کنفرانس جهانی برای برگزاری انتخابات عراق و رویاروئی امریکا با همسایگان عراق :
● در اواخر ماه سپتامبر، حکومت بوش پذیرفت بر سر انتخابات در عراق، کنفرانسی در ماه نوامبر ، بعد از انتخابات ریاست جمهوری تشکیل شود. در 30 سپتامبر ، كلين پاول با تلویزیون الجزیره مصاحبه کرد . در این مصاحبه از جمله گفت : من در انتظار شركت در اين کنفرانس هستم تا پشت يك ميز با سوريه و ايران درباره مسائل منطقهاي بحث كنيم. اين کنفرانسی است كه علاوي نخستوزير عراق ميخواهد تشکیل شود و همه همسايگان عراق ، از جمله سوريه و ايران در ﺁن شرکت داشته باشند.
پاول ، در پاسخ به اين سئوال كه اگر در خلال كنفرانس فرصت گفت و گو با ايرانيها را پیدا کنید، ، به آنها چه خواهيد گفت، گفت: هنوز تا كنفرانس زمان زيادي باقي مانده است، اما اگر در يك اتاق با هم باشيم پیرامون ثبات عراق و انتخابات آزاد در عراق صحبت ميكنيم. اگر ايرانيها در جلسه حاضر باشند و مايل باشند با يك شيوه مسئولانه درباره اين مسايل و مشكلات سخن بگويند من هم در اتاق خواهم بود.
انقلاب اسلامی : به روباه گفتند شاهد تو کیست ؟ گفت : دمم ! حالا علاوی نقش دم را برای بوش و حکومت او ، در مبارزات انتخاباتی ، در جنگ با شهرهای عراق و حالا در تشکیل کنفرانسی بازی میکند که حکومت بوش ناگزیر شده است - بیشتر به دلیل انتخابات و موضع دفاعی که نمی تواند از ﺁن بیرون ﺁید - تشکیل دهد. می دانیم که فرانسویها شرائطی برای حضور در این کنفرانس بمیان ﺁورده اند. از جمله اموری که تشکیل کنفرانس را ناگزیر کرده است ، رابطه امریکا بعنوان اشغالگر عراق با همسایه های این کشور است. گزارشهای فراوان در باره ناممکن شدن ایجاد همسوئی میان سیاستی سازگار با منافع امریکا و همسو با توقعات کشورهای همسایه عراق منتشر می شوند. ما چکیده این گزارش ها را از نظر خوانندگان می گذرانیم :
● با توجه به بالا رفتن قیمت نفت و این واقعیت که منابع نفت در منطقه شیعه نشین عربستان واقعند، عربستان بهیچرو نمی پذیرد دولتی با اکثریت شیعه ، در عراق تشکیل شود. زیرا تشکیل چنین دولتی سعودیها را ناگزیر می کند شیعه های عربستان را که اینک شهروندان درجه دوم به حساب هستند ، شهروندان درجه اول بداند و دست کم ، بخشی از درﺁمد نفت را به رشد اقتصادی و فرهنگی این مردم اختصاص دهد. بنظر کارشناسان اگر با دادن اینگونه امتیازها مشکل حل می شد، سعودیها ممکن بود استقرار چنین دولتی در عراق را تحمل کنند. بیم ﺁنها اینست که کار به بی ثباتی رژیمشان بیانجامد. از این رو، بهیچ قیمت نمی پذیرند در عراق ، شیعه دست بالا را پیدا کند.
سعودیها و کویتیها از ﺁن بیم دارند که سنیها و شیعه ها بر سر تشکیل دولت جدید به توافق برسند و این دولت مستقل عمل کند. در این صورت، موقعیت ﺁنها هم در داخل و هم در دنیای عرب، بازهم متزلزل تر خواهد شد. از این رو، ناگزیر شده اند هوای سنی های عراق را داشته باشند.
● در عراق، امریکا با رژیم ایران نیز مشکل دارد. در پی توافقی محرمانه بر سر دولت ﺁینده عراق، بنا بر همکاری شد اما امریکائیها ، زیر فشارهای همسایه های دیگر و با توجه به هدفهای خود در عراق، ﺁن توافق را نقض کردند. زد و خوردهای خونین در مناطق شیعه نشین ، اگر هم ابتکار رژیم ایران نبود، این رژیم در ﺁنها دخالت داشت.
اما امریکا چگونه می تواند در عراق، دولتی را تشکیل دهد که هم حافظ منافع امریکا باشد ، هم با توقعات ایران سازگار باشد و هم با توقعات عربستان که ضد توقعات ایران است ؟
نخست نیوزویک از وجود نقشه حمله به ایران خبر داد و در 5 اکتبر، یک ژنرال ترک گفت : در صورت تجدید انتخاب بوش، 6 ماه بعد از انتخاب شدن، او دستور حمله به ایران را خواهد داد. ادعای او بازگو کردن نظر محافظه کاران جدید است . اینان می گویند بدون برانداختن رژیم ایران ، مشکلهای امریکا در منطقه حل نمی شوند. با استقرار قوای امریکا در ایران ، رژیمهای دیگر نیز بر طبق دستور العمل امریکا اصلاح خواهند شد. چنانکه امریکا دیگر در عراق، با منافع متضاد غیر قابل ﺁشتی روبرو نخواهد بود.
الا اینکه در مورد عراق، هم اکنون، حکومت بوش در موضع دفاعی است و این واقعیت که پاول خود را ناگزیر می بیند با نمایندگان ایران و سوریه و عربستان و ترکیه ، پشت یک میز بنشیند، حاکی از ﺁنست که بر دولتهای منطقه مهار ندارد و باید با ﺁنها معامله کند.
● اما "دوستی امریکا با کردهای عراق " و نیز جنگ امریکا با شهرهای عراق ، حکومت ترکیه را نیز با سیاست امریکا در عراق، مخالف گردانده است. میان سیاستی که امریکا در عراق در پیش گرفته است با " منافع ترکیه " سازگاری وجود ندارد. ترکها حتی تهدید کردند که اگر امریکا سیاست خود را تغییر ندهد، ترکیه، با امریکا ، ترک هرگونه همکاری خواهد کرد.
اما اتخاذ سیاستی که با خواستهای ترکیه سازگار شود ، امریکا را هم در عراق و هم در منطقه با مشکلهای فزاینده روبرو می کند. چنانکه ادامه سیاست کنونی ، امریکا را با ترکیه و سوریه و ایران در تعارض قرار می دهد.
● سوریه هم اکنون تحت فشار است . قطعنامه سازمان ملل از این کشور خواسته است خاک لبنان را ترک گوید. رژیم سوریه می داند که اگر دست امریکا از زیر سنگ عراق رها شود، فشار بر سوریه بازهم بیشتر می شود. افزون بر اینکه استقرار دولتی در عراق که در ﺁن، اکثریت شیعه حکومت کند، فکر " کمر بند سبز " ، یعنی دولتهای شیعه ایران و عراق و سوریه ( علویها ) و شیعه های لبنان ، سوریها را خوش می ﺁید زیرا موقعیت ﺁنها را در دنیای عرب تقویت می کند. با همین " کمر بند سبز " بود که خمینی را در جنگ 8 ساله نگاه داشتند و انقلاب ایران را که ﺁغازگر انقلاب سوم تاریخ بود، در مرزهای کشور فلج کردند. اینک بار دیگر، همان " کمر بند سبز " امریکا و کشورهای منطقه را رویارو گردانده است. بخصوص که در 5 اکتبر، امریکا قطعنامه پیشنهادی به شورای امنیت را که از اسرائیل می خواست غزه را تخلیه کند، وتو کرد. یعنی الف - به بحران نیاز دارد و ب - در مدار بسته ای زندانی است که برای امریکا و دستیارش در منطقه، اسرائیل ، خشونت را تنها روش می کند و در منطقه، فراخ ترین عرصه را در اختیار سازمانهائی قرار می دهد که خشونت را روش کرده اند.
انقلاب اسلامی : اقبالی که امریکا دارد، اینست که خامنه ای عقده محمد رضا شاه را داشت، شاه سلطان حسین از کار درﺁمد. رژیم ضعیفی که رژیم ملاتاریا است ، بخلاف ﺁنچه تبلیغ می شود، در بیرون از مرزها به کنار ، در درون مرزها نیز، پی درپی علامتهای ناتوانی از خود بروز می دهد. این رژیم فرصت ساز نیست، توان استفاده از فرصتها را نیز ندارد . در عوض، تا بخواهی ، فرصت سوز است :
|
|
|