آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٦۰٦ از ٢٤ مهر تا ٨ آبان‏
سايت آقاى ابوالحسن بنى صدر

اکتبرسورپرایزها له و علیه بوش : نقشه ب؟ ، کشتار 100 هزار زن و کودک عراقی، ربوده شدن 380 تن مواد منفجره، فساد هالیبرتون و... و مداخله بن لادن در انتخابات امریکا :


● روبرت پاری که در باب اکتبر سورپرایز ( معامله پنهای دستگاه خمینی با دستگاه ریگان و بوش ، پیش از انتخابات ریاست جمهوری سال 1980 بر سر گروگانهای امریکائی ) تحقیقات مفصل کرده است ، در 27 اکتبر ، در مقاله ای ، خبر از تهیه " نقشه ب " توسط دستیاران بوش ، بمثابه اکتبر سورپرایز 2004 ، داد :
* محور نقشه اینست که فعالان جمهوریخواه مأمورند جریان رأی گیری را کند کنند. چنانکه رأی دهندگان به کری ، خسته و از رأی دادن منصرف شوند.
این روش سابقه تاریخی دارد : با حق رأی پیدا کردن سیاهان، در ایالتهای جنوبی ، این روش را برای جلوگیری از رأی دادن ﺁنها بکار می بردند. و
* اعتراض به صلاحیت رأی دهندگان. در ایالت اوهایو، نسبت به صلاحیت 35000 رأی دهنده اعتراض شده است. جمهوریخواه ها 8000 تن از فعالان خود را به این ایالت ، فرستاده اند تا در حوزه های رأی گیری حاضر و مانع رأی دادن این رأی دهندگان بشوند.

* استفاده از چماقداران . از جمله بهنگام قرائت ﺁراء. توضیح اینکه هرگاه رقیب بوش خواستار تجدید شمارش ﺁراء شود ، چماقدارها می باید غوغا بپا کنند و بهمان ترتیب که در انتخابات سال 2000 نگذاشتند در مهلت مقرر ، ﺁراء بازخوانی شود، نگذارند این کار انجام پذیرد.
* مایه مشترک تمامی اکتبر سورپرایزهائی که جمهوریخواه ها ، طرح و اجرا کرده اند ، رسیدن به قدرت به هر قیمت است. از جمله ، مؤثر ترین روشها که همواره بکار برده اند، این روش است : باید در دموکراتها وحشت نسبت به از دست رفتن مردم سالاری امریکا بوجود ﺁورد. در گذشته، از جمله در انتخابات 2004 که بر اثر کوتاه ﺁمدن ال. گور ، نامزد دموکراتها ، بوش به ریاست جمهوری رسید، جمهوریخواها بی اعتناء به اعتبار مردم سالاری ، عمل کرده اند . و دموکراتها ناگزیر شده اند ، کوتاه بیایند.
دمکراتها از ﺁن می ترسند که اعتقاد مردم امریکا به دمکراسی از دست برود و جمهوریخواه ها از این ترس ، کمال استفاده را کرده اند. !
با این تفاوت که در انتخابات ریاست جمهوری سال 2004، جمهوریخواه ها مجبور شده اند ، نقشه تقلب و شانتاژ خود را ، پیش از انتخابات ، علنی کنند و ناگزیر " اکتبر - نوامبر سورپرایز " علنی انجام خواهد شد.
انقلاب اسلامی : کارتر و سازمانهای مدافع حقوق بشر، نگرانی خود را بابت احتمال تقلب در انتخابات ابراز کرده اند. 58 هزار بولتن رأی گم شده است . اما ﺁنچه گویائی دارد اینست که پنداری یکی از متخصصان تقلب رژیم مافیاهای نظامی - مالی " نقشه ب " را تهیه کرده است. بنیاد گراهای ایرانی می گفتند : نصف ایران از دست برود بهتر از ﺁنست که بنی صدر در جنگ پیروز بشود و بنیادگراهائی امریکائی می گویند یا ما حکومت می کنیم و یا مردم سالاری بی مردم سالاری ! و...

● خبرگزاری فرانسه ، در 28 اکتبر ، از بغداد گزارش کرد که تحقیقی بعمل ﺁمده است که قرار است در تاریخ 29 اکتبر در مجله پزشکی The Lancet منتشر شود. بنا بر این تحقیق پزشکی، از پی اشغال عراق توسط قوای امریکا و متحدانشن ، تا امروز، حدود 100 هزار تن از مردم غیر نظامی عراق که اکثریت ﺁنان را زنان و کودکان تشکیل می دهند، از پا درﺁمده اند. اغلب ﺁنها را خشونت از پا درﺁورده است. انتشار گزارش این جنایت موحش ، با انتشارگزارشها پیرامون جنایتهای دیگری همراه شد :

* واشنگتن پست ( 24 اگتبر ) گزارش مفصلی را انتشار داد حاکی از این که سیا، بخشی از عراقیهای دستگیر شده را ، برای " بازجوئی " به خارج از عراق منتقل می کرده است. سیا محرمانه از وزارت دادگستری امریکا اجازه می خواهد و این وزارت نیز محرمانه اجازه می دهد. با ﺁنکه این عمل مخالف قرارداد ژنو است. یک مقام سیا که از ماجرا ﺁگاه است می گوید: به استناد اجازه وزارت دادگستری ، سیا دهها تن از عراقیها را به خارج از عراق منتقل و تحت بازجوئی قرار داده است. تاریخ اجازه نامه 19 مارس 2004 است.

* سازمان عفو بین المللی ( 28 اکتبر ) به تجاوزهای روزمره قوای امریکا به حقوق بشری عراقیها اعتراض کرد.

● نیویورک تایمز و سی بی اس فاش کردند که 380 تن منفجره از قعقاع عراق ربوده شده است. بمدت چند روز ، کری بوش را متهم به بی کفایتی در مبارزه با تروریسم کرد چرا که بر اثر بی کفایت او در مدیریت ، 380 تن مواد منفجره بدست " تروریستها " افتاده است. در این باره، از دو تحقیق ، نکات گویا را می ﺁوریم :
* روبرت پاری در 26 اکتبر ، نوشته است بسا ماجرای ربوده شدن 380 تن مواد منفجره، " اکتبر سورپرایزی " به زیان بوش بشود. چرا که یکی از فاجعه هائی که بوش و حکومت او ببار ﺁورده اند و خبر ﺁن را نیویورک انتشار داده است ، ربوده شدن 380 تن مواد منفجره در عراق است. بنا بر گزارش این روزنامه (25 اکتبر )، این مواد می توانند در منفجر کردن بناها و ساختن کلاهک برای موشکها و چاشنی برای اسلحه اتمی بکار روند. به سخن دیگر، بوش به عراق حمله کرد تا مانع از ﺁن شود که اسلحه خطرناک در اختیار تروریستها قرار بگیرد و اینک قرار گرفته است.

* اما ، از دید پرزیدنت بوش و حکومت او، مهم نیست که در عراق چه می گذارد مهم اینست که امریکائیان وضعیت عراق را چنان ببینند که بوش می خواهد . دزدیده شدن مواد منفجر را نبینند و وقتی هم فاش شد، توجیهی را بپذیرند که بوش می کند.. در عوض، تعمیر مدرسه ها و رنگ کردن کلاسهای درس را ببیند و باور کنند که امریکا دارد عراق را باز سازی می کند.
روشهای تبلیغاتی که اینک تکمیل شده اند ، با ریاست جمهوری ریگان پیدا شد. او نگران ﺁن بود که مردم امریکا تمایل به جنگ را در امریکای لاتین و در بقیه دنیا از دست بدهند و این امر سیاست خارجی امریکا را مختل کند. اینست که روش تبلیغاتی چند مرحله ای ابداع و بعمل درﺁمد. بوش و حکومت او نیز همین روش را بکار می برد : روشی که سیا در خارج از امریکا بکار می برد، از 1980 بدین سو، جمهوریخواه ها در خود امریکا بکار می برند . نام روش " القای اندریافت " است. روشهائی که در چند مرحله به عمل درمی ﺁیند، مردم تحت این روشها، رنگ می شوند و همان نظر را پیدا می کنند که به ﺁنها القاء می شود :
1 - گرایشهای فرهنگی مردم مطالعه و تحلیل می شوند تا نقاط ضعف فرهنگی مردم بدست ﺁیند. با استفاده از نقاط ضعف و تمایلهای فرهنگی، القای فکر دلخواه بعمل می ﺁید.

2 - وسائل ارتباط جمعی یا از ﺁن القاء کنندگان فکر و فهمی است که جمهوریخواه ها می خواهند مردم امریکا پیدا کنند و یا خریداری می شوند. مأموریت رسانه ها دو گانه است : هم باید فکر القاء کنند و هم می باید هر اطلاع و نظری که به القای اندریافت صدمه می زند را اگر شد سانسور و اگر نه خنثی کنند.
3 - بی اعتبار و بی اثر کردن مخالفان از راه دست انداختن و مسخره کردن و روشهای تخریبی دیگر .
بمدت نیم قرن سیا این روش را در کشورهای دیگر بکار می برد. در 1953 ( 1332 ) ، بهنگام کودتا بر ضد نخست وزیر ایران ، دکتر محمد مصدق، این روش را بکار برد. هدف تبلیغاتی که سیا براه انداخته بود این بود که مصدق را فاقد تعادل عقلی بباوراند. دلیلی هم که می ﺁورد این بود که او با پیٍٍژاما در اطاق کار حضور می یابد!
● استراتفور ( 27 اکتبر ) گزارش - تحلیلی را ارائه می کند که همان روش " رنگ کردن " دستگاه بوش است . نخست بدانیم که ربوده شدن مواد منفجره را حکومت علاوی به ﺁژانس بین المللی انرژی اتمی اطلاع می دهد و این ﺁژانس کاخ سفید را در جریان می گذارد. کاخ سفید بنا نداشته است امریکائیان را از ماجرا ﺁگاه کند . نیویورک تایمز و سی بی اس پرده از ماجرا بر می دارند. استراتفور بر اینست که:

* ﺁژانس بین المللی انرژی اتمی از ربوده شدن 215 تن HMX و 156 تن RDX و 6 تن PETN ﺁگاه می شود.
هرچند خبر " ناپدید " ( به جای ربوده ) شدن این مواد در این هفته منتشر شده اما مواد در سال گذشته ناپدید شده اند. فقدانشان چند هفته بعد از سقوط بغداد ، تأیید شده است.

* بسیار محتمل است که این مواد پیش از جنگ با عراق در 2003، از بین برده شده باشند و یا به محل دیگری انتقال یافته باشند.
انقلاب اسلامی : رامسفلد ، وزیر دفاع امریکا هم عکسی از کامیونها ارائه کرد و گفت این عکس نشان می دهد که پیش از ورود قوای امریکا، رژیم صدام این مواد را از ﺁن محل برده است. اما تلویزیون Minnersto فیلم ورود قوای به انبار قعقاع را پخش کرد . فیلم نشان می داد که مواد منفجره در محل بوده اند. استراتفور ادامه می دهد:
* ﺁژانس بین المللی انرژی اتمی در ژانویه 2003 ، این مواد را مورد تفتیش قرار داده و سپس در ماه مارس ، کسب اطلاع کرده است تا مطمئن شود به ﺁنها دست نخورده باشد. اما مأموران ﺁژانس به بازرسی مستقیم از مواد نپرداخته اند.
در 4 ﺁوریل 2003، یک هفته پیش از سقوط بغداد، سربازان امریکائی گزارش کردند مقدار زیادی از گردی را یافته اند که نخست احتمال داده می شد WMD باشد. این گرد را در مجموعه صنعتی در لطیفیه یافته بودند.

* در باره ناپدید شدن این مواد ، سه احتمال بیشتر نمی توان داد :

1 - احتمال اول اینست که زیر چشم سربازان امریکائی این مواد را ربوده و برده باشند. این احتمال ، ﺁنهم در دوران جنگ، صفر است. حکومت بوش نیز می گوید با توجه به این که یک محموله ناشناخته ، در جا، هدف حمله هوائی و زمینی قرار می گیرد، نمی توان پذیرفت که زیر چشم قوای امریکا این مواد را برده اند. انقلاب اسلامی : غیر از این که هر روز به افراد قوای امریکا در عراق حمله می شود، در محلهائی که تحت شدید ترین مراقبتها هستند ، نه یکبار، که به تکرار ، عملیات انتحاری و انفجار و حمله با راکت انجام گرفته اند. بنا بر این احتمال می تواند صفر نباشد. چنانکه
* در 30 اکتبر ، وزارت دفاع امریکا اعلان کرد که 250 تن مواد منفجره را یک واحد از واحدهای ارتش امریکا از انبار قعقاع بیرون برده و مدتی بعد، ﺁن را منهدم کرده است. اما در همان روز، اطلاع دیگری " اطلاع " وزارت دفاع را تصحیح کرد: این 250 تن جزء مواد منفجره تحت نظارت ﺁژانس بین المللی انرژی اتمی نبوده اند.
2 - مواد منفجره پیش از رسیدن قوای امریکا به این محل برده شده اند. اما این احتمال بدان معنی است که این مقدار از خطرناک ترین مواد منفجره در اختیار تروریستها است و تا این زمان ، امریکا به یافتنشان موفق نشده است. این احتمال بسود کری ، رقیب بوش است.
3 - مواد را بعد از سقوط بغداد و پیش از ﺁنکه قوای امریکا فرصت تحت کنترل درﺁوردن انبار قعقاع را پیدا کند، برده اند. بنا بر این احتمال، مواد را ممکن است از عراق بیرون برده باشند . مثلاً به سوریه برده باشند.

انقلاب اسلامی : وجود سه احتمال یک امر است و سانسور خبر طی یک سال و نیم - بر فرض که دو فرض دوم و سوم واقعیت داشته باشد - یک چیز دیگر است. و هنوز سانسور خبر از مردم امریکا و مردم کشورهای همسایه عراق که این مواد برای ﺁنها نیز می توانند خطرناک باشند، یک چیز دیگر است. و وقتی ارتش و اطلاعات ارتش و سیا ، بعد از اینهمه مدت ، تازه می گویند در پی ﺁنند که ببینند چه بر سر این مواد ﺁمده است ، فقدان مدیریت و نبود فرماندهی لایق را گزارش می کنند. اما مردم امریکا این واقعیت را از کدام دید می بیند ؟
● در 30 اکتبر، نیویورک تایمز گزارشی را منتشر کرده است حاکی از اینکه کنترل موقت منطقه قعقاع با مجاهدین خلق است :

شنبه 30 اکتبر دو تن از کارکنان نیویورک تایمز به منطقه قعقاع رفتند. ﺁنها از سوی مجاهدین خلق بازچوئی شدند. گشتیهای ﺁنها بناگاه سر رسیدند . دو کارمند که هر دو عراقی بودند، قعقاع را ترک گفتند. پست مجاهدین متوقفشان کرد و بمدت دو ساعت بازجوئیشان قرار داد. ﺁنها می خواستند بدانند ﺁیا ﺁقای مظهر ، یکی از دو تن برای نیویورک تایمز کار می کنند . بازجوئی کنندگان می خواسته اند بدانند ﺁیا این دو برای انگلیسها که تازه وارد منطقه شده اند، کار می کنند یا نه؟ دستگیرکنندگانشان به ﺁنها گفته بودند : اگر شما برای انگلیسها کار می کردید ، کشته می شدید. مظهر ﺁنها را قانع می کند که روزنامه نگار است و برای تحقیق محلی و گرفتن عکس بعد از انتشار خبر ربوده شدن مواد منفجره ﺁمده است. ﺁنها قانع می شوند و رهاشان می کنند. البته بعد از ﺁنکه دوربین و تلفن و اوراق هویت ﺁنها و شماره خود رو را معاینه کردند. ﺁنها هیچگاه نگفتند چرا هنوز قعقاع برایشان مهم است .
بعد از رها شدن ، همکار مظهر ، با اشاره منطقه به حال خود رها شده می گوید : ﺁخر الزمان است. انسانیتی نمانده است.
انقلاب اسلامی : می توان گفت چون دیگر ماده منفجره بر جا نمانده است ، منطقه را به حال خود رها کرده اند. اما کنترل محل توسط مجاهدین ، چیزهای دیگری را می گوید . از جمله اینکه قوای امریکا دست کم کافی برای کنترل وضعیت در عراق نیستند. خبری حاکی از ﺁن بود که حکومت علاوی اسلحه سنگین را از گروه رجوی گرفته اند. با این حال، ﺁنها تسلیحاتی را دارند که به ﺁنها امکان می دهد منطقه قعقاع را هم کنترل کنند و...

● در 29 اکتبر ، ﺁسوشیتد پرس خبر داد که اف بی ﺁی در حال تحقیق در باره قراردادهای فساد ﺁلودی تحقیق می کند که هالیبرتون با حکومت بوش ، در باره باز سازی صنعت نفت عراق امضاء کرده است.
در همان روز، لوس ﺁنجلس تایمز خبر داد سندی بدست ﺁورده است که بنا بر ﺁن، در همین ماه ، فرماندهی مهندسی ارتش امریکا، قرار داد سود ﺁوری را ، بدون انجام مناقصه ، به هالیبرتون امضاء کرده است. افسر مسئول قراردادها به این کار اعتراض کرده است. اف بی ﺁی مشغول تحقیق در باره دیگر قراردادهائی است که هالیبرتون امضاء کرده است.
گرین هوس می گوید : من نمی توانم با این قرارداد موافقت کنم. و چون بعد از ابراز مخالفت او را مورد توهین و تحقیر قرار می دهند، اعتراضهای خود به قرارداد را برای رئیس اداره بازرسی ارتش می فرستد. برغم اعتراض گرین پیس ، در 8 اکتبر، قراردادی بمبلغ 165 میلیون دلار با هالیبرتن امضاء می شود.
● در 22 اکتبر ، واشنگتن پست، نتایج سنجش افکاری را منتشر کرد که امریکائیان (International Repulican Institute) ، خود، در عراق، بعمل ﺁورده اند. بنا بر این سنجش افکار،
* 45 درصد عراقیها برﺁنند که کشورشان جهت بدی را در پیش گرفته است و 41 درصد بر اینند که جهت خوبی را در پیش دارد.

* برای حکومت بوش، پیروزی احزاب مذهبی در عراق، بدترین سناریوها است. این حکومت امیدوار بود که علاوی و حکومت او موفق به کسب اعتبار و حمایت از سوی مردم عراق می شود اما از اعتبار او و حکومتش روزبروز کاسته و بر اعتبار و محبوبیت مذهبی ها ، افزوده می شود : یک مقام امریکائی می گوید: قربانی دادنها و سرمایه عظیمی که خرج می شود برای ﺁنست میانه رو بر سر کار ﺁیند و کوشش برای استقرار مردم سالاری به نتیجه برسد . اما بنا بر سنجش افکار، اگر امروز انتخابات انجام بگیرد، مذهبی ها برنده خواهند شد:

* سنجش افکار از 24 سپتامبر تا 4 اکتبر بعمل ﺁمده و حاکی از ﺁنست که تنها 43 درصد از حکومت موقت حمایت می کنند. حال ﺁنکه در تابستان ، حمایت کنندگان 62 درصد بودند.

* 32 درصد تروریستهای خارجی را سرزنش می کنند و تنها 8 درصد اعضای دولت پیشین را.
* 85 درصد عراقیها گفته اند که در انتخابات ژانویه شرکت خواهند. این تنها نتیجه مورد رضایت حکومت بوش است.
* عبدالعزیز حکیم محبوب ترین چهره مذهبی - سیاسی عراق است که به قول مقام امریکائی، میلیونها دلار کمک از ایران دریافت می کند: 81 درصد او را می شناسند و 51 درصد می خواهند او در مجلس شورای ملی عراق نمایندگی بجوید.
* علاوی را همه می شناسند اما 47 درصد می خواهند او عضو مجلس بشود.
* و 46 درصد میخواهند که مقتدی صدر نماینده مجلس بگردد.
* احمد چلبی را که روزگاری سوگلی حکومت بوش بود و جانشین صدام شمرده می شد، بسیاری از مردم عراق می شناسند اما تنها 15 درصد مایلند در مجلس ، بعنوان نماینده، حضور یابد.
* 18 درصد گفته اند به نامزدهای الدعوه رأی خواهند داد. در میان 11 حزب ، تمایل به این حزب از همه بیشتر است.
مقامهای امریکائی بر این نظرند که نامزدها مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق و الدعوه، بیشترین نمایندگان مجلس را تشکیل خواهند داد.
با وجود این، در 21 اکتبر، کلین پاول ، در مصاحبه با تلویزیون ابوظبی گفته است : عراقیها دموکراسی می خواهند و غیر محتمل است که از این شکل استبداد فراگیر به شکل دیگری از این استبداد روی ﺁورند.
هم مقامهای امریکائی و هم کارشناسان عراق بر این نظر هستند که پیروزی حزبهای اسلامی بدین معنی نیست که در عراق، دولت جمهوری اسلامی دین سالارانه از نوع ایران ، تشکیل خواهد شد.
و باز، در 21 اکتبر، پرزیدنت بوش گفت : اگر در انتخابات ﺁزاد ، دولت اسلامی بر سرکار ﺁید، او خشنود نخواهد شد اما نتیجه انتخابات را می پذیرد.

● در 31 اکتبر، سنجش افکاری که اکونومیست در اروپا بعمل ﺁورده است ، انتشار یافت. بنا بر ﺁن، تنها 6 درصد مردم اروپا موافق انتخاب شدن بوش به ریاست جمهوری هستند.

● و همانطور که در شماره پیش خواندید، مؤسسه مطالعات استراتژیک لندن به این نتیجه رسیده است که القاعده در 60 کشور جهان مستقر شده است.

● رژیم مافیاهای نظامی - مالی موضعگیری حسن روحانی و " نماینده " ایران در سازمان ملل را بسود بوش کافی ندید و 48 ساعت پیش از انتخابات امریکا، مجلس مافیاها طرح غنی سازی اورانیوم را به اتفاق ﺁراء تصویب کرد!
این " اکتبر سورپرایزها " ، جز تقلبها در انتخابات ، همه به زیان بوش اثر گذارند. بنا بر این ، اثر ورود بن لادن و رژیم مافیاهای نظامی - مالی به عرصه مبارزات انتخاباتی امریکا و ایجاد ترس در امریکائیان و تقلب در انتخابات می باید بر اثر " اکتبر سورپرایزها" ی زیان ﺁور برای انتخاب بوش، بچربند تا او انتخاب شود.


صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر