اساسی ، کردند و خامنه ای صاحب ولایت وطلقه شد!
بنی صدر 9 دلیل - دو دلیل از ﺁنها از طالقانی بود - در مخالفت ولایت فقیه با تصریحات قرﺁن ارائه و خطر استقرار استبدادی به نام دین را خاطر نشان کرد . نه بهشتی که جوادی عاملی را به پاسخگوئی برانگیختند. او نیز نتوانست پاسخ گوید. چون بنی صدر، جدا گانه ، با منتظری نیز صحبت کرده و او به نظارت فقیه قانع شده بود، در پاسخ گفتند : ما می خواهیم نظارت فقیه باشد که مشروطیت تکرار نشود. پس از ﺁن اختیارات صرف نظر شد. در متن اولیه 110 ، بخشی از اختیارات فرماندهی کل قوا نیز نبود. به پیشنهاد حسن ﺁیت - بنا بر مأموریت - در جلسه عمومی مجلس افزوده شد.
و نیز بنی صدر دو انتصاب خمینی را خلاف قانون اساسی دانست . از جمله به دلیل مجتهد نبودن دو منصوب او . در باب سواد بهشتی، چند یادﺁوری بموقع است : 1 - بنی صدر نصب بهشتی به ریاست شورای انقلاب و موسوی اردبیلی را به دادستانی کل ، خلاف قانون اساسی می دانست به سه دلیل : یکی اینکه این دو مجتهد نیستند و دو دیگر اینکه عادل نیستند و سه دیگر اینکه با دیوان کشور شور نشده است. بنا بر این ، انتصابشان خلاف قانون اساسی است. 2 - در 25 اسفند 1359، در جلسه ای که به فراخوان خمینی و در حضور او تشکیل شده بود، بهشتی به خمینی گفت : ما با ﺁقای بنی صدر نمی توانیم کار کنیم . زیرا ایشان خود را اندیشه قرن و ما را بی سواد می دانند. بنی صدر جمله او را کامل کرد : بی سواد و بی دین . خمینی خندید و در پاسخ اعتراض بنی صدر که این دو فاقد صفاتی هستند که قانون اساسی برای دارندگان این دو مقام قائل شده است، نگفت : این دو مجتهد هستند . روزگار را ببین که حالا موسوی اردبیلی، دم از مرجعیت تقلید نیز می زند ! و 3 - فیلسوف و فقیه بی بدیل ، مهدی حائری یزدی ، در خاطرات خود، تحصیلات حوزوی بهشتی را در حد سطح ، ارزیابی کرده است (ص 138 خاطرات ) یعنی مجتهد نبوده است.
"آية الله" مانند ديگر دوستانش در مورد دكترشريعتى ميگويد: به همين علت اجانب براى ما حسينيه ارشاد ساختند. يادم مى‏آيد مؤمنين آن جا را يزيديه اضلال مى‏خواندند. چون حمله به دستگاه پهلوى چاشنى روز بود، بعضى مواقع به رژيم در حسينيه ارشاد حمله مى‏شد . اما اين براى اغفال مردم بود. با شروع كار حسينيه كم‏كم در مساجد تفرقه و اختلاف وارد شد مى‏خواستند در بين مردم چنين چيزى را جا بيندازند كه روشنفكر جايش در حسينيه ارشاد و واپس گرا جايش در مساجد است. در حسينيه ارشاد، دختر و پسر جوان و دانشجويان جمع مى‏شدند كه البته خود يك خطر بود. مرحوم مطهرى و حضرت امام با اقدامات و سخنان خود اين توطئه را خنثى كردند. حسينيه ارشاد در حال ضربه زدن به وحدت بين دانشجو و روحانى و ديگر گروهها و دسته‏هاى مردم بود. مرحوم مطهرى نخستين كسى بود كه پى برد حسينيه ارشاد خلاف ارشاد مردم حركت ميكند . يك روز ايشان به من و مرحوم هاشمى نژاد گفت: من نسبت به آينده اسلام احساس خطر مى‏كنم چون اين شريعتى و دوستانش مطالب ساده اسلام را نمى‏فهمند. مرحوم مطهرى مستقيم و غير مستقيم خطر مذكور را در مجامع و مجالس بازگو كرد و حتى اين مسئله تا حدودى منجر به انزواى ايشان گرديد. ( همان اثر، ص135). وى ادامه مى‏دهد: البته اكنون اذهان مردم و جوانان نسبت به دكتر شريعتى روشن شده است. افراد انقلابى ما گاهى او را در رديف مطهرى و بهشتى قرار مى‏دادند كه البته براى من تأثر آور بود.
وى ادامه مى‏دهد: آن زمان اگر حرفى مى‏زديم ممكن بود برخى تصور كنند چون شريعتى را به چشم يك رقيب مى‏بينيم اين نظر را درباره او داديم . ولى اكنون وضعيت تغيير پيدا كرده است مى‏توانيم واقعيت‏ها را به مردم بگوييم (خاطرات حجت الاسلام و المسلمين خزعلى، ص137) وى خاطره‏اى دارد از دكتر شريعتى كه جالب است. مى‏گويد: دريك جلسه‏اى كه اينجانب، شهيد مطهرى، شهيد بهشتى، شهيد مفتح و آقاى هاشمى رفسنجانى حضور داشتند (در منزلى نزديك سيد خندان در خانه فردى به نام صادق پيراهن دوز) ما تعرضاتى به شريعتى - كه در آن جلسه نيز حضور داشت - كرديم. البته مرحوم بهشتى تعرضاتش غير صريح بود . ولى من و شهيد مطهرى صريح و روشن عليه شريعتى موضع‏گيرى كرديم. دكتر شريعتى در اين جلسه ادعا كرد كه من پشتيبان روحانيت هستم. مرحوم مطهرى ضمن رد سخنان او گفت: شما ادعا ميكنيد كه وحدت حوزه و دانشگاه را شما بنا نهاده‏ايد. ولى واقعيت اين است كه آقاى طالقانى اين كار را بيست و چند سال قبل انجام داد. شما به اندازه يك خربوزه فروش هم براى روحانيت احترام قائل نشديد. چون شما گفته‏ايد روحانيون اگر صداى خوبى داشته باشند روضه خوان مى‏شوند، اگر نداشته باشند و استعداد مختصرى داشته باشند مسئله گو مى‏شوند و اگر اين دو را نداشته باشند امام جماعت مى‏شوند.(خاطرات حجت الاسلام و المسلمين خزعلى، ص136).
"آية الله" اين فرق را با امامش دارد و ﺁن اینكه خمینی ، در ظاهر، خود را مخالف شريعتى نشان نمى‏داد. اما ، در باطن، دستور مى‏داد او را بكوبند. حال ﺁنکه خزعلى علنى شريعتى را به اصطلاح "علما"، مورد هجمه قرار مى‏دهد. البته جز دروغ و بهتان در چنته ندارد و کارش وارد كردن چماق تكفير بر سر شريعنى، است. از امثال او نيز انتظار استدلال نبايد داشت. محتشمى، در اين مورد، مى‏گويد: بعد از رحلت حضرت امام، در يكى از بولتنها، مطلبى از آقاى سيد حميد روحانى نقل شده، مبنى بر اينكه ايشان، در يك نشست دانشجويى، گفته است: آقايان محتشمى و فردوسى پور خدمت امام رسيدند و از معظم له شنيدند كه فرمود: اگر شريعتى را مسلم مى‏دانستم از او به عنوان مرحوم ذكر مى‏كردم! در حالى كه اين مطلب به هيچ وجه صحت نداشت و خود آقاى روحانى هم در پاسخ به سئوال من كه آيا چنين مطلبى را اظهار كرده، اين نقل را تكذيب كرد. واقعيت همان است كه اينجانب در خاطراتم آورده‏ام و آن بحث عنوان شهيد بود كه امام زير بار نرفتند.(خاطرات سياسى جلد 2، سيد على اكبر محتشمى، خانه انديشه جوان، 1378، ص 275) آقاى محتمشى ، در مقام توضيح، ادامه مى‏دهد: قبل از ظهر بود كه آقاى فردوسى پور را ديدم گفت وقتى به خانه برگشتم، چند دقيقه‏اى نگذشته بود، كه حاج ابراهيم آقا آمد و گفت امام گفتند زود بياييد. بلافاصله رفتم و خدمت امام رسيدم. پيش نويس تسليت ( تسليت براى دكتر شريعتى) روى ميز كوچك مطالعه امام بود. امام گفتند دكتر شريعتى خوب مى‏نوشت و خوب سخنرانى مى‏كرد ولى اشتباهاتى داشت كه كاش آن اشتباهات را نمى‏داشت. از جمله اشتباهات او توهين به برخى علما و بزرگان دين مثل علامه مجلسى و خواجه نصير طوسى بود و يا مسئله اسلام منهاى روحانيت كه ايشان تبليغ مى‏كرد. بعد ايشان گفتند : آنچه در اين تسليت نامه نوشته‏ايد مطلق است و شما تمام نوشته‏هاى او را تاييد كرده‏ايد و اين درست نيست. اگر پرانتز باز كنيد و برخى از آنها را استثنا كنيد آبروى او را برده‏ايد. بنا براين چه اصرارى داريد اين كار را بكنيد. آقاى فردوسى پور موضوع دوم (برگزارى فاتحه براى دكتر شريعتى) را مطرح كرد و توجيه آقاى دكتر يزدى را نيز اضافه نمود. امام در پاسخ علاوه بر اشكالى كه به نظر دوستان رسيده بود گفتند: بايد بدانيد كه شما نمى‏توانيد خودتان را از من جدا كنيد. آنچه شما انجام مى‏دهيد به من نسبت داده مى‏شود و... و حضرت امام پاسخى براى تسليت دانشجويان به اين مضمون نوشتند. جناب آقاى دكتر يزدى ايده الله تعالى - پس از اهداى سلام، تلگرافهاى زيادى از اروپا و از طرف انجمنهاى اسلامى و دانشجويان در مرگ آقاى شريعتى به اينجانب رسيده است. مرگ فرد مهم نيست، مرگ جامعه مهم است. اگر جامعه بميرد آمريكا مسلط مى‏شود. اگر جامعه بميرد اسراييل مسلط مى‏شود. اگر جامعه بميرد رضا خان مسلط مى‏شود.... - محمد منتظرى بار ديگر نامه را برد تا امام متن آن را عوض كند. ولى امام گفت "جواب همين است" - وقتى دانشجويان و انجمن‏هاى اسلامى و اتحاديه از جريان برخورد با دكتر مطلع شدند برآشفتند و او را آماج انتقاد و اعتراض كردند. روز پانزدهم شعبان بود و موسم زيارت.امام عازم كربلا بودند فردوسى پور امام را مى‏بيند.. مى‏گويند: الان عازم كربلا هستم و نمى‏دانم نامه كجاست بياييد كربلا تا چيزى بنويسم. نامه‏اى كه حضرت امام از كربلا مرقوم فرمودند اين بود. جناب آقاى يزدى ايده الله تعالى - پس از اهداى سلام، تلگرافهاى زيادى از اروپا و آمريكا از طرف اتحاديه انجمنهاى اسلامى و دانشجويان در اروپا و آمريكا از بخشهاى مختلف و از ساير برادران مقيم خارج كشور - ايدهم الله تعالى - در فقد دكتر على شريعتى واصل شد و چون جواب به تمام آنها از جهاتى ميسر نيست و تفكيك صحيح نمى‏باشد. از جنابعالى تقاضا دارم تشكر اينجانب را به همه برادران محترم - ايدهم الله تعالى- ابلاغ نماييد اينجانب در اين نفسهاى آخر عمر اميدم به طبقه جوان عموماً و دانشجويان داخل و خارج اعم از روحانى و غيره مى‏باشد. و...(خاطرات سياسى جلد 2، سيد على اكبر محتشمى، خانه انديشه جوان، 1378، ص 277-280) خزعلی، بعد از فداكارى‏هاى بسيار در سطح ملى و فرا ملى ، از شوراى نگهبان خارج شده و به صورت آزاد كار ميكند : هر جا نياز به زور بود او به طور خودسر عمل مى‏كند. او در مورد خشونت و دين و مردم ، نظرات جالبى دارد . توجه کنید. "آية الله " مى‏گويد: اگر دين، دين خشن نيست، پس چرا پيامبر جنگ كرد. مى‏گويند چرا روزنامه‏ها را تعطيل كردند. يا للعجب! مى‏گويند چرا توهين كننده‏هاى به امام حسين را تعطيل كرديد. اين روزنامه‏ها براى جوانى كه قبل از عيد كشته شد يك خط ننوشتند در عوض براى عبدالله نورى 17 هزار برابر امام نوشتند... براى شهردار منحرف 10 هزار برابر امام نوشتند...
- جهاد يعنى ريختن خون دشمن هنگامى كه عقايد مردم را سست كند، امر به معروف يعنى خانم چهره‏ات را بپوشان، آقا ماليات سنگين نگير... پول برق و گاز را بالا نبر، به مردم فشار نياور. اينها نهى از منكر است....
- اين چه حرفى است كه مى‏گويند اگر مردم خواستند. مردم چه كاره‏اند؟ مردم احكام خدا را اجرا مى‏كنند. مردم محترم و عزيزند اما براى اجراى احكام خدا، نه براى بر هم زدن احكام خدا. (يا لثارات الحسين، شماره80،ص4). این حرفها را کسی امروز می زند که دیروز نزد خمینی رفته بود تا نکند پس گرفتن لابحه ای که حکومت رجائی به مجلس داده بود، موجب تضعیف مجلس شود !
بدیهی است ارسطو زده کم مایه ای که خزعلی است خشونت زدائی را خشونت گرائی می خواند. وقتی قدرت اصل و زور و دروغ روش شدند، انسان نیز از فطرت خود بیگانه و خزعلی می شود.
خزعلی در مورد مطبوعات مى‏گويد: اين روزنامه‏هاى جديد "ولد حرام" هستند من يقين دارم كه از آمريكا دستور دارند كه در ايران به مقدسات توهين كنند و توهينى كه طى اين 2 سال اخير به مقدسات شده در طول تاريخ حكومت "آريامهرى " نشده است ... امروز ديگر وقت سكوت نيست مثل دوران نواب صفوى است كه يكى از انقلابيون آن زمان قصد كشتن كسروى را كرد. وقتى در خيابان نتوانست او را به قتل برساند در دادگاه كسروى را با يك پاره آهن كشت، امروز هم مثل همان دوران است. ( روزنامه خرداد78/7/7) "آية الله" مى‏گويد: چهار تا قلم بدستى كه از سوى آمريكا حمايت مى شوند عليه مبانى دينى و مقدسات مى نويسند. معاون وزير ارشاد سابق آقاى بورقانى كه 13 سال در آمريكا بوده و سعيد حجاريان رانده شده وزارت اطلاعات هستند كه دارند با ما بازى مى‏كنند. (آفتاب امروز 8.7.78 قسمت هاى از سخنرانى آيت‏الله خزعلى) وى در محكوميت حجاريان مى‏گويد: آقاى حجاريان! تو هم به قرآن توهين كرده اى، تو نبايد ديگر اينجا زندگى كنى.( روزنامه آزاد 11/7/78، آيت‏الله خزعلى) .
در مورد ديه نيز ، ﺁیة الله "نظرى انقلابى" دارد و مى‏گويد: در مورد برابرى ديه زن و مرد، من اينها را قبول ندارم. براى ما آية الله درست كرده‏اند، مجتهد ساخته‏اند. وى ضمن رد اجتهاد سايرين اظهار داشت: اين‏ها مجتهدين مصنوعى اند مگر قانون اسلام قابل تغيير است. شوراى نگهبان براى انتخابات آتى بايد نظارتش را از الان محكم كند (لثارات الحسين، شماره 20 - 206 آذر 1381).
"آية اللهی " که خود را واجد شرايط اجتهاد می داند، در حال حاضر، دبير كل بنياد بين المللى غدير است . او، در يكى از سخنان گوهر بار خود، مى‏گويد: عيد واقعى عيد غدير است و اگر عيد نوروز را عيد واقعى بدانيم در آن دنيا چگونه جوابگوى حضرت على (ع) باشيم؟
اين "آية الله" علاوه بر آن از اعضاى برجسته مجلس خبرگان رهبرى است كه در آن مجلس كه بايد ناظر بر قول و فعل "رهبر" باشد، سخنرانى غرائى در مورد آقاجرى کرده كه قابل خواندن است . وى در بخشى از سخنان خود در مورد آقاجرى و خاتمى گفته است: آقايى با كمال وقاحت گفت ماركس گفته است "كه دين تخدير جامعه است. من مى‏گويم دين تخدير جامعه و ملت است" و به ائمه توهين كرد. تو مردك به ائمه توهين مى‏كنى؟ قاضى نوشت مرتد است. كسى كه اين طور توهين كند چيز ديگرى افزون نگويد. بعد آقايى (خاتمى) گفت اين مرد مورخ متدين جايش خالى است و من هم در خبرگان عرض كردم بله جايش خالى است در قبرستان. چون حكم اوليه اعدامش صادر شده آن هم نه در قبرستان مسلمين، قبرستان لائيك و مردم بى دين.
اين "آية الله" مخوف بارها و بارها چنين احكامى در مورد افراد صادر كرده و آنها را به جرم ارتداد و باغى و طاغى به اعدام محكوم كرده است.
او كه " مورخ نابغه‏اى!" است ، در يك سخنرانى، ميگويد :افرادى مثل تقى زاده و محمد على جمال زاده كسانى هستند كه دين نداشتند و مملكت و مخازن نفتى را، به راحتى در اختيار بيگانه و اجنبى گذاشتند. اما يك مرد ايستاد و به آمريكا تندى كرد در نتيجه نفتمان و مملكتمان مال خودمان شد.
ﺁیا او نمی داند تقی زاده "روحانی " بود . جمال زاده نویسنده بود و در کار واگذار کردن امتیاز نفت به بیگانه نبود. اما ﺁن مرد که نفت را ملی کرد، مصدق بود . و ﺁنها که باردیگر امتیاز فروشی را باب کردند، خامنه ای و هاشمی رفسنجانی و خاتمی هستند .
وى همچنين در مورد نامه 135 نماينده به رهبرى مدعى شد كه مداركى دارد مبنى بر اينكه نامه 135 نفر نماينده مجلس به مقام رهبرى با دستور يك نفر ساكن آمريكا نوشته شده است. (باز این همان کس است که نزد خمینی رفته بود تا شهادت بدهد پس گرفتن لایحه رجائی ، تضعیف مجلس است ) كه البته اين مدرك هم مانند مدارك دوست عزيزش مصباح يزدى در مورد چمدانهاى دلار ، وجود خارجی ندارد . او از مصباح يزدى به عنوان شهيد مطهرى دوم ياد كرده و با تقدير از وى به حوزه علميه به دليل پرورش چنين شخصى تبريك گفته است؟
"آية الله " درباره آزادى مطبوعات مى‏گويد : ما يك روزنامه خوب در كشور داريم كه آنهم كيهان است. من در ابتداى رياست جمهورى آقاى خاتمى به ايشان گفتم : اينقدر آزادى ندهيد! اين اشتباه است. اما ايشان اذعان داشتند دين را بايد طورى تفسير كرد كه به آزادى لطمه نزند. حالا ديديد چطور شد روزنامه نويسان سلام و خرداد و صبح امروز و نشاط قلم آمريكا و اسراييل و تركيه را لاى انگشتانشان مى‏فشارند. (كار و كارگر 30 تير 78) خزعلی با اشاره به جنگ و شهردار تهران مى‏گويد : امام (ره) جوان‏ها را از كنار درياى خزر به اروند رود و در مقابل مسلسل‏هاى صدامى كشاند. آنجا شهوت رانى بود و اينجا شهادت . آن جوانان با شوق آمدند و اين فتح نمايان را كردند. هم اكنون يك شهردار لايق با زندگى ساده و خدمت شايان روى كار آمده كه شور و شوق فراوانى در مردم بوجود آورده آنها انسانهاى فوق‏العاده‏اى نيستند اما انسان‏هاى دين باور و در مقام خدمت به مردند. (گفتگوى با خبرگزراى دانشجويان - ايسنا) . مقصود او احمدی، تروریستی است که به خواست مافیاهای نظامی - مالی ، شهردار تهران شده است.
با اینهمه " امام " ، " امام " کردنهای خزعلی، نباید پنداشت کسانی مثل او طرفدار خمینی بوده اند و یا هستند. ادعای او روایت است. اما درایت یا ﺁنچه را مردم ایران دیده اند این بوده است که انجمن حجتیه را رژیم شاه بر ضد خمینی بکار می برد . اما این حزب که از قدرت جدائی ناپذیر است ، بعد از انقلاب، خود را به خمینی چسباند. خمینی نیز از بیم ﺁنکه حجتیه سرانجام صاحب رژیم او شود، مجبور از انحلالش کرد. اما بعد از خمینی ، با "رهبر" شدن خامنه ای ، از نو ، روش تصرف قدرت را در پیش گرفت و امروز ، در بافت تارعنکبوتی شرکت دارد که شبکه مافیاهاهای نظامی - مالی را در بر می گیرد .
انقلاب اسلامی : حاصل حکومت اینطور کسان ، گسترش فساد و جنایتی است که قریانیان ﺁن دختران کشورند. دخترانی که هر ملت با شخصیت و با حیثیت، ﺁنان را ناموس ملی تلقی می کند . میزان ﺁزادی و منزلت زن و برخورداریش از حقوق انسانی ، اندازه رشد هر جامعه را بدست می دهد. گزارش زیر می گوید و به فریاد که استبداد ایران را به تدنی و تباهی کشانده است . قاچاق دختران از ایران به پاکستان و شیخ نشینها گویای گسترش فقر و قهر بسیار بیشتر از پاکستان در ایران و نیز گسترش فساد در شیخ نشینهای نفتی و ایران است :


صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر