● در 2 ﺁوریل،
کلین پاول ، وزیر خارجه امریکا اعتراف کرد که اطلاعات پیرامون مجهز بودن عراق به اسلحه
کشتار جمعی دروغ بوده اند. به قول لوموند
(6 ﺁوریل) این دروغ بخاطر توجیه جنگی ساخته شد که بهر قیمت می باید انجام می گرفت. روزنامه ادامه میدهد : در حوالی نجف، افراد مسلح
شیعه به روی سربازان اسپانیولی شلیک می کنند . ﺁنها تیراندازی می کنند و ﺁنگاه در میان
انبوه تظاهر کنندگان پنهان می شوند. ﺁنها نمی پرسند سربازانی که در برابر شان هستند امریکائی
یا غیر امریکائیند . یک شنبه شب (4 ﺁوریل) بود که کانال 2 تلویزیون فرانسه کشتار نجف،
این شهر مذهبی مقدس را پخش می کرد. 20 تن از شیعه ها کشته و صدها تن زخمی شدند. اما
از اسپانیولی ها کسی کشته نشد.
تصاویر این کشتار گویائی دارند. پی ﺁمدهای جنگی
را گزارش میکنند که در بهار 2003، برای
" ﺁزاد کردن " مردم عراق ، روی داد. شیعه ها ی عراق که اکثریت مردم این کشور
را تشکیل میدهند و افزون بر 30 سال تحت سخت ترین سرکوبهای رژیم صدام قرار داشته اند
، در ﺁغاز ، نسبت به اشغالگران خارجی ، خوش بین بودند . اما حالا احساس فریب می کنند.
پس باید بپرسیم : هدف واقعی این جنگ کدام بود ؟ ﺁزاد کردن مردم عراق بود و یا یافتن
اسلحه کشتار جمعی که گویا منطقه و امریکا
و بسا بشریت را تهدید میکرد؟ فیلم مسندی که کانال 3 ، شنبه شب (3 ﺁوریل ) ،
زیر عنوان " جنگ بهر قیمت " ، پخش کرد، حاصل تحقیق پیرامون این پرسش و پاسخ
ﺁن بود . در این فیلم ، تمام اقدامهای دیپلماتیک و دروغهای شرم ﺁوری که بر زبانهای
مقامهای امریکائی و انگلیسی جاری شده اند، از پی هم، پخش می شوند. جورج بوش و تونی بلر بسیار دروغ گفتند . یکی از اورانیومی
که از صدام از نیجریه خریده بود و دیگری از اینکه 45 دقیقه وقت لازم است تا صدام ﺁماده
تهدید جهان با اسلحه کشتار جمعی بگردد، سخن گفتند. به قول هانس بلیکس (رئیس هیأت مأمور
سازمان ملل برای خلع عراق از سلاح کشتار جمعی ) : امریکا وارد جنگ شد تا اسلحه کشتار
جمعی عراق را که وجود نداشتند ، خنثی کند!
انقلاب اسلامی : اما حکومتهای بوش و بلر که می دانستند
دروغ می گویند و برای خنثی کردن اسلحه کشتار جمعی به عراق نرفته اند، پس این جنگ را چرا به راه انداختند؟ دلیل تراشیدن بعد از جنگ ، نه تنها اعتماد نمی ﺁورد که بر بی اعتمادی می افزاید. در
این باره، بنی صدر در مصاحبه با روزنامه نگار ایتالیائی (5 ﺁوریل ) گفته است :
● ادعاهای امریکا
در مقام توجیه جنگ با عراق، یک به یک ، در بوته ﺁزمایش سنجیده و بی اعتبار می شوند
:
* ادعا کرد که
اسلحه کشتار جمعی عراق و همکاری رژیم صدام با القاعده، امنیت امریکا و جهان را تهدید
می کند. امروز، وزیر خارجه اش میگوید : دروغ گفتیم !
* بعد از جنگ،
وقتی رئیس هیأتی که بوش خود برگزیده بود گفت در عراق اسلحه کشتار جمعی وجود ندارد،
دلیل تراشید که برای ﺁزادی مردم عراق و استقرار مردم سالاری به عراق قشون کشیده است
. اما امروز در شهرهای عراق کشتار می کند . با مردم فلوجه رفتاری را می کند همانند
رفتار شارون با شهرهای بی دفاع فلسطین . صحبت از 130 تا 140 هزار زندانی می شود .
ﺁنچه را مردم عراق و مردم دنیا می بینند اینست که در عراق ، کشت و کشتار و بی کاری
و فقر روز افزون هست اما ایجاد بنیادهای مردم
سالاری نیست. پس مردم عراق حق دارند به ﺁقای
بوش و حکومت او بگویند : چو دیدم عاقبت گرگم تو بودی .
* امروز عراق
در مهار سازمانهای مسلح است. هم امریکائی و انگلیسی و اسپانیولی و ایتالیائی و لهستانی
و... و هم عراقیهای شیعه و سنی و کرد و هم نیروهای نظامی - که برخی از ﺁنها همراه با
افراد مسلح بر ضد قوای امریکا جنگیدند - و انتظامی که امریکا دارد تشکیل میدهد. با
وجود این قوا و احساس فریب و تحقیر مردم، چگونه بتوان مردم سالاری در عراق بر قرار
کرد؟ تهدید مطبوعات و تحدید ﺁنها ، نبود جریان
اندیشه و نداشتن اندیشه راهنمائی که امریکا بتواند با ﺁن خلاء فکری را پر کند و سانسور اسلام بمثابه بیان ﺁزادی - به خلاف
ادعا و بر وفق همان رویه که در اروپا و امریکا جاری است - و ﺁزادی اسلام بمثابه بیان
قدرت و توجیه گر خشونت و رفتار پر تبختر امریکائیان و روش کردن سرکوب که خشونت را بر
می انگیزد ، بستن راه بر مردم سالاری است.
این واقعیتها تردیدی بر جا نمی گذارند که دلیلی که بعد از جنگ ، ﺁقایان بوش و بلر ساخته
اند ، چون ادعای قبلی ، دروغ هستند.
ما که تجربه بعد از انقلاب ایران را داریم،
از همان روزهای اول ، هشدار دادیم که روش کار امریکائیان در عراق با استقرار مردم سالاری
در این کشور تضاد دارد. بعد از انقلاب ما، بجای ﺁنکه مسئولان ساخت سازمانهای اداری
و نظامی و انتظامی را از ساخت استبدادی به ساخت مردم سالار بر گردانند، در کنار ﺁنها
، سازمانهای جدید ، با همان ساخت قدرتمدار پدید ﺁوردند . استبدادی ویرانگر و با بار اداری چند برابر سنگین تر ، این شد حاصل کار
مسئولانی که نمی دانستند مردم سالاری چیست. ﺁقای بوش نیز به جای ﺁنکه ساخت های اداری
و نظامی را مردم سالار کند، ﺁنها را منحل کرد و به جایشان ، سازمانهای جدید ساخته است
و می سازد. حاصل کارش این شد که عراق گرفتار خلائی گشت که جز با مدیریت قدرتمدار پر
نمی شود.
* مگر ﺁنکه سازمان
ملل ، نه بعنوان پوشش حاکمیت امریکا بر عراق، بلکه با استقلال کامل از امریکا و برای
تدارک خرابکاریهای امریکا در عراق و پایان بخشیدن به اشغال عراق جانشین شود. سازمانهای
مدافع حقوق بشر و نیز سازمانهای ﺁگاه از چند و چون مردم سالاری و ترتیب استقرارش در
کشوری چون عراق ، مأمور عراق شوند. سازمان مللی که جانشین امریکا می شود میباید ملاحظه
ای جز استقرار مردم سالاری نداشته باشد و پیش از همه حقوق انسان ، هم ﺁزادی و هم امنیت
را بر قرار کند و در ﺁغاز کار، دو جریان ﺁزادی اطلاعات و ﺁزادی اندیشه را بر قرار کند
تا مردم عراق خود را مسئول کشور خویش و صاحب نقش در رهبری ﺁن ببینند و نسل جدیدی از
رهبران مردم سالار ظهور کنند.
● فرانسيس فوكوياما
، نویسنده کتاب " پایان تاریخ" و کارشناس وزارت امور خارجه امریکا ، در مصاحبه
با روزنامه ﺁلمانی دی ولت (4 ﺁوریل) گفته است :
از آنجا كه آمريكا
ميزان فروپاشي ساختارها در عراق را پس از سقوط صدام پيش بيني نكرده بود، با پايان جنگ، يك خلأ عظيم در مديريت و دستگاه اجرائی اين كشور به وجود آمد .
حکومت بوش ﺁمادگی رویاروئی با این مشکل را نداشت. تجربه
تاريخي نشان مي دهد كه نيروهاي آمريكايي كه در كشورهايي چون آلمان، ژاپن و كره جنوبي
به برقراري دموكراسي كمك كرده بودند حداقل دو نسل، يعني ۴۰ تا ۵۰ سال در اين كشورها
حضور داشته اند.
فوكوياما افزود:
اما در كشورهايي چون هائيتي كه حضور آمريكا كمتر از پنج سال بوده تحولي به سمت بهبود
موقعيت قابل مشاهده نيست . بلكه حتي برعكس اين امر نيز اتفاق افتاده است. افزون بر این، برقراري دموكراسي در كشورهاي ديگر به پشتيباني كافي مردم آمريكا نیز نياز دارد.
برقراري دموكراسي در هر كشور، به يك دولت
مقتدر نياز دارد كه نخست امنيت شهروندان خود را برقرار و شرايط اقتصادي عادلانه را پدید ﺁورد. بزرگ ترين بخش آسيا كه زير سلطه دولت هاي مستبد
و خودكامه قرار دارد از موقعيت هاي بسيار مطلوبي برخوردار شده است. با وجود این ، دولت ها بايد پايبندي به قانون، حقوق شخصي، اموال و همچنين سلامت بدني
شهروندان خود را تضمين كرده و زيربناهاي مورد نياز كشور را بسازند . مشكل جهان
سوم، كمبود چنين دولت هايي است.
ترورهای
۱۱ سپتامبر معلوم کرد که كشورهاي ناموفق
مي توانند باعث پيدايش سازمان هاي تروريستي چون القاعده شوند . مسئله اصلي اين نيست كه چرا دولت هاي شكست خورده
مي توانند باعث پيدايش تروريسم شوند. بلكه مسئله اصلي اينست كه چرا كل جهان سوم به
جز شرق آسيا موفقيتي در رشد خود نداشته است؟ پاسخ قديمي به اين سئوال اين بود كه كشورهاي
در حال رشد براي پيشرفت خود به يك سياست بازار آزاد اقتصادي نياز دارند.
اين نظر شايد در مورد هند صحیح باشد . حال ﺁنکه مشكل اصلي بخش عظيمي از كشورهاي در حال رشد، سياسي
است . مشکلشان وجود دولت ها و نهادهاي بد
است.
ﺁخرین تحول وضعیت
در عراق :
● در 8 ﺁوریل
، شمار قربانیان کشتار امریکائیان از مرز 300
تن گذشت. (بنا بر کزارشها ، صدها تن ) در این روز، نجف از مهار قوای امریکا
و مؤتلفانش بیرون رفت و ﺁیةالله سیستانی رفتار امریکا تقبیح کرد . و
● نخست ارگان راستهای افراطی امریکا، وال استریت
ژورنال، از حکومت بوش خواست نیروگاه اتمی بوشهر را بمباران کند. به دنبال ﺁن، نخست،
پاول به ایران اخطار کرد در امور داخلی عراق مداخله نکند و به دنبال او، رامسفلد این
اخطار را بعمل ﺁورد.
این اخطار ها ، با وجود این که خامنه ای و ارگانهای تبلیغاتی سازمان ترور همچنان
سکوت گزیده اند ودر عراق، سپاه بدر نیز دست کم عملی بر ضد قوای امریکا نمی کند ، گویائی
دارد : الف - امریکا به این نتیجه رسیده است که از ملاتاریا دیگر کاری برایش در عراق
ساخته نیست. ب - شکست خود را با متهم کردن "دخالت خارجی " باید بپوشاند
. در همسایگی عراق ، کشوری جز ایران برای متهم کردن وجود ندارد .
● امریکائیها اعتراف می کنند نجف از مهارشان بدر
رفته است . اما فالوچه نیز (تا 9 ﺁوریل، سال روز سقوط رژیم صدام ) همچنان مهار ﺁنها نیست. بنا بر گزارشها ، بسیاری از شهرها
از مهار قوای امریکا و متحدانش بیرون رفته
اند .
● در 8 ﺁوریل، واشنکتن پست نوشت : از این پس، بوش باید مراقب
باشد اثر عراق و مبارزه با تروریسم بر شکست
او در انتخابات ریاست جمهوری کاهش پذیرد. دو برگ برنده بوش برای انتخاب شدن به ریاست
جمهوری ، دارد به دو برگ بازنده بدل می شوند . هم اکنون اکثریت مردم امریکا (59 درصد
) میگویند کشورشان بد اداره می شود .
اگر نتوان گفت عراق امروز ویتنام دیروز است،
این اندازه می توان گفت اموری که روی مدهند عکس
قولهای پرزیدنت بوش هستند. روی دادها چهره سیاسی رئیس جمهوری را تار کرده اند
و واقعیتی را که بر مردم امریکا ﺁشکار نبود، بر ﺁنها ﺁشکار کرده اند : بوش و حکومت
او طرح قابل اجرائی برای امروز و فردای عراق ندارند. حتی جمهوریخواه ها به بوش میگویند
: سرکوب قیام سنی ها و شیعه ها ، بر فرض امکان، مشکل را حل نمی کند و انتظار افکار
عمومی را بر نمی ﺁورد. ﺁنچه امریکائیان میخواهند بدانند اینست که شما و حکومت شما چه
طرحی برای عراق دارید و به کدام دلیل این طرح قابل اجرا است ؟
انقلاب اسلامی
: رژیم مافیاهای نظامی - مالی نمی تواند اقتصاد مافیائی نداشته باشد : در فصل چهارم
، مطالعه ای را می خوانید در باره یک سر گروه مافیائی دیگر، محمد تقی گیوه چی ، معروف
به مصباح یزدی و در فصل پنجم تحقیقی را می خوانید از گلزار ، در باره اقتصاد قاچاق
:
در عراق :