آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥٩۷ از ١٦ تا ٣۰ تير
سايت آقاى ابوالحسن بنى صدر

سازمان ترور در کار تصرف سه قوه - نقش سپاه - حسابی که از ﺁن هزینه ترورها پرداخت می شد - قتلهای زنجیره ای و...

انقلاب اسلامی : ربط پرونده های ترورهای کاظم رجوی و بختیار و ربط پرونده ترور کاظم رجوی و رشوه ای که رژیم ملاتاریا به منم، رئیس جمهوری اسبق ﺁرژانتین - که برای گریز از تعقیب قضائی به شیلی گریخته است - ، موضوع گزارشهائی است که در مطبوعات سوئیس انتشار یافته اند و ما نیز در باره ﺁنها اطلاعاتی تحصیل کرده ایم. در قسمت اول این فصل، این اطلاعات را می خوانید . سخنان محمد گلپایگانی ، رئیس دفتر خامنه ای را در شماره پیش از نظر خوانندگان گذراندیم . اسم نویسی برای " عملیات استشهادی " ادامه دارند و واشنگتن پست گزارشی در باره تشکیل " ارتش شهیدان " و نقش پاسداران انتشار داده است. قسمت دوم را به اطلاعات پیرامون تدارکات سازمان ترور و نقش " سپاه " اختصاص داده ایم. در قسمت سوم اطلاعاتی را که دریافت کرده ایم و نیز اطلاعاتی که در باره قتلهای زنجیره ای انتشار پیدا کرده اند از نظر خوانندگان گرامی می گذرانیم :

رابطه ترورها در فرانسه و سوئیس و ﺁرژانتین و حسابی که از ﺁن هزینه های ترورها پرداخت می شدند و نقش حکومتهای فرانسه و سوئیس در جلوگیری از پیشرفت تحقیقات قضائی :


● خوانندگان ما می دانند که احمدی نژاد ، شهردار تهران است. این شخص در ترور بختیار و برادر او ، حسین احمدی نژاد در ترور کاظم رجوی نقش داشته اند. شریک این دو، شیخ عطار است که از سوی احمدی نژاد مدیر و مسئول روزنامه همشهری شده است. این شخص نیز در ترورهای خارج از کشور ، نقش مهمی داشته است. و حالا، برابر اطلاع ،
* نامزد مطلوب خامنه ای برای ریاست جمهوری ، دیگر نه ولایتی و نه علی لاریجانی و حسن روحانی که احمدی نژاد است. بدین خاطر که مافیاهای نظامی - مالی این شخص را مأمور گوش به فرمان تری تشخیص داده است.

* یک " پاکسازی " بی سر و صدا در حال انجام است : تمامی کسانی که پیش از رسیدن خامنه ای به "رهبری"، مقامهای دولت را در سه قوه تصدی داشته اند، می باید جای خود را به کسانی بدهند که از ﺁن پس تصدی مقامی را پیدا کرده اند.
بدین سان، رسم سلطنتهای استبدادی از نو برقرار می شود : شاه سابق نیز از زمانی که قدرت مدار یگانه در رژیم خود شد، " نوکرهای " پدر را با " غلامان جان نثار و " چاکرها" ی خود جانشین کرد. در سلطنت قاجارها نیز همین رویه برقرار بود. وضعیت امروز با وضعیت ﺁن روز، از لحاظ جانشین شدن "قدیمی " ها با " جدیدیها" ، شباهت دارد اما از این جهت که اینک دارد مافیاهای نظامی - مالی حاکم می شوند، تفاوت دارند. مقایسه با چین و الگوی چینی که فراوان تکرار می شد برای توجیه سلطه مافیاها های نظامی - مالی بر دولت و اقتصاد بود ( با این تفاوت که در چین، ارتشیان از طریق فروش و پیش فروش نفت و گاز و قرضه خارجی ، ثروت بر ثروت نمی افزایند بلکه از راه تصدی صنعت و تولید و البته توأم با فساد ، ثروت می اندوزند و از عوامل مهم کند شدن رشد اقتصاد چین هستند ) . پس اگر خامنه ای گفت نباید از الگو های چینی و ژاپنی سخن بمیان ﺁید، بدین خاطر بود که توجه مردم کشور به مافیاهای نظامی - مالی که در کار تصرف دولت هستند ، حتی المقدور جلب نشود.

● اما دو برادر احمدی نژاد و شیخ عطار در کار ترورهای خارج از کشور و بطور مشخص ترورهای بختیار در فرانسه و کاظم رجوی در سوئیس بوده اند. در این باره، دو رشته اطلاعات را از دو نشریه نقل می کنیم و در ﺁخر، اطلاعی را که خود بدست ﺁورده ایم می ﺁوریم :

* روزنامه سوئیسی تریبون دو ژنو (17 ژوئن 2004) گزارشی را منتشر کرده است با عنوان " تحقیق قضائی در باره قتل کاظم رجوی از نو به جریان افتاده است " :
دو پرونده قضائی مهم ، یکی در ژنو و دیگری در لوزان ، بسا یکبار دیگر دولت سوئیس را دچار مخمصه کند. عنصر مرکزی این دو پرونده ، حسابی به مبلغ 200 میلیون دلار است که از ﺁن، هزینه های 400 عملیات تروریستی در اروپا پرداخت شده اند. ﺁیة الله ها با استفاده از وجود این حساب ، هزینه های ترورها را پرداخت می کرده اند.
اما چه ربطی هست میان تقاضای دستگاه قضائی ﺁرژانتین برای همکاری در کشف حقیقت، پیرامون دریافت رشوه منم، رئیس جمهوری اسبق ﺁرژانتین از ﺁیة الله ها و پرونده قتل کاظم رجوی ؟ ربطشان اینست که هزینه ترور کاظم رجوی و رشوه به منم برای خواباندن پرونده منفجر کردن مرکز فرهنگی یهودیان در بوینس ﺁیرس، در 1994، هر دو ، از همان حساب پرداخت شده اند . به کارلوس منم، 10 میلیون دلار رشوه پرداخت شده است. متهم کننده ابوالقاسم مصباحی معروف به " شاهد C " است. او در دادگاه میکونوس شهادت داد و اعتبار شهادتش بر دادگاه میکونوس محرز شد.
فرانک گاربلی روزنامه نگار، در برنامه تلویزون TSR سوئیس، سرگذشت مصباحی را پی گرفت : او در سالهای 90 ، مأمور سوئیس بوده است . در دانشگاه نام نویسی می کند و عنوان دانشجو پیدا می کند. با پلیس سوئیس ارتباط ییدا می کند و این پلیس او را ، بطور مرتب، از تحرکات مخالفان رژیم ایران ﺁگاه می کند. مصباحی می گوید حسابی که از ﺁن خرج ترورها پرداخت می شد ، در بانکی بود که 200 متری از هتل رون Rhone در ژنو، قرار دارد و نام لوکزامبورک بر مدخل ﺁن نصب بود. سه تن حق امضاء داشته اند و به امضای هریک از این سه تن، بانک پرداخت می کرده است. این سه تن عبارت بوده اند از علی اکبر هاشمی رفسنجانی و احمد خمینی و علی فلاحیان.
دستگاه قضائی ژنو پا لنگ می کند : قاضیان ﺁرژانتینی که همچنان درباره انفجار مرکز فرهنگی یهودیان تحقیق می کنند شهادت مصباحی را شنیده اند و بدان ، از پرداخت 10 میلیون دلار توسط ایرانیها به منم ﺁگاه شده اند. این پول از همان حساب به نام منم و یا یکی از نزدیکان او پرداخت شده است. چند نوبت مصباحی گفته است ﺁماده است به ژنو برود و محل بانک را نشان بدهد.
به موازات ، بنا بر قانون منع " سفید کردن پول" ، بانکها ، در 2001، اطلاع دادند که در 2 حساب، بر روی هم 7 میلیون دلار مربوط به کارلوس منم وجود دارد. حکومت سوئیس به دستگاه قضائی سوئیس نمایندگی داد که به تحقیق در این باره بپردازد. پرونده به کریستین جونو ، سپرده شد. قاضیان ﺁرژانتینی ، بلافاصله، از دستگاه قضائی سوئیس تقاضای همکاری کردند تا حقیقت ﺁشکار شود. ﺁنها خواستار فراخواندن مصباحی به ژنو شدند تا توضیح دهد ﺁیة الله ها چگونه مخارج ترورها را پرداخت می کنند.
نزدیک به سه سال گذشت، شاهد ایرانی به ژنو فراخوانده نشد و حسابها به ﺁرژانتین داده نشدند. علت پنچر شدن دستگاه قضائی سری است که هنوز مهر از ﺁن برداشته نشده است. افزون بر این، کریستین جونو دارد تغییر مقام می دهد. او با پرونده منم چه خواهد کرد؟ برغم چندین کوشش، موفق به ارتباط با او و دریافت پاسخ او نشدیم. ژاک ﺁنتنن ، قاضی که پرونده قتل کاظم رجوی را پی می گیرد، در این باره که دستگاه قضائی ژنو تحقیق قضائی را متوقف کرده است، دو دل است . این قاضی در نظر دارد در ماه اوت به ﺁلمان برود و شهادت مصباحی را بشنود و بکوشد او را متقاعد کند به ژنو سفر کند. لوزان امید بر می انگیزد : دستگاه قضائی ﺁرژانتین حال که از دستگاه قضائی ژنو مأیوس شده ، امید خود را به دستگاه قضائی لوزان بسته است. در حقیقت، تحقیق در باره قتل رجوی میتواند به انفجار مرکز فرهنگی یهودیان راه برد. و متقابلاً ، اطلاعاتی که ﺁرژانتین در احتیار قاضی پرونده قتل میگذارد، میتواند کارﺁئی مهمی در به نتیجه رسیدن تحقیقات قاضی داشته باشد. از این رو، ﺁنتنن و قضات ﺁرژانتین همکاری نزدیکی را با یکدیگر شروع کرده اند تا مگر روابط این قتل و ﺁن انفجار را بیابند و سر از طرز کار دوایر اطلاعاتی رژیم ایران درﺁورند. ﺁیا برغم مسدود کردن راه تحقیق توسط دستگاه قضائی ژنو، قاضی لوزانی در کار خود موفق می شود؟ قاضیان ﺁرژانتینی و خانواده کاظم رجوی امیدوارند.
استفان رجوی ، پسر کاظم رجوی از قاضی پرونده خواسته است مصباحی را به سوئیس بخواند تا تکلیف بانک و حساب ﺁن معین شود.
13 تن قاتلان کاظم رجوی، همه با گذرنامه های خدمت که توسط علی فلاحیان به ﺁنها داده شده بود، وارد سوئیس شدند و او را با 40 گلوله کشتند.
این حساب بانکی جعبه ایست که اگر باز کنی ، ﺁتش ، جهنمی پدید می ﺁورد. از این رو ، حکومت سوئیس می ترسد ﺁن را باز کند. ناراحت کننده تر اینکه بدون تردید این پول از ﺁن بانک بیرون برده شده است و بسا همچنان به مصرف عملیات تروریستی می رسد.
نمایندگان مجلس سوئیس و وزیر دادگستری ﺁرژانتین فشار می ﺁورند : نخستین سئوال را کریستین گروبه ، در 2003 ، از شورای حکومتی سوئیس بعمل ﺁورد. این نماینده پرسید: چرا قاضی ژنوی پرونده را خوابانده است ؟ چند ماه بعد، قوه قضائی فدرال پاسخ داد که بعد از وارسی هائی که بعمل ﺁورد، چنین حساب بانکی مشخص نشد . با وجود این ، از ﺁنجا که سوئیس کنوانسیون سازمان ملل را در باره شناساسی حسابهائی که از ﺁنها هزینه های ترورها پرداخت می شوند ، امضاء کرده است، می بایست شاهد را به ژنو فرا می خواند و شهادت او را می شنید. در همان سال، گوستاوو بلیز، وزیر دادگستری ﺁرژانتین ، برای ﺁنکه به جریان تحقیقات شتاب بخشد و همکاری قوه های قضائیه دو کشور را بهتر کند ، به سوئیس ﺁمد.
امروز، این پیر ایو مایار ، نماینده دیگر مجلس است از حکومت سئوال می کند: تقاضای قوه قضائی ﺁرژانتین در باره حسابهائی که منم در بانکهای سوئیس گشوده است، به کدام نتیجه انجامید؟ چرا قاضی جونود تحقیق خود را به نتیجه نرسانده است؟ ﺁیا قاضی شهادت شاهد را استماع کرده است؟ چه اقدام مشخصی قوه قضائیه برای جبران تن زدن قاضی از تحقیق ، چه تدبیری اتخاذ و به اجرا گذاشته است؟ و تکلیف پرونده کارلوس منم چه می شود اگر قاضی جونود تغییر مقام دهد؟
ﺁرژانتینی ها فرصت را برای فشار ﺁوردن مغتنم شمردند. و تلویزیون ﺁرژانیتن فیلم مستند طولانی را در سوئیس تهیه کرد.
روزنامه لا ناسیون مقاله ای طولانی از گوستاوو بلیز ، وزیر دادگستری ﺁرژانتین منتشر کرد . در این مقاله او می نویسد : رسماً به حکومت سوئیس اعتراض می کند. و سفیر ﺁرژانتین ، گیلرمو گونزالس ، در مصاحبه تلفنی، از فقدان همکاری در باره پرونده انفجار مرکز فرهنگی یهودیان و خودداری از استماع شهادت مصباحی ، احساس بوری می کند.

● اما قاضی فرانسوی ژان لوئی بروگیر، که قتل بختیار را مورد تحقیق قرار داد و پرونده را به دادگاه داد ، در باره سازماندهی ﺁن ترور به نتایجی رسید که به تصدیق دادگاه رسیدند. نشریه هبدو L'Hebdo (13 ژانویه 94 )که توانسته بود پرونده تشکیل شده توسط قاضی را بخواند، حاصل کار خود را بدین شرح انتشار داده بود:

* قتل دکتر بختیار، در استانبول سازمان یافته است. مسئله ای که باید حل می شد، وارد کردن دو قاتل به فرانسه ، به ترتیبی بود که سوء ظن بختیار را بر نیانگیزد. بنا بر این، می باید از امکانهای موجود استفاده می شود. این امکانها وجود داشتند : شرکت SYFAX که شرکت مخابراتی بود و توسط ایران ایجاد شده بود، با شرکتهای فرانسوی ﺁلکاتل و ماترا روابط بسیار نزدیک داشت. ایران قانون تحقیق و تجهیز به قمر مصنوعی مخابراتی را به تصویب رسانده بود. کسانی که با استفاده از پوشش ﺁن شرکت و روابطش با شرکتهای فرانسوی به فرانسه رفت و ﺁمد می کردند، توجه پلیس را به خود جلب نمی کردند. ژوئل ژیراد ، مدیر شرکت SYFAX گفت : ما از ﺁنچه می گذشت، هیچ اطلاع نداشتیم. ایرانیها ما را ﺁلت دست کردند.

* تلویزیون ایران نیز پوشش عملیات تروریستی بود. نشانی شعبه این تلویزون (IRIB مخفف ایسلامیک ریپابلیک ﺁف ایران برودکاستینگ)در پاریس ، 27 Rue de liege (Paris 9e) بود. هندی یکی از شرکت کنندگان در قتل ، در پوشش شعبه تلویزیون ایران ، در ترور بختیار شرکت داشت.

* یکی دیگر از دست اندرکاران ترور، شوریده بود. او از طریق ﺁقای S که صاحب صنعت است و در حومه لوزان زندگی می کند، به فرانسه راه یافت . او با شوریده در ژوئن 1991 ، در تهران ، دیدار کرده بود. او، که برای شوریده ویزا گرفته است، میگوید: " شوریده و یک ایرانی دیگر به اسم شیخ عطار (مدیر مسئول کنونی همشهری ا.ا ) ، دو مقام مهم وزارت پست و تلگراف و تلفن ایران هستند " . او شوریده را اینطور توصیف می کند : " در ایران مرد صاحب نفوذی است " . شوریده باتفاق ضیاء سرحدی ، قاتلان بختیار را وارد فرانسه کرد.
ما ﺁقای S را پیدا کردیم. او به ما گفت : " این حرف که ﺁقای شوریده از من خواست دو ویزا تهیه کنم، صحت دارد. من این دو ویزا را تهیه کردم . با این باور که مقصود انجام فعالیت بازرگانی عادی است. من ﺁلت شدم. من قربانی فریبی شدم که خسارت بسیار بر من وارد کرد . هم از نظر بازرگانی و هم از نظر اخلاقی و روحی.

* و ترور تحت نظر مستقیم علی فلاحیان انجام گرفته است.

* اما فرانسه ( بهنگام نخست وزیری بالادور و وزارت کشور پاسکوا) دو متهم به قتل کاظم رجوی را که سوئیس تقاضای استردادشان را کرده بود، بجای تحویل به سوئیس ، به این عنوان که "مصالح دولت ایجاب می کند " ، به ایران بازگرداند. چرا فرانسه مدعی مبارزه با تروریسم، به چنین کاری تن داد؟ نشریه پاسخ این پرسش را یافته است : پلیسها بر این نظر هستند که حکومت اطلاع جویان مستقلی را روانه تهران کرد تا ببیند وضعیت از چه قرار است. ﺁنها در مراجعت گزارش کرده اند که سفارت فرانسه در تهران در خطر می افتد و خطر از سر گرفته شدن ترورها در فرانسه نیز وجود دارد. حال ﺁنکه اگر فرانسه دو متهم را به سوئیس ندهد و روانه ایران کند، ایران می تواند رفتار جبهه اسلامی فلاح الجزایر را تعدیل کند. بعلاوه، فرانسه می تواند در بازسازی پایانه نفتی خارک نیز شرکت کند.
انقلاب اسلامی : وقتی تاریخ افزایش صادرات فرانسه به ایران و " سرمایه گذاریهای" فرانسه در کشور خود را با تاریخ چشم پوشیهای فرانسه بر جنایتهای رژیم مقایسه می کنیم ، از این واقعیت تلخ ﺁگاه می شویم که غرب در استقرار استبدادهای جنایت پیشه، نقش دارند و ملتی که نخواهد در رژیم خیانت و جنایت و فساد پیشه زندگی کند، باید برای استقلال، تمامی بهایی را که دارد قائل شود. و اینک شیخ عطار مدیر مسئول همشهری و همدست او در ترورها، احمدی نژاد، " شهردار " تهران است و "رهبر " می خواهد او را رئیس جمهوری نیز بکند !

● برابر اطلاعی که به ما رسیده اسست :

* ترورها را تیمهائی انجام داده اند که از پوشش بازرگانی استفاده کرده اند. بسیاری از این تیمها ، نخست بخاطر تصدی فعالیتهای اقتصادی و اطلاعاتی تشکیل می شوند ولی به ﺁنها مأموریت قتل داده می شود. چنانکه بنا بر گزارش یکی از شرکت کنندگان در تشکیل این تیمها ، از وجود این تیمها بود که سعید امامی در دو قتل زال زاده و دکتر افضلی استفاده کرد.

* در باره بانک و حساب بانکی که از ﺁن، هزینه های ترورها پرداخت می شد، این اطلاعات را بدست ﺁورده ایم :

1 - اینطور حسابها، بنام شخص باز می شدند و به وزارتخانه و دولت، بطور رسمی ربط نداشت. بنا بر این ، بنام هاشمی رفسنجانی و احمد خمینی و فلاحیان ، جسابهائی گشوده بوده اند.

2 - روش پرداختهای واواک ، برای کار های " غیر معمولی " ، پرداخت نقدی است . با وجود این، در مواردی، پرداختها توسط حواله بانکی انجام می گیرند. اما این پرداختها از حسابهای ﺁدمهای مهم انجام نمی گیرند. بلکه از حسابهای شرکتهایی که با واواک همکار هستند یا اشخا صی که برای واواک کار میکنند ، بعمل می ﺁیند.

3 - چون بخش بیشتر بودجه در راه دزدیده میشود و، دست ﺁخر، پول کمی به دست مامورین میرسد، هر دو نوع حسابها و پرداختها بسیارند. چرا که سهم شیر را دارندگان حسابها و نیز متصدیان شرکتهای پرداخت کننده می برند.

4 - در صورتی که دارندگان حسابها بمیرند و پیش از مرگ ، ورثه را از ﺁن ﺁگاه نکنند، پول از بین می رود. چنانکه پول کلانی در تر کیه بنام سعید امامی بود. منافع حاصله از اجازه ترانزیت مواد مخدر به این حساب ریخته می شد. از این پول، که به حال خود مانده است، سعید امامی خرج عملیات ترور می کرد. وقتی او را کشتند، هر پولی در هرجا بنام او و یا حتی همدستان او بود، مخفی ماند.


صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر