" سناریو ایرانیها " ، رابطه با القاعده ، بهترین کمک به ﺁیةالله ها و نباید گذاشت ایران اسلحه اتمی پیدا کند:
انقلاب اسلامی : خبرها و نظرهای این فصل را در دو قسمت ، از نظر خوانندگان می گذرانیم. در قسمت اول، خبرها و اطلاع ها و نظرها در باره ترور و نقش رژیم مافیاها و در قسمت دوم، اطلاعها و موضعگیریها در باره " برنامه اتمی " ایران را می خوانید :
سناریوهای ایران و رابطه رژیم با القاعده و گروه رجوی تنها بکار تقویت " رژیم ﺁیة الله ها" می ﺁید :
● اطلاعات استراتژیک (22 ژوئیه 2004 ) خبر می دهد : بعد از ﺁخرین اظهارات بوش در باره ایران ، پیرامون نقش ایران در ترورهای 11 سپتامبر ، تهران دست بکار تهیه چند سناریو شده است . هدف ﺁمادگی پیدا کردن برای وضعیتی است که در صورت تجدید انتخاب بوش به ریاست جمهوری ، در ﺁن قرار خواهد گرفت. این سناریو ها که بر مبنای تشدید تنش میان ایران و امریکا تهیه می شوند، عبارتند از :
* اسرائیل تأسیسات اتمی ایران را بمباران می کند.
* پرونده اتمی ایران به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع می شود. و این شورا، مجازاتهائی را در باره ایران مقرر خواهد کرد و در پی ﺁن، حمله محدود امریکا به ایران انجام خواهد شد.
* توسط گروههای مخالف رژیم یک دولت سایه تشکیل خواهد شد و به گروه رجوی اجازه انجام عملیات مسلحانه ای داده خواهد شد که هدفشان بی ثبات کردن رژیم است.
برای مقابله با این سناریو، ایران خود را ﺁماده دو کار می کند : یکی گفتگوی منصفانه با امریکا و دیگری ﺁمادگی برای مقابله با حمله ها .
● اما ، بعد از ﺁن تاریخ، امریکا اعضای گروه رجوی را غیر نظامی و مشمول ماده 4 کنوانسیون ژنو کرد. از اعضای ﺁن تعهد گرفت که دیگر گرد ترور و خشونت نگردند. و روژه هوارد ( ﺁنتی وار 2 اوت ) زیر عنوان " چگونه می توان به ﺁیة الله ها کمک کرد " یاد ﺁور شده است که مخالفان ﺁیة الله ها اقدام امریکا در باره مجاهدین را سخت تحسین کردند. این پیش بینی نیز بعمل ﺁمد که بسا امریکا این گروه را بر ضد رژیم ایران بکار برد.
حال اینکه استفاده از این گروه بر ضد رژیم ایران نظری سخت مضحک است. زیرا هر قدمی که واشنگتن در جهت حمایت از سازمان مجاهدین خلق بردارد، قدمی است که بسود ﺁیة الله برداشته است.
دیدن علت مشکل نیست : در میان ایرانیان عادی، مجاهدین خلق چنان مغضوب هستند که حمایت امریکا از این گروه، اعتبارش را نزد مردم ایران، بیشتر پائین می ﺁورد. زیرا به تبلیغاتچی های رژیم فرصت می دهد تبلیغ کنند امریکا نه دشمن ﺁیة الله ها که دشمن مردم ایران است. فرصت خوبی بدست ملاها می افتد تا مردم را با خود بر ضد امریکا متحد کنند.
نفرت همگانی از این گروه نه تنها بخاطر افراد عادی است که این گروه، با ترورهای خویش، کشته است بلکه بیشتر بخاطر خیانت این گروه است به ایران ، در پی همدست شدنش با رژیم صدام. در طول سه سال ﺁخر جنگی که 8 سال بطول انجامید، افراد این گروه گوش بفرمان صدام بودند . کسی که با حمله به ایران در 1980، جنگی خونین را به این کشور تحمیل کرد که در جریان ﺁن، میلیونها ایرانی زیان دیدند، کشته و زخمی شدند. شهرهای ایران " جنگ شهرها " را به خود دیدند .
از این رو، کمترین لاس زدن امریکا با مجاهدین خلق، بخش وسیعی از مردم ایران ، که بعد از سالها انزوا، به انتظار ﺁنند امریکا باب مناسبات دیپلماتیک را بگشاید را از امریکا منزجرخواهد کرد.
در واشنگتن، حامیان این سازمان نمی توانند کسی ر ا متقاعد کنند که این گروه تهدیدی برای ثبات رژیم کنونی هستند و می ارزد بابت حمایت از ﺁن، بهای سیاسی چنین سنگینی پرداخت شود. افزون بر این، افراد این سازمان که 16 ماه است ، در کمپ اشرف، تحت مراقبت نگهبانان امریکائی هستند، هیچگاه تعلیمات نظامی واقعی ندیده اند تا خطر جدی برای رژیم ایران به حساب ﺁیند. در 1988، زیر حمایت قوای صدام حمله ای به ایران کردند اما توسط پاسدارانی که خوب تعلیم یافته و نیک مجهز بودند، متلاشی شدند. از ﺁن زمان، تنها برای بمب گذاری و ترورهای فردی ، تعلیم دیده اند که تنها اثر روانی بر تهرانیان می داشته اند و بدون اینکه این اثر تناسبی با تهدیدی واقعی که این گروه می توانسته اند به حساب ﺁیند، داشته باشد.
● لوس ﺁنجلس تایمز ( 1 اوت 2004) گزارش در باره رابطه القاعده و رژیم ایران از قول روزنامه نگار در اروپا، انتشار داده است. نکات عمده ﺁن عبارتند از
* بازرسان اطلاعاتی اروپا به این نتیجه رسیده اند حمله های القاعده در خاورمیانه و اروپا، از ایران رهبری می شوند. ایران در شورش عراق نیز دست دارد.
تحقیقات در فرانسه، در ایتالیا، در اسپانیا و دیگر کشورها ، از 11 سپتامبر 2001 بدین سو، حاکی از افزایش شمار چهره های القاعده در ایران است. ظن تحقیق کنندگان بر این است که بمب گذاری در واگنهائی که در ایستگاه خط ﺁهن مادرید منفجر شدند توسط کسانی سازمان داده شده اند که از تابعیت عربستان محروم شده اند.
اما تحقیق کنندگان می گویند : با وجود این، بلحاظ بغرنج بودن سیاستها و سیاستهای سری و رازدارانه رژیم ایران تشخیص طبیعت روابط ایران با تروریستها مشکل است.
* اما روابط بالقوه ایران و القاعده ، با انتشار گزارش کمیسیون رسیدگی به ترورهای 11 سپتامبر، توجه ها را به خود جلب کرد. این کمیسیون گزارش کرد که 8 تن از کسانی که در ترورهای 11 سپتامبر شرکت کرده بودند ، از یران عبور کرده اند. اما سندی حاکی از رابطه با القاعده، پیش از ترورهای 11 سپتامبر ، بدست نیاورد.
* پس از حمله امریکا به افغانستان و پناه بردن کادرهای القاعده به ایران و استقلال عملشان ، این کشور را به پناهگاهی برای این کادرها بدل کرده است. یک مقام فرانسوی میگوید : ایرانیها بازی دوجانبه ای را می کنند : انجام هر کار را ، برای ﺁشفته کردن خاطر امریکائیها، روا می دانند بشرط ﺁنکه جنگ ببار نیاورد. ﺁنها گروه بزرگی از اعضای مهم القاعده را دستگیر کردند اما ، همزمان به برخی دیگر از اعضای القاعده اجازه عمل دادند. این روش، همان روش عمل مبهم و خدعه ﺁمیزی است که ایران رویه کرده است.
* تحقیق گران اروپائی بر این نظر هستند که ، برغم تکذیب سخنگوی وزارتخارجه ایران، همزمان ، اعضای القاعده را تعقیب و بر فعالیتهاشان چشم می پوشد زیرا از این سازمان بمثابه ﺁلت فعل ، در رسیدن به مقاصد ژئوپلیتیک خود، در مقابله با امریکا و اسرائیل و عربستان سعودی ، استفاده می کند.
از این رو، حمایت از القاعده غیر مستقیم و محدود است . زیرا اختلاف بنیادی میان بن لادن که سنی مذهب است و سران رژیم ایران که شیعی هستند ، اجازه حمایت کامل را
نمی دهد. برخی از تحقیق گران اروپائی ، اختلاف نظر میان میانه روها و تندروها که در سپاه پاسداران - که دولتی در دولت است - هستند را در رفتار با القاعده مؤثر می دانند.
مصطفی علانی ، عضو مؤسسه " رویال یوناتید سرویس " که به وزارت دفاع انگلستان ربط دارد، می گوید: وقتی سخنگوی حکومت ایران می گوید : ایران با القاعده ارتباط ندارد راست می گوید. اما این نه حکومت که سپاه پاسداران است که با القاعده معامله دارد. ما با یک ارتش ایدئولوژیک و نه یک دایره اطلاعاتی سر و کار داریم. سیاستمداران بر سپاه قدرتی ندارند . میان سپاه و القاعده نیز اتحاد تاکتیکی برقرار است که بنا بر ﺁن، سپاه بر فعالیت های القاعده در ایران چشم می بندد.
* سران القاعده که از ایران عملیات تروریستی را رهبری می کنند، از جمله، عبارتند از ابومصیب زرقاوی که فعالیتها در عراق را رهبری می کند و سیف العدل که رئیس نظامی القاعده است و مصطفی Setmariam Nasar که اسپانیولی - سوری است و پلیس اسپانیا بر این نظر است که بمب گذاریها در قطارهای این کشور را او رهبری کرده است.
سر بازرس اسپانیولی می گوید : Nasar سال گذشته در ایران بوده است. این شخص تبلیغاتچی سازمان در لندن بوده و بعد فرمانده اردوگاه های تعلیماتی در افغانستان شده و پس از جنگ در افغانستان ، از بن لادن فاصله گرفته است.
تحقیق گر اسپانیولی می گوید ایرانیها همکاری اطلاعاتی نمی کنند . همه چیز را انکار می کنند . ﺁنها می خواهند خود را اصلاح گرا و به روی اروپا باز معرفی کنند . اما ممکن است در درون رژیم گروههای قدرتمندی وجود داشته باشند که از القاعده حمایت می کنند.
* برخی از کارشناسان اروپائی ادعای اروپا را مبنی بر اینکه کنترل مرزهای طولانی ایران مشکل است ، می پذیرند و می گویند ایران چهره های معروف القاعده ، از جمله سعد فرزند بن لادن را توقیف کرده است.
با اینهمه، ایران اطلاعات اندکی در باره این چهره ها از جمله سعد بن لادن و سیف العدل در اختیار گذاشته است. حدود یک سال پیش، امریکا گفت ایران سیف العدل را توقیف کرده است اما ایران توقیف او را تأیید نکرد. یک مقام اطلاعاتی فرانسه می گوید : ایران به این افراد ﺁزادی تحت کنترل داده است.
* انفجارهای سال پیش در ریاض و انفجارهای عملیات انتحاری در کازابلانکا و بمب گذاری در قطار مادرید به عناصری از القاعده نسبت داده می شود که در ایران هستند.
* تحقیق گران می گویند : سه سال پیش که القاعده ترورهای 11 سپتامبر در امریکا و تروها در غرب را سازمان می دهد، افراد خود را از طریق ایران می برد و می ﺁورد. در 10 مارس 2001، بنا بر مکالماتی که پلیس ایتالیا ضبط کرده است، یک عضو القاعده می گفته است عبور و مرور از راه ایران بدون خطر انجام می گیرد. طارق چرابی که یک تونسی است و بعد از ﺁن، خود متهم به تروریسم شد، پرسیده است : عبور و مرور از راه ایران خطر ندارد؟ و لاسد بن هانی ، اهل لیبی پاسخ داده است : خیر خطر ندارد زیرا در این کشور سازمانی وجود دارد که به برادران مجاهد ، در عبور و مرور ، کمک می کند .
● میدل ایست ﺁن لاین خبر می دهد که ابومصیب زرقاوی در مرزهای ایران و افغانستان است : منابع اطلاعاتی غرب میگویند زرقاوی فقط یک ماه در عراق بوده است . او منطقه سنی نشین عراق را ترک گفته و به مرز ایران و عراق و رفته است. بیشتر اوقات او در ایران است و در این کشور ، از امنیت برخوردار است.
بنا بر این منابع، ﺁخرین بار ، در ماه ژوئن، زرقاوی در ناحیه الدور، نزدیک بغداد، دیده شده است. در ﺁنجا با عزت ابراهیم دوری ، از سران رژیم صدام دیدار کرده است. عزت ابراهیم دوری را امریکائیان کسی می دانند که هزینه های عصیان منطقه سنی نشین عراق را تأمین می کند. او تسلیحات و پول کافی در اختیار القاعده قرار داده است. از الدور، زرقاوی به ایران رفته و در ماه ژوئیه ،در مریوان دیده شده است.
● در 10 اوت، نیویورک تایمز گزارش کرد که رهبری سازمان القاعده تجدید شده است. داده های جدید ادعای بوش را تکذیب می کنند. در پاسخ به این انتقاد که القاعده را به حال خود گذاشته و به جنگ در عراق پرداخته ، بوش گفته است : رهبران القاعده یا کشته و یا دستگیر و یا مخفی و از عمل بازمانده اند. اما به دنبال دستگیری محمود نعیم نور خان، متخصص کامپیوتر القاعده در ماه گذشته، در پاکستان و دستیابی به اطلاعات سازمان ، محفوظ در کامپیوتر، معلوم شد که افراد فرو دست سازمان جانشین افراد فرا دست ، در رهبری ، سازمان شده اند.
این اطلاعات حاکی از ﺁنندکه بن لادن زمام سازمان را همچنان در دست دارد. و نیز مسلم می کنند سازمان بیش از آن مقاوم است که دستگاههای اطلاعاتی امریکا می پنداشته اند. تمامی رهبرانی که دستگیر شده اند، توسط کسانی جانشین شده اند که دشمنیشان با امریکا کامل است.
|
|
|