تبلیغاتچی های " خط سید ضیاء " ماهیت زور پرست و وابسته خود را نقاب میکنند و بر چهره مصدق می زنند :
● بگزارش ایلنا، در 28 مرداد 1383 ، حسین شهرستاني " محقق تاریخ معاصر ایران " که لابد کارش جعل را جانشین واقعیتهای تاریخی کردن است ، در جلسه بر رسی " نقش مطبوعات در بستر سازي كودتاي 28 مرداد 32 "، از جمله ، گفته است :
" شعبان جعفري ملقب به (بيمخ) - به استناد به پرونده دادگستري به تاريخ 14 آذر 32 - با دولت مصدق همکاری می کرد. اتهام شعبان جعفري (و مزدوران حرفهاي او) حمله به دفاتر روزنامههاي مختلف در حمايت از دولت بود تا جايي كه تمام روزنامههاي مورد حمله قرار گرفته توسط شعبان جعفري جزو مخالفان دولت بودند.
شعبان جعفري ، براي مدتي, محافظ حسين فاطمي بود.
انقلاب اسلامی : 1 - پرونده 14 ﺁذر ، پرونده توطئه بر ضد حکومت مصدق بود. حمله ای که این " محقق " از ﺁن دم می زند، توسط دربار سازمان داده شده و شعبان جعفری و امیر موبور و... از چماقداران دربار بودند. طرف شرکت کننده در زد و خورد حزب توده بود. روزنامه های این حزب بعلاوه روزنامه های فرمان و ﺁتش و سیاسی و طلوع بودند که مورد حمله قرار گرفتند. حمله کنندگان " پان ایرانیستها و هواداران ﺁیة الله کاشانی " بودند. ماجرا نیز از 14 ﺁذر شروع نشد . از 7 ﺁبان، بهنگام حضور مصدق در امریکا ، شروع شد. هدف نیز ﺁن بود که در نظر دولت امریکاﺁ خطر کمونیسم تا ممکن است جدی و بزرگ جلوه داده شود. در 7 ﺁبان، همزمان با حضور مصدق در شورای امنیت، " توده ایهای نفتی " در 7 ﺁبان، به بهانه " پشتیبانی از مبارزات ضد امپریالیستی ملت مصر" در خیابانهای تهران ﺁشوب بپا کردند. در 8 ﺁبان، " دانشجویان هوادار حزب توده " اعضای شورای دانشگاه تهران را به گروگان گرفتند و ... و در 14 ﺁذر، به عنوان " اعتراض به اخراج دانشجویان و دانش ﺁموزان " ، شهر را به ﺁشوب کشیدند. در میدان بهارستان بر قوای انتظامی " تفوق جستند " !؟ این بار، نوبت پان ایرانیستها و هواداران
ﺁیة الله کاشانی شد که وارد عمل شوند. به دنبال عملیات این چماقداران - که شعبان جعفری از سر چماقداران بود - ، روزنامه نگاران درباری در مجلس متحصن شدند. وزیر کشور مصدق در مجلس گفت : " ﺁقایان یقین بدانند که نقشه ای که ماجراجویان طرح کرده بودند ، خیلی وسیع تر از این چیزی است که در خاطر شما ممکن است مجسم شود. نظر اینها این بود که در چند نقطۀ شهر، عناصر مشکوک جنجالی بپا کنند تا قوای انتظامی تجزیه شده و ﺁنها وارد میدان بهارستان شوند . در حالی که جلسۀ علنی مجلس شورای ملی تشکیل بود، ﺁنها را ﺁزاد بگذارند تا بتوانند نقشه هائی را که داشتند به مرحلۀ اجرا بگذارند ". اما ﺁزاد گذارنده جز قوای انتظامی و گارد مجلس چه کسی می توانست باشد ؟ طرفه اینکه کیانوری مدعی (خاطرات کیانوری ص 221 )میشود که این تظاهرات بدون موافقت رهبری حزب انجام گرفته اند !
2 - در 9 اسفند 1331 ، بار دیگر، شعبان جعفری صاحب نقش شد. این بار، نقشه مأمورین او و نظامیانی که در توطئه شرکت داشتند ، کشتن مصدق بود. چون مصدق از دربی که مأموران قتل او به انتظارش بودند ، بیرون نرفت ، به خانه او حمله کردند و با جیپ ، درب خانه را شکستند . شعبان جعفری در این یورش شرکت داشت. دستگیر شد و تا 28 مرداد که توسط همانندهای خود از زندان رها و سر دستگی چماقداران را بر عهده گرفت، در زندان بود. 3 - دکتر فاطمی محافظ نداشت اما بعد از کودتای 28 مرداد، بهنگام دستگیری، در برابر شهربانی کل کشور، دست بسته ، به دست چاقوکشان سپرده شد. دو چاقوکشی که نامهاشان بعنوان پاره پاره کنندگان تن شهید نهضت ملی ایران بر سر زبانها افتاد ، شعبان جعفری و امیر موبور بودند. 4 - تنها بعد از کودتا بود که معلوم شد شعبان جعفری چماقدار کاشانی نیز نبوده و از چاقوکشان دربار بوده و بدستور دربار و برای انجام موفقیت ﺁمیز عملیاتی نظیر 14 ﺁذر و 9 اسفند ، تظاهر به طرفداری از کاشانی می کرده است.
● به گزارش خبرگزاری کار ایران ، در 28 مرداد 83 ، عبدخدايي ( که معلوم نیست ضارب دکتر فاطمی است یا برادر او ) ، " دبیر کل حزب فدائیان اسلام " گفته است : پس از حدود 49 سال از اين ماجرا ميتوان علتهاي اين كودتا را اشتباهات رئيس دولت , عدم آگاهي مصدق از شرايط خارجي موجود آن روز , عدم درك رئيس دولت از موازي بودن سياستهاي انگلستان و آمريكا , اعتقاد به سياست موازنه منفي و اشتباه در اجراي سياست موازنه منفي دانست .
مصدق جايگاهش را به علت عدم مطالعه در سياست خارجي گم كرده بود . او فكر ميكرد چون بين آمريكا و انگليس اختلاف وجود دارد ، مي شود اين سياست را اجرا كرد . به همين دليل به آمريكا چراغ سبز نشان داد و استقبال از ملاقات با سفير آمريكا , آزاد گذاشتن آمريكا براي ساختن روستاي نمونه در ايران , تشديد كشاورزي آمريكايي در ايران و ... از كارهايي بود كه انجام ميداد
وي تصريح كرد: مصدق از مرام مارشال و پيمان ناتو بياطلاع بود . او پس از گذشت يكسال از حكومتش فهميد كه اجراي سياست موازنه منفي اين اروپا و آمريكا محال است ، به همين دليل اين سياست را با شوروي درپيش گرفت و به همين منظور به تودهايها و كمونيستها نزديك شد. او چون در بين مردم بزرگ نشده بود نميدانست كه نزديكي به اينها موجب ميشود ، مردم را از دست بدهد.
عبدخدايي با اشاره به اين موضوع كه" مصدق فكر ميكرد ، حزب توده را دارد بازي ميدهد ، به همين دليل دست آنها را در تبليغات باز گذاشته بود" ، خاطر نشان كرد : افكار عمومي با كمونيست همراه نبود و روحانيت كه ميخواست در سياست دخالت نكند ، وقتي آزادي كمونيست و حمله آنها را به دين ديد ، وارد ميدان شد . آن موقع همه معتقد بودند كه اگر كمونيست پيروز شود ، روحانيون را اعدام خواهد كرد . به همين دليل روحانيت آرام و خاموش عليه مصدق جهت گيري كرد.
مصدق آمريكا را از دست داده بود و با نزديكي به روس ها وجهه داخلي خود را هم از دست داد. بعد از مدتي پس از مرگ استالين به علت اختلافات داخلي حمايتي حزب توده صورت گرفت و روس ها طلاهاي ايران را پس ندادند و نفت ما را نخريدند و همه اينها اعتماد مردم را به مصدق كم كرد.
مردمي كه به علت استعفاي مصدق به خيابان ها ريخته بودند در 28 مرداد به خانه او ريختند و خانه او را غارت كردند. عبد خدایی گفت: 28 مرداد نتيجه اشتباهات عظيم رئيس دولت به علت عدم آگاهي از سياست خارجي و اعتقادات مردم بود. مصدق به علت لجبازي شخصي آيت الله كاشاني را كه فردي استعمار ستيز بود براي خوشامد خارجي ها منزوي كرد و اطرافيان ايشان را زنداني كردند. براي اينكه به آمريكا امتياز بدهد و بگويد ما راديكال ايدئولوژي ها را سركوب مي كنيم.
مصداق آن زمان نمي دانست كه عصر استعمار جغرافيايي براي آمريكا و انگليس پايان يافته است و زمان استعمار اقتصادي است او فكر مي كرد در سال 1290 و قبل از جنگ جهاني دوم زندگي مي كند.
وي تصريح كرد: حال هم دارد شرايط دوران مصدق تكرار مي شود و ما در قضيه پروتكل الحاقي همان سياست موازنه منفي مصدق را كه قبلا جواب نداده بود دنبال مي كنيم اگر قرار است در اين خصوص مصالحه كنيم بايد با آمريكا مذاكره كنيم نه با اروپايي ها كه كشورهاي دست دوم در اين مورد هستند و اگر آرمانگرا هستيم بايد مقابل همه اينها بايستيم.
انقلاب اسلامی : کسی که امروز فهم و شعورش این اندازه است، می توان تصور کرد بهنگام ترور دکتر فاطمی - خواه همان تروریست باشد و خواه نباشد - چه فهم و شعوری داشته است. با وجود این، 1 - نمی داند موازنه منفی چیست و همان تمایل را ابراز می کند که اینک تمایل غالب بر رژیم مافیاهای نظامی - مالی است. با توجه به این امر فدائیان اسلام اسباب دست سید ضیاء ( سلاحی که با ﺁن عبد خدائی فاطمی را ترور کرد، توسط عامل سید ضیاء الدین طباطبائی در اختیار فدائیان اسلام گذاشته شده بود ) و خط او بودند و در کودتای 28 مرداد شرکت داشتند و چند ماهی بعد از کودتا نیز علنی شدند و کیا و بیا پیدا کردند ، موضع امروز او، همان موضع ﺁن روز او می شود. با ﺁنکه سید مجتبی نواب صفوی - که مغرضها سید حسین نواب صفوی را که نسبتی نیز با سید مجتبی نداشت با او یکی کرده اند. حال ﺁنکه سید حسین نواب صفوی مشاور بنی صدر رئیس جمهوری بود و در انقلاب اسلامی سر مقاله می نوشت . بعد از کودتای خرداد 60 ، دستگیر شد و به به قول محمدی گیلانی چون از سازشهای پنهانی با دستگاه ریگان و بوش " زیاد می دانست " اعدام شد - و معاون او ، سید حسین واحدی وقتی دانستند که تاریخ مصرفشان گ ذشته است که دیگر دیر شده بود. به فکر ترور زاهدی و... افتادند . سرانجام حسین علا را ترور کردند . او کشته نشد اما سران و اعضای فدائیان اسلامی دستگیر و کشته و اعدام و زندانی شدند. موازنه منفی ، مداخله ندادن به قدرت خارجی در امور داخلی و مراجعه نکردن به قدرت خارجی و محور نکردن قدرت خارجی در سیاست داخلی است.
طرفه اینکه به موازنه منفی معنائی ضد ﺁن را می دهد و یادش می رود که به مصدق اعتراض می کند چرا می خواسته است با امریکا مصالحه کند (سندی که در قسمت اول این فصل نقل کردیم دروغ فاحش بودن این دروغ را ﺁشکار می کند ) و پیشنهاد می کند با اروپا مصالحه نکنیم با خود امریکا بکنیم ! 2 - امروز هم که امریکا دروغ بودن ادعای خود را - ایران در شرف افتادن به دست کمونیستها بود - می پذیرد و از ملت ایران بابت کودتا پوزش می خواهد، " دبیر کل " همچنان ، همان دروغ را تکرار می کند. و با ﺁنکه گزارش سیا روشن می کند چگونه روحیه و رفتار روحانیان را ساخته اند ، همچنان به عذر پناه می برد که گویا مصدق دست حزب توده را باز گذاشته بود و روحانیان اسلام را در خطر دیده اند و اسباب قیام بر ضد مصدق را فراهم ﺁورده اند. بدیهی است نمی تواند بگوید مجری طرح کودتائی شدند که سیا و انتلیجنت سرویس طراحی کردند.
● به گزارش ایرنا، حميدرضا ترقى، عضو چند وظیفه ای سازمان ترور و از گروه مؤتلفه ، در 28 مرداد 83 ، گفته است : کودتاى۲۸ مرداد به مردم آموخت اگر حضورشان در صحنه سياسى کشور با مبانى دينى و عقيدتى هماهنگ نباشد ، اهدافشان تحقق پيدا نخواهد کرد. مردم کشور ما براساس مبانى دينى و فکرى، حضور سياسى خود را در جامعه شکل میدهند.
کسانى که حضور مردم را يک ضرورت براى حفظ و تداوم نظام میدانند بايد حضور و مشارکت سياسى مردم را براساس مبانى دينى و فکرى تنظيم و مطالبه کنند.اين همان تبلور مردم سالارى دينى است انقلاب اسلامی : گروههای تشکیل دهنده مؤتلفه ، در دوران نهضت ملی ایران، " هوادار" کاشانی و فدائیان اسلام بوده اند. اما در 28 مرداد ، نقش اول را روحانیانی چون بهبهانی و کاشانی ایفا کردند. بنا براین، اگر 28 مرداد تجربه ای شد که شد ، تجربه دین از خود بیگانه در بیان قدرت است. این تجربه در مشروطیت و در انقلاب اسلامی نیز تکرار شد. بنا براین ، نقش استبداد دینی در نگاهداشتن ایران تحت سلطه غرب ، است که روشنفکر درخور این عنوان هیچ نباید از ﺁن غفلت کند. باز یافتن دین بمثابه بیان ﺁزادی ، ﺁن انقلاب است که در موقعیت کنونی منطقه و جهان ، می تواند رشد شتاب گیر جامعه ایرانی را میسر کند.
● در 28 مرداد 83 ، حسینیان ، عضو چند وظیفه ایت سازمان ترور، کسی که گفت : ما خود یک پا قاتلیم، ماهیت حاکمان امروز را که در " خط سید ضیاء " ( استبداد و وابستگی) است، ﺁشکار می کند . می گوید : تعداد زياد روزنامههاي طرفدار مصدق كه خط مشي منفي عليه كاشانی را ادامه ميدادند . روزنامه شورش به مديريت"كريم پور شيرازي" ، در ششم تير ماه 32 در مقاله اي نوشت:" كاشاني جاسوس و مزدبگير اجانب از جان مردم چه مي خواهد؟" اين در حالي است كه طي تماس كاشاني با مصدق وي مطبوعات را در بيان آرا و نظرات خود كاملاً آزاد و هيچ مسئوليتي قبول نكرد . در صورتي كه در كنار مطبوعات طرفدار مصدق روزنامه هاي تودهاي هم كه تيراژشان به دهها عدد ميرسيد از او حمايت مي كردند و همه اين عوامل باعث ايجاد نفرت در حوزههاي علميه و روحانيان شد. (1)
اين وضعيت تا جايي ادامه يافت كه علماي نجف به آيت الله بهبهاني نامهاي نوشته و ضمن اعتراض به وضعيت موجود اخطار كردند و از دولت و مجلس خواستند, از انتشار نشريههاي اين چنيني جلبوگيري كند.
حسینیان به مقالهاي ديگر در روزنامه شورش به تاريخ 25/5/31 در دفاع از مصدق و توهين به آيتالله فلسفي اشاره و گفته است : طرفداران مصدق د ر 4 خرداد همان سال در مسجد سلطانيه تهران مانع سخنراني فلسفي شدند. اين امر موجب عكسالعمل علمايي چون كاشفالعظما از نجف و آيت الله بروجردي از قم شده و در نهايت موجب بياعتمادي روحانيان به مصدق و حكومت ملي او شد.
جو به وجود آمده سبب شد در 28 مرداد32 روحانيت از مصدق حمايت نكردند و حتي از حادثه روي داده در دلشان اظهار خوشحالي كردند, زيرا روحانيان سياسي مصدق را نسبت به شاه بياعتقادتر نسبت به مذهب ميدانستند, چنانچه او طي بخش نامهاي روحانيان را از دخول در امر سياست منع كرد. (2 )
حسينيان كه در لابه لاي سخنانش به قرائت قسمتي از اسناد موجود در سازمان تحت تصدياش مي پرداخت به موردي اشاره كرد كه در آن از سخنراني فلسفي به دليل سياسي بودن آن جلوگيري شده بود و گفت: افراط گريهاي مطبوعات طرفدار مصدق ذهنيت منفي در اذهان ايجاد كرده و سبب روي گرداندن مردم از مصدق و طرفداري از حكومت شاه شد.
روح الله حسينيان به تظاهرات مردمي در روز 28 مرداد 32 در حمايت از شاه و نفي حكومت مصدق و سرانجام سرنگوني حكومت وي اشاره و گفته است : مصدق با دريافت يك دوره شش ماه اختيارات فوق العاده با وضع قانون در صدد تمديد مجدد يك ساله اين لايحه بود, تا بتواند در كنار قوه مجريه قانونگذار نيز باشد و بدين سان او به سوي ديكتاتوري رهسپار بود. (3)
د ر پايان، او به نطق تند حسين فاطمي و البته سر مقالههاي تند روزنامه" باختر امروز" در روزهاي 25 تا 28 مرداد كه به گفته خود فاطمي مستقيم زير نظر مصدق نگارش ميشد, اشاره و تصريح كرد: نطق تند فاطمي عليه نظام شاهنشاهي نقش زيادي در بر انگيختن نارضايتي عمومي عليه مصدق شد و آن را ميتوان به وضوح در شعارهاي مردم به نفع محمد رضا پهلوي (شاه سابق) در 28 مرداد ديد. (4 )
انقلاب اسلامی : 1 - جز روزنامه شورش ، روزنامه ای را نیافته است که به کاشانی ناسزا بگوید. می دانیم که کریم پور شیرازی را، بعد از کودتا، در زندان ﺁتش زدند. ﺁن زمان او از نقشه کودتا که سیا و انتلیجنت سرویس تهیه می کردند و نقشی که بهبهانی و کاشانی در ﺁن داشتند، خبر نداشت. در برابر ، فراوان روزنامه های مزدور بودند که همه روز به مصدق ناسزا می گفتند. مصدق به دادگستری نوشت : روزنامه ای را بخاطر ناسزا گفتن به او توقیف نکند و تحت تعقیب نیز قرار ندهد. برای روزنامه ای که به مرجع تقلید توهین کند، 3 سال زندان مجازات معین کرد . قابل مقایسه است با روزنامه های شاخه تبلیغات سازمان ترور که این ایام، از هیچ توهینی به مراجع تقلید مخالف رژیم دریغ نمی کنند. کاشانی می توانست به دادگستری شکایت کند. اما او کجا و رویه علی (ع ) کجا! 2 - جو بوجود ﺁمده را روضه خوانها و عمامه بسر هائی فراهم کردند که کارشان تهدید نامه نوشتن و برای روحانیان فرستادن بود. با وجود این، قول حسینیان محل تردید نمی گذارد برای دین سالاران استقلال ایران پشیزی قیمت نداشته است. برای حفظ موقعیت خود، در کودتای ننگینی شرکت کردند که نه حیثیت و نه موقعیت برای ﺁنها گذاشت. به یاد می ﺁورد که بهنگام تجاوز عراق به ایران نیز، شعار ملاتاریا این بود : نصف ایران از دست برود از ﺁن بهتر است که بنی صدر پیروز بشود. اما بخشنامه ای که حسینیان از ﺁن سخن می گوید، بخشنامه ممنوع کردن عمل به توصیه های خلاف قانون و روزمره کاشانی بود و او واقعیت را قلب می کند.
3 - مصدق اختیارات گرفته بود. بهنگام کودتا، مردم در همه پرسی به انحلال مجلس رأی داده بودند. با وجود اینکه دروغ می گوید، ماهیت خود را نیز ﺁشکار می کند : برای طرز فکر زور پرست او ، مصدق بطرف دیکتاتوری می رفته است و کودتای 28 مرداد ایران را از دیکتاتوری مصدق حفظ کرده است. از دید " خط سید ضیاء " استبداد و وابستگی دیکتاتوری نیست اما استقلال و ﺁزادی دیکتاتوری است.
4 - و بالاخره او، کودتای خائنانه 28 مرداد را قیام مردم می خواند. مقاله تند بر ضد شاه نوشتن موجب قیام مردم می شود. بدین سان، دانسته ، به وحدت روحانیان قدرتمدار و پهلویها ، در کودتای 28 مرداد تصریح می کند. از دید ملاتاریا که بنگری، در 28 مرداد یک از دو گروه ، پهلویها ، به قدرت رسیدند و در کودتای 30 خرداد 60، گروه دوم، ملاتاریا قدرت را تصاحب کردند. حال ﺁنکه از دید تاریخ که بنگری ، نوبت اضمحلال به این گروه رسیده است.
معروف است وقتی بعد از 28 مرداد ، قاتلان سرتیپ افشارطوس را نزد بقائی بردند، ﺁنها شروع کردند به شعار دادن که " زنده باد قاتلان افشار طوس " ! حالا، حسینیان همان کار را می کند : زنده باد کودتاچیان ﺁلت فعل سیا و انتلیجنت سرویس. زمانی هم که گفت : " ما خود یک پا قاتلیم " جز این نگفت که " زنده باد ﺁمران و مأموران قتلهای زنجیره ای " !
● و فرح پهلوی در خاطرات خود می نویسد :
" شورش و هرج مرج به مدت سه روز در تهران ادامه داشت. کمونیست ها ، طرفداران مصدق و حتی مذهبیون در خیابان علیه شاه شعار های کینه توزانه می دادند و این نوید فرح بخشی برای آینده مملکت نبود. پادشاه قبل از ترک ایران، فضل الله زاهدی را به نخست وزیری منصوب کرد بود. ارتش بجای پذیرش اوامر نخست وزیر قدیم، به طرفداری تیمسار زاهدی بر خاست و بالاخره تصرف خانه مصدق به وسیله تانک ها نخستین نشانه تسلط دوباره بر اوضاع بود.
سه روز بعد پادشاه در میان فریادهای شادی مردم به تهران بازگشت. مسافرت اجباری او به همراهی ملکه ثریا که پیش از یک هفته بطول انجامیده بود مرا نیز مانند دیگر ایرانیان مضطرب کرده بود.
پادشاه در خاطراتی که قبل از مرگ خود نوشته است از این مسافرت کوتاه مدت یاد می کند. من در این جا آن چه را که او نوشته است می آورم چرا که خاطرات کودکی من ارزش تاریخی کافی ندارد:"... من که از طرح های سیاسی و جاه طلبیهای او کاملاً با خبر بودم، تصمیم گرفتم که برای جلوگیری از هرگونه خون ریزی ، کشور را ترک کنم و ایرانیان را در انتخاب راه آینده کشور آزاد کذارم..."
" پس از آنکه من ایران را ترک کردم. کشور سه روز دچار فتنه و آشوب بود. بخصوص در دو روز اول در تهران، هواداران مصدق و توده ای ها ، تظاهرات وسیع و خشونت آمیزی ترتیب دادند. در روز سوم یعنی 28 مرداد کارگران و اصناف و دانشجویان و پیشه وران و صاحبان مشاغل آزاد، سربازان و پاسبانان ، همه زنان و مردان و حتی کودکان با همتی بی نظیر و شجاعتی وصف ناپذیر به میدانها و خیابانها ریختند و به مقابله با تفنگ ها و مسلسل ها و حتی تانک های زمامدار غیر مسئول پرداختند و اوضاع را در یک روز دگرگون کردند..."
" پس از این ماجرا، من بی درنگ به وطن بازگشتم و با استقبالی پرشور و گرم از جانب هموطنانم مواجه گشتم. گرمی و وسعت احساسات مردم در حقیقت رأی اعتمادی بی چون و چرا به من بود. من تاآن زمان پادشاهی بودم که سلطنت را به ارث دریافت کرده بودم و از آن پس پادشاه منتخب ملتم شدم... "
" محاکماتی که بعد از سقوط حکومت مصدق انجام یافت. حقایق شگفت انگیزی را پیرامون جریانان سیاسی سال های 1320 و 1333 بر همگان روشن کرد. از جمله آن که شمار افسران قوای مسلح که عضو حزب توده بودند در این مدت از یک صد و ده تن به ششصد تن رسیده بود. نقشه حزب توده آن بود که از مصدق برای برکناری من استفاده کند و سپس خود او را دو هفته بعد از رفتن من از میان بردارد. حتی کمونیست ها تمبرهای جمهوری خلق ایران را که می بایست بعد از بر کناری مصدق اعلام شود. آماده چاپ و انتشار کرده بودند. من این تمبرها را به چشم خود دیده ام..."
مصدق با پایان مدت محکومیت به ملک بزرگ خود در احمد آباد که در غرب تهران واقع است، رفت و در سال 1346 در گذشت.
علیرغم تشنجات این دوره از تاریخ ایران می توانم تأیید کنم که شاه هنگام ملی شدن صنعت نفت از مصدق پشتیبانی می کرد و به او علاقه داشت و برای برکناری او زمانی طولانی در تردید بود. من یقین دارم که اگر مصدق انعطاف بیشتری نشان می داد و همان گونه که پادشاه می خواست سیاست بهتری را در ارتباط با انگلیسها در پیش می گرفت، این چنین گرفتار پیامدهای ملی شدن نفت نمی شدیم. امروز آرزو دارم که ایرانیان این جدال کهنه 50 ساله را که دیگر جایی در دنیای آینده ای که باید بسازیم ندارد کنار بگذارند."
( از کتاب خاطرات فرح پهلوی بنام "کهن دیارا" ص 58 - 57)
انقلاب اسلامی : زبان زور پرستان یکی است . بنا بر این بوم یکسان نوشته فرح با گفته های امثال حسینیان و عبد خدائی نباید موجب تعجب شود. طرفه اینکه بعد از گذشت نیم قرن او حاضر نیست راست را بنویسد . برغم عذرخواهی رسمی دولت امریکا بابت کودتای ننگین 28 مرداد، او و شهرش کودتای سیا - انتلیجنت سرویس را قیام مردم می خوانند . از مردم ایران پوزش نمی خواهد اما می خواهد خیانتی را ﺁن مردم فراموش کنند که پیروزی مسلمی را از دستشان بدر برد و مسیر تاریخشان را تغییر داد. 28 مرداد این در ﺁینده است که جا دارد . چرا که به این ملت میگوید : زورپرستان تغییر ماهیت نمی دهند . زیرا زورپرستی بدون وابستگی نمی شود. ابر قدرت روسی از میان رفته است. ابر قدرت امریکائی در انحطاط است. امروز دیگر، کمتر محقق امور بین المللی است که جهان سالهای ﺁینده را جهانی 5 یا 6 قطبی نبیند و ایران را یکی از قطبها نخواند. اگر مردم ایران بخواهند یکی از نادرترین فرصتهای تاریخی را مغتنم بشمارند و خویشتن را از مثلث زور پرست برهند، اسباب زندگی ﺁزاد و مستقل را فراهم دارند و می توانند نقشی مهم در مدیریت جهان بر عهده بگیرند. از این رو است که در پایان بخشیدن به استبداد ملات اریا و در راندن مثلث زور پرست از صحنه سیاسی کشور می باید شتاب کنند.
|
|
|