آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٥٩٤ از ٤ تا ١٨ خرداد
سايت آقاى ابوالحسن بنى صدر


پی ﺁمدهای جنایت بر ضد بشریت در امریکا و عراق : ﺁیا بوش به ریاست جمهوری امریکا انتخاب می شود؟ :


● پی ﺁمدها در عراق :

● در 9 مه ، نتایج سنجش افکار در عراق ، منتشر شدند. برای نخستین بار، اکثریت مردم عراق گفته اند کشورشان ﺁرامش پیدا می کند اگر امریکائیها و انگلیسها عراق را تخلیه کنند. یک سال پیش از این، تنها 17 درصد عراقیها خواهان ﺁن بودند که قوای بیگانه خاک کشور ﺁنها را ترک گویند . اما بنا بر سنجش افکاری که مرکز تحقیقات در بغداد انجام داده است،
* از دید اکثریت بزرگ مردم عراق، شخصیتهای عراقی که با امریکائیها و انگلیسی ها همکاری می کنند، فاقد هرگونه اعتبار هستند .

* مخالفت با حضور قوای امریکا و متحدانش در عراق همگانی است. یعنی هم شیعه و هم سنی خواهان تخلیه کشورشان هستند.

* در عراق امروز، نیمی از مردم بیکار هستند . طرحهای بازسازی شروع شدند اما رها گشتند زیرا امنیت وجود ندارد و قوای اشغالگر نمی توانند امنیت اجرای این طرحها را تأمین کنند. منازعات قومی نیز تشدید شده اند . وقتی بر اینها، اثر شکنجه بقصد ایجاد روحیه تحقیر و تسلیم افزوده می شوند، چشم انداز عراق را بس تاریک می کنند . عراقیهائی هم که با سقوط صدام به ﺁینده امیدوار شده بودند، اینک از ﺁینده ناامید شده اند .
● مرکز مطالعات استراتژیک و بین المللی نیز مطالعه ای در عراق به عمل ﺁورده و به این نتیجه رسیده است که به عصیان در عراق نمی توان پایان داد مگر اینکه هرچه زودتر امور عراق، از امنیت و سیاست به عراقی های میانه رو سپرده شوند. این کار را نیز سازمان ملل متحد باید بکند. چرا که در شرائط کنونی، هرگونه حکومتی که قدرت خارجی منصوب کند، از دید مردم عراق، نامشروع خواهد بود .
● جو شدید ضد امریکائی در عراق را از اجتماع 2000 عراقی سکولار در هتل بابل بغداد ، برای تشکیل جبهه ای بر ضد امریکا، می توان درک کرد. اسلام گرایان ، مسیحی ها ، ملی گراهای سکولار ، بعثی ها و نیز کمونیستها، یکی پس از دیگری ، سخن گفتند و باتفاق خواستار ﺁن شدند که قوای امریکا و متحدانش بلادرنگ خاک این کشور را ترک گویند . ﺁنها میگفتند : حتی جنگ داخلی بر ادامه اشغال کشور ترجیح دارد. زیرا ما خود می توانیم با یکدیگر به توافق برسیم. حضور قوای اشغالگر، از سوئی عامل توسعه مبارزه مسلحانه است و از سوی دیگر، مانع از رسیدن ما عراقیها به توافق و بوجود ﺁوردن امنیت و ﺁرامش در کشور است.
با وجود این، از نظر برخی از عراقیها، با وجود قوای مسلح کرد و نیز قوای مسلح سنی و شیعه و ورود ترکمن ها به نزاع قومی ، ایجاد امنیت و ﺁرامش ، بخصوص در مناطق نفتی ، کاری نه ﺁسان است. اما هم این دسته از عراقیها نیز امریکائیها را عامل تشدید منازعات قومی در عراق می دانند.
هدی عطار، اقتصاد دان عراقی، که بعد از 24 سال به عراق بازگشته است، می گوید: امریکائیها باید بدانند ما کشوری با بیش از 10 هزار سال تاریخ هستیم . ما چندین جامعه در یک جامعه ملی هستیم . اینجا عراق است نه افغانستان.

● به دنبال این سنجش افکار و وسعت گرفتن روز افزون شورش بر ضد قوای اشغالگر، نخست پل برمر ، حاکم امریکائی عراق و سپس کلین پاول، وزیر خارجه امریکا، گفتند : در صورتی که حکومت انتقالی بخواهد، قوای امریکا و متفقانش خاک این کشور را ترک خواهند گفت. اما روزی بعد ، بوش گفت: بعد از تشکیل حکومت انتقالی نیز تا وقتی که دولت عراق بتواند امنیت داخلی و خارجی خود را تأمین کند، قوای امریکا در عراق خواهند ماند. دورتر، از قلم فریدمن خواهیم دانست چرا بوش توی دهن پاول و برمر زد.

● پی ﺁمدها در امریکا :

● در 14 مه، نیویورک تایمز نتایج نظر سنجی گالوپ ، در امریکا، را منتشر کرد. محبوبیت بوش به پائین ترین سطح رسیده است : تنها 46 درصد امریکائیان شیوه اداره امور کشور توسط بوش را تصویب می کنند . 51 درصد این شیوه را تصویب نمی کنند. بنا بر سنجش افکاری دیگری که توسط مرکز تحقیقات پیو انجام گرفته است ، 44 درصد تصویب می کنند و 48 درصد تصویب نمی کنند. اما ﺁنچه برای بوش نگرانی ﺁور تر است اینکه، بنا بر سنجش افکار توسط پیو، تنها 31 درصد امریکائیها از وضعیت کشور راضی هستند. در برابر، 61 درصد از وضعیت کشور ناراضی هستند . نگرانی ﺁورتر اینکه ، بنا بر سنجش افکار مؤسسه گالوپ، امروز، 54 درصد امریکائیها بر این نظر شده اند که امریکا نمی باید وارد جنگ با عراق می شد. 44 درصد می گویند که باید وارد جنگ می شد. و 41 درصد نحوه اداره عراق توسط حکومت بوش را تصویب می کنند اما 58 درصد تصویب نمی کنند.

● اثر تحول افکار عمومی در امریکا و در عراق و در اروپا و ژاپن این شد که در 14 مه، وزرای خارجه امریکا و انگلستان و ژاپن و ایتالیا اعلام کردند در صورتی که حکومت انتقالی عراق که در 30 ژوئن بخشی از امور عراق را تصدی خواهد کرد، بخواهد، این کشورها قوای خود را از عراق بیرون خواهند برد .
در 17 مه، سنجش افکاری که مجله نیوزویک انجام داده بود، منتشر شد. بنا بر این سنجش افکار، رضایت از ریاست جمهوری بوش تا 42 درصد پائین ﺁمده است. همین مجله، در ماه ﺁوریل، سنجش افکار بعمل ﺁورده بود که در ﺁن، رضایت از ریاست جمهوری بوش 49 درصد بود.
بلر، نخست وزیر انگلستان ، وضعیت بهتری ندارد. او نیز در افکار عمومی انگلستان اعتبار باخته است تا جائی که برخی از نمایندگان حزب کارگر گفته اند : تونی بلر بارخاطر حزب کارگر گشته است و برای اینکه حزب در انتخابات مجلس در بهار ﺁینده شکست نخورد، بهتر اینست که او مقام خویش را ترک کند. جون پرسکوت، معاون نخست وزیر، علنی کرد که در جمع اعضای هیأت وزیران، امکان استعفای بلر مطرح شده است.
● و نماینده دائمی لوموند در واشنکتن، گزارشی زیر عنوان " به ژرژ بوش بخاطر اداره عراق، بیش از پیش ، اعتراض می شود" (لوموند 17 مه ) انتشار داده است. وی به استناد پائین ﺁمدن شدید میزان محبوبیت بوش در افکار عمومی امریکا ، اطلاع می دهد که امروز ، جمهوریخواهان نیز احتمال انتخاب نشدن بوش را نزدیک به قطعی می دانند.
یک ماه و نیم به تاریخ تشکیل حکومت انتقالی مانده است و بوش و حکومت او نمی توانند به پرسشهای اساسی ، پاسخ بدهند : ترکیب حکومت چگونه خواهد بود؟ مشروعیتی که به استناد ﺁن حکومت خواهد کرد، کدام خواهد بود ؟ حدود حاکمیتش چیست؟ روابطش با قوای ائتلاف چگونه خواهد بود ؟ بر سر این پاسخی که به این پرسشها باید داد، در حکومت بوش ، اختلاف نظر وجود دارد. در این میان، شکنجه ها به زندانیان زندان ابوغریب در بخشی از جامعه امریکائی ، بحران اخلاقی پدید ﺁورده است.
کلین پاول که محبوب ترین شخصیت حکومت بوش است، در 16 مه ، در برنامه مشترک سه فرستنده تلویزیونی شرکت کرد تا سیاستی را توضیح بدهد که کسی از ﺁن سر در نمی ﺁورد. او گفت: ما نرفته ایم برای اینکه بگریزیم. ما می مانیم و به عراقیها در استقرار مردم سالاری مبتنی بر انتخابات ﺁزاد ، کمک می کنیم.
برمر اختیارات خود را به حکومت انتقالی خواهد داد. با وجود این، از ﺁنجا که قوای مسلح می باید از وحدت فرماندهی برخوردار باشند، قوای مسلح عراق تحت فرماندهی فرمانده نیروهای ائتلاف باقی خواهند ماند .
از لحاظ نظری، حکومت انتقالی می تواند از قوای امریکا و یا از نیروهای هرکشور دیگر بخواهد خاک امریکا را ترک کنند اما در عمل ، چنین نخواهد کرد . زیر از لحاظ مالی به کمک ما نیاز دارد ، به ادامه بازسازی که در جریان است، نیاز دارد . از لحاظ ایجاد امنیت به قوای امریکا و کشورهای شرکت کننده در ائتلاف ، نیاز دارند . پاول گفت : در مورد تصویب قطعنامه ای توسط سازمان ملل که به حکومت انتقالی مشروعیت بین المللی می بخشد، خوش بین است. کندولیزا رایس، به مسکو رفت تا حکومت پوتین را با تصویب قطعنامه موافق کند . پاول که در 14 مه ، با میشل بارنیه ، وزیر خارجه فرانسه ، گفتگو کرده بود گفت امریکا موضع پاریس و مسکو را که اصرار دارند شورای امنیت اجازه حضوری که به قوای ائتلاف میدهد، محدودیت زمانی داشته باشد، را ، می فهمد. انتهای مدت، انتخابات ژانویه 2005 در عراق است. با انجام این انتخابات ، دولت عراق می تواند، از نو، در باره حضور این قوا، وارد گفتگو شود.
اما اکثریت بزرگی از مسئولان امریکائی اینسان زمان بندی کردن استقرار دولت در عراق را واقع بینانه نمی دانند . دو سناتور، یکی جمهوریخواه ، بنام جون مک کین و دیگری دموکرات بنام ژوزف لیبرمن ، متنی را امضاء کردند و در واشنکتن پست انتشار دادند. این دو ، همانند مجله محافظه کار جدید، ویکلی استاندارد، خواستار ﺁن شدند که انتخابات ، به جای ژانویه ، در پائیز 2004 انجام بگیرد. ما می توانیم در بسیاری نقاط عراق انتخابات را انجام دهیم. البته انتخابات بی نقصی نخواهد شد اما مهم اینست که شورش عراق، به جای قوای امریکا، خود را با یک دولت انتخابی رویارو ببینند.
انقلاب اسلامی : پیشنهاد امروز این دو سناتور همانست که ﺁیة الله سیستانی خواستارش بود. اگر قصد امریکا استقرار مردم سالاری در عراق بود، به ﺁن پیشنهاد عمل می کرد ، پیش از ﺁنکه شورش دامنه گسترده ای را پیدا کند که اینک دارد.
بسیاری از محافظه کاران عدم مقاومت بوش در فالوجه و بیم از تسلیم شدن او در برابر مقتدا صدر را ، علامت شکست خزنده سیاست بوش در عراق ارزیابی می کنند.
انقلاب اسلامی : به شکست امریکا در عراق، در قسمت سوم می پردازیم. نقل این قسمت از گزارش برای فهم دنباله ﺁن لازم بود :
گفتگوها که میان مسئولانی مثل مک کین و بیدن جریان دارد، حاکی از ﺁنست که میان برخی از جمهوریخواه ها و دموکراتها ، توافقهائی بر ضد بوش در حال انجام است. این فرض که مک کین جمهوریخواه در حکومت کری ، در صورت انتخاب او ، صاحب مقامی شود ، با وجود تکذیب او، در نظر بسیاری ، محتمل الوقوع است. همانسان که شهادتها در کمیته دفاع مجلس سنا نشان دادند، افتضاح شکنجه ها نیز جمهوریخواه ها و دموکراتهای را به یکدیگر نزدیک کرده است. در کشوری که تقسیم به دو طرف مساوی (نصف دموکرات و نصف جمهوریخواه ) شده است و می خواهد از بحران عراق بیرون ﺁید و نمی خواهد گرفتار بن بستی بشود که انتخابات ریاست جمهوری سال 2000 بدان گرفتار شد، رؤیای عبور از مرز جمهوریخواهی و هم رأی شدن با دموکراتها ، جاذبه ای دارد که می تواند برای بوش خطرناک باشد.

● توماس فریدمن ، رئیس قسمت خارجی نیویورک تایمز ، زیر عنوان " چرا تنها مانده ایم " نوشته است :
وقت آن رسيده كه از خود بپرسيم آيا بدون تغيير رژيم در آمريكا مى توانيم در كار تغيير رژيم در عراق موفق باشيم؟ ... چرا دونالد رامسفلد پس از پايان جنگ عراق و ناآرام شدن اوضاع اين كشور و فرورفتن آمريكا در چنين مشكل عميق و پرهزينه اى حاضر به افزايش نيروها نشد؟ سياست، مخالفت و درگيرى رامسفلد با كالين پاول يكى از مهم ترين نكات است. مى دانم كه قبول آنچه مى گويم بسيار دشوار است، اما واقعيت اين است كه كاركنان و مقامات پنتاگون از كالين پاول متنفرند و آرزو مى كنند كه وزير امور خارجه ده ها برابر بيشتر از صدام حسين تحقير شود. از سوى ديگر دونالد رامسفلد مى خواهد به تمام ژنرال هايى كه در مورد عملكرد آمريكا در عراق انتقادهايى داشتند ثابت كند كه اشتباه نكرده است. در واقع او مى خواهد ثابت كند كه براى گرفتن يك كشور برنامه پيشنهادى او و تجهيزات مدرن كافى است. نكته ديگر اين است كه كاخ سفيد هميشه معتقد بود كه اين جنگ، جنگ انتخاب است و مطمئن شده كه اغلب آمريكايى ها نمى خواهند هزينه اين كار را قبول كنند. اينگونه است كه تضاد بين جنگ بوش با ماليات و جنگ او با تروريسم خودنمايى مى كند. اما اين مسئله را تيم جورج بوش حل كردند و ترجيح دادند كه به جاى افزايش نيرو در عراق به كاهش ماليات تن در دهند.
دولت آمريكا چرا در قبال موضوع زندان ابوغريب عراق ژست و موضعى منحصر به فرد نگرفت؟ زيرا آنها به هيچ وجه نمى توانستند به مردم اميد دهند و به تبليغ خود بپردازند. آنها حتى نمى توانند به اين موضوع فكر كنند كه مثلاً بگويند: "زندان ابوغريب را فوراً تعطيل و تا زمانى كه كالج آموزش كامپيوتر آن كه به هداياى شركت "دل" و "اچ پى" و "مايكروسافت" مجهز خواهد شد آغاز به كار نكند، آن را بازگشايى نخواهيم كرد." چرا دولت بوش از حادثه يازدهم سپتامبر به عنوان عاملى براى توجه به قطع وابستگى نفت خام و درگير شدن با رژيم هاى بنيادگراى خاورميانه همچون عربستان سعودى استفاده نكرد؟ چرا دولت اجازه داد كه اعتياد به نفت خام ادامه يابد؟ (معتادان هيچ وقت حقيقت را نمى گويند.) چرا كه قطع وابستگى آمريكا به نفت خام نيازمند ماليات بر سوخت و رويارويى با فعالان صنعت نفت است.
چرا دولت بوش هميشه از ياسرعرفات انتقاد و او را محكوم مى كند اما هيچگاه حاضر نمى شود كه كلمه اى به آريل شارون براى پايان دادن به ساخت شهرك هاى غيرقانونى بگويد؟ زيرا كسب اعتبارهاى دولت بوش در خاورميانه هزينه سنگينى در آمريكا دارد و آن چيزى نيست جز آسيب ديدن مبارزه تبليغاتى بوش براى كسب آراى يهوديان در فلوريدا. چرا رئيس جمهورى به جاى اين كه رامسفلد را از كابينه اخراج كند از او تقدير مى كند؟ چون "كارل روو" به او گفته كه بهتر است پايه هاى محافظه كارى را محكم تر كنى و هميشه خود را قدرتمند، وفادار و باثبات عقيده نشان بدهى. در واقع مهم تر از وفادارى آمريكا به اصول خود، وفادارى رئيس جمهور به گروه و حزب خود است. (اين هم از دفاعيه جديد دونالد رامسفلد: "من پاسخگو هستم. اما مسئول اقدامات پايينى ها هستند. من فقط دستور مى دادم." وقتى همه اين موضوعات و رويكردها را كنار هم مى گذاريم مى فهميم كه چرا از انجام هدف خود در عراق بازمانده ايم. چرا در جهان تنها مانده ايم و تنهايى مى رقصيم، چرا رئيس جمهورى ما كه تصويرى قوى دارد تأثير چندانى ندارد.


صفحه اصلى

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر