●اما طرح خاورمیانه بزرگ تغییر ماهیت داد و پذیرفته شد:
تامارا کوفمن ویتس ، از مرکز Saban Center for Middle East Policy
مطالعه ای در باره اصول پنجگانه طرح خاورمیانه بزرگ ، بتاریخ 10 مه 2004 انتشار داده است. در این مطالعه ، اختلاف نظر امریکا با اروپا و دو دستگی دولتهای عرب شناسانده شده است :
* 5 اصل راهنمای طرح خاورمیانه بزرگ عبارتند از :
1 - تشکیل مرتب اجتماع بزرگ برای بحث پیرامون ﺁینده خاورمیانه بزرگ . موضوعهای مورد بحث عبارت می شوند از اصلاحهایی که باید بعمل ﺁیند و برنامه هایی که باید به اجرا درﺁیند و چگونگی همکاری دولتها در اجرای برنامه ها . در این اجتماع ، نمایندگان جامعه مدنی نیز شرکت می کنند تا که ائتلاف و همکاری گروهها را در حمایت از اصلاحات ، تأمین شود.
2 - یک گروه امداد به استقرار مردم سالاری در خاورمیانه بزرگ تشکیل می شود. قصد از ﺁن ، همآهنگ کردن امریکائیان و اروپائیان و بنیادها و حمایت گران غیر دولتی است که میخواهند در کشورهای خاورمیانه بزرگ مردم سالاری مستقر شود.
3 - بنیاد دمکراسی برای خاورمیانه بزرگ یک قدم بیشتر بر می دارد و بر الگوی " بنیاد ملی برای استقرار مردم سالاری " بنیاد چند جانبه ای برای استقرار مردم سالاری در خاورمیانه ایجاد می کند.
4 - فرهنگ ﺁموزی به قصد از میان برداشتن مهمترین سد مشارکت شهروندان در حاکمیت . و
5 - تأمین سرمایه برای طرحهای اقتصادی کوچک در کشورهای خاورمیانه هم بقصد بهبود وضعیت اقتصادی و هم بخاطر ایجاد طبقه میانه ای که تکیه مردم سالاری باید بگردد.
همراه با اجرای این اصول، تدابیر دیگری نیز به اجرا گذاشته می شوند : در سطح هر کشور، از اجرای برنامه های اصلاحی حمایت می شود:برنامه های تعلیمات مدنی ، مبادلات پارلمانی و برنامه هایی بقصد ارتقاء منزلت زنان و برخورداریشان از حقوق انسانی خود و...
* اختلاف با اروپا بر سر اصل راهنمای عمومی بود : طرح حکومت بوش بر ایجاد تغییر از بیرون بنا شده بود و اروپا تغییر از درون را راه حل می شناخت. . غیر از این اختلاف در بنیاد، اختلاف دیگری وجود دارد و ﺁن اختلاف بر سر تقدم و تأخر است. طرح امریکا بر این پایه تهیه شده است که استقرار مردم سالاری در کشورهای خاورمیانه بزرگ نباید معطل حل مسئله فلسطین بماند. از نظر اروپا، حل این مشکل تقدم دارد و بدون ﺁن، طرح استقرار مردم سالاری به اجرا درﺁوردنی نیست. وضعیت عراق و مخالفت اروپا با جنگ در عراق، سبب شده است که اروپا، در برابر طرح خاورمیانه بزرگ بوش ، بایستد و خواستار تغییر بنیاد ﺁن شود.
و نیز اروپا بر اینست که پیشرفتهای اقتصادی و اجتماعی زمینه ساز تحول سیاسی هستند. اما اتخاذ این استراتژی ، استقرار مردم سالاری را به ﺁینده ای بسیار دور باز گذاشتن است.
* اما سران کشورهای عرب می پندارند انتخابات ریاست جمهوری در امریکا نزدیک می شود و بوش نیاز دارد افکار عمومی شکست او را در عراق فراموش کنند. از این رو، طرح استقرار مردم سالاری در خاورمیانه بزرگ را پیش کشیده است. فردای انتخابات ، این طرح بدست فراموشی سپرده می شود. در کنفرانس سران عرب که 29 مه در تونس تشکیل شد، دو نظر وجود داشت : یکدسته (مصر و عربستان و سوریه ) به این عنوان که امریکا می خواهد از بیرون الگوی خود را تحمیل کند، با طرح امریکائی مخالفت کردند و یک دسته (کشورهای شمال افریقا) بر این بودند که باید دست بکار انجام اصلاحات شد تا از بیرون تحمیل نشوند.
* اما در دنیای عرب، تنها دولتها نیستند که نسبت به طرح خاورمیانه بزرگ واکنش نشان می دهند : در در کتابخانه اسکندریه مصر، در ماه مارس، کنفرانسی برای ﺁزادی و مردم سالاری تشکیل شد . این کنفرانس بیانیه ای را به تصویب رساند که در ﺁن، الغای قانون وضعیت استثنائی و الغای قوانین محدود کننده ﺁزادیهای بیان و اجتماعات و نیز انتقال اختیارات از قوه اجرائی به قوه قانون گذاری و مستقل و بی طرف شدن قوه قضائی را طلب می شدند.
در کشورهای منطقه ، مطالبات سیاسی مرتب اظهار می شوند. مباحثات بر سر اساسی بودن نیاز به ﺁزادی ، وسعت می گیرند. مبارک، رئیس جمهوری مصر نسبت به بیانیه اسکندریه واکنشی نشان نداده است.
● طرحی که سران 8 کشور تصویب کردند، موافق نظر اروپا تنظیم گشت. اصل راهنمای عمومی ، تغییر از درون به جای تغییر از بیرون است. لوموند (10 ژوئن ) در باره مصوبه سران 8 کشور قدرتمند، این اطلاعها را در اختیار می گذاردکه:
* در جریان جلساتی که پیش از تشکیل کنفرانس ، برپا می شدند، طرح تغییر داده شد و عنوان طرح برای استقرار مردم سالاری در خاورمیانه بزرگ، به طرح " برای همکاری و مشارکت در بنای ﺁینده مشترک با منطقه خاورمیانه وسیع و شمال افریقا " تغییر نام داد.
اروپا و اغلب کشورهای عرب نسبت به طرح امریکا بد گمان هستند. چرا که این منطقه، منطقه مسلمان نشین و دارای سود استراتژیک برای امریکا است.
* در طرح امریکا، اشاره ای به حل مسئله فلسطین و نزاع اسرائیل با فلسطین نشده بود. از دید اروپا، بدون حل این مشکل، هیچ طرحی امکان اجرا پیدا نمی کند. در نتیجه، در متن مصوب، این بند قید شد :
"عمل ما در سود منطقه همراه خواهد بود با حمایت از حل و فصل عادلانه و عمومی و دیرپای منازعات اسرائیل و فلسطین . دو طرف می باید بر وفق " نقشه راه " عمل کنند تا چنین حل و فصلی میسر شود.
ژاک شیراک می گوید: قائل نشدن به این تقدم، ضعف بزرگ سیاست امریکا در خاورمیانه است.
بوش که نمی خواست متن موضوع بحث مجدد واقع شود، در کنار ﺁن، از اجلاس سران 8 کشور خواست از طرح شارون حمایت کنند و ﺁن را پیشرفتی بشمارند. اما بخشی از رهبران اروپا و دولتهای عرب بر ﺁنند که طرح شارون برای ﺁن تهیه شده است که مواد" نقشه راه " را اجرا نکند. و ﺁن نقشه را امریکا و اروپا و روسیه تصویب کرده اند.
* خصلت دستوری طرح جای خود را به خصلت تحول از دورن و همکاری با این تحول را داد. بنا بر مصوبه سران 8 کشور، طرح " چهارچوبی برای همکاری است" . یکی از سران، بطور خصوصی، ﺁن را " خیال خام" توصیف کرد.
در میهمانی که بوش داد و در ﺁن، جز سران 8 کشور، رؤسای جمهوری الجزایر و یمن و افغانستان و عراق و نخست وزیر ترکیه و پادشاه اردن شرکت داشتند، بوش خطاب به این میهمانان گفت: " شما تاریخ خود را می نویسید و ما اینجا هستیم برای اینکه به شما کمک کنیم. انگیزه و اراده اصلاح در درون کشورهای شما باید پدید ﺁید. هرگز امریکا بر این نظر نبوده است که اصلاح را از خارج باید تحمیل کند. برخورد تمدنها وجود ندارد. زیرا همه ما پذیرفته ایم که الگوهای رشد متفاوت هستند."
انقلاب اسلامی : خط کشیها از ما هستند. اگر بوش دم از جنگ صلیبی نزده و مدعی نشده بود به قصد استقرار مردم سالاری به عراق و افغانستان قشون کشیده است و اگر طرح "خاورمیانه بزرگ " که حکومت او تهیه کرده است ، نبود، می شد گفت : او برای رفع هرگونه شبهه این تصریحات را می کند. اما با وجود بینات، اظهارات او جز اعتراف به شکست و در همان حال، ایجاد مجوز دائمی برای مداخله به بهانه " پیشبرد مردم سالاری " ، معنی نمی دهد.
امری که ملتهای منطقه با ﺁن روبرو هستند ، همان است که از پیش از تجاوز امریکا به عراق، انقلاب اسلامی ، بطور پیگیر، خاطر نشان میکند : مجوز دو جنگ، وجود رژیمهای استبدادی بودند که امریکا خود در استقرارشان بر عراق و افغانستان نقش اول داشته است. اما داشتن نقش مانع از تجاوز نشد. بوش گفت : کار حکومتهای امریکا در حمایت از دولتهای استبدادی، غلط بوده است. برای تصحیح غلط، اگر لازم شد، نیروی نظامی نیز بکار می بریم. حالا هم نباید پنداشت مخالفت اروپا و رژیم نفتی عرب ، خیال استبداد را ﺁسوده می کند و خطر تجاوز را نیز از میان می برد. زیرا، اگر مردمی خود از درون اقدام نکنند ، استبدادی که بدستیاری قدرت خارجی مستقر شده است، دست ﺁویزی برای همان قدرت خارجی برای مداخله است. استبدادها تا بتوانند به قدرت خارجی بیشتر باج می دهند تا تن به مردم سالاری ندهند. بنا بر این، مناسب ترین موقعیت برای برخاستن و استبدادها را با مردم سالاری جانشین کردن، در اختیار مردم کشورهای ما قرار گرفته است. اگر از این موقعیت سود نجویند، دست قدرت خارجی را برای هرگونه مداخله در کشور خود باز گذاشته اند.
|
|
|