اکتبر سورپرایزها : 100 هزار زن و بچه عراقی که کشته شدند، بن لادن که در انتخابات امریکا حضور یافت ، تقلب انتخاباتی و...:
انقلاب اسلامی : این فصل پیش از انتخاب رئیس جمهوری امریکا تهیه شده است. از ﺁنجا نتیجه انتخابات گویای سنجش صحیح عوامل مؤثر در انتخابات است ، در خور توجه بیشتر خوانندگان است.
در قسمت اول، تروریسم و عامل پیدایش ﺁن و نقشش در انتخابات امریکا و در قسمت دوم " اکتبر سورپرایز " که همه بسود بوش نبودند را ، از زبان اطلاعها و گزارشها و خبرها می خوانید در قسمت سوم بهائی که مردم عراق و ملتهای دیگر و حتی مردم عادی امریکا بخاطر نفتی می پردازند که امریکا می برد:
عاملهای پیدایش و توسعه تروریسم فریاد می زنند ﺁی تروریست ! و چرا بن لادن در انتخابات ریاست جمهوری امریکا حضور یافت ؟:
● توماس فریدمن ، رئیس قسمت خاورمیانه روزنامه نیویورک تایمز ، مقاله ای در باب عاملهای پیدایش تروریسم و توسعه ﺁن انتشار داده است. این مقاله را کنتر پونچ (26 اکتبر ) موضوع ارزیابی قرار داده است :
* سه سال از ترورهای 11 سپتامبر می گذرد. حکومت بوش عامل این تروریسم را نبود دموکراسی در کشورهای عرب گفته است. اما حقیقتی را که سرانجام باید پذیرفت اینست که روابط تنگاتنگ امریکا با اسرائیل و دست اسرائیل را در سرکوب فلسطینیان باز گذاشتن ، عامل برانگیختن خشم در دنیای عرب و دنیای اسلامی و بنا بر این پیدا و قوت گرفتن نفرت و کینه از اسرائیل و امریکا است. بنا بر این ، دو عامل تروریسم دو سیاست امریکا و اسرائیل هستند. رابطه حکومت بوش با ﺁریل شارون چنان نزدیک است که غیر ممکن است بتوان تشخیص داد کجا سیاست امریکا حد پیدا می کند تا بتوان گفت از ﺁنجا ببعد سیاست اسرائیل است .
* روزنامه نگاری که تازه از عراق ﺁمده است می گوید: عراقی خشم خود را به امریکائیها ، با یهودی خواندن ﺁنها ابراز می کنند. فریدمن نگران ﺁنست که هویت یهودی دادن به امریکائیها ، قطعاً به زیان امریکا و اسرائیل و یهودیها است. چرا که سبب می شود . عراقیها و دیگر عربها و بسا مسلمانان غیر عرب جذب تروریستهای اسلام گرا بگردند و این سه با خطر بسیار بزرگ تری روبرو شوند. چرا که در نظر مسلمانان این سه یکی و دشمن بزرگ اسلام هستند.
* گرایش به همسان و یکی دیدن و باور کردن امریکا و اسرائیل و یهودیان را فرستنده های تلویزیونی عرب تقویت می کنند. زیرا صحنه های سرکوبهای فلسطینیان را توسط قوای اسرائیل نشان می دهند
راه حل فریدمن اینست که اسرائیل نسبت به انتشار گزارشهای تلویزیونی نزاعهای خود با فلسطینیها ، سخت گیر باشد. ﺁیا قصد او اینست که اسرائیل به نزاع خود با فلسطینیها و سرکوبها پایان بدهد و یا سرکوب را چنان انجام دهد که فلسطینیها قیام را رها کنند و یا گزارشها را سانسور کند ؟ اما جمله ای که به دنبال می ﺁید نظر او را روشن می کند : گزارشهای تصویری را چنان تهیه کند که بکار فرستنده های عرب در یکی جلوه دادن امریکا و اسرائیل و یهودیان نیایند. به سخن دیگر، نگران ﺁنچه بر سر فلسطینیها می ﺁید مباش ، زنان و کودکان فلسطینی که قربانی بمبارانها و موشک بارانها می شوند، مهم نیستند. مهم تصاویری هستند که مردم عرب و مردم مسلمان از این سرکوبها می بینند. اگر اسرائیل نگذارد دوربینها فیلم برداری کنند، تصویری نیست که عربها و مسلمانان را به خشم ﺁورد و امریکا و اسرائیل را گرفتار خود کند.
* نویسنده (کتلین کریستیسون ) می نویسد: به دنبال مقاله فریدمن، گزارشی را در بریتش مدیکال جورنال خواندم . گزارش را پزشکی انگلیسی ، در اواسط ماه اکتبر ، انتشار داده بود. او در ماه مارس ، از سرزمینهای اشغالی بازدید کرده بود. گزارش وضعیت بهداشتی و درمانی اسفبار مردم فلسطین در اشغال اسرائیل را ، ﺁشکار می کند : از 4 سال پیش که انتفاضه شروع شده است ، 621 کودک فلسطینی کشته شده است که دو سوم ﺁنها زیر 15 سال سن دارند. نیمی از این کودکان با شلیک گلوله به سر یا گردن و یا سینه کشته شده اند. 189 تن بی گناه ، در عملیاتی کشته شده اند (از جمله 26 زن و 39 کودک) که اسرائیل به قصد کشتن مبارزان فلسطینی انجام داده است. علت مرگ اغلب قربانیان ، عدم دسترسی به بیمارستان و درمان بوده است. 97 درمانگاه ابتدائی و 3 بیمارستان را دیواری که اسرائیل کشیده است ، غیر قابل دسترس گردانده است.
20 درصد کودکان فلسطینی که زیر 5 سال سن دارند گرفتار کم خونی هستند و یک چهارم ﺁنها گرفتار کمبود غذائی مزمن و یا غیر مزمن هستند.
البته این ﺁمار انتشار پیدا نمی کنند و در عوض، عملیات انتحاری گزارش اول رسانه های همگانی می شوند.
* در فلسطین از این ﺁمار عکسهای نادری وجود دارند . توماس فریدمن از این ﺁمار اطلاع ندارد. روشن سخن اینکه اعتنائی هم به این ﺁمار ندارد . تا وقتی تصویر کودکانی که کشته می شوند و از بی غذائی و بی دوائی می میرند، در تلویزیونهای عرب نشان داده نشده اند، چه باک !
غافل از اینکه کوچه محله های دنیای اسلام عکسهای کودکانی را که کشته می شوند را نمی بینند و از شمار ﺁنها نیز اطلاع ندارند اما می دانند اسرائیل با مردم فلسطین چه می کند. مردم دنیای عرب از 108 درمانگاه و بیمارستان که دیوار مانع از مراجعه فلسطینیان به ﺁنها می شود، عکسی نمی بینند اما از ﺁن خبر دارند. همه خوب می دانند که فلسطینیان می میرند ، زنان نمی توانند برای زایمان به بیمارستان مراجعه کنند زیرا قوای اسرائیل مانع از ﺁن می شود که فلطینیها سوار ﺁمبولانس بشوند . حال ﺁنکه از این مرگ ها ، بخاطر دسترسی نداشتن به درمان ، از بچه هائی که مردم بدنیا می ﺁیند و مادرانی که بهنگام زایمان می میرند ، عکسی نمی بینند.
اینها هستند واقعیتهائی که خشم و تروریست پدید می ﺁورند.
اگر فریدمن همان نگرانی را که بابت سلامت و خاطر ﺁسوده امریکا و اسرائیل و یهودیان ابراز می کند نسبت به قربانیان اسرائیل و امریکا ابراز می کرد، بسا نزاع اسرائیل فلسطین پایان می پذیرفت، بی عدالتی پایان می گرفت .
خانم کاتلین کریستیسون ، تحلیل گر پیشین سیا است و مدت 30 سال در خاورمیانه خدمت کرده است. او ، از جمله ، نویسنده کتابهای Perceptions of Palestine و The Wound of Dispossession است.
● و ﺁنتی وار ( 24 اکتبر ) با اروپائیان و ایرانیان و دیگران هشدار می دهد گمان نبرید کری کمتر جنگ طلب باشد . بسا بر جو خشونت نیز بیفزاید :
* بنا بر برنامه ای که جون کری ارائه می کند، نه تنها قصد ندارد از بودجه نظامی امریکا بکاهد بلکه می گوید می خواهد دو لشگر دیگر تشکیل بدهد.
* در مناظره تلویزیونی ، وقتی بوش سخن از " شکست دادن تروریستها " بمیان می ﺁورد، کری از " کشتن تروریستها " می گفت. این لحن را بخاطر انتخابات بکار نمی برد بلکه بکار می برد زیرا بیانگر منش اواست. او یک جنگجو است و لحن پرخاشگرانه دارد. در تمامی مبارزات انتخاباتی گذشته اش نیز همین روش پرخاشگرانه را بکار برده است.
* کری ناگزیر است دیر تر قوای امریکا را از عراق بیرون ببرد زیرا در جریان انتخابات متهم شده است که اراده قوی برای جنگ با تروریسم را ندارد و عراق را در دست اسلام گرایان متعصب و طرفداران صدام و جنگ سالاران رها می کند.
* تنها در مورد عراق نیست که کری اروپائیان را به اشتباه انداخته است. در مورد ایران نیز ﺁنها را گرفتار خیال خوشی کرده است که خلاف ﺁن واقعیت دارد : او بوش را سخت انتقاد کرد که چرا در برابر ایران قاطعیت کافی به خرج نداده است. بسا در مورد ایران جانبدار اقدام یک جانبه و نه چند جانبه از کار در ﺁید.
متعصبان مذهبی و پاسداران انتخابات مجلس را با تقلب و زور بردند. در پوشش خاتمی و حکومت ناتوان او ، ﺁنها هستند که قدرت واقعی را در دست دارند. افراطیها بازی دیپلماتیکی را به سه کشور انگلستان و فرانسه و ﺁلمان و با ﺁژانس بین المللی انرژی اتمی بازی کردند. در همان حال که با پول نفت قطعات موشک و تجهیزات اتمی می خریدند و وارد می کردند.
حکومت بوش تصمیم به اقدام نظامی مستقیم ، از حمله هوائی و تا خرابکاری ، گرفته بود. اما دستش در عراق هر روز بیشتر از روز پیش ، بند شد و کار نکرد. او فکر خویش را بر فعالیت دیپلماتیک متمرکز کرد و به روسیه و چین فشار ﺁورد به ایران تجهیزات اتمی و موشکی ندهند و برای ایران نیروگاه اتمی نسازند.
این کارها عظیم بوده اند زیرا ایران ، بدون گرفتن تکنولوژی و تجهیزات از این کشورها، نمی تواند برنامه اتمیش را اجرا کند. در ایران ، بنیادگراها بطور روز افزون منفور مردم می شوند. تکیه اجتماعی اقلیتی از روستائیان هستند. بنا بر این ، برای همیشه بر قدرت نمی مانند.
در مورد ایران ، کری چه عملی غیر از ﺁنچه بوش کرده است خواهد کرد؟ به احتمال قوی کاری جز ﺁنچه بوش کرده است، نخواهد کرد. اما حکومتی است که موضوع حمله هوائی و خرابکاری را از نو مورد بررسی قرار خواهد داد. اروپائیان خوش خیال چه خواهند گفت وقتی بدستور کری، بمبها بر اراک و نطنز فرو خواهند بارید ؟
انقلاب اسلامی : احتمالی که ﺁنتی وار می دهد ، می تواند وقوع یابد. چنانکه با تجدید انتخاب بوش نیز این احتمال می تواند واقعیت پیدا کند. تفاوت نه سیاست خشن این دو که در بنیادگرائی و محافظه کاری جدید یا " ایدئولوژی خشونت " است. بدیهی است که این ایدئولوژی فرﺁورده مدار بسته ایست که سلطه گران با زیر سلطه ها پدید ﺁورده اند و ترور نیز فرﺁورده این مدار بسته است. شکست ایدولوژی جنگ و خشونت در مقیاس جهان ، وقتی با موفقیت کوششها برای رها کردن جامعه ها از مدارهای بسته داخلی و خارجی همراه می شود ، امکان ورود جهانیان به عصر جدید، عصر ﺁزادی رافراهم می ﺁورند. بنظر می رسد که ﺁنتی وار از این امر نیز غافل است که ملتهای ایران و عراق نیز در کار هستند و بسابا تحول در ذهنیتشان رئیس جمهوری امریکا را نیرناگزیر از پذیرفتن این واقعیت کنند که دولت امریکا ( هر سه قوه ) می باید واقعیت را بپذیرد و بار سنگین " تنها ابر قدرتی " را زمین بگذارد .
● در 29 اکتبر ، اسامه بن لادن سر و کله اش در تلویزیون الجزیره، پیدا شد. هم گفت دستور ترورهای 11 سپتامبر 2001 را داده است و هم تهدید کرد که دستور ترورهای بزرگ تر را خواهد داد اگر ، مردم امریکا دولت این کشور را از ارتکاب بی عدالتی ها و قتل و غارت کشورهای مسلمان باز ندارد.
او با محکوم کردن سياست جرج دبليو بوش ، رييس جمهورى آمريکا در عراق ، گفت او به قصد غارت و چپاول ذخاير نفتى عراق ، يکى از عوامل ديگر خود را جانشين صدام حسین کرده است . از نظر آمريکا، بی عدالتیها و قتل عام مردم بیگناه اقدامى مشروع تلقى میشود . لذا حملات ۱۱ سپتامبر به نيويورک و واشنگتن ، پاسخى به اين بی عدالتیهای آمريکا بود.
بوش شما مردم امریکا را فريب می دهد شما امریکائیان باید بدانید که امنيت شما در دستان کرى، بوش يا القاعده نيست بلکه در دستان خود شما است .
* اما بن لادن چرا لازم دید در انتخابات ریاست جمهوری امریکا مداخله کند ؟ بنا بر قول ناظران سیاسی ، اروپائی و امریکائی ، در روزهای پیش از انتخابات ریاست جمهوری امریکا، او بوش را ترجیح داده است. چراکه سیاست بوش بیانگر بنیادگرائی جنگ افروز و خشونت گستر است. از این رو، میزان نفرت و کینه را نسبت به امریکا و اسرائیل ، در دنیای اسلامی ، همچنان بالا خواهد برد . هم کار عضو گیری را بر او ﺁسان خواهد کرد و هم فعالیتهای تروریستی را. راستی اینست که بوش ، بدانخاطر که خود را مأمور برگزیده خدا می داند و با وجود پوزش، جنگی که به راه انداخته و سیاستی که در پیش گرفته، تجدید " جنگ صلیبی " باور شده است، بسیج برای جهاد بر ضد مسیحیانی که از نو به جنگ صلیبی با مسلمانان ﺁمده اند، بسیار ﺁسانتر می شود.
این ناظران، دستگیری بن لادن را ﺁن " اکتبر سورپرایزی " می دانستند که بدان می باید کری را شکست می داد. بنا بر این ، این بار نوبت او است که بگوید : تاریخ خواهد گفت من بوش را به ریاست جمهوری رساندم. وجود بوش و سیاست او برای همه همه سود است : سازمان او در 60 کشور جهان بسط یافته است و ، در عراق، در جنگ با ارتش امریکا شرکت دارد و... :
|
|
|