دمکراسی بدون استقلال و ﺁزادی مساوی می شود با استدعا از بوش :
● در سوم نوامبر، دبیر کل حزب دموکرات کردستان ایران پیام زیر را برای بوش فرستاده است :
رئیس جمهور ایالات متحده امریکا
پیروزی جناب عالی در انتخابات ریاست جمهوری امریکا برای بار دوم برای ایرانیان به طور کلی و مردم کردستان به طور اخص جای خوشحالی است.
به این منظور به شما تبریک میگوئیم و امیدواریم در دور دوم ریاست جمهوری شما یاری دهنده جدی مردم جان به لب رسیده ایران در سرنگونی حکومت تروریست و ضد آزادی و دموکراسی جمهوری اسلامی و برقرار کردن حکومتی دموکراتیک به جای آن باشید.
حزب دموکرات کردستان ایران
دبیرکل مصطفی هجری
سوم نوامبر 2004 "
● سازمان سوسیالیستهای ایرانی اعتراضیه را بدین شرح انتشار داده است :
جناب آقاي مصطفي هجري دبير کل حزب دمکرات کردستان ايران
با عرض سلام ، جنابعالي در رابطه با پيروزي پرزيدنت بوش در انتخابات رياست جمهوري ايالات متحده آمريکا ، به ايشان تبريک گفته ايد. بدون اينکه خواسته باشيم در رابطه با " پيام شاد باش" شما بطور مثبت و يا منفي اظهار نظر کنيم ـ اگرچه خبربمباران شهر فلوجه ، ما سوسياليست هاي مصدقي را شديدأ رنج مي دهد ـ ، و با تاكيد بر اين امر که ، اين حق حزب دمکرات کردستان ايران است که بتواند آزادانه نسبت بمسائل سياسي ايران و جهان اظهار نظر نمايد. ولي براي ما روشن نيست، در کجا و از چه طريقي " ايرانيان بطور کلي و مردم کردستان به طور اخص " به جنابعالي و حزب کردستان ايران اين " اجازه " را داده اند تا " خوشحالي " آنها را از پيروزي انتخابات پرزيدنت بوش ، به ايشان ابلاغ داريد؟
سازمان سوسياليست هاي ايران با هر نوع سياست و عملکردي که حکايت از " قيموميت " داشته باشد، خواه از سوي مقام رهبري جمهوري اسلامي باشد ، خواه از سوي رهبر حزب دمکرات کردستان ايران و يا هر کس ديگري، نمي تواند توافق داشته باشد و چنين شيوه کاري را شديدأ محکوم مي کند.
با نقديم احترام
از سوي هيئت اجرائي سازمان سوسياليست هاي ايران
دکتر منصور بيات زاده
18 آبان 1383 برابر با 8 نوامبر 2004
● در 20 ﺁبان، سازمان فراکسیون متحد، به درخواست حزب دموکرات کردستان ايران از بوش، اعتراض کرده است :
در اين پیام کوتاه ، اما نکته های بزرگی را با بی توجهی کامل مطرح کرده اند که نه در صلاحيت حزب دموکرات کردستان ايران و نه جزء وظائف دبير کل آن می باشد. همچنين با هيچيک از ارزشهای دموکراتيک سازگاری نداشته و استقلال و مصالح ملی کشور ايران يکسره ناديده گرفته است.
در اين نوشته آمده است که "پيروزی جنابعالی در انتخابات رياست جمهوری آمريکا برای بار دوم برای ايرانيان به طور کلی و مردم کردستان به طور اخص جای خوشحالی است".
حزب دموکرات کردستان ايران در بهترين حالت می تواند مواضع حزبی خود را در باره نتيجه انتخابات آمريکا و تأثير آن را بر وضعيت سياسی ايران مورد ارزيابی قرار داده و اعلام نمايد. اما نمی تواند آن را به عنوان موضع گروه ها و احزاب سياسی و يا ايرانيان به طور کلی به اطلاع آقای جرج دبليو بوش برساند. اين عمل نه در صلاحيت حزب دمکرات کردستان و نه دبير کل آن حزب بوده و با هيچ يک از موازين دموکراتيک سازگاری ندارد.
در بيانيه حزب دموکرات کردستان ايران تنها به اين حد از تبريک اکتفا نشده است بلکه آورده است "به اين منظور به شما تبريک می گوئيم و اميدواريم در دور دوم رياست جمهوری، شما ياری دهنده جدی مردم جان به لب رسيده ايران در سرنگونی حکومت تروريست و ضد آزادی و دموکراسی جمهوری اسلامی و برقرار کردن حکومتی دموکراتيک به جای آن باشيد" .
صرفنظر از اينکه سازمان فراکسيون متحد اين نگرش و موضع حزب دموکرات کردستان را در راه استقلال و آزادی ملت ايران ارزيابی نمی کند و آن را محکوم می کند، مسئله مهم را اين می داند که اين حزب به مواضع سياسی بسياری از جريانهای سياسی از جمله سازمان فراکسيون متحد و همچنين به افکار عمومی بخش بزرگی از جامعه سياسی ايران توجه نکرده است که اينان آزادی و استقلال را دو روی يک سکه دانسته به خاطر حفظ استقلال از مبارزه برای کسب آزادی های فردی و سياسی دست نشسته اند و برای بدست آوردن آزادی به بهای گستردن فرش قرمز برای دول بيگانه اعم از آمريکا ، روسيه ، انگليس ، اسرائيل ... به هيچ وجه باور ندارند که اين آموزه ای است که رهبر مبارزات نهضت ملی ايران دکتر محمد مصدق به ما آموخته است.
سازمان فراکسيون متحد انتظار دارد که حزب دمکرات کردستان ايران هر چه سريعتر به تصحيح موضع اتخاذ شده در پيام شادباش به آقای جرج دبيلو بوش اقدام نمايد تا پای بندی خود را به ارزشهای دموکراتيک و استقلال و حفظ تماميت ارضی ايران، نشان دهد.
پاينده ايران
از سوی سازمان فراکسيون متحد ـ حسين منتظر حقيقی
19 آبان 1383 برابر با 9/11/2004
● و یک پهلوی طلب ، داریوش همایون، در توجیه تجاوزگری امریکا و دعوت از او برای مداخله از ایران ، گفته است : استقلال دیگر اولویتی را ندارد که در قرن نوزده و بیست داشت. امریکا یک وجب از خاک افغانستان و عراق را ضمیمه کشور خود نخواهد کرد !
انقلاب اسلامی : اگر سیاست بازان جرأت می کنند استقلال کشور را رایگان تقدیم بوش می کنند، از جمله بدین خاطر است که دولت در بودجه و سازماندهی سرکوب و در ضد فرهنگ استبداد و در تجاوز به حقوق ملی و حقوق انسان، بطور کامل خارجی شده است. همانطور که محور سیاست داخلی و خارجی امریکا است، محور اقتصاد کشور نیز اقتصاد مسلط است. از این نظر، ایران در تاریکیها فرو می رود. اما از ﺁن سو، توان امریکا برای توجیه سلطه گری و ایفای نقش " تنها ابر قدرت " روز به روز کاسته می شود و این روشنائی و امیدی برای ایران است تا که استقلال و ﺁزادی خویش را باز یابد.
|
|
|