آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٦۰٤ از ٢٦ شهريور تا ١٢ مهر
سايت آقاى ابوالحسن بنى صدر

نقش سیاسی نفت : وقتی قیمت نفت ممکن است 80 و 100 دلار بشود و امریکا دیگر توان ایفای نقش تنظیم کننده بازار نفت و نقش تأمین کننده امنیت جریان نفت را از دست می دهد :


توانائیهای اقتصادی و سیاسی دیروز به ناتوانائیهای امروز بدل شده اند :

● توانائیهای اقتصادی که به ناتوانائی بدل شده اند :

* بهنگام ضربه نفتی 1979 ، ظرفیت تولید اوپک بیشتر از میزان تقاضای بازار بود. اما اینکه ، دبیر کل اوپک می گوید : اعضای اوپک از تمام ظرفیت خود استفاده می کنند و رئیس قسمت اقتصادی ﺁژانس بین المللی انرژی می گوید :
سهم‌ كشورهاي‌ حوزه‌ خليج‌فارس‌ از عرضه‌ نفت‌ به جهان ، ‌ از 30 درصد در حال‌ حاضر به‌ 40 درصد تا سال‌ 2030 افزايش‌ خواهد يافت‌ .
توسعه‌ صنعت‌ نفت كشورهاي‌ حوزه‌ خليج‌فارس‌ نيازمند 500 ميليارد دلارسرمايه‌گذاري‌ تا سال‌ 2030 است. يعني‌ سالانه‌ بايد 18 ميليارد دلار در بخش‌ نفت‌ سرمایه گذاری كنند هزينه‌ توليد نفت‌ در اين‌ منطقه‌ بسيار پايين‌تر از ساير نقاط‌ جهان‌ است‌.

* تولید نفت در قاره های اروپا و امریکا رو به کاهش است.

* چین و هند به کشورهائی دارند می پیوندند که میزان مصرف نفتشان رو به افزایش است.

* روسیه نیز از تمام ظرفیت خود برای تولید و صدور نفت استفاده می کند. تجهیزات نفتیش نیز فرسوده اند و نوگردانی ﺁنها و نیز سرمایه گذاریهای جدید، هم ثبات سیاسی و هم منزلت و امنیت حقوقی و قضائی می طلبد.

* مصرف نفت امریکا بالا رفته و تولید نفت ﺁن کاهش پذیرفته است. در حال حاضر، 25 درصد نفتی که در جهان تولید می شود، امریکا مصرف می کند. در عوض، سطح تولید نفتش ، در مقایسه با تولید نفت در سال 1950، به پائین ترین سطح رسیده و از سال 1970 بدین سو، سالانه 2 درصد از ﺁن کاسته شده است. منابع نفتی امریکا از 50 میلیارد بشکه به 20 میلیارد بشکه کاهش پذیرفته اند.

* طوفان سخت ویرانگری که بر خاست ، به تأسیسات نفتی خلیج مکزیک و منطقه نفتی شرق امریکا صدمه های جدی زد و تولید نفت را کاهش داد. چون خطر ﺁن وجود داشت که قیمت نفت در 50 دلار نماند و تا 60 دلار و بیشتر افزایش پیدا کند، اسپنسر ﺁبراهام ، وزیر انرژی امریکا، اعلام کرد که اجازه می دهد مقدار محدودی از ذخایر استراتژیک نفت در اختیار تصفیه خانه های امریکا قرار بگیرد تا کمبود نفتشان جبران شود. وزیر گفته است : بهمان میزان که در پی طوفان اکتبر 2002 ، از نفت ذخیره استفاده می شود. ﺁن زمان روزانه 300 هزار بشکه از نفت ذخیره استفاده شده بود. اما ، در 30 سپتامبر ، یوسگیانتورو ، دبیر کل اوپک، گفته است : وزارت انرژى آمريكا به اوپک اطلاع داده است در نظر دارد، از ذخاير استراتژیک نفت خام خود، 5/2 ميليون بشكه عرضه کند تا مگر بهای نفت کاهش پذیرد.
و جون کری ، نامزد ریاست جمهوری از حزب دموکرات ، گفت از ماه مارس به کاخ سفید فشار وارد می کنم با وجود بالا رفتن بهای نفت، منابع استراتژیک نفت را پر نکند.
با وجود این ، استفاده از این ذخایر که هدف از ایجادشان ، مقابله با کاستی تولید بر اثر فاجعه ای طبیعی و یا جنگ و... بوده است، ﺁنهم در زمانی که عرضه از تقاضا بیشتر است و با این حال قیمت بالا می رود، اولاً اثر بایسته را ندارد و ثانیاً بمقدار زیاد ممکن نیست و ثالثاً عوامل سیاسی نامساعد، می توانند امریکا را در زمانی که به این ذخایر نیاز حیاتی دارد، از ﺁنها محروم کند.

* ذخایر استراتژیک امریکا قرار است در سال 2005 به حداکثر خود برسد : 700 میلیون بشکه . این ذخایر ، در ماه سپتامبر، 5/269 میلیون بشکه بوده اند. و این پائین ترین میزانی است که این ذخایر پیدا کرده اند.
بدین قرار ، ذخایر استراتژیک امریکا ، بقیه دنیا بکنار، کفاف کمبود جدی واردات نفت به امریکا را نیز نمی دهد. چرا که در حال حاضر برابر مصرف 13 روز امریکا است و در سال 2005 ، بر فرض رسیدن میزان ذخایر به حداکثر، برابر 35 روز مصرف امریکا می شود.

● اما امریکا توانائی تأمین امنیت جریان نفت به بازارهای جهانی را نیز از دست داده است :

* تولید نفت در نیجریه با دو مشکل روبرو است : مشکل فرسودگی تجهیزات نفتی و مشکل گانگستریسم. این مشکل دوم عاجل است. بروزش موجب بالا رفتن قیمت نفت شد. نیجریه روزانه 3/2 میلیون بشکه نفت صادر می کند. در 27 سپتامبر ، یکی از چندین گروه مسلح دولت مرکزی را به جنگ تهدید کرد. فرمانده ﺁنها ، شخصی بنام مجاهد دوکوبو ﺁزاری، به شرکتهای نفتی اخطار کرد منطقه دلتا ( محل منابع نفتی نیجریه ) را ترک گویند.
بدین قرار ، استبداد در نیجریه ، موجب پیدایش گروههای مسلح گشته و این گروهها می بینند می توانند بر مناطق نفتی دست پیدا کنند و نفت را در بازار سیاه بفروشند و پولش را به جیب بزنند. این مشکل سیاسی - نظامی را یا باید با استقرار مردم سالاری و توزیع عادلانه ثروت در جامعه حل کرد و یا به حمایت دولت مرکزی قشون فرستاد . اما تجربه عراق می گوید با قشون کشی امنیت جریان نفت بر قرار نمی شود.

* به ترتیبی که ﺁمد ، عراق نه تنها کشور نمونه رونق اقتصادی نشد و امروز تنها کشور خاورمیانه است که پول نفت به ﺁن راه پیدا نمی کند. میان قشون و شرکتهای امریکائی و گروههائی که لوله های نفتی را منفجر می کنند، مسابقه است: ﺁنها لوله ها را منفجر می کنند و اینها از نو می سازند. با وجود حضور قشون امریکا، امنیت جریان نفت بر قرار نیست.

* امریکا فشار می ﺁورد پرونده اتمی ایران به شورای امنیت برود. اما شورای امنیت اگر بخواهد ایران را مجازات اقتصادی کند، قطع جریان نفت ایران قیمتهای نفت را بالا می برد . هم اکنون سخن از ﺁنست که با روند کنونی، در ماههای ﺁینده ، بهای نفت می تواند به 80 دلار برسد. مگر اینکه روی زودتر از پا در ﺁمدن ایران محاسبه کنند و کمبود عرضه را جبران کنند .

* با توجه به عرضه روزانه 11 میلیون بشکه نفت ، رژیم عربستان می تواند خاطر خود را از لحاظ امریکا ﺁسوده بداند. زیرا امریکا چاره جز حمایت از این رژیم ندارد. الا اینکه از دورن، تحت دو فشار روز افزون است : 1 - منطقه نفتی ، منطقه شیعه نشین است و این منطقه ، محروم نیز هست . ﺁگاهی بر حقوق خویش مردم این منطقه را فعال کرده است . 2 - مردم سنی عربستان نیز از فساد خانواده سعودی و خانواده های شریک این خانواده به جان ﺁمده اند. تروریسم ، یکی از اشکال ابراز مخالفت است. ثبات این کشور نیازمند تغییر های اساسی در دولت و در رابطه دولت با جامعه و برسمیت شناخته شدن حق برابر مردم این کشور از هر مذهب است.

* در روسیه، حکومت پوتین مهار خود را بر شرکتهای نفتی بیشتر می کند. صنعت نفت این کشور در موقعیت نامساعدی است : سرمایه گذاری خصوصی نیاز به استقلال دستگاه قضائی و نیز منزلت و امنیت سرمایه گذاری خصوصی دارد. دولت حقوق مدار می طلبد. تمایل پوتین به استبداد ، سرمایه گذاران را می رماند. اما اگر دولت بخواهد خود صنعت نفت را تصدی کند، دو مشکل را باید حل کند: یکی فساد و بی کفایتی که در دوره رژیم سابق، موجب عقب افتادن فنی و فرسایش تأسیسات نفتی این کشور شده است. و دیگری تابعیت از نیاز روز به پول و بنا براین ، بهره برداری پر تبذیر که هم اکنون ایران و دیگر اعضای اوپک رویه کرده اند. حق اینست که رژیم ایران از دوران جنگ بدین سو، رویه بهره برداری از چاه ها را، تا حد اکثر، توأم با کاستن عمر بهره دهی چاه ها، رویه کرده است .

● در برابر ناتوانی اقتصادی و ناتوانی سیاسی، ﺁنهم در موقعیتی که نقش نفت ، دست کم تا سه دهه، حیاتی تر می شود، امریکا را با مشکل بزرگی روبرو کرده است. این مشکل را چگونه باید حل کند ؟
* در مناظره تلویزیونی 30 سپتامبر 2004 بوش با کری، چندین نوبت از ایران و کره شمالی - بیشتر از ایران - نام برده شد. کری خطاب به بوش گفت : ﺁینده از ﺁن ﺁزادی است و نه ترس . بطور مشخص،
● طرح " مردم سالاری در خاورمیانه بزرگ " را می توانست توجه محافظه کاران جدید به دو ناتوانی اقتصادی و سیاسی - نظامی امریکا ، شمرده شود. اما هم تجربه امریکای لاتین در اختیار است و هم تغییر رأی امریکا در باره استقرار مردم سالاری در عراق :

* مشکل امریکا و شرکتهای نفتی امریکائی با بزرگ ترین منبع نفتی جهان یعنی خاورمیانه : نیویورک تایمز ( 3 اکتبر 2004) نوشته است : نفت خاورمیانه جانشین ندارد. جریان بی درد سر نفت بستگی به معامله ای دارد که امریکا بتواند با کشورهای خاورمیانه ، بخصوص 5 کشوری بکند که صاحب 61 درصد ذخایر نفت جهان هستند : عربستان و کویت و امارات متحده عرب و ایران و عراق. امریکا در وضعیتی است که نه می تواند خاورمیانه را به حال خود رها کند و نه می تواند رها نکند. ثبات سیاسی در منطقه و جنگ با تروریسم و اتخاذ سیاست استقلال در انرژی ، به جائی نمی رسد . زیرا نیاز اقتصاد امریکا به نفت خلیج فارس هر زمان بیشتر می شود . تغییری کامل در شیوه مصرف انرژی امریکائیان لازم است.
اوپک صاحب سه چهارم منابع جهان است. با این تفاوت که در سال 2030 ، منابع نفت کشورهای دیگر ، غیر از این 5 کشور ته می کشند اما این 5 کشور هنوز نفت خواهند داشت.
بنا بر این لازم است که شرکتهای نفتی امریکائی بتوانند به این کشورها باز گردند. اما برای بازگشت به این کشورها با مشکل جدی روبرو هستند : امنیت تولید نفت کاهش یافته است و کشورهای منطقه نیز رغبتی به بازگشت شرکتهای نفتی نشان نمی دهند. عربستان در 1980 نفت خود را ملی کرد و این کشور و چهار کشور دیگر مقررات سختگیرانه ای را برای سرمایه گذاری شرکتهای نفتی مقرر کرده اند. ( همانند مکزیک و برزیل ) با ﺁنکه کشورهای واقع در حوزه خلیج فارس زیر فشار هستند تا که بگذارند غولهای نفتی به این کشورها باز گردند، اما الف - دولتهای منطقه علائمی گویای علاقه به بازگشت این غولها از خود نشان نمی دهند. ﺁن لوئیز هیتل ، رئیس " ماکرو اویل ریسرچ اند وود مکنزی " می گوید : شرکتهای نفتی در موقعیت بسیار سختی هستند. بهترین کاری که می توانند بکنند اینست که برای سرمایه گذاری به کشورهای غیر عضو اوپک بروند. به همین دلیل است که برغم رفتار پوتین ، شرکتهای نفتی راغب به سرمایه گذاری در نفت روسیه شده اند.

* آمريكاى لاتين داراى ذخاير نفتى غنی است . بهره بردارى از آنها مستلزم سرمايه گذارى هاى سنگين خارجى است. اما همان اندازه از مردم سالاری که برقرار گشته ، موجب روی ﺁمدن دولتهائی شده است که ﺁسان تن به شرائط سرمایه گذاران خارجی نمی دهند :
شرکتهای نفتى كه مايل به بهره بردارى از منابع نفت آمريكاى لاتين هستند، می باید خود را با حقوق ملی این کشورها سازگار کنند. این سازگاری با سودی که شرکتها برای خود منظور می کنند، سازگاری پیدا نمی کند. از زمانى كه در بسيارى از كشورهاى آمريكاى لاتين حکومتهای هاى چپ زمام امور را در دست گرفته اند، اندازه مهار دولت بر فعالیتهای شرکتهای نفتی افزايش يافته است. به عنوان نمونه، - در برزيل، اواسط سال جارى در حالى كه قيمت نفت خام بالا رفته بود، حکومت با افزايش بهاى بنزين از سوى شرکت نفت - 60 درصد متعلق به دولت است - مخالفت کرد. حکومت نگران آن بود كه افزايش بهاى بنزين سبب نارضايتى مردم شود.
هر چند شرکت نفتى "پتروبراس" كه بزرگ ترين شرکت نفتى برزيل است توانست افزایش بهای بنزین را بقبولاند، اما مهار دولت بر کم و کیف تولید و نیز خدمات صنعتی و غیر صنعتی برجاست. برای مثال، حکومت برزيل از شرکت پتروبراس می خواهد نیازهای خود را با مراجعه به صنایع برزیل برﺁورد. شرکتهای نفتی می گویند برزیل از لحاظ فنی و صنعتی عقب است و استفاده از فرﺁورده های صنعتی داخلی ، تولید و عرضه نفت را پر هزینه می کند. حکومت بر میزان بهره برداری و کیفیت بهره برداری از منابع نفت نیز مهار دارد.
- صنعت نفت ونزوئلا نمونه دیگری از نا همخوانی حکومت با شرکتهای نفتی است : مهم ترين شرکت نفتى ونزوئلا uelazpetroleos de vene نام دارد. هوگوچاوز ، رئيس جمهوری این کشور، سال گذشته ﺁن را به دو نيم تقسيم کرد. نيمى از كاركنان آن نیز اخراج شدند.
حکومت بوش واکنش نشان داد. بر ضد حکومت چاوز کودتا شد، تظاهرات عظیم به راه انداخته شدند . کار به رفراندوم کشید. کارتر برای نظارت بر رفراندوم رفت و صحت برگذاری ﺁن را تصدیق کرد. چاوز می گفت : شرکت نفت دولت در دولت بود و او به عمر این دولت و اسراف و تبذیر شرکت پایان بخشیده است. میزان تولید نفت ونزوئلا را 5/2 میلیون بشکه برﺁورد می کنند که 25 درصد کمتر از سابق است. و شرکت مجبور است بخشى از درآمدهاى خود را ، براى گسترش خدمات اجتماعى، در اختيار دولت قرار دهد.
- در آرژانتين ، دولت ماليات صدور نفت را افزايش داده است. بنا بر ایجاد يك شركت ملى نفت است كه می باید كمبود مواد سوختى را رفع کند.
از 1993 تا 1998 ميزان توليد نفت و گاز آمريكاى لاتين 29 درصد افزايش يافت . اما از سال 1998 به بعد، تولید تنها 5 درصد افزايش يافته است.
در مجموع ، تحول اساسی یا رخ داده است و یا در حال رخ دادن است : انگیزه های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی داخلی دارد جانشین انگیزه خارجی ( سود شرکتها و توقعات اقتصاد مسلط ) می شود..

* معنای اول استقرار مردم سالاری در هر کشور ، داخلی شدن انگیزه های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و ضابطه هر فعالیت اقتصادی ، حقوق ملی و حقوق فردی شدن است. وارونه این کار را دولت استبدادی می کند. برای مثال، دولت مردم سالار در کشوری مثل عربستان، زیر بار صدور روزانه 11 میلیون بشکه نفت نمی رود. کشورهای عضو اوپک نیز اگر مردم سالار بگردند، زیر بار سرمایه گذاری از درﺁمد نفت خود برای رساندن تولید به حد اکثر و در اختیار اقتصاد مسلط گذاشتن نفت ارزان نمی روند. چنانکه در پی انقلاب ایران، این در ﺁزادی بود که کاستن از تولید و افزودن بر قیمت (34 دلار هر بشکه قیمت رسمی و 44 دلار در بازار ﺁزاد ) میسر گشت.
از این بن بست ، با چشم پوشیدن از مردم سالاری نمی توان بیرون ﺁمد . زیرا وضعیت کنونی نتیجه حاکمیت استبدادهائی است که به " منافع " خود و مسلط ها تقدم می دهند. با استقرار مردم سالاریها و سیاستی جهانی می توان از بن بست بیرون ﺁمد که الگوی اقتصادی دیگری ، موافق حقوق انسان و حقوق طبیعت و با سپردن نقش اول به انسان ، تهیه کند و به اجرا بگذارد.
انقلاب اسلامی : وارونه جهتی که امریکای لاتین ، با عبور از استبداد به مردم سالاری ، در قلمرو اقتصاد درپیش گرفته است، رژیم مافیاهای نظامی - مالی در پیش گرفته است. بطوری که در فصل دوم خواهید خواند ، " مجمع تشخیص مصلحت " دربهای بخش نفت و گاز را نیز به روی بخش خصوصی گشوده است.


صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر