آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥٩٢ از 7 تا ٢١ ارديبهشت
سايت آقاى ابوالحسن بنى صدر


دو ترس بوش و دو ترس خامنه ای و استقبال از تقاضای همکاری امریکا و تکذیب همکاری !؟


●دو ترس و امید بوش و حکومت او:

* ترس اول بوش و حکومت او شکست خوردن در انتخابات ریاست جمهوری است . بدیهی است این ترس با این امید همراه است که خشونت در عراق رأی دهنده امریکائی را به این نتیجه برساند که سرنوشت شکست و پیروزی امریکا در عراق ، با سرنوشت اقتصاد و کار امریکائیان گره خورده است . بنا براین تغییر رئیس جمهوری به صلاح نیست. چنانکه نتایج سنجش افکار (واشنگتن پست 20 ﺁوریل) نشان میدهند که 49 درصد امریکائیان بر این نظر شده اند که برای اداره وضعیت عراق و مبارزه با تروریسم ، بوش بهتر است. 44 درصد بر این نظر هستند که کری بهتر است. پیش از دامن گستردن خشونتها در عراق، این درصدها وارونه بودند. امریکائیان میان وضعیت در عراق (نفت ارزان و...) و مبارزه با تروریسم و اقتصاد و کاهش میزان بیکاری، رابطه قائل هستند.
با وجود این، بوش از ﺁن نیز می ترسد که خشونت غیر قابل مهار شود و انتخابات ریاست جمهوری را ببازد. از این رو، از رژیم مافیاهای نظامی - مالی ایران نیز استمداد کرده است. این ترس ، از ترس دوم نتیجه می شود :

* ترس شکست در دست یافتن به سه هدف و ﺁغاز پایان امریکا بمثابه تنها ابر قدرت جهان در ریاست جمهوری او است. از ﺁنجا که قوای امریکا در عراق تماشاچی نبوده اند و با توجه به شکایت اعضای شورای حکومتی دست نشانده امریکا از بی اعتنائی برمر، حاکم امریکائی عراق، به این شورا و دخالت ندادنش در امور عراق و با توجه به طرح اخضر ابراهیمی نماینده سازمان ملل در عراق در باره دولت انتقالی ، حضور دو سازمان مسلح شیعه (سپاه بدر و جیش المهدی ) و 21 گروه مسلح دیگر و مشاهده نشدن عمل هیچ سازمان سیاسی در عراق امروز، این پرسش را پیش روی حکومت بوش می گذارد : ﺁیا از ﺁن رو که هدف خویش را بازگرداندن روحیه تحقیر و تسلیم در برابر قدرت کرده بود، گوشها و چشمها را بر خواست مردم عراق ، هربار که از راه شرکت مستقیمشان در جنبشی همگانی ابراز می شد، می بست و در همان حال ، وجود گروههای مسلح که ولو دست به عملیات بزنند ، بشرط قابل کنترل بودن، لازم می دید؟ اگر این ظن که بسیاری بر سیاست حکومت بوش در عراق می برند ، راست است، ﺁیا این حکومت دینامیک ورود به عملیات گروههای مسلح را ، به نظر ﺁورده و ارزیابی کرده بود؟ وضعیت امروز عراق پاسخ می دهد که حکومت بوش ارزیابی بایسته ای از این دینامیک نکرده بود و اینک ، در هدف سوم، که ایجاد روحیه تحقیر و تسلیم بود، شکست خورده است. این شکست این ترس شدید را در حکومت امریکا و رژیم ملاتاریا - مافیها و استبدادهای منطقه برانگیخته و رجوع امریکا به رژیم ملاتاریا را توضیح می دهد :

●امریکا از ایران استمداد کرد و دو تکذیب!؟

* بگزارش ایسنا، در 27 فروردین ، خرازی ، بهنگام خروج از جلسه هیأت وزیران ، در پاسخ به سئوالي کاری که ايران خواهد کرد اگر آمريكا به نجف حمله کند، گفته است : اگر چنين كاري صورت گيرد، آية‌الله سيستاني كه مرجع تقليد بزرگ شيعيان هستند هشدار لازم را به آمريكايي‌ها داده‌اند. اميدواريم كه آمريكايي‌ها چنين خطاي بزرگي نكنند وگرنه جهان اسلام را در برابر خود بسيج خواهند كرد و فاجعه‌اي به وجود خواهد آمد. (خط کشی از ما است. این جمله گویای وحشت رژیم از بدر رفتن مهار امور عراق از دست امریکا است. وگرنه وزیرا خارجه رژیمی که امریکا را شیطان بزرگ می خواند و بارها دنیای اسلام به قیام بر ضد این شیطان خوانده است، چرا این رویاروئی را فاجعه می داند؟ ا.ا) ...
خبرنگاري درباره‌ي آمادگي ايران براي مذاكره با آمريكا سئوال كرد و خرازی پاسخ داده است: ما در گذشته مذاكراتي داشتيم ولي فعلا تعطيل شده است؛ چون احساس كرديم كه اين مذاكرات راه به جايي نمي‌برد. آمريكايي‌ها قول مي‌دهند ولي عمل نمي‌كنند. آمريكايي‌ها فعلاً در مسير اشتباهي هستند ولي طبعا بايد با همسايگان عراق مشورت كنند. ما چندين بار در اجلاس همسايگان عراق حضور داشتيم و اين مكانيسم خوبي است براي اين‌كه به آمريكايي‌ها مشورت دهد كه با توجه به عدم اطلاعی که از مسايل عراق و روانشناسي مردم عراق دارند، از اشتباهات بيشتر خودداري كنند.
درباره‌ نامه از سوي سفارت سوئيس به نمايندگي از آمريكا و سه كشور اروپايي و درخواست براي ايفاي نقش پررنگ‌تر در اغتشاشات عراق ، خرازی گفته است : سفارت سوئيس به كشورهاي اروپايي هيچ ارتباطي ندارد. اين سفارت معمولاً رابط است بين آمريكا و ايران. ما مكاتبات زيادي با آمريكايي‌ها داريم و درباره‌ عراق نيز مكاتبات زيادي داريم و طبعا چنين درخواست‌هايي از سوي آمريكا هست كه ما براي بهبود اوضاع در عراق كمك كنيم كه ما تلاش مي‌كنيم.

* با وجود این اظهارات صریح، روز بعد، (28 فروردین برابر 16 ﺁوریل) اولاً امریکا تکذیب کرد از ایران تقاضای کمک و واسطه گری کرده است و ثانیاً همین خرازی ، تکذیب کرد که به قصد واسطه گری هیأت به عراق روانه کرده است. اما دلیل تکذیب امریکا روشن است : بلافاصله بعد از انتشار اظهارات خرازی، وسائل ارتباط جمعی غرب، استمداد امریکا از ایران را اعتراف به شکست در عراق و افتادن به بن بست ارزیابی کردند و حکومت بوش دیر به خود ﺁمد که اعتراف بدی به شکست کرده است . بنا بر این تقاضا از ایران را تکذیب کرد. اما خرازی تکذیب کرد زیرا دبیر اول سفارت ایران در عراق را در 16 ﺁوریل کشتند . یعنی فضولی موقوف ما واسطه نمی خواهیم . در این باره ها، قسمتهائی از مقاله های دو نشریه نیویورک تایمز و واشنگتن پست را می ﺁوریم :

* نیویورک تایمز (15 ﺁوریل ) خبر میدهد که یک هیأت ایرانی وارد بغداد شد تا میان قوای امریکا و روحانی یاغی ، مقتدی صدر ، واسطه شود که با صدها افراد مسلح خود به نجف پناه برده است .
در همان روز، اخضرا براهیمی ، فرستداه ویژه دبیر کل سازمان ملل به عراق ، پس از 11 روز اقامت در عراق، طرح اولیه ای برای انتقال حاکمیت به دولت انتقالی عراق ، تهیه کرده است. بنا بر این طرح، امریکا می باید به نقشی کمتر از ﺁن قانع شود که حکومت بوش در نظر گرفته است. از نکات دیگر این طرح، انحلال شورای حکومتی است که از حمایت امریکا برخوردار است . حکومتی به ریاست یک نخست وزیر و مرکب از وزیرانی از مرد و زن که معروف به صداقت و امانت و صاحب صلاحیت و کفایت تشکیل می شود و اداره عراق را در دوران انتقالی بر عهده می گیرد . تمامی اعضای شورای حکومتی که معرف بخشی از مردم عراق نیستند و یا کسانی شناخته شده اند که دست نشانده قدرت اشغالگر هستند، کنار گذاشته می شوند. (مورد توجه "ایرانیهائی " که به خدمت لودین رفته اند و ننگ بر ننگ افزوده اند ا.ا) یک کنفرانس ملی وسیع تشکیل می شود. این کنفرانس در ماه ژوئیه همین سال بر پا می شود . این کنفرانس گفتگوی ملی ، اجماع ملی و ﺁشتی ملی را تصدی خواهد کرد . و نیز میتواند یک شورای مشورتی انتخاب می کند که میتواند با حکومت انتقالی همکاری کند.
ا براهیمی که در افغانستان نیز همین نقش را ایفا کرده است ، در مورد عراق، بیشتر از امریکا فاصله می گیرد و این بار، در انتقاد از اشغال عراق، بسیار دور تر می رود : " در عراق ، ﺁنچه ما از همه شنیدیم ، حتی از خود امریکائیها ، اینست که برای مسائل این کشور، راه حل نظامی وجود ندارد . بنا بر این، استفاده از قشون و بخصوص زیاده روی در استفاده از ﺁن، بجای حل مشکل ، ﺁن را غامض تر و وضعیت را بدتر می کند . " او در پاسخ به سئوالی در باره زیاده رویهای سربازان امریکائی در عراق ، می گوید : " هیچ کس نباید در عراقی، بمثابه کسی بنگرد که در خور احترام نیست . ما نباید این رفتار را از هیچ دولت یا شخصی بپذیریم " .
هیأت 5 نفری ایران ، به ریاست حسین صادقی، در هتلی در بغداد ، مستقر شدند. مقامات امریکائی در واشنگتن و بغداد گفتند پیشنهاد به ایران از سوی انگلستان بعمل ﺁمده و امریکا نیز به ﺁن رضا داده است. برخی از مقامات امریکائی از این همکاری استقبال کردند و گفتند : یکی از نادر موارد همکاری ایران با امریکا ، در طول 25 سال است . هرچند می دانیم ایران برﺁنست که نفوذ خویش را در عراق توسعه دهد . صادقی که مدیر کل وزارت خارجه در امور حوزه خلیج فارس است ، گفت قصدش نه میانجی گری که درک بهتر وضعیت عراق است.
اما ، پیش از او، وزیر خارجه ایران ، خرازی ، در تهران گفته بود: در اجابت تقاضای کمک به عراق رفته است و هر چه لازم باشد خواهد کرد تا بحران پایان بپذیرد . تصمیم ایران به کمک را خاتمی اظهار کرد . او در سخنان خود ، از قیامی که صدر رهبری می کند، انتقاد کرد و گفت : " ایران هر سیاستی را که سبب شدت بحران در عراق شود و مانع از استقرار امنیت بگردد، برای شیعه و اسلام زیان بخش می داند " .
* واشنکگن پست (14 ﺁوریل 2004) ایران به گفتگوها با امریکا در باب برقرار کردن نظم در عراق ، پایان داد. بدین خاطر که " راه به جائی نمی برد " . این سخن را وزیر خارجه ایران ، امروز اظهار کرد .
با وجود این، خرازی گفت ایران و امریکا از طریق سفارت سوئیس ، در تماس هستند . هیأتی که ایران در اجابت تقاضای کمک امریکا ، برای پایان دادن به خشونت در عراق، فرستاده است ، وارد بغداد شد.
با وجود این، بوچر، سخنگوی وزارت خارجه امریکا گفت : امریکا هیچ تقاضائی از ایران برای گسیل مقامات خود به عراق نکرده است.
با وجود این ، یک مقام دیگر وزارت خارجه امریکا ، که نخواست نامش برده شود ، گفت : ترتیب فرستادن هیأتی از ایران به عراق را حکومت انگلیس داده است. امریکا نیز مخالفتی با ﺁن نکرده است زیرا گسیل این هیأت به عراق علامت حمایت ایران از شورای حکومتی است . بنا بر این مقام، میان امریکا و ایران ، در باره این هیأت ، هیچ تماسی انجام نگرفته است.
خرازی گفت : ایران میخواهد به استقرار امنیت در عراق کمک کند : " ایران بیشترین کوششهای خود را برای حل هرچه زودتر وضعیت در عراق بکار بخواهد برد . چنانکه قدرت به مردم عراق باز گردد . راه حل برای اشغالگران اینست که عراق را ترک کنند " . خرازی به امریکائیان اندرز داد با روحانیان عراق و همسایگان این کشور شور کنند . بکار بردن زور اشتباه بزرگ با پی ﺁمدهای جدی است.
* اما بعد از کشته شدن خلیل نعیمی ، دبیر اول سفارت ایران در عراق، در 15 ﺁوریل ، خرازی منکر سخنان خویش شد و گفت : واسطه شدن میان عراقیها با قوای اشغالگر معنی ندارد و ما برای میانجی گری به عراق هیأت نفرستاده اید.

* در 18 ﺁوریل، کلین پاول از همکاری ایران و سوریه استقبال کرد و از ﺁنها خواست مرزهای خود را مراقبت کنند عناصر مخرب وارد نشوند !

* و در 20 ﺁوریل، سخنگوی وزارت خارجه امریکا گفت : در اجتماع نمایندگان انگلستان با هیأت ایرانی، یک نماینده امریکا نیز شرکت کرده است !
در همان تاریخ، حکومت بوش لغو برخی از مجازاتهای اقتصادی ایران را -که بعد از زمین لرزه بم بطور موقت لغو کرده بود - تمدید کرد،
* پیش از ﺁن، خبری منتشر شد که مقتدی صدر پذیرفته است "جیش المهدی " را خلع سلاح کند و ﺁن را به یک سازمان سیاسی بدل کند . اما در نماز جمعه 16 ﺁوریل ، در کوفه، او گفت : این ارتش باتفاق مردم عراق بوجود ﺁمده است و هرگز ﺁن را منحل نخواهم کرد. در 19 ﺁوریل نیز امریکائیان گفتند حمله به نجف فعلاً در نظر نیست و از سختی محاصره شهر نیز کاستند .
* در 19 ﺁوریل، خبرگزاری فرانسه گزارش کرد که خرازی به رم رفته و با برلوس کنی ، نخست وزیر این کشور، دیدار و گفتگو کرده است. موضوع گفتگو، رها کردن سه گروگان ایتالیائی و نقشی نیز بوده است که ایران ممکن است در عراق ایفا کند. از قرار، بیشترین گروگانها را شیعه ها گرفته اند . برلوس کنی ابراز امیدواری کرد ایران در تثبیت وضعیت در عراقﺁ نقش فعال تری ایفا کند .
* در 19 ﺁوریل، رودریگز زاپاترو، نخست وزیر جدید اسپانیا، گفت: از ﺁنجا که وضعیت عراق بهم ریخته تر از ﺁنست که سازمان ملل بتواند تا ماه ژوئیه ، نقشی را در عراق بر عهده گیرد، به وزیر دفاع دستور داده است، با بیشترین سرعت، قوای اسپانیا را از عراق خارج کند.
در واکنش، مقتدا صدر از عراقیها خواست که دیگر به قوای اسپانیا حمله نکنند.
* در 20 ﺁوریل، هندوراس نیز اعلام کرد قوای خویش را از عراق بیرون می برد. این دومین ضربه بر اعتبار بوش بود. با وجود این،
* در 19 ﺁوریل ، بوش سفیر خود در بغداد را ، برای بعد از انتقال حاکمیت ، منصوب کرد . سفارت خانه امریکا در بغداد 3000 عضو خواهد داشت ! در واقع، حاکمیت از برمر به نگرو پونته سفیر جدید انتقال پیدا می کند.

* در 20 ﺁوریل دومینکن نیز اعلام کرد قوای خویش را از عراق خارج خواهد کرد.
* در 21 ﺁوریل، نوبت به لهستان رسید که بگوید خارج کردن قوای خویش را بررسی خواهد کرد.
* برای اینکه سخن ناگفته بر جا نگذاشته باشیم، این قول را نیز می ﺁوریم : هاشمی رفسنجانی از افراد "جیش المهدی " ستایش کرده و ایران ، در کربلا، 2700 خانه ، برای عوامل خویش اجاره کرده و مأموران خویش را در عراق پراکنده است. در همان حال که دم از همکاری با امریکا و انگلیس می زند، زیر از زیر، حامی گروههای مسلحی است که به قوای ائتلاف حمله می کنند. این واقعیت که منطق صوری روش عمومی ملاتاریا است و در ظاهر سخنی می گوید و در باطن عکس ﺁن را می کند و بعکس، اما به ترتیبی که دیدیم، گروههای مسلح وقتی قابل مهار هستند که از مردم بریده باشند و از نظر زمان (حال و ﺁینده ) با جامعه در تضاد نباشند (همانطور که مافیاهای نظامی - مالی با جامعه ایران در تضاد هستند) و بخصوص عامل سرکوب و تحمیل روحیه تحقیر و تسلیم (چون قوای سرکوب در ایران ) باشند نه بیانگر غرور فردی و جمعی و تسلیم ناپذیری. بنا بر این، با توجه به دینامیک جنبش مقاومت در جامعه امروز ایران، رژیم بسا بیشتر از امریکا از پویائی جنبش مقاومت در عراق می ترسد.
انقلاب اسلامی : خبرها و نظرهای فصل دوم پرتو دیگری بر وضعیت در منطقه و سیاست امریکا و بن بست ﺁن ، می افکند :


صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر