فوق دولت و فوق ملت منم گوئی خامنه ای و خجالت کشیدن خاتمی و دندان نشان دادن مافیاهای نظامی - مالی :
انقلاب اسلامی : این فصل را در دو قسمت میخوانید. در قسمت اول، فرعون مآبی خامنه ای و سخنان خاتمی که اعلان شکست قطعی اصلاح طلبی در حدودۀ رژیم ملاتاریا است و ارزیابی استفراتفور از دو اثر " یک صدا " شدن رژیم ، بخصوص بر رابطه با اروپا و امریکا و در قسمت دوم ، " سرمایه گذاری " بر روی تجدید انتخاب بوش و بازنده شدن در عراق و مسئله اتم و ... را می خوانید :
دولت و ملت در برابر " رهبر " مسئولند و خاتمی از مردم خجالت می کشد و اثر یکصدا شدن بر معامله با امریکا؟:
● نخست این قسمت از پیام نوروزی خامنه ای را بخوانید :
آنچه که در اين سال مناسب و لازم است که انجام بگيرد، اين است که مسوولان بخشهاى مختلف به مردم گزارش بدهند که در دوران مسووليتي که در حال پايان يافتن است يا پايان يافته ، چه خدمت بزرگ و چه کار شايسته يي را براى مردم انجام داده اند. دولت خدمتگزار، قوه ى قضاييه و مجلس شوراى اسلامي به مردم پاسخ دهند
که آنچه را که به عنوان شعار کار خود بر زبان آورده اند و همچنين آنچه را که مطالبات عمده ى رهبرى در اين سالها بوده است ، چگونه تحقق بخشيده اند.
مسوولان دولتي و قوه ى قضاييه و مجلس شوراى اسلامي به مردم بگويند که براى خدمت به عموم ملت ايران ، براى توليد علم ، براى استقرار عدالت و رفع فقر و فساد و تبعيض در جامعه که اصلاح واقعي در جامعه اينهاست براى نهضت عدالت خواهي و براى نهضت مبارزه با فساد، چه اقدامات عمده يي را انجام داده اند.
در واقع سال۸۳ ، سال پاسخگويي سه قوه به ملت ايران است . مطمئنا در
اين پاسخگويي ، حقايق شيرين و بسيارى براى مردم روشن خواهد شد و خدمات بزرگي که انجام گرفته است ، به مردم گفته خواهد شد.
در اين پاسخگويي ، مسوولان به کمبودها و نواقصي در کار خود پي خواهند بود که آنها را برطرف خواهند کرد و مردم هم با آشنايي بيشتر با عملکرد دستگاه ها، منتظر شروع دوره هاى جديد و کارهاى جديد و مسووليت هاى جديد خواهند بود. البته ملت و دولت و نيز مسوولان و آحاد مردم ، مي دانند که چه کرده اند و مي دانند که چه بايد بکنند و چه پيش روى آنهاست .
انقلاب اسلامی : خط کشیها از ما هستند. این سخنان فرعون مآبانه را کسی بر زبان می ﺁورد که دیروز بر منبر می رفت و روضه می خواند. اینک مردم نیستند که مطالبات دارند بلکه دولت باید به ملت گزارش بدهد در اجرای " مطالبات رهبری " چه کرده است ! نه تنها او به کسی پاسخگو نیست (حتی نمیگوید در برابر خداوند مسئول است ) بلکه این او است که برای دولت و مسئولان و ﺁحاد مردم تکلیف معین می کند و " ﺁنها می دانند چه باید بکنند و چه پیش روی ﺁنها است " !
● پس از ﺁخرین جلسه هیأت وزیران ، خاتمی در جمع خبرنگاران ، سخنانی را بر زبان ﺁورد. ﺁن قسمت را که سندیت دارد می ﺁوریم :
اما مشكل ما جاي ديگر است و اين مشكل بايد براي استقرار مردمسالاري و حل مشكلات اساسي پايان يابد. عزيزان من اگر جاي نظارت را قيموميت بگيرد، اگر كسي كه مسؤول نظارت است، به دستگاههاي رسمي كشور كه مسؤول هستند، اعتماد نكند و براي تأمين نظرات خودش، تشكيلات اطلاعاتي موازي درست كند و به قول خودشان از ماهها بلكه سالها پيش روي افرادي كه احتمال دارد بيايند، كار كند و مسائلي از اين دست؛ ما مشكلات عمدهاي داريم. شوراي نگهبان بسيار مهم است. تامين كننده اسلاميت نظام و تامينكننده قانون اساسي است و همه بايد شوراي نگهبان را تقويت كنند. ما وظيفه خودمان ميدانيم. اما معتقديم خود اعضاي محترم شوراي نگهبان هم بايد نظام را با رفتارهايي كه وجود دارد، تضعيف نكنند.
من معتقدم مشكل ما اينجاست. به همين دليل است كه عرض ميكنم كه چقدر اهميت داشت آن دو لايحهاي كه بنده به مجلس دادم و روي آن هم ايستادهام. البته ايستادهايم به صورت ديگري كه الان توضيح خواهم داد. ما ميخواهيم از اسلاميت نظام دفاع كنيم و از اسلاميت نظام دفاع كردن، دفاع كردن از حق و حقوق و حرمت مردم است، اين مردم قيم نميخواهند، ناظر ميخواهند، سياستگذار ميخواهند اما جمهوري اسلامي، جمهوري اسلامي است كه به اين مردم احترام ميگذارد و به تعبير حضرت امام (ره) و تاكيد رهبري، اين مجلس در رأس امور بايد باشد و نماينده واقعي مردم باشد. به همين دليل هم من عرض ميكنم آن لوايحي كه داديم و متاسفانه با سد محكم شوراي نگهبان روبرو شد و حتي شوراي نگهبان نظر قبلي خودش را كه رييس جمهور مسؤول اجراي قانون اساسي است، - ببينيد عنوان مسؤوليت اجراي قانون اساسي در قانون اساسي فقط براي رييس جمهور آمده است و الا همه شما كه اينجا ايستادهايد، همه گروهها در حيطه كارشان مسؤول اجراي قانون اساسي هستند، شما بايد قانون اساسي را اجرا كنيد - اين كه گفتهاند رييس جمهور مسوول اجراي قانون اساسي است. يعني بيچون و چرا و در همه مراحل او بايد جوابگو باشد كه قانون نقض ميشود يا نميشود اين را نفي كردند و به همين دليل بنده اين لوايح را لااقل لايحه خودم را پس خواهم گرفت از مجلس و اعلام ميكنم كه با شكست روبرو شد تا آن اختيارات نيمبندي كه قبلا تصويب شده است، از دست نرود - گرچه اگر بنده بمانم كه انشاءالله ميمانم - و اگر رييس جمهوري بيايد كه مورد پسند نباشد، احتمال قوي ميدهم كه همين اختيارات نيمبند را هم حبس كنند از حيطه رييس جمهور، عيبي هم ندارد براي مردم مشخص ميشود كه رييس جمهورشان چه كسي است و چه اختياراتي دارد؟ توقع را در همان حد براي آن بدانند. بدانند كه در ديدگاههاي بعضيها رييسجمهور اولين مقام رسمي كشور بعد از مقام رهبري و مسوول اجراي قانون اساسي كه سوگند ياد كرده براي دفاع از اسلام، حقوق و آزاديهاي مردم نيست، بلكه رييس جمهوري كه تعبير و تفسير جديد ميشود تداركچي دستگاههاي ديگر است. اين را مردم بدانند و توقعشان هم در همان حد باشد، اشكالي ندارد. من به همين دليل پس ميگيرم لوايح خود را و با مجلس هم هيچ مشكلي ندارم و اعلام ميكنم كه ميمانم و اعلام ميكنم سرجايم هستم و با دوستان خود هم همكاري ميكنم و اميدوارم كه در اين مدت هم بتوانم كارهاي خوبي را كه دولت در عرصههاي اقتصادي و اجتماعي كرده است، ادامه دهيم و هم در عرصههايي كه كارهاي نيمه تمام است به انجام برسانيم و بنده در هركجا كه باشم و در همه حال از حقوق و آزاديهاي مردم در چارچوب قانون دفاع خواهم كرد.
يك نگراني ديگر هم داريم كه در اينجا به شما بگويم و آن احضارهايي است كه اخيرا شروع شده و من اين را نميپسندم. من از برادرم آيتالله جناب آقاي شاهرودي كه با هم مذاكرات خوبي داشتهايم و معتقدم ايشان هم دلش ميخواهد كه يك ترتيباتي داده شود كه وضع بهتر از اين شود، خواهش ميكنم كه خود ايشان دخالت كنند و اگر احيانا بعضي از انگيزهها وجود دارد، جلويش گرفته شود.
بنده خواهش ميكنم آنچه كه مربوط به شكايت مدعيالعموم ميشود، حالا اگر كسي شاكي خاص دارد كار ندارم، اينها را صرفنظر كنند و به خصوص از دوستان محترم و معقول خودم كه در اين انتخابات پيروز شدند و شعار آرامش، امنيت و آزادي را دادهاند و نفوذ دارند خواهش ميكنم براي اين كه رفع هرگونه شائبهاي بشود كه انتقامگيري سياسي است و بعضي گروهها و بعضي دستهها دارند، فعاليت ميكنند؛ خود آنها هم وارد صحنه شوند و جلوي اين روند را بگيرند تا هم امنيت باشد و هم آزادي و ما واقعا دموكراسي را بتوانيم تجربه كنيم. البته من در حد خود تلاش خواهم كرد و اميدوارم كه سالي كه به پايان برديم مقدمهاي باشد براي كارهاي مهمتر و تحملهاي بيشتر و تلاش براي خدمت به اين مردم."
از خاتمي در خصوص شايعهي نوشتن نامهاي خطاب به مردم پرسيده شد كه وي در پاسخ گفت: " من نامهاي ننوشتهام و نمينويسم و اگر بخواهم خودم ميگويم، نه سخنگو دارم و نه جاي ديگر، از اين حرفهايي كه سايتها مي زنند، (شما بگذريد)."
وي تاكيد كرد: من لايحه خود را حتما پس ميگيرم ودر خصوص لايحه اصلاح قانون انتخابات، با مجلس مشورت ميكنيم.
خبرنگاري به رييس جمهور گفت چرا اين همه مدت سكوت كرديد؟ رييس جمهور در پاسخ گفت: اين همه سخن گفتم.
خبرنگاران از خاتمي پرسيدند: آيا تمام ناگفتههاي شما همين بود يا بيشتر كه خاتمي، گفت: ناگفتهها بسيار بيشتر از اين است.
خاتمي در مورد بحث استعفا كه مجددا از سوي خبرنگاران زيادي از وي سئوال شد، پاسخ داد: فعلا كه ماندهايم اگر بيرونمان نكنند ميمانيم.
خاتمي در پاسخ به سوالي دربارهي انفجار قطار نيشابور و اقدامات دولت در اين باره اظهار داشت: نظر شخصي من چيز ديگري بود ولي مجموعا در دولت تصميمي گرفته شد و خسارت آنها پرداخت شد و اميدوارم به جايي برسيم كه بدانيم از رييس جمهور گرفته تا مسوول مستقيم آن كار، در مقابل مردم پاسخگو باشيم و اگر واقعا قصور كرديم در مقابل اين مردم، كنار برويم.
خاتمي همچنين در پاسخ به سوال يكي از خبرنگاران مبني بر اين كه براي مردم چه عيدي داريد؟ پاسخ داد: از مردم خجالت ميكشم.
انقلاب اسلامی : خط کشی از ما است.
انقلاب اسلامی : غیر از اینکه تصدی انتخابات فرمایشی به قول " نماینده " زاهدان لکه ننگی است بر دامن حکومت خاتمی و در تاریخ می ماند، تسلیم شدن به استبدادیان ربطی به تصویب شدن یا نشدن لایحه کذائی ندارد. او می توانست بگوید انتخابات فرمایشی غیر قانونی است و حکومت من ﺁن را تصدی نمی کند. و اگر این توانائی اخطار به خامنه ای و ... بخاطر نقض همین قانون اساسی را نیز نداشت ، به جای خجالت کشیدن از مردم ، می باید به مردم میگفت : چرا به مردم دروغ گفته است ؟ او که می دانست رئیس جمهوری در این رژیم کاره ای نیست ، چرا به مردم ﺁن وعده ها را داد ؟ امروز میگوید مردم به اندازه توانائی رئیس جمهوری از او توقع کنند. اما ﺁیا به همین اندازه به مردم وعده و قول عمل به وعده را داد ؟
● اما استفراتفور (17 مارس ) بر اینست که خامنه ای ، با یکصدا کردن رژیم، از لحاظ مذاکره با امریکا ، قوی تر شده است :
* نخست قول خاتمی را می ﺁورد که رئیس جمهوری کاره ای نیست و... و از دید شورای نگهبان رئیس جمهوری مقام اول بعد از رهبر نیست بلکه او تدارک چی دستگاههای دیگر است .
سخنان پرزیدنت خاتمی چیزی بیشتر از تسلیم کامل شدن به ﺁیةالله خامنه ای ، رهبر صاحب اختیار مطلق ایران است . او بطور ضمنی قول شورای نگهبان بر تدارکچی بودن رئیس جمهوری را می پذیرد . در واقع، او مرگ جنبش اصلاح طلبی را اعلام می کند.
منازعه طولانی میان خاتمی و شورای نگهبان که با انتخاب خاتمی به ریاست جمهوری در 7 سال پیش ﺁغاز شد ، در انتخابات مجلس در ماه فوریه ، با حذف نامزدهای اصلاح طلب توسط این شورا و به تصرف محافظه کاران درﺁمدن مجلس، به شکست خاتمی انجامید .
نزاعها بی ثباتی مهمی در دینامیک سیاسی ایران پدید ﺁورد. اعتراضهای مکرر و درگیری نمایندگان با دوایر امنیتی که در مهار محافظه کاران هستند و محور کردن روابط خارجی در امور داخلی و کشماکشها ، بی ثباتی و ﺁشفتگی بسیار ببار ﺁورد. این بهم ریختگی روابط بین المللی ایران را گرفتار سردرگمی کرد. هرگروه از رهگذر نیاز خود در سیاست داخلی، در باب روابط خارجی موضعی اتخاذ می کرد.
اینک محافظه کاران مجلس را از ﺁن خود کرده اند و زمان سردرگمی بسر ﺁمده است.
* یک صدا شدن رژیم ، در رابطه با غرب، بخصوص امریکا، دو اثر بلاواسطه دارد :
1 - حالا کشور یک صدا دارد و با یک صدا می تواند با کشورهای دیگر گفت و شنود کند. این امر میتواند دست تهران را ، از لحاظ رابطه با اروپا و بخصوص امریکا، بسیار قوی تر کند . بخصوص که عراق در تحول است و عربستان ضعیف شده است .
2 - اثر دوم - که بهمان اندازه مهم است - اینست که تهران نیاز ندارد پیش از اقدامی در صحنه بین المللی، در درون همآهنگی ایجاد کند. با ﺁنکه سلطه با محافظه کاران گشته است اما استراتفور پیش سنجی میکند که این امر سبب نزدیکی تهران با واشنگتن می شود. علت تردید تهران تا این زمان این بود که خامنه ای و متحدانش از ﺁن می ترسیدند که اصلاح طلبان کنار ﺁمدن ﺁنها را با امریکا مورد بهره برداری سیاسی قرار دهند . او حالا دیگر ترس ندارد و میتواند رابطه با شیطان بزرگ را عادی کند.
انقلاب اسلامی : ارزیابی استفراتفور نادرست است. زیرا الف - سیاست خارجی ، بخصوص رابطه با امریکا و انگلیس همچنان در ید خامنه ای بود و ب - وجود " اصلاح طلبان " در حکومت و مجلس ، پوششی را برای خامنه ای بوجود می ﺁورد که اینک از ﺁن محروم است و ج - تحریم وسیع انتخابات و ترکیبی که مجلس ملاتاریا پیدا کرده است، خامنه ای بیش از ﺁنکه در تصور گنجد ناتوان ساخته است. این ناتوانی اولاً امریکا و اروپا را نیز از پوششی که "اصلاح طلبان " بودند محروم کرده است. حالا دیگر نمیتواند معامله با رژیم را با " لزوم حمایت از اصلاح طلبان " توجیه کنند. از این پس ، نوع رابطه هر کشور غربی با رژیم مافیاها ، به ایرانیان امکان می دهد وجدان جهانی را حساس کنند و بهائی که هر حکومت در سیاست داخلی باید بپردازد را سنگین کنند. در ایران امروز ، رژیم نیست که تک صدا شده است . زیرا دست کم در ﺁنچه به سیاست خارجی مربوط می شود ، تک صدا بود و بیشتر از ﺁن، بهترین فرصت نیز در اختیار بود. در عرض، این ملت ایران است که همصدا شده و، با تحریم انتخابات فرمایشی ، ارادۀ خویش را بر پایان بخشیدن به استبداد و استقرار مردم سالاری ابراز کرده است. خود داری اروپا از مذاکره در باره روابط بازرگانی اروپا با ایران ، دلیل دیگری بر ناتوانی و بازیگری ابلهانه خامنه ای م مافیاهای نظامی - مالی است :
● براساس گزارش رويترز(23 مارس) : اتحاديه اروپا مذاكرات بازرگاني خود را با ايران به خاطر نگراني اين اتحاديه از برنامه هاي اتمي جمهوري اسلامي، از سر نخواهد گرفت. خبرگزاري رويترز، از مقر نشست وزيران اتحاديه اروپا در بروكسل، گزارش داد كه اتحاديه اروپا از سال گذشته مذاكرات بازرگاني خود را با ايران متوقف ساخته است. كريستينا گالاگ، سخنگوي حاويه سولانا، مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا، اظهار داشت وزيران امورخارجه اتحاديه اروپا تا زماني كه ايران از خود پيشرفتهائي در پاسخ به پرسش هاي مربوط به برنامه هاي اتمي خود و نيز مسائل سياسي ديگر نشان ندهد، از سر گيري مذاكرات بازرگاني با جمهوري اسلامي را اقدامي بي موقع مي داند. اتحاديه اروپا چگونگي برگزاري انتخابات اخير در ايران را كه حدود 2 هزار و 500 نامزد اصلاح طلب توسط شوراي نگهبان قانون اساسي جمهوري اسلامي از شركت در آن محروم شدند، تقبيح كرده است
|
|
|