احتمال تحریم انتخابات عراق توسط سنی های کشور و اثر دوستی کردها با امریکائیها بر عصیان مردم عراق:
● لوس ﺁنجلس تایمز ( 27 سپتامبر ) قول یک مقام عالی رتبه حکومت بوش را خاطر نشان کرده است : انجام ندادن انتخابات در مناطق عصیان زده، صدمه جدی به اعتبار انتخابات وارد نمی کند. خطر واقعی تحریم انتخابات توسط سنیهای عراق است. اگر این یا ﺁن شهر در انتخابات شرکت نکند، مصیبت بار نیست. اما اگر تمامی جامعه شرکت نکند، با مشکل سیاسی جدی روبرو هستیم.
بنا بر زمان تعیین شده ، انتخابات می باید در 31 ژانویه 2005، انجام بیگرند. اما هم اکنون، عصیان عراقیها مسئله ای جدید است. وزیر خارجه، کلین پاول در 26 سپتامبر گفت : در عراق، خشونت وخامت بار تر می شود و علت نیز ﺁنست که شورشیان می خواهند نگذارند انتخابات برگزار شوند.
در ماههای ﺁینده ، قوای امریکا باید بکوشند شورشگران را از فلوجه و دیگر شهرهای سنی نشین برانند و به دولت موقت در برقرار کردن مهار بر این شهرها ، کمک کنند.
با وجود این ، یک مقام حکومت می گوید: عملیات نظامی اهمیتی کمتر از عملیات سیاسی دارند. بدین عملیات است که باید ایلها و طوایف و رهبران مذهبی و سیاسی را متقاعد کرد در انتخابات شرکت کنند. اگر سنی ها در انتخابات شرکت نکنند، شما مجلسی خواهید داشت که مردم سنی عراق ﺁن را دارای مشروعیت نمی دانند. سنی ها اقلیت مردم عراق را تشکیل می دهند اما در دوران طولانی حکومت صدام، از امتیازها برخوردار بوده اند.
انقلاب اسلامی : در همین حال، جامعه روحانیت عراقی (سنی ) جنگ امریکا با سامره را کشتار مردم و ویرانی شهر توصیف می کنند. همین نظر را نسبت به جنگ در فلوجه و نقاط دیگر عراق ابراز می کنند.
شرکت نکردن ﺁنها در انتخابات ، زمینه عصیان دائمی را بر ضد دولت بوجود می ﺁورد .
در روزهای اخیر، مقامات امریکائی و عراقی شروع کرده اند به ﺁگاهی دادن که انتخابات مناطقی چند انجام نخواهند گرفت.
وزیر دفاع ، دونالد روامسفلد، در 23 سپتامبر گفت : در سه چهارم تا چهار پنجم عراق انتخابات قابل قبولی انجام دادنی است. و در 26 سپتامبر، ژنرال ابوزید، فرمانده قوای امریکا در خاورمیانه، در NBC گفت: من نمی توانم پیشگوئی کنم که در 100 درصد خاک عراق می توان انتخابات کامل، ﺁزاد و صلح ﺁمیز انجام داد.
معاون نخست وزیر عراق ، برهان سلیح گفت: نباید انتخابات در تمامی عراق را در گروگان یک منطقه عصیان زده نهاد. هر منطقه که بخواهد ﺁشوب بپا کند، از انتخابات و بنا بر این ، از داشتن صدای خود در مجلس محروم می شود.
سنی ها همواره بر عراق حکومت می کرده اند و حالا حکومت موقت و مقامات امریکائی باید ﺁنها را متقاعد کنند در انتخاباتی شرکت کنند که به حاکمیت ﺁنها بر عراق پایان خواهد بخشید. استدلال اینست که اگر در بازی شرکت کنند بهتر خود را حفظ می کنند تا شرکت نکنند. با شرکت نکردن در بازی، شما با دولتی سر و کار خواهید داشت که مال شما نیست.
مشکل اینست که سنی ها رهبری متمرکزی ندارند. از رؤسای قبائل تا روحانیان و مردم سیاسی ، در پراکندگی از ﺁنها نمایندگی می کنند. رهبری پیدا نمی شود که از دست ندادن اعتبار خویش نترسد ، از ﺁماج حمله های شورشیان شدن نترسد و دعوت به شرکت در انتخابات بکند. مردم عادی نیز بهمین دلایل تن به شرکت در انتخابات نمی دهند.
انقلاب اسلامی : می باید وضعیت کنونی در عراق پیش ﺁید تا ایرانیان به اهمیت تحریم انتخابات فرمایشی پی ببرند. در گزارش لوس ﺁنجلس تایمز که تأمل می کنیم ، متوجه می شویم برای ﺁنکه شیعه عراق در انتخابات شرکت کنند، وعده اکثریت پیدا کردن در مجلس و تشکیل حکومت را دریافت کرده اند. پرسیدنی است : مردم ایران در ازای شرکت در انتخابات رسوای رژیم ملاتاریا چه دریافت می کند؟ و باز پرسیدنی است که اگر وجدان عمومی بر تحریم انتخابات مجلس مافیاها استوار بماند، چرا نتواند حقوق غصب شده خود را از مافیاهای نظامی مالی و ملاتاریا بستاند؟
● استراتفور ( 30 سپتامبر ) گزارش مفصلی را انتشار داده است که بنا بر ﺁن ، میان عصیان عراقیها و دوستی کردها با امریکائیها ربطی وجود دارد. نکات عمده این گزارش عبارتند از
* استراتفور از منابع مختلفی اطلاع بدست ﺁورده است که ارتش امریکا افراد مسلح کرد را، در جنگ با شورشیان ، بکار می گیرد . بکار گرفتن افراد مسلح کرد به محدوده کردستان عراق محدود نمی شود . در نقاط دیگر عراق نیز این افراد بکار جنگ گرفته می شوند و همین امر ، نزد دیگر گروههای قومی و دینی بغض و دشمنی بر انگیخته است. ﺁنها هم عملیات بر ضد کردها را شروع کرده اند.
* مقامات ارتش امریکا هیچگاه بطور رسمی نگفته است که از پیشمرگه های کرد در جنگهای جاری در نقاط مختلف عراق استفاده می کند. با وجود این منابعی از درون ارتش امریکا به ما اطلاع داده اند که روابط تنگاتنگی میان ارتش و افراد مسلح کرد وجود دارند. دلایل این کار متعدد هستند : هنوز نیروی انتظامی عرب وجود ندارد . بکار بردن کردها به ارتش امریکا امکان می دهد از درگیری با شورشیان گریبان خلاص کند و توان خود را متوجه نقاطی کند که مراکز اصلی شورش به حسابند. اما برغم مفید بودن استفاده از پیشمرگه ها برای ارتش امریکا، روندی را در عراق بوجود می ﺁورد که در دراز مدت ، بسیار خطرناک می شود. در کوتاه مدت ، تا ﺁنجا که به ارتش امریکا مربوط می شود، با بکار گرفتن پیشمرگه ها ، نقاطی که به شورش چندان ﺁلوده نشده اند، پاکسازی می شوند.
انقلاب اسلامی : در حقیقت، برای اینکه تا انتخابات ریاست جمهوری امریکا، شمار کشته های امریکائی بالا نرود، امریکائیان، کردها را پیشمرگ خود می کنند. صد افسوس که کردها چنین همکاری را پذیرفته اند . زیرا عواقب دراز مدت ﺁن را مردم کرد می باید بپردازند. گذشته از اینکه، بکارگرفتن کرد بر ضد عرب، دشمنی با مردم سالاری و نا ممکن کردن ﺁنست. در حقیقت، قدم اول در مسیر استقرار مردم سالاری ، برداشتن اسلحه و جنگ و خشونت از میان عرب و کرد و ترکمن و ترک و ﺁسوری است.
* پیشمرگه ها - اغلب در پوشش قوای امن عراق - در جنگهای فلوجه و نجف و شهرک صدر ، کارﺁئی خود را نشان داده اند. در نقاط شمال عراق، بخصوص در کرکوک و موصل و بعقوبه و ... نیز ، افراد مسلح کرد استقرار جسته اند. علت نیز اینست که قابل اعتماد و ﺁموزش دیده و حرفه ای هستند حال ﺁنکه به افراد عراقی که به خدمت نیروهای انتظامی در می ﺁیند ، اعتماد چندانی نیست.
* از لحاظ سیاسی نیز، امریکائیها دوستی کردها را وسیله فشار بر گروه بندیهای عرب کرده اند تا که ﺁنها حاضر به همکاری با امریکا و حکومت موقت شوند. اما استفاده نظامی و سیاسی از کردها، همان انگیزه ای است که شورشیان برای همگانی کردن شورش بر ضد امریکا، بدان نیاز دارند : شیعه و سنی عراق غضبناکند. پر شمار شدن عملیات در نقاط کرد نشین و یا در نقاطی که کرد و عرب نشین هستند ، مثل موصل و بعقوبه ، گویای درجه عصبانیت از این امر است. برخوردهای خونین میان ساکنان عرب و کرد نیز جلوه دیگری از این عصبانیت است. در 14 سپتامبر، 12 کرد مسلح را در بعقوبه کشتند. همه ﺁنها اهل خانقین بودند. در خانقین کردها به عربها حمله کردند برای گرفتن انتقام. وضعیت بعقوبه نیز گویائی تمام دارد : شهردار عرب است. حامی او کردها هستند. اما او زیر فشار عربها برای پایان دادن به نفوذ کردها در بعقوبه است.
* هنوز اطلاعی از حمله شیعه ها به کردها بدست نیاورده ایم. شاید علت ﺁن باشد که منطقه زندگی شیعه ها از منطقه کرد نشین دور است. در عوض، ترکمن ها نیز دارند بر ضد پیشمرگه های کرد مسلح میشوند. افسران ترکمن که در ارتش عراق بوده اند ، عملیات مسلحانه بر ضد کردها را سازمان می دهند.
* وجود حالت ستیز میان گروه بندیهای قومی - مذهبی در عراق امر تازه ای نیست. پریروز انگلیسها و دیروز صدام و رژیم او از این ستیز استفاده می کردند و امروز امریکائیها از ﺁن استفاده می کنند تا که وضعیتی مساعد منافع خود بوجود ﺁورند. استفاده از افراد مسلح کرد ، بنا بر این استراتژی بعمل می ﺁید. اما دست ﺁخر، نتیجه معکوس ببار می ﺁورد. زیرا جامعه عراقی را به دو اردوگاه خصم یکدیگر بدل می کند: ﺁنها که با قوای امریکا همکاری می کنند و ﺁنها که با این قوا همکاری نمی کنند. به سخن روشن تر، قوای امریکا بقیت جامعه عراقی (سنی و شیعه و ترکمن و ﺁسوری ) را بر ضد خود ، بمثابه دشمن مشترک، متحد می کنند.
انقلاب اسلامی : استفاده انگلیسها و رژیم صدام از کینه های قوی و دینی ، بقصد استقرار استبداد و به غارت بردن ثروت ملی عراق بود. پس اگر امریکا بر همان روش می رود، همان هدف را تعقیب می کند. وگرنه کشوری که شهروندانش از چهار گوشه جهان ﺁمده اند ، خوب می داند که مردم سالاری بر قرار نمی شد مگر وقتی دشمنی و کینه ای از میان برخیزد که جنگ را کار روزانه می کنند.
|
|
|