در باره " برنامه اتمی ایران " و حمله به ایران ، مواضعی اتخاذ شده اند که در زیر می خوانید :
از وقتی اسرائیل بمب اتمی دارد چگونه بتوان گفت ایران نباید داشته باشد تا کره از مهار بدر رفت مواظب باشید ایران از مهار بدر نرود :
● اسرائیل تایم ( 23 سپتامبر ) تحلیلی زیر عنوان " بازی اتمی " به قلم رون پداتزور Reuven Pedatzur انتشار داده است. نکات عمده ﺁن عبارتند از :
* اسرائیل اشتباه بزرگی مرتکب خواهد شد اگر برﺁن شود تأسیسات اتمی ایران را با زور از میان ببرد. این تأسیسات پراکنده و در عمق زمین برپا شده اند.
برای اثر گذاشتن فشار بر ایران، می باید موفقیتی در قبال کره شمالی بدست ﺁورد. ﺁیا انفجارهای اتمی اخیر کره شمالی در مرزهایش با چین، سبب انتشار سلاح اتمی در خاورمیانه نمی شود؟ این یک قانون در جهان است که وقتی کشوری سلاحی را ساخت، کشورهای دیگر نیز ﺁن را خواهند ساخت.
فعالیتهای اتمی در کره شمالی ، در تهران و سئول و توکیو ، اثر بالافاصله بر تصمیم کسانی دارد که تصمیم های سیاسی را می گیرند.
* ناتوانی از مهار فعالیتهای اتمی کره شمالی و ایران ، قابل پیش بینی است اگر ﺁژانس بین المللی انرژی اتمی به رفتار ملایم خود ادامه دهد ، سبب واکنشهای زنجیره ای خواهد شد. پایان دوره جلوگیری از پیوستن کشورهای دیگر به باشگاه کشورهای دارای اسلحه اتمی خواهد شد. و نیز ، پایانی برای تفتیشهای ﺁژانس در این و ﺁن کشور بقصد جلوگیری از انتشار اسلحه اتمی خواهد شد.
* با توجه به اینکه کوشش برای جلوگیری از مجهز شدن کره شمالی به بمب اتمی ناکام شده است ، علت نیز فقدان اراده استوار در امریکا و اروپا برای جلوگیری از مجهز شدن کره شمالی به بمب اتمی بوده است. هنوز برای جلوگیری از مجهز شدن ایران به بمب اتمی دیر نیست. مسئله این است که ناکامی در مهار برنامه اتمی کره شمالی اثر مستقیم بر توان جلوگیری از مجهز شدن ایران به سلاح اتمی دارد.
* سیا می گوید : کره شمالی تنها یک بمب اتمی دارد. هنوز کار با کره شمالی بجائی نرسیده و چند روز پیش از انفجارهای ﺁزمایشی کره شمالی، خبر فعالیتهای اتمی کره جنوبی انتشار پیدا می کند : کره جنوبی می پذیرد که در سالهای 1980، موفق به جدا کردن پلوتونیوم و در سال 2000 ، موفق به غنی کردن اورانیوم شده است. بدیهی است کار کره جنوبی با زیر پا گذاشتن قرارداد منع گسترش سلاح اتمی انجام گرفته است. کره جنوبی قدم اول را برداشته است. برداشتن قدم بعدی و تولید سلاح اتمی برایش کاری مشکل نیست.
بدین سان ، به دنبال کره شمالی ، ایران و کره جنوبی و در پی ﺁنها نوبت به دیگر کشورها می رسد. پس جلوگیری از توسعه سلاح اتمی نیازمند اراده جهانی استوار است و با حمله به تأسیسات اتمی ایران ، انجام پذیر نیست.
● در برابر، ﺁندره فونتن ، سردبیر سابق لوموند که کارشناس امور بین المللی است، مقاله ای در لوموند (29 سپتامبر ) انتشار داده است. عنوان مقاله " شمشیر داموکلس اتمی " است و نکات عمده ﺁن عبارتند از :
* دشمنان دشمن ما، بضرورت دوستان ما نیستند. امریکائیها فرصتها داشتند که این واقعیت را درک کنند : در جنگ جهانی دوم، روزولت ، با سادگی تمام، استالین را " ﺁقا منش مردی که به مسیحت بازگرویده است " گمان برد . و باز، امریکائیان طالبان را تا دندان مسلح کردند تا که شورویها را از افغانستان برانند . این کار به متلاشی شدن امپراطوری سرخ نیامد اما زمینه ساز تروریسمی شد که امریکائیها گمان ﺁن را نیز نمی بردند.
* ژرژ بوش گمان برد با حمله به عراق و گرفتن صدام، با این تروریسم، مقابله می کند. و این همان صدامی است که در 1980 ، کمی بعد از روی کار ﺁمدن خمینی ، به ایران حمله کرد و بدین خاطر،
از حمایت پادشاهی های نفتی و پاریس و واشنگتن بهترین خاک ریز در برابر " انقلاب سوم جهانی " است که امام پیامبر ﺁن شده بود.
انقلاب اسلامی : اما خمینی نه از انقلاب سر درﺁورد و نه این موقعیت بی مانند را، بنی صدر پی درپی از عصر سوم با او و با مردم کشور سخن می گفت اما تمام حواسش جمع برقرار کردن استبداد ملاتاریا بود. ﺁلت فعل برانگیزندگان صدام به تجاوز به ایران شد و این استبدادی که به قیمت خیانتها و جنایتها و فسادهای بی سابقه برقرار کرد، اینک از ﺁن مافیاهای نظامی - مالی شده است.
* برانگیختن عراق به جنگ با ایران ، مانع از ﺁن نشد که به ایران اسلحه بفروشند : برغم ﺁنکه خمینی همه روز امریکا را " شیطان بزرگ " می خواند، امریکا و اسرائیل به ایران اسلحه می فروختند تا با پول ﺁن، کنتراها (چریکهای ضد کمونیست نیکاراگوا ) را مسلح کنند. فروش اسلحه به افتضاحی سر باز کرد که ایران گیت نام گرفت. افتضاحی که کمی از یاد رفته است.
* حمله صدام به کویت، وضعیت را تغییر داد. در 1990 پای جنگ با رژیم صدام بمیان ﺁمد ، جانشینان خمینی را سیاستی دگر ﺁمد: معاون وزیر خارجه ایران به لوموند گفت: " وقتی امریکائیها قصد ندارند وارد خاک ایران شوند، در منطقه، هرکار می خواهند می توانند بکنند. " برغم ﺁنکه بوش شیعه عراق را به شورش فراخواند ، رهبران امریکا گذاشتند ارتش شکست خورده صدام شورش شیعه عراق را به خاک و خون کشد. بی ﺁنکه به توصیه رهبران تهران که از رفتار امریکا شوکه شده بودند، ترتیب اثر دهند.
* اما بخصوص مسئله مقاصد اتمی ایران بود که جرج دبل یو بوش را بر ﺁن داشت ، سه ماه بعد از ترورهای 11 سپتامبر ، ایران را همراه با کره شمالی و عراق ، محور شر بخواند. به زودی ، بر فهرست، نام کشورهای سوریه و لیبی و کوبا نیز افزوده شد . اما در پایان 2003، سرهنگ قذافی که از بانیان عمده تروریسم بود، از ﺁن چشم پوشید. از سلاح اتمی نیز صرف نظر کرد .
* تصرف عراق امکان داد مسلم بگرددکه اثری از اسلحه کشتار جمعی در این کشور بر جا نمانده است و ادعاهای مکرر بوش و بلر دروغ بوده اند . بنا بر این باقی می ماند دو مورد ایران و کره شمالی. تهدید کره شمالی بسی جدی تراست بخصوص که او از قرارداد منع گسترش سلاح اتمی نیز پا بیرون کشید و در کار تولید چند بمب اتمی است. استدلال اینست که کره شمالی قصد بکار بردن سلاح اتمی را ندارد. این رژیم در حال فروپاشی است و کیم جونگ ایل برﺁنست که با سلاح اتمی در دست، از همسایگان توانمند خویش حداکثر کمک مالی را بستاند و مانع از ﺁن شود که کره جنوبی رژیمش را بر افکند.
* خواه این استدلال راست باشد و چه نباشد، سبب شده است که ترسها از گسترش سلاح اتمی ، بر برنامه اتمی ایران متمرکز شده است. این کشور عضو ﺁژانس بین المللی انرژی اتمی است و قرارداد منع گسترش سلاح اتمی را نیز امضاء کرده است و تأکید نیز می کند که قصد تولید سلاح اتمی را ندارد و هدفش استفاده صلح ﺁمیز از تکنولوژی اتمی است. اما جز این واقعیت که کشوری با منابع غنی نفت چون ایران چه نیاز به برق اتمی دارد ، سخت از تفتیش شدن (موافق پروتکل الحاقی) توسط ﺁژانس سرباز می زند. بدیهی است که هیچ کشوری را نمی توان ناگزیر کرد قراردادی را امضاء و یا امضای خود را پس بگیرد.
* جمهوری چهارم به اسرائیل کمک می کرد بمب اتمی بسازد. اما ، دوگل، بمحض بازگشت به قدرت، کمک فرانسه را قطع کرد. این کار دوگل مانع از ﺁن نشد که اسرائیل بمب اتمی بسازد. با توجه به موقعیت جغرافیش و دشمنی همسایگانش ، مشکل می توان اسرائیل را بدین خاطر سرزنش کرد.
اما ، با وجود این شرائط، بکدام حق می توان ایران را از تعقیب راه اسرائیل باز داشت ؟ مگر نه واشنگتن مرتب تهدید می کند؟ مگر سخن از ضربه های نظامی اسرائیل بمیان نیست ؟ در حقوق بین المللی هیچ حقی که به استنادش بتوان اقدام نظامی بر ضد ایران را توجیه کند، وجود ندارد. جای خرسندی است که ، در این باره، تونی بلر نیز همان بیان را بکار می برد که دیگر رهبران اروپا .
دنیا بیش از ﺁن گرفتار هرج و مرج کشتار و ویرانی است . اگر اجازه داده شود هرکس خود عدالت دلخواه خویش را بر قرار کند، کار بجائی خواهد رسید که دیوانه ای شمشیر داموکلس اتمی را که از 1945 بالای سرما نگاه داشته شده است ، فرود ﺁورد.
انقلاب اسلامی : ﺁندره فونتن حقوق انسان و محیط زیست را می باید در نظر می گرفت و بجای حق دادن به اسرائیل و رژیم ملاتاریا، به حق حیات استناد می کرد و جهانیان را به خلع سلاح اتمی می خواند. دست کم ، منطقه خاورمیانه می تواند از سلاح اتمی پاک شود. سلاح اتمی حیات اسرائیل را تضمین نمی کند. چنانکه زرادخانه اتمی شوروی مانع از سقوط ﺁن رژیم نشد ، مانع از سقوط رژیم کره شمالی نیز نمی شود. تحول رژیم ملاتاریا به رژیم مافیاهای نظامی - مالی نیز سقوط ﺁن را نزدیک کرده است و برنامه اتمی مانع از سقوطش نخواهد شد.
● ﺁنتی وار ( 25 سپتامبر) عوارض " جنگ پیشگیرانه " امریکا و اسرائیل را یادﺁور می شود :
* پنتاگون به ترتیب دادن بازی جنگ مشغول است. طرح حمله به تأسیسات غنی سازی اورانیوم در نطنز و نیروگاههای اتمی بوشهر را تهیه می کند. خوب می داند که هنوز چندین سال وقت لازم است که این تأسیسات عملیاتی شوند. نه تنها چنین حمله ای بی تأثیر است بلکه خطر ﺁن را در بر دارد که خلیج فارس را در جنگی بس خونین و ویرانگر فرو برد. بسا ممکن است کار به استفاده از سلاح اتمی بکشد. بسا کار به جنگ سوم جهانی بکشد.
* محافظه کاران جدید را چه باک! ﺁنها خواهان ﺁنند که خلیج فارس در جنگ فرو رود. مطمئن هستند که در این جنگ برنده خواهند شد. به همان ﺁسانی که دو جنگ اول و دوم خلیج فارس را بردند !
اما اگر جنگ اسرائیل و امریکا با ایران ، کار را به مداخله نظامی روسیه یا چین کشاند؟ محافظه کاران جدید پاسخ می دهند چه بهتر! ﺁنها جنگ بار روسیه و چین را در برنامه خود گنجانده اند.
* اما متحدان بالفعل امریکا، انگلیس و فرانسه و ﺁلمان با انزجار کامل ناظر " جنگ برای ﺁزادی عراق " هستند . ﺁنها و متحدان بالقوه امریکا، روسیه و چین ، می کوشند مانع از جنگی بازهم خون ریز تر و ویرانگر ، بنام " ﺁزاد کردن ایران " ، بگردند.
● و لوس ﺁنجلس تایمز ، زیر عنوان " ایران می کوشد نگذارد پرونده اتمیش به شورای امنیت برود " خبر می دهد که
* کمال خرازی ، وزیر خارجه ایران ، در مصاحبه 28 سپتامبر خود گفت : حکومت ایران از مقامات اروپا خواسته است " مکانیسم جدیدی " را برای تحقیق در باب فعالیتهای اتمی ایران ، برقرار کنند. او گفت : هدف هرگونه توافق با دولتهای عمده اروپا، جلوگیری از کشانده شدن پرونده اتمی ایران ، توسط حکومت بوش ، به شورای امنیت است. در این شورا، ممکن است بر مجازاتهای اقتصادی و بسا جنگ تصمیم گرفته خواهد شد .
* خرازی گفته است : او در دیدارهای اخیرش با فرستاده های اروپا و روسیه و چین و کشورهای غیر متعهد در باب " توافقی" بر سر تفتیش تأسیسات اتمی ایران ، گفتگو کرده است. " ما مشغول تهیه قراردادی هستیم که بنا بر ﺁن، ما بتوانیم از تکنولوژی اتمی استفاده صلح ﺁمیز ، از جمله تولید سوخت اتمی نیروگاهها، بکنیم و ﺁژانس نیز بتواند تفتیشهای خود را بقصد اطمینان از انجام نگرفتن فعالیت اتمی نظامی انجام دهد. تهران ﺁماده پذیرفتن هرگونه تفتیشی است که اطمینان از عدم وجود برنامه اتمی سری ، لازم داشته باشد.
* دیپلماتهای فرانسه و ﺁلمان تصدیق می کنند که وزرایشان با خرازی مشغول گفتگو در این باره هستند.
یک مقام بالای حکومت بوش گفت: این حکومت مانع از ﺁن نیست که کشورهای اروپا با ایران به توافقی برسند. ﺁنچه ما میخواهیم اینست که ایران تمامی خواستهای ﺁژانس را برﺁورد.
انقلاب اسلامی : پرسیدنی است که الف - چرا این کار را پیش از این نکردند و چرا وقت را در بحران سازی گذراندند و حالا که فرصت ﺁخر شده است ، می خواهند کاری را بکنند که روز اول شدنی بود و بدون بحران و با حفظ حقوق ملی ایران ؟ ب - چگونه است که خرازی در مصاحبه با رسانه های خارجی این سخنان را می گوید و ﺁقا زاده وارونه سخنان او را ؟ و در ایران ، در مجلس مافیاهای نظامی - مالی تهدید به خارج شدن از قرارداد منع گسترش سلاح اتمی می کنند ؟
بهررو، وضعیت در عراق ، امریکا را نه تنها با مردم این کشور که با همسایه های عراق رخ در رخ کرده است :
|
|
|