آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٦۰١ از ١٤ تا ٢٨ شهريور
سايت آقاى ابوالحسن بنى صدر

پایان کار امریکا بمثابه تنها ابر قدرت و ورود جهان به دوران 5 تا6 قطبی . ایران یکی از قطبها می شود اگر :

انقلاب اسلامی : در قسمت اول قول الکساندر ﺁدلر ( لوموند 21 اوت 2004 ) را زیر عنوان " ﺁغاز پایان قدرقدرتی امریکا " و پیدایش شش قطب قدرت ، از جمله ایران و ترکیه ، و در قسمت دوم بحران سازی خطرناک مافیاهای زور پرستی را می خوانید که در کار از دست ملت ما بدر بردن فرصتی بی مانند هستند. در قسمت سوم ، خرابکاریهای مافیاها را ، بخصوص از نظر فرار دادن مغزها، تحقیر زنان و فراراندن سرمایه ها می خوانید :

ﺁلکساندر ﺁدلر: پایان ابر قدرتی امریکا و پیدایش جهانی با 6 قطب قدرت ( از جمله ایران و ترکیه ) - و معنای نقل و انتقال قوای امریکا:

● لوموند ( 21 اوت 2004 ) نظر ﺁلسکاندر ﺁدلر ( سرمقاله نویس فیگارو ) را که در کتابش ارائه کرده است اینسان خلاصه کرده است :
ﺁلسکاندر ﺁدلر پایان قدر قدرتی امریکا را اعلام می کند. پایان دوران انبساط قدرت امریکا در مقیاس جهان که در ﺁن، امریکا " مرکز ثقل بلامنازع جهان " بود را اعلام می کند. دوستاران قاره جدید بدین خاطر ، به خود تبریک می گویند. زیرا امریکا برای ﺁن ساخته نشد که امپراطوری شود. بمثابه قدرت مسلط عمل کرده است و باز نیز عمل خواهد کرد . البته بخاطر منافع چنین کرده است و می کند اما پیروزیش در جنگ سرد ، خلائی را پدید ﺁورد که هیچیک از قدرتهای در حال پدید ﺁمدن، نمی توانستند ﺁن را پر کنند. امروز دیگر وضعیت همان نیست که بهنگام از پا در ﺁمدن ابر قدرت رقیب بود.
رویدادهای روز چشمها را از دیدن گرایشی باز داشته است که امریکا در پیش گرفته اند : بیرون رفتن امریکا از بسیاری از مناطق نفوذ سنتیش . قدرت امریکا در حال " انقباض " است. بر چیده شدن بسیاری از پایگاههایش در جهان امریکا را محدود کردن دامنه استقرار قوای نظامیش تا حدی که از 1940 بدین سو، دیده نشده بود. اگر در 1949 تولید ناخالص ملی امریکا 59 درصد تولید ناخالص جهان بود ، امروز تنها 36 درصد این تولید است و تا 10 تا 15 سال ﺁینده ، 20 درصد تولید ناخالص جهان نیز نخواهد بود ( بدون ﺁنکه این تغییر درصد اثر بر ثروت امریکائیان بگذارد ) انقلاب اسلامی : این مقایسه صوری است چرا که در ﺁن تولید ملی " ناخالص" بقیه دنیا سهم ناچیزی داشتند و امروز سهم عظیمی دارند. اگر این سهم را بکاهیم ، تولید ناخالص ملی امریکا بسیار کمتر از 36 درصد تولید ناخالص جهان می شود. و بدیهی است در صورتی که امریکا قطب اول جذب سرمایه و مغزها نماند، در ثروت مردم امریکا نیز اثر می گذارد. بسا نظام اجتماعی - سیاسی امریکا را تغییر می دهد .
روال کار روز مره رسانه ها و سیاستمداران ، بعد از ترورهای 11 سپتامبر ، که بدبیاریهای امریکا در عراق ﺁن را زهر ﺁلود کرده اند ، چشمها را از دیدن 5 قطب قدرت دیگر در جهان باز داشته است : 1 - امریکای لاتین ( بر محور برزیل - ﺁرژانتین ) و 2 - چین و 3 - اروپا و 4 - زوج ایران - ترکیه که بالقوه می توانند قطب قدرت بگردند و 5 - باز یک قطب قدرت بالقوه (پاکستان ، مصر ، عربستان سعودی ) . با امریکا، ( که کانادا و مکزیک و اسرائیل متحدش خواهند بود ) ، جهانی با 6 قطب قدرت را تشکیل خواهند داد.
انقلاب اسلامی : با ﺁنکه هند از لحاظ قدرت اتمی از پاکستان بمراتب قوی تر است ، اما بدین لحاظ که داشتن سلاح اتمی ضابطه نیست ، هند را قطب قدرت به حساب نیاورده است. ژاپن قدرت اقتصادی هست. اما ﺁدلر این کشور را نیز قطب قدرت به حساب نیاورده است. ﺁیا ارزیابی او بر اینست که این قدرت اقتصادی بر جا نمی ماند ؟
نقاط مورد نزاع:
میان این قطبها نزاع و برخورد خواهد بود. نقاط مورد نزاع عبارتند از شمال افریقا ، فلسطین ، ﺁسیای میانه . بدیهی است قطبهائی که سر بر می ﺁورند بر ﺁن می شوند فضاهای فاصل میان خود و قطبهای رقیب را تابع خود کنند. اما بابت ﺁن نباید متأسف شد. چرا که ما نه در صلح دائمی هستیم و نه در بلای جنگ دائمی . بلکه در امتزاج و اختلاطی هستیم که می تواند نوید بخش باشد اگر اهل سیاست بتواند خوب اداره اش کنند. ﺁدلر مداخله امریکا در عراق را می فهمد اما عدم تدارک بعد از جنگ را اندر نمی یابد. در سیاست زوج بوش - دیگ چنی جز پوچی نمی بیند. این دو، بر خلاف جریان تاریخ، می کوشند انحصار قدرتی را نگاه دارند که نگاه داشتن دائمیش نه در سود امریکا و نه در توان او است.
اینست چکیده کتاب 300 صفحه ای که در ﺁن، نویسنده وضعیت جهان را می سنجد.
انقلاب اسلامی : 1 - این واقعیت را که دو ابر قدرت امریکا و شوروی سابق، وارد دوران انحلال و انقباض خود شده اند ، 30 سال پیش ، بنی صدر تشریح کرد. بهنگام پیروزی انقلاب، پی در پی هشدار می داد که ایران فرصتی تاریخی بدست ﺁورده است که نباید ﺁن را از دست بدهد. اما ملاتاریا جز قدرت را از ﺁن خود کردن نمی دید و نمی توانست موقعیتی را که کشور بدست ﺁورده بود ، درک کند. خمینی به بنی صدر می گفت: اینها تئوریه ! ﺁن فرصت با گروگانگیری و تجاوز عراق به ایران به خطر افتاد . در خرداد 60، طرح کنفرانس عدم تعهد می توانست پیروزی مسلمی را از ﺁن ایران کند و از نو، فرصتی را برای رشد کردن و توانمند شدن در اختیار ایران گذارد. اما خمینی و دستیاران او که جز به تصرف قدرت و استقرار استبداد نمی اندیشیدند ، از زبان خمینی گفتند : بنی صدر می خواهد ایران را فرانسه و سوئیس کند حال ﺁنکه مردم برای اسلام انقلاب کردند . با کودتای خرداد 60 و جنگ 8 ساله همان خیانت را به ایران کردند و همان پیروزی را از دست ایران بدر بردند که نهضت ملی ایران بدست ﺁورده بود.
پوزش امریکا از ایران بخاطر کودتای 28 مرداد، گزارشگر فرصت دیگری بود که در اختیار ایران قرار می گرفت. این فرصت را نیز مافیاهای مالی - نظامی و " اصلاح طلبها " صرف بازی قدرت در محدوده رژیم ولایت مطلقه فقیه کردند. و 2 - از زمان جنگ خلیج فارس، باز، بنی صدر مرتب هشدار می دهد که امریکا بمثابه تنها ابر قدرت وارد مرحله انحطاط شده است. در این مرحله، حفظ سلطه تنها از راه ایجاد " تعادل ضعفها " میسر است. در حقیقت، با توجه به اهمیت حیاتی نفت برای غرب، امریکا تا بتواند از توانمند شدن کشورهائی چون ایران و ترکیه و مصر جلوگیری خواهد کرد. جلوگیری از توانمند شدن ایران تقدم مطلق دارد زیرا هم نفت دارد و هم با کشورهای نفت خیز خلیج فارس و ﺁسیای میانه هم مرز است. برای اینکه امریکا نتواند مانع توانمندی ایران شود، طی سه شماره گذشته ، پیشنهادهائی را در سه سرمقاله انقلاب اسلامی ، با مردم ایران در میان گذاشت. نباید خام اندیش شد و گفت : اگر در میان استبدادیان کسی باشد که بتواند کمی دورتر را ببیند و در یابد که فرصت بی مانند را برای توانمند شدن ایران باید مغتنم شمرد ، وجودش اقبالی برای ایران است. زیرا الف - چنین کسی را مافیاها سر به نیست می کنند و ب - تنها در ﺁزادی و مردم سالاری است که می توان از چنین فرصتی در رشد و توانمند شدن ، استفاده کرد. این فرصت بی مانند است زیرا حکومت بوش طی سه سال ، دنیای اسلامی را از امریکا به مثابه قدرت بیزار کرده است. بنا بر این ، بازگشت به اصول راهنمای انقلاب ایران و استقرار مردم سالاری در کشور، ایران را از مساعد ترین موقعیتها برخوردار می کند :

● واشنگتن پست (20 اوت 2004 ) نفرت جهان اسلام از امریکا را نگران کننده ارزیابی می کند و قول مقامات امریکائی را حاکی از نگرانیشان نقل می کند :

* حکومت بوش با انتقادهای رو به افزایشی در امریکا و خارج امریکا ، بخاطر ﺁن روبرو است که طی 3 سالی که از ترورهای 11 سپتامبر می گذرد، نتوانسته است، در جنگ عقیدتی با بن لادن، روش تهاجمی بکار برد .

* کمیسیون رسیدگی به ترورهای 11 سپتامبر خواستار استراتژی کارﺁمدی برای تبلیغ ارزشهای دموکراتیک امریکا در جهان شد. رایس، مشاور امنیتی بوش ، دیروزﺁ گفت : حکومت در این باره سخت می کوشد. حال ﺁنکه ،
* کارشناسان امور خاورمیانه - و برخی از مقامات امریکا که احساس حرمان می کنند - از ﺁن شکایت دارند که حکومت توجه اندکی به خشمی می کند که 1 میلیارد و 200 میلیون مسلمان جهان نسبت به امریکا پیدا کرده اند. با توجه به میلیاردها دلار که خرج نیازهای فشار ﺁور دیگر، نیز امنیت داخلی و عملیات جاسوسی می کند، بودجه ای که می باید صرف بهتر کردن وجهه امریکا در دنیای اسلام شود و کارها که در این باره می شوند، ناچیز هستند.

* کارشناسان و برخی از مقامهای رسمی می گویند : " ابتکار دموکراسی در خاورمیانه بزرگ " ، در عمل ، همکاری با دولتهایی خلاصه شده است که بیشترین مقاومت را در برابر اصلاحات دموکراتیک از خود نشان می دهند.

* کار حکومت بوش ، از ناتوانی بدتر است. زیرا ناتوانی یعنی اینکه کوشش بعمل ﺁید اما به نتیجه مطلوب نرسد. اما 3 سال بعد از ترورهای 11 سپتامبر ، کوششی بعمل نیامده است و امروز، رفتارهای عربها و مسلمانان نسبت به امریکا خصمانه تر و میزان نفرتشان از امریکا بسیار بیشتر از ﺁنست که 3 سال پیش از این بود. شیبلی تلهامی ، عضو گروه مشاور کاخ سفید می گوید : بن لادن بر اثر عمل بایسته را نکردن، پیروز شده است.

* نارضایتی از سیاست حکومت بوش به اعضای وزارت خارجه نیز سرایت کرده است : یک مقام وزارت امور خارجه که با بخشی از وزارت خارجه سر و کار دارد که کارش مساعد کردن افکار عمومی جهانیان با امریکا است ، می گوید : کارهائی نظیر نگاه داشتن اشخاص در گوﺁنتانامو ، بدون اینکه به جرمی متهم باشند ، از جمله کارهائی است که باید ﺁنها را پول خرج کردن و دشمنی نسبت به امریکا برانگیختن توصیف کرد.
انقلاب اسلامی : جنایت در زندانهای عراق، جنایتها در عراق ( از جمله جنایت در نجف) ، جنایت در افغانستان ( کشتار اسیران و بمباران مراسم عروسی ) و اینک بذل و بخشش زمینهای فلسطینیان به حکومت شارون بخاطر جلب ﺁرای یهودیان امریکا و استخدام پست ترین عناصر کشورهای اسلامی به قصد بردن ثروتهای این کشور ها و ... دلایل بیزاری دنیای اسلام از قدرت سلطه گر امریکا است. این امر که به جای تغییر ماهوی سیاست در جهت انطباق ﺁن با تحول جامعه های مسلمان از درون و در جهت مردم سالاری ، امریکا قوای خود را به مرزهای خاورمیانه بزرگ منتقل می کند، گویای ﺁنست که امریکا خود را از لحاظ ارزشها ، در موضع متفوق نمی بیند. این نیز یکی از اقبالها و فرصتها برای جامعه ها، بخصوص جامعه ایرانی است : ایران می تواند اندیشه عصر جدید را برای دنیائی ﺁزاد پیشنهاد کند.

● بسیار زود تر از اعلام رسمی ، انقلاب اسلامی به نقل از نشریاتی که از قصد حکومت بوش ﺁگاه شده و اطلاع خود را انتشار داده بودند، ایرانیان را از انتقال قوای امریکا از اروپا به حدود " خاورمیانه بزرگ " ﺁگاه کرد. به قول ﺁدلر، امریکا ناگزیر است قوای خویش را که در جهان پخش کرده است، متمرکز کند. اما استقرار این قوا در مرزهای خاورمیانه بزرگ گویائی خود را دارد. نخست ارزیابی لوس ﺁنجلس تایمز ( 17 اوت 2004 ) را بخوانید :
در 16 اوت، پرزیدنت بوش اعلان کرد 70 هزار از قوای امریکا در اروپا و ﺁسیا و 100 هزار غیر نظامی در خدمت قوای امریکا را ، ظرف 10 سال ، بیرون می برد . این کار به قصد سازماندهی درخورتری برای مقابله با بحرانها انجام می گیرد.
دموکراتها این کار او را مثال دیگری از رفتار تک محورانه و تک روانه تلقی و ﺁن را انتقاد کردند. انتقال قوا روابط ما را با کشورهائی بد می کند که متحد ثابت قدم ما بوده اند و در جنگ با عراق نیز با امریکا همراه شدند.
برای عملیات در این و ﺁن نقطه جهان ، تکیه بر نیروهای ویژه ، با تجهیزات سبک ، توانا به مداخله سریع خواهد شد. قوای دارای تجهیزات سنگین و لشگرهای رسمی وظیفه پشتیبانی را بر عهده خواهند گرفت.
صدها تأسیس نظامی برچیده خواهند شد و پایگاه های تاریخی امریکا ، مثل پایگاهها در ﺁلمان و کره جنوبی و نیمی از تأسیسات نظامی در اروپا، بخصوص پایگاههای کوچک، برچیده خواهند شد.
این تغییرها تأثیر مستقیم بر قوای 150 هزار نفری امریکا در عراق و افغانستان نمی گذارد. در باب محلهای جدید استقرار قوای امریکا ، از سال پیش، در حکومت، بحث و گفتگو شده است. بیشترین قوای امریکا از ﺁلمان است که خواهند رفت. دو لشگر مکانیزه به امریکا بازگردانده می شوند . یک تیپ زرهی در ﺁلمان خواهد ماند. از 227 هزار قوای امریکا مستقر در خارج از این کشور، 106 هزار نفرشان در اروپا مستقر هستند. مقامات حکومت تکذیب این عمل برای مجازات اقتصادی ﺁلمان بخاطر مخالفتش با جنگ میدانند. اما رامسفلد می گوید مخالفت کشورهای میزبان با جنگ عراق، مثل ﺁلمان، در این تصمیم تأثیر داشته است.
سفر رامسفلد به روسیه برای جلب موافقت روسیه با استقرار قوای امریکا بوده است. امریکا میخواهد قوای خویش را از اروپای پیر به اروپای جوان، کشورهائی مثل لهستان و و رومانی و نیز ازبکستان و قرقیزستان ببرد. این دو کشور نقش کلیدی در جنگ افغانستان داشته اند.
بوش می گوید : طرح تجدید سازمان نیروهای نظامی و محل یابی استقرار قوای امریکا به ما امکان می دهد در جنگهای قرن بیست و یکم پیروز بگردیم. اتحادهای ما را مستحکم تر خواهد کرد و ما می توانیم متحدان جدید بیابیم و صلح را حفظ کنیم. از اضطراب خانواده های نظامیان خود نیز بکاهیم. امریکا حضور نظامی معنی دار خود را در خارج از کشور حفظ می کند و قصد ندارد عراق و افغانستان را به به حال خود رها کند.
اما ریچارد هولبورک ، مشاور کری ، رقیب بوش در انتخابات ریاست جمهوری ، می گوید: این اقدام نمونه دیگری از عمل یک طرفه حکومت بوش است. با نقل و انتقال این قوا، پول صرفه جوئی نمی شود زیرا میلیاردها دلار می باید صرف نقل و انتقال قوا و تجهیزات نظامی کرد: میزان صرفه جوئی بابت انتقال قوا سالانه 1 میلیارد و هزینه ﺁن، سالانه 7 میلیارد دلار است. دوگل گفته بود امریکا هر وقت در سود خود ببیند ، اروپا را تخلیه خواهد کرد. جانشین او ، ژاک شیراک نیز بر این نظر است و اینک ثابت می شود حق با ﺁنها بوده است.
ژنرال کلارک که جانبدار کری است نیز می گوید : با وجود جنگ همه جانبه با تروریسم و با توجه به این امر که القاعده در 60 کشور جهان فعال است، انتقال قوای امریکا به کشور، دور از مصلحت است. روابط ما را با اعضای ناتو نیز خراب می کند.
هدف دیگر جمهوریخواه ها، اثر گذاری بر انتخابات ریاست جمهوری بوده است. زیرا اضطراب خانواده های نظامیان را بابت پخش شدن قوای امریکا در جهان، بخصوص در تهدید بودن نظامیان امریکا در عراق را تخفیف می دهد. انقلاب اسلامی : بدین قرار ، سه هدف عمده نقل و انتقال قوای امریکا تعقیب می کند : 1 - استقرار قوا در مرزهای " خاورمیانه بزرگ " و 2 - بازسازی رابطه ها با اروپا و جانشین کردن متحدان قدیمی با متحدان جدید و 3 - اثر ﺁن بر انتخابات ریاست جمهوری. بدیهی است ایجاد مدار بسته با رژیمی چون رژیم ملاتاریا هم این نقل و انتقال را توجیه می کند و هم بکار بوش در انتخابات ریاست جمهوری می
آید.


صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر