نامه خاتمی دو ضد را از او راضی و یا هر دو را از او ناراضی تر می کند ؟ :
انقلاب اسلامی : از مقدمه طولانی او که بگذریم ، قسمتی که در ﺁن، تراز عمل حکومت خود را می دهد، همین مختصر است که به شرح زیر از نظر خوانندگان میگذرانیم :
امروز گرچه هنوز نقد و نظر هزينههاي سنگيني دارد، ولي ديگر منتقد، دشمن پيغمبر قلمداد نميشود. امروز گرچه هنوز اين درد و مصيبت را داريم كه انساني دانشمند كه شايد سابقهي حضورش در انقلاب و جبهه، بيش از سابقهي تصدي فلان قاضي بيتجربهاي باشد كه گشاد دستانه حكم ارتداد صادر ميكند و مبارزي كه پا و سلامت خود را براي انقلاب داده و همواره از موضع دين خواستار اعتلاي آزادي بوده است ـ ولو در برداشت و نظر خود دچار خطا شده باشد ـ به ناحق به ارتداد متهم و بر اساس آن محكوم ميشود، ولي اين نيز دستاورد كمي بر جامعهي ما نيست كه جز معدودي افراد، هيچكس از حوزههاي علميه گرفته تا دانشگاهها و تا سطح مسوولان، اين برخورد و حكم را پذيرا نميشوند.
امروز دخالت در امور و احوال شخصي افراد به مراتب كمتر از گذشته شده است. گرچه حتي يك مورد آن نيز ناحق و نابهجاست. امروز گرچه در برابر قانوني كردن حدود و ثغور جرم سياسي در عمل به نص قانون اساسي مقاومت ميشود، ولي مقاومتكنندگان در اقليت شكنندهاي قرار گرفتهاند؛ همانگونه كه همپيمانان ديروز آنها نيز ناچارند با شعار اصلاحات در صحنه حضور يابند و از انتساب بيپرده به گرايشهاي تنگنظرانه پرهيز كنند.
امروز در وراي تغييرات بنياديني كه در مناسبات اجتماعي، فرهنگي و سياسي رخ داده و بازگشت به دوران پيش از اصلاحات را ناممكن كرده است، ميتوان از روندها و چشماندازهاي روشني در عرصه اقتصاد كشور نيز سخن گفت. هرچند ثمرات كار اصلاحات در قلمرو اقتصاد نيز از همان داوريهاي ناصواب در امان نمانده است و چنان وانمود شد كه چون صبغهي دفاع از آزاديها و حقوق مردم در اين چند سال پررنگتر بوده، پس توجه به مسايل اقتصادي جامعه و سازندگي كشور در اولويت نبوده است. اينكه كشور در اين دوران توانست از يك ثبات نسبي و شكوفايي اقتصادي برخوردار شود، به يقين متاثر از همان روند اصلاحي است كه همهي عرصههاي جامعه را در بر گرفته بود. كاستن از شكافهاي تاريخي ميان جامعه و حكومت، حمايت از تاسيس و تقويت نهادهاي مدني، دفاع از حقوق ملت و جلب مشاركت مردم، بيش و پيش از هر چيز نتايج اقتصادي دارد. آثار عميق اين حركت را نميتوان به سادگي از صحنهي جامعه زدود. حتي نتايج بسياري از اصلاحات بنيادين اقتصادي را بايد در سالهاي آينده ديد. دولت توانست متوسط رشد توليد ناخالص داخلي در سال را از 8/3 درصد در برنامهي دوم توسعه به 2/5 درصد در برنامهي سوم برساند. به طوري كه اكنون اقتصاد ايران رشد 4/7 درصد را از سالهاي 1381 به بعد تجربه ميكند. متوسط نرخ تورم از 1/25 درصد در برنامهي دوم به 2/13 درصد در برنامهي سوم كاهش يافته است. متوسط رشد سرمايهگذاري از 9/7 درصد در برنامهي دوم به 7/10 درصد در برنامهي سوم رسيده است. ايجاد سالانه حدود 700 هزار فرصت شغلي موجب شده است كه بهرغم افزايش روزافزون سطح تقاضاي اجتماع براي كار، روند ايجاد اشتغال آهنگ مثبتي بيابد.
دولت تا كنون با بردباري و خويشتنداري، حركتهاي سازندهاي را در جهت انجام اصلاحات گسترده اداري و ساختاري، حفظ قدرت خريد حقوقبگيران، تداوم سياستهاي تمركززدايي، اتخاذ سياستهاي ويژه براي تامين منابع مالي براي طرحهاي اشتغالزا، جلب مشاركت بخش خصوصي، فراهم آوردن زمينههاي توسعه سرمايهگذاري داخلي و خارجي، افزايش رفاه اجتماعي و توزيع درآمد، سياست تثبيت اقتصادي و شفافسازي بودجه، يكسانسازي نرخ ارز و كاهش تصديگري به انجام رسانده است و خود نيز همواره منتقد كاستيهاي خود بوده است.
دستاوردهايي همچون تدوين و اجراي لايحه برنامهي سوم توسعه، شكلدهي حساب ذخيره ارزي و انباشت ميلياردها دلار در طي 4 سال در آن و برداشتهاي قانوني از آن توانسته است آثار ملموسي در اقتصاد كشور به جا گذارد. حدود يك سوم از اين حساب به لحاظ اتخاذ راهبرد مهم و تعيينكنندهي يكسانسازي نرخ ارز برداشت و به سپردههاي بانك مركزي اضافه شد كه نتيجهي آن كاهش نرخ ريسك و افزايش اعتبار اقتصادي كشور در نزد موسسات مالي و پولي دنيا بوده است. حدود يك سوم از اين ميزان ذخيرهي ارزي نيز براي جهش در طرحهاي عمراني كشور، بهويژه بخش آب، شبكههاي آبرساني، راه و حمل و نقل، كشاورزي و معادن اختصاص يافت كه ثمرهي آن تسريع در اتمام طرحهاي عمراني و ايجاد رشد و اشتغال بيشتر بوده است. بيش از يك سوم از اين مبلغ يعني 8/6 ميليارد دلار هم براي شكوفايي توليد، فناوري كارآفريني در اختيار بخش خصوصي قرار گرفته است.
علاوه بر اين زيرساختهاي اقتصادي، امروز كشور ما برخوردار از ظرفيتهاي علمي جديد، نيروي انساني تحصيلكرده و ماهر و كارآمد شده است. ظرف 7 سال گذشته (1383-1376) بر اساس شاخصههاي معتبر بينالمللي ايران توانسته است از رشد توليد علمي 400 درصدي برخوردار باشد. پيشرفتهاي عظيم در عرصهي اكتشاف، استخراج و بهرهبرداريهاي بهتر از نفت و گاز، تحرك همهجانبه در گسترش فناوريهاي ارتباطات و اطلاعات، به خوبي در سطح كشور قابل مشاهده است.
امروز حركت سدسازي، توليد برق و انرژي، رشد كشاورزي و صنعت و ... همگي با شتاب و گستردگي بيشتري از گذشته در جريان است. بر اين اساس به روشني ميتوان ديد كه پشتوانهي اقتصاد كشور قويتر از هر زمان ديگر است و محوريت علم و فناوري نيز شاكلهي برنامههاي توسعهي همهجانبهي كشور شده است.
امروز تنشزدايي و رابطهي منطقي با جهان، نه يك انحراف، از اصول كه يك سياست اصلي و مقبول است. هرچند در عمل بهتر و مناسبتر ميتوان رفتار كرد. تعامل با جهان ديگر نه سازش و كاري ضدارزش، كه عين حكمت و تدبير به حساب ميآيد و در جهان به هم پيوستهي امروز، راه اصلي تداوم انقلاب اسلامي و دستيابي به پيشرفت و استقلال محسوب ميشود.
در هر حال من همچنان بر سه اصل آزادي در انديشه، منطق درگفتار و قانون در عمل تاكيد ميكنم و آن را راه حقيقي اسلام و راه امام و مورد قبول وجدان عميق اكثريت قاطع مردم و بهخصوص نخبگان منصف ميدانم.
در پايان باز بر اين نكته تاكيد ميكنم كه همهي ما و شما جوانان عزيز بايد اين پندار غلط را كه حاصل يك بيماري تاريخي است از ذهن خود بزدايم كه: براي رهايي بايد منتظر قهرمان بود. "قهرمان شماييد و مسوولاني شايستهي شمايند كه خواست شما را درك و در جهت آن حركت كنند"
كلام بلند خداوند جل و علي را از ياد نبريم كه : "خداوند سرنوشت هيچ قومي را دگرگون نخواهد كرد مگر كه آن قوم، جان خود را دگرگون كند"
صحنهي شگفتانگيزي را كه انديشه و دست هنرمند آلماني، "برشت" آفريده است همواره در نظر داشته باشيد كه: چون گاليله در برابر كليساي متعصب و سختگير مجبور شد از نظريهي علمي خود توبه كند، پارهاي از شاگردان پرحرارت او پرخاشگرانه بر استاد نكته گرفتند كه: "واي بر قومي كه قهرمان آن تو باشي" و گاليله با كمال خونسردي پاسخ داد كه:
"واي به قومي كه نياز به قهرمان داشته باشد"
انقلاب اسلامی : در مقام مسئول، در تمامی 47 صفحه، خاتمی می باید ترازنامه خود را ، تحریر و نقد می کرد. درمختصری که به دست ﺁوردهای حکومت خویش اختصاص داده است ، ناراستی ها بر راستی ها غلبه دارند. در قسمت اقتصاد، بودجه را در شماره پیش و انطابق اقتصاد کشور را با شرائط اتحادیه اروپا در این شماره مطالعه کرده ایم. گرچه خاتمی میتواند بگوید از اقتصاد سر در نمی ﺁورد اما کسی در مقام مسئولیت نمی تواند فروش ثروت کشور (به قول مجلس نیز ) و گرفتن قرضه خارجی را رشد اقتصاد کشور بخواند و بدان فخر نیز بفروشد. اما نقل قولی از گالیله ، برای توجیه ابراز ضعفهائی از نوع انجام انتخابات فرمایشی و نظاره گری تجاوزهای روز افزون به حقوق انسان و... ، اعتراف به نداشتن شخصیتی است که وانمود می کرده است دارد. وگرنه فرق است میان نیاز جامعه ای به قهرمان و توانائی جامعه ای در فراهم ﺁوردن فضای باز برای پرورش قهرمانان ﺁزادی طلبی ، علم ، فن ، هنر ، و... و اما در باب پیشرفت مردم سالاری در ایران ، این ارزیابی پاسخ ادعای او است:
● موسسه "بررسی دموکراسی در جهان" World Democracy Audit در آخرين گزارشی که از وضعيت دموکراسی در کشورهای جهان در سايت اينترنتی خود منعکس کرده است، جمهوری اسلامی را در رديف 127 از نظر دموکراسی قرار داد. در اين بررسی کشورهای فنلاند، نيوزيلند، سوئد، دانمارک و نروژ به ترتيب در مقام اول تا پنجم قرار دارند.
اما در اثر منفی انتشار نامه خاتمی همین بس که اصلاح طلبان سکوت گزیده اند و واکنش خامنه ای و زورمداران، به روایت سایت امروز(15 اردیبهشت ) اینست :
● محافظهكاران در چگونگي مواجهه با نامه مهم رئيسجمهور اختلاف نظر دارند. يك فرد مطلع با بيان مطلب فوق به سايت امروز گفت عناصر نزديكتر به دفتر رهبري معتقد به نقد نامه و برخورد با آقاي خاتمي هستند تا اين نامه اولين و آخرين نوشته از اين قبيل باشد. اما طيف سنتيتر محافظهكار بر اين باورند كه برخورد تند با رئيسجمهور يا نامه وي، با توجه به دلسردي عمومي از اوضاع و مقبوليت مردمي آقاي خاتمي به ضرر محافظهكاران است و بايد از آن پرهيز كرد.
انقلاب اسلامی : بدینسان " نامه ای برای فردای ایران " که به تاریخ اردیبهشت 1383 ، از سوی خاتمی منتشر شده است ، " اصلاح طلبان " را راضی نکرده و ﺁنها چاره را در سکوت دیده اند . هرچند قابل، مسئول حزب مشارکت در قم، سکوت را شکسته و در گفتگو با ایلنا، در 16 اردیبهشت گفته است :
● قابل ، عضو شوراي مرکزي جبهه مشارکت ايران اسلامي به ایلنا گفته است : آنچه از کل اين نامه بر مي آيد اين است که خاتمي هم اصلاحات در درون ساختار حاکميت و قدرت را ناموفق مي داند و اميدي به آن ندارند و اميدوار است اين اصلاحات را در درون جامعه مدني و مردم از طريق کار ريشه اي و فرهنگي به پيش برد.
قابل با اشاره به بخش هايي از نامه خاتمي که اميد خود را به نهادهاي مدني ابراز داشته است، گفت: اين مطلبي است که از فلسفه سياسي ايشان نشات ميگيرد، گرچه تلاش نمودند تا بلکه ساختار قدرت و حاکميت را هم بتوانند وادار به تمکين در برابر اصلاحات کنند که البته موفق نشدند.
وي در عين حال با اشاره به برخي دستاوردهاي اصلاحات در حوزه حاکميت که مورد اشاره نامه خاتمي قرار گرفته است، افزود: ادامه اصلاحات را همچنان که از نامه خاتمي بر مي آيد، بايد در دل جنبش هاي اجتماعي جامعه مدني انتظار کشيد.
قابل با ادعاي اين که هرآنچه که در نامه خاتمي آمده پيش از اين هم گفته شده و در جلسات مختلف سياسي بررسي شده است، افزود: به نظرم خاتمي باز هم حقيقت را فداي مصلحت کردند و چيزي را گفت که کسي را نرنجاند.
اما جبهه خامنه ای را نیز راضی نکرده است زیرا در نامه ، گرچه مقصر اصلی " سکولار" ها هستند اما " اقتدارگرا"ها نیز بی تقصیر نیستند . اما مردم را تاراضی تر کرده است چرا که حد اقل انتظارشان بر نیاورده است. حداقل انتظار ملتی از کسی که خود را منتخب ﺁن ملت می داند ، اینست که به گوید چرا اصلاحات در محدوده رژیم ملاتاریا میسر نشد ؟ چرا رانت خواری بیشتر شد ؟ چرا ؟ چرا ؟ .
با وجود این، نامه او واقعیتی را بطور شفاف می نمایاند و ﺁن تضاد ملت با رژیم در حال تحول به رژیم مافیاهای نظامی - مالی است. اشتباه خاتمی اینست که گمان برده است استبدادیان را با نگفتن حقیقت و مردم را با دادن اطمینان که او جانبدار ﺁزادی و استقلال و پیشرفت است ، از خود راضی می کند. غافل از اینکه موازنه التقاطی یا وسط بازی ، سرانجام به از دست دادن دو طرف می انجامد .
|
|
|