آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٦۰۷ از ٨ تا ٢٦ آبان‏
سايت آقاى ابوالحسن بنى صدر

از تهدید ایران به حمله نظامی تا امضای توافق بر سر اتم ؟

انقلاب اسلامی : بیاد داریم که روزی پیش از انتخابات ریاست جمهوری امریکا، مجلس مافیاهای نظامی - مالی ، طرح ادامه غنی سازی اورانیوم را به اکثریت نزدیک به اتفاق ﺁراء ، همراه با سر دادن شعار مرگ بر امریکا و مرگ بر اسرائیل تصویب کرد. و همزمان با بازگشت تونی بلر از امریکا، " ایران " موافقتنامه با اروپا را امضاء و پذیرفت که غنی سازی اورانیم را متوقف کند. در قسمت اول ، تهدیدها به حمله نظامی و سفر بلر به امریکا و گرفتن موافقت بوش با موافقتنامه اروپا با ایران و در قسمت دوم توافق اروپا و ایران را و توضیح ﺁن را می خوانید :

امریکا و اسرائیل ایران را تهدید به حمله نظامی می کنند. چین وعده وتو قطعنامه بر ضد ایران را میدهد و گفتگوهای بوش و بلر و امضای توافق :

● در 4 نوامبر، پل کروگمن، سرمقاله نویس نیویورک تایمز مصاحبه ای با نوول ابسرواتور بعمل ﺁورد . در این مصاحبه ، کروگمن توضیح می دهد چرا می ترسد:

* من می ترسم، پیش از همه ، بخاطر دموکراسی می ترسم. بخاطر اقتصاد و بخاطر سیاست خارجی امریکا می ترسم. ما با یک گروه روبرو هستیم که حکومت را در دست دارند که احساسات سخت ضد دمکراتیک دارند و برای حفظ قدرت ، از هیچ کار فروگذار نکرده اند.

* نوول ابسرواتور می پرسد، با توجه به وضعیت مالی فاجعه ﺁمیز امریکا ﺁیا حکومت بوش ناگزیر نمی شود میانه روی روش کند؟ و کروگمن پاسخ می دهد : نه، هیچ باور نمی کنم. چهار سال مشروعیت نیز نداشت اما فقدان مشروعیت مانع از ﺁن نشد که از همه قشرها تقاضای فداکاری کند. از مقرری بازنشسته ها ، از کمک به بیماران سالمند و... کاست و خرج جنگ کرد. چرا همین کار را دوباره نکند ؟ او باکی از کسر بودجه ندارد.

* نوول ابسرواتور می پرسد : برخی فکر می کنند که بوش با سازمان ملل ﺁشتی خواهد کرد و چند جانبه گرائی را رویه خواهد کرد. نظر شما چیست ؟ کروگمن پاسخ می دهد : خیال نباید بافت. محافظه کاران جدید همچنان برکارند و ﺁنها بر این مرام هستند که امریکا هر چه را درست تشخیص می دهد، بی اعتناء به موافقت یا مخالفت دیگران، باید بکند. حکومت بوش می تواند عراق را به نیروهای مسلح محلی سپارد و 5 تا 10 قشون خویش را بیشتر نگاه ندارد تا جلو عصیان عراقیهارا بگیرد و بقیه قوای خویش را بر ضد ایران وارد جنگ کند من هم اکنون قول ﺁنها را می شنوم . می گویند: " نگران نباشید! جنگ با ایران چون عراق نخواهد شد. ایرانیها ما را بمثابه ﺁزادیبخش خواهند پذیرفت "
● و فیگارو، (20 اکتبر 2004) نظر نایب رئیس مؤسسه هودسن ، یکی از مؤسسه هائی را انتشار داده است که سازندگان و تبلیغ کنندگان ایدئولوژی محافظه کاران جدید، دست نشاندگان سلطانهای اسلحه و نفت هستند . کن وینشتن در باره ایران گفته است :
وضعیت ایران بیش از پیش نگرانی ﺁور شده است. رژیم انتگریست ایران غنی سازی اورانیوم را از ﺁژانس بین المللی انرژی اتمی مخفی کرده بود. من تردید دارم که رویه اروپا در قبال ایران به نتیجه ای بیانجامد. اقدام نظامی از سوی امریکا نیز کم احتمال است. زیرا مراکز اتمی ایران پراکنده اند. راه حل یک مجازات شدید است. باید همان تحریم اقتصادی عراق را با ایران نیز کرد و همان " نفت در ازای غذا " را عملی کرد.

● در 4 نوامبر، میدل ایست نیوز ﺁن لاین ، گزارش کرد که موضع اول سیاست خارجی امریکا در دومین دوره ریاست جمهوری بوش، ایران است. یک مقام حکومت بوش گفته است : در باره ایران ، تدابیر مشخصی اتخاذ و به اجرا گذاشته خواهد شد.

● هاﺁرتص ( 7 نوامبر ) گزارش مفصلی را در باره تدارک جنگ بر ضد " برنامه اتمی ایران " که یا امریکا و یا اسرائیل و امریکا بدان دست خواهند زد انتشار داده است. برخی نکات این گزارش عبارتند از
* بکار بردن قوه نظامی بر ضد ایران ، بیش از پیش، محتمل شده است. سال جدید ، سال رویاروئی نظامی خواهد شد. ایرانیان تسلیم نخواهند شد . بوش هم لاقید نمی ماند. و اسرائیل نیز بیرون نزاع نمی ماند.

* ارتش امریکا و سیا در تهیه نقشه عملیات نظامی هستند. حتی اگر کری نیز انتخاب می شد، این نقشه می باید ﺁماده می شد. حال که بوش برنده شده است و همان سیاست ادامه خواهد یافت . رأی مردم امریکا نشان داد که تروریستها نمی توانند این مردم را بترسانند و ناگزیرشان کنند حکومت خویش را تغییر دهند.
انقلاب اسلامی : میان انتخاب بوش و موضعگیری بن لادن، ربط مستقیمی وجود دارد. هاﺁرتص واقعیت را وارونه می کند. زیرا اگر بنا بر همه سنجشهای ﺁرا، مردم امربکا در قلمروهای اقتصادی و اجتماعی و... به رقیب بوش اعتماد می کردند و نه به بوش. تنها در مورد تروریسم و مقابله با وضعیت در خاورمیانه ( جنگ عراق و اتم ایران و فلسطین ) بود که به بوش بیشتر اعتماد می کردند. حال اگر، تروریسم و اتم ایران در انتخابات امریکا حضور نمی یافتند ، شکست بوش قطعی بود. به سخن دیگر، اگر نمی ترسیدند، به بوش رأی نمی دادند. اما چون ترسیدند، به بوش رأی دادند. همین ترس است که بنیادگراها و محافظه کاران جدید دستمایه کرده اند و " برنامه اتمی ایران " را خطری بزرگ جلوه می دهند.

* در اسرائیل ، تهیه نقشه برای از بین بردن تجهیزات اتمی ایران به موساد سپرده شده است. اداره جاسوسی و عملیات ویژه مأمور نقشه شده است. موساد چنان مشغول ایران است که پنداری کار دیگری ندارد. به میر داگان، رئیس موساد تذکر داده شده است تنها به مسئله موشکهای شهاب 3 نپردازد بلکه به جبهه شمالی و جنگ در مرزها با سوریه و حزب الله و نقش ایران در ﺁن نیز بپردازد.
* بنا بر این، نقشه حمله پیشگیرانه به ایران ، خواه اسرائیل تنها بدان دست زند و چه همراه با ارتش امریکا، می باید با نقشه عملیات بر ضد سوریه و حزب الله توأم باشد.
پیروزی جمهوریخواهان ممکن است سبب شود حمله مشترکی بر ضد ایران و اقمار ﺁن ( سوریه و حزب الله ) انجام بگیرد. البته ، در نوامبر 2004، هنوز اسرائیل برای این حمله ﺁماده نیست.

● در 9 نوامبر ، واشنگتن پست نوشته است :
و حالا ، بعد از پایان دور اول ریاست جمهوری ، وقت ﺁنست که بوش استراتژی خود را در قبال ایران ، معین کند. تا این زمان، سخت خطان حکومت بوش خواستار " تغییر رژیم " در ایران بوده اند. ﺁنها طرفدار حمله نظامی به ایران بودند. در برابر کسانی طرفدار پیوستن به اروپا در ناگزیر کردن ایران از چشم پوشیدن از برنامه اتمی خویش هستند. اما تغییر رژیم ایران، گرچه سخت دلخواه است اما کمتر از ﺁنچه در چندین سال پیش محتمل است . زیرا روحانیان محافظه کار ایران بر اصلاح طلبان پیروز شده اند. حمله نظامی به مؤسسات اتمی ایران نیز نتیجه بخش نیست . زیرا این مؤسسات در یک جا متمرکز نیستند. در سال گذشته ، امریکا کوشید اعضای شورای حکام ﺁژانس بین المللی انرژی اتمی را قانع کند پرونده ایران را به شورای امنیت احاله کنند. اما این کوشش نیز بجائی نرسیده است.
انقلاب اسلامی : در برابر تهدید به حمله نظامی ، رژیم قرارداد فروش نفت و گاز با چین امضاء کرد و تبلیغ کرد که چین قطعنامه بر ضد ایران را ، رویه کرد. اما

● استراتفور ( 12 نوامبر ) تجزیه و تحلیل مفصلی در باره اداره جهان توسط چند قطب و نیاز چین به نفت و توانائی چین در حمایت از ایران انتشار داده است : دنیای چند قطبی ، با توجه به اینکه یکدیگر را فلج می کنند، روش در خوری نست. هرگاه بنا بر مدیریت چند قطبی شود، از میان کشورهائی که در این مدیریت نقش مهمی پیدا می کند، یکی چین است. اقتصاد چین دومین مصرف کننده نفت خام در جهان است و ایران نیز سومین ذخیره نفتی جهان را داراست. ایران نیز می گوید نفت خود را به کشوری می دهد که بتواند در برابر امریکا بایستد. چین چندین قرارداد به ایران امضا کرده است که مهمترین ﺁنها ، قرارداد فروش سالانه 10 میلیون مترمکعب گاز به چین طی ربع قرن و به ارزش 100 میلیارد دلار است. قرارشان بر اینست که اگر قرارداد خوب اجرا شد، میزان ﺁن را دوبرابر کنند. شرکت دولتی نفت چین ، بنام سینوپک طرف قرارداد استخراج نفت با ایران ، در منطقه یادﺁوران است. قرار است، ظرف 4 سال ﺁینده ، روزانه 300 هزار بشکه از این منطقه نفت استخراج شود. و نیز چین، روزانه ، 4/2 میلیون بشکه نفت وارد می کند که 15 درصد ﺁن از ایران است. با توجه به اینکه، در طول 15 سال گذشته، مصرف نفت ، در چین، سالانه 7 درصد افزایش یافته اما تولید نفت در این کشور افزایش نمی یابد . بنا بر این، نیز چین به وارد کردن نفت افزایش پیدا می کند. تحریم اقتصادی ایران ، برای ژاپن و اروپا نیز خوش ﺁیند نیست اما برای چین قابل تحمل نیست. از لحاظ فنی نیز نمی تواند از نفت ایران چشم بپوشد زیرا عمق ﺁب در خلیج فارس کم است و برای نفتکشهای چینی بهترین راه دریائی است.

* اما در ﺁسیای میانه نیز ﺁنچه چین و ایران می خواهند اینست که پای روسیه و امریکا از کشورهاشان قطع شود. اما هیچیک در موقعیتی نیستند که این دو قدرت را از منطقه برانند و خود جانشینشان شوند بلند پروازیشهای پکن که روزی این کشور را در برابر امریکا قرار خواهند داد ، یک امر است و این واقعیت که در حال حاضر، در صورت مقابله با امریکا، " قطب شکست خورده " می شود، امری دیگر است.


صفحه اول

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر