آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامى در هجرت شماره ٦۰۷ از ٨ تا ٢٦ آبان‏
سايت آقاى ابوالحسن بنى صدر

نقش سلطانهای اسلحه و نفت و بنیادگراها و محافظه کاران جدید در سیاست بوش :

انقلاب اسلامی : با توجه به ویران کردن شهرهای عراق، یکی بعد از دیگری، بر همان روش که قشون شارون شهرهای اسرائیل را ویران می کند، دو پرسش محل پیدا می کند: ﺁیا بوش می خواهد نخست عراق را به ویرانه و قبرستان بدل کند و در ویرانه و گورستان دموکراسی بر قرار کند؟ پرسش دوم اینست که نقش سلطانهای اسلحه و نفت در سیاست حکومت بوش کدام است ؟ در قسمت اول ، پاسخ پرسش دوم را می جوئیم. اطلاعاتی که در این فصل جمع ﺁورده ایم، پاسخ پرسش اول را می دهند :

مجله نوول ابسرواتور: چرا تاجران اسلحه به بوش رأی می دهند ؟ :


● مجله نوول ابسرواتور ( 8 نوامبر 2004 ) تحقیقی را انتشار داده است که نکات اصلی او عبارتند از :

* غولهای اسلحه سازی امریکا تمام توان مالی و غیر مالی خویش را برای ﺁنکه بوش به ریاست جمهوری امریکا برگزیده شود، بکار گرفتند. برای این کار ، برهان قاطعی داشتند : در تاریخ امریکا، سیاست هیچ رئیس جمهوری این اندازه با منافع و دوز و کلکهایﺁنها خوانائی نداشته است. در حکومت بوش ( پسر ) مجموعه های تسلیحاتی - صنعتی دیگر یک لابی نیستند بلکه در رهبری حکومت هستند :

* در کنوانسیون حزب جمهوریخواه امریکا، در اول سپتامبر، همه سلطانها و تاجران اسلحه جمع بودند. سخت شادند. به یکدیگر تبریک می گفتند. از تعریف و تحسین بوش و همکاران او در وزارت دفاع ، هیچ فروگذار نمی کنند. میلیونها دلار پول داده اند برای خرجهای تبلیغات ریاست جمهوری بسود بوش. سازمان دهنده کنوانسیون، داوید نروروس ، یکی از ﺁنها است.

* صاحبان صنایع نظامی و تاجران اسلحه هیچگاه این اندازه برای انتخاب یک رئیس جمهوری پول خرج نکرده بودند. اینها ، همراه با شرکتهای نفتی که در صنایع نظامی نیز سرمایه گذاری کرده اند، کار خود را از سال 2000، بر ضد ال. گور و بسود بوش شروع کردند. از کار خود راضی نیز هستند. زیرا از سال 2001، فروشندگان اسلحه بیشتر از ﺁنچه در زمان ریگان سود کرده بودند، سود کرده اند . ارزش سهام صنایع نظامی ، از 21 سپتامبر 2001 بدین سو، 64 درصد افزایش یافته است :

* در 21 ستپامبر ، هنوز ویرانه دو ﺁسمان خراش مرکز تجارت جهانی برجا بود ، که ایدئولوژی جنگ ، مرام حکومت بوش شد. از همان زمان، بورس نیویورک جهت یاب جدیدی با علامت Armex Defense Index ایجاد کرد. تحول ارزش سهام این بخش را ، روز به روز، این جهت یاب ثبت کرده است. در این سه سال، فروشندگان اسلحه فربه شده اند. فربه تر از فربه شده اند. ﺁخرین بودجه ای که بوش در ماه اوت، برای سال 2005،به کنگره داد، افزون بر 400 میلیارد دلار، یعنی نصف کل بودجه نظامی جهان و یک برابر و نیم کل بودجه فرانسه است. حال که بوش به ریاست جمهوری انتخاب شده است، فروشندگان اسلحه امیدوارند از حالا تا سال 2008 ، حدود 2000 میلیارد دلار بودجه در اختیار وزارت دفاع قرار بگیرد.
انقلاب اسلامی : یادﺁور می شود که از زمان ریگان بدین سو، " ساحران " عصر جدید مشغول این تبلیغ هستند که دوران ایدئولوژی سر ﺁمده است. در حقیقت، هدف خالی کردن سرها از اندیشه راهنما و سپس پرکردن ﺁنها از ایدئولوژیهای توجیه گر سلطه گری و جنگ بوده است. سلطان های اسلحه و نفت به همین ساحران ( " جامعه شناسان " و اقتصاددانان و سیاست شناسان و کارشناسان استراژی و " روحانیان " و... ) پول و امتیازهای دیگر داده اند تا ایدئولوژی را تهیه کنند توجیه گر تبدیل امریکا به بزرگ ترین نیروی نظامی جهان :

* این همه خرج برای انتخاب بوش در سال 2000 و تجدید انتخاب او در سال 2004 ، برای جنگ عراق نبود . خرج این جنگ از محل اعتبارهای استثنائی تهیه شده است. پس برای چه بود ؟ برای بیشتر و باز هم بیشتر کردن تفوق و سلطه امریکا. این بودجه عظیم خرج می شود تا امریکا را از تفوق نظامی مطلق برخوردار کنند. چنانکه امریکا بتواند هر چه را خواست زیر ضربه های نظامی خود بگیرد و هیچ قدرت نظامی توان واکنش انتقامی نشان دادن نداشته باشد. در ﺁغاز سال جاری، نیروی هوائی امریکا برنامه 10 ساله خود را انتشار داد. این برنامه پیش بینی می کند یک " نیروی گسیل کردنی از راه هوا و فضا " تشکیل شود که بتواند در هرجای جهان و در فضا، دست به عملیات نظامی بزند. این نیرو ترکیب خواهد شد از هزاران بمب افکن پنهان از چشم رادار و مجموعه ای از قمرهای مصنوعی مسلح به لایزرها و بمبهای الکترومنیتیک . این تسلیحات وحشتناک مایه درﺁمدی عظیم هستند برای غولهای صنایع جنگی .

* نزدیکی بوش با صاحبان این غولها، هیچ سابقه ندارد. یعنی در تاریخ امریکا نظیر ندارد. بسیار نزدیک تر از ﺁن رابطه ایست که این ها با ریگان داشتند. همداستانی ایدئولوژیک دارند : ایدئولوژی تقدم مطلق امنیت و امپراطوری که راه حل نظامی را راه حل اصلی می کند و میدان دادن به سوداگری و روش عامه فریب و عامه پسند. براین نزدیکی افزوده می شود همداستائی کنگره امریکا با این خط و ربط. در واقع، حتی پیش از انتخابات ریاست جمهوری امریکا در سال 2000، بوش را لوبی فروشندگان اسلحه " دست ﺁموز کرده است " . توضیح اینکه مسائل بین المللی را گروهی از مشاوران به او ﺁموخته اند که سرپرستشان کندولزا رایس بوده است. این گروه سخت متقاعد بودند که باید امریکا را تجدید تسلیحات کرد. دکترین که ضرورت بازسازی نظامی امریکا را خاطر نشان می کند، در متنی تبیین شده است که در سپتامبر سال 2000 منتشر شد. این سند که 80 صفحه دارد، توسط کارشناسان مؤسسه ای تهیه شده اند که کارشان ساختن ایدئولوژی دلخواه فروشندگان اسلحه است. کار مؤسسه تهیه " طرح برای امریکا در قرن جدید " است. عنوان سند نیز " بازسای دفاع های امریکا " است. نویسنده ﺁن توم دونلی است. او می گوید: " فکر ما اینست که کلینتون بمدت 8 سال از مراقبت نظامی کاست . او می خواست از فقدان شوروی سابق، از صلح فایده برد و جز به دیپلماسی باور نداشت. عمل از طریق سازمان ملل و... حال ﺁنکه تنها نیروی نظامی است که به حساب می ﺁید. حاصل سیاست کلینتون این بود که هزینه های نظامی کاهش یافتند. این وضع نمی توانست ادامه یابد. می باید از ریگان تقلید کنیم : برنامه های عظیم تسلیحاتی به اجرا گذاریم تا که از دشمنان کنونی و ﺁتی خود جلو بزنیم و صلح امریکائی را تحمیل کنیم " .

* جانشین کلین پاول شدن کندولزا رایس ، در 15 نوامبر 2004، درستی اطلاع را تصدیق می کند و جهتی را که سیاست خارجی بوش اتخاذ کرده است گزارش می کند.
سئوال اینست که ﺁیا این مشاوران که در حکومت بوش مقامات عالی رتبه یافته اند، همه ، ﺁدمهای فروشندگان اسلحه هستند ؟ برای این که بگوئیم ﺁری ، دلیل قطعی می خواهد که در دست نیست. ﺁیا این فروشندگان ﺁنها را وسیله کار کرده اند ؟ قطعًا ﺁری . خرج کارهاشان را نیز می دهند. مؤسسه ﺁنها، مستقیم و غیر مستقیم ، از این فروشندگان پول دریافت می کند.
شخص بوش نیز پذیرای این ﺁئین است. با دنیای فروشندگان اسلحه ، مأنوس است. در تکزاس که او فرماندار بود ، صنعت اسلحه سازی هم تراز صنعت نفت است. سازنده بمب افکن های نامرئی 117 لوکهید مارتین یک کارخانه غول ﺁسا در دالاس دارد. بوش ( پدر ) که چهل یکمین رئیس جمهوری امریکا بود و دوست خانواده بوش، جیمس بیکر، وزیر خارجه بوش ( پدر ) ، مشاوران یک وزنه سنگین بخش تسلیحات، یعنی گروه کارلایل هستند. معاون بوش ( پسر ) ، دیگ چنی منافع عظیم در صنایع نظامی دارد. او مدیر عامل شرکت سازنده تجهیزات نفتی ، هالیبورتن بود . این شرکت ماوراء ملی شاخه اسلحه سازی نیز دارد. همسر دیگ چنی ، خانم لین، عضو هیأت مدیره یکی از بزرگ ترین فروشندگان اسلحه در جهان، یعنی لوکهید مارتین است.

* بمحض این که پای بوش به اطاق کار رئیس جمهوری رسید، مقامهای مهم را به ﺁدمهای فروشندگان اسلحه واگذار کرد. محقق " مؤسسه ورلد پالیسی " ، واقع در نیویورک، ویلیام هارتونگ در این باره تحقیق کرده و فهرست مقامهائی را که نمایندگان صنایع نظامی اشغال کرده اند، تهیه کرده است : در ماههای اول ریاست جمهوری بوش، او 32 تن از افراد صنایع نظامی را به مقامهای کلیدی وزارت دفاع منصوب کرده است. برای مثال، جیمس روش ، نایب رئیس شرکت نوتروپ گرومن ، سازنده بمب افکنهای ب 2 و اف 14 ، وزیر نیروی هوائی امریکا است. مرد شماره 2 ژنرال دینامیک ، سازنده کشتیهای جنگی و زیر دریائها و ناوهای امریکا ، وزیر دریاداری است. مدیر عامل یکی از شعبه های گروه کارلایل که قمرهای مصنوعی جاسوس را اداره می کند، نیروی زمینی را تحت اداره دارد. پل ولفویتر ، معمار جنگ عراق و معاون وزارت دفاع امریکا ، در شرکت اسلحه سازی نتروپ گرومن ، سمت مشاور داشته است. هیمنطور شخصیت سوم وزارت دفاع امریکا، دوگلاس فیث ، مدیر امور مالی همان شرکت بوده است.
لابی فروشندگان اسلحه، دیگر در راهروها منتظر مقامها نیستند. اینها صاحب مقامها شده اند و امور را بر طبق ایدئولوژی تقدم امنیت و جنگ پیشگیرانه ، اداره می کنند. لاورانس کرب ، این شخصیت جمهوریخواه، که در زمان ریگان ، معاون وزارت دفاع بوده است ، هشدار می دهد: " از زمانی که بوش بر سر کار ﺁمده است ، میان حکومت و سازندگان اسلحه مرزی وجود ندارد. اگر نه یک، تقریباً یک دنیا را بوجود ﺁورده اند " .

* در این دنیای کوچک، در قشر صاحب امتیاز از نوع امریکائی ، خبری از اخلاق دولتمردان نیست: چنانکه در ماه ژوئن، دو همکار نزدیک بوش و چنی تصمیم گرفتند کاخ سفید را ترک کنند و مؤسسه ای راه بیاندازند. یک دفتر گشودند که کارش " لابی " گری یا واسطه شدن و میان مشتریان خود و حکومت ، قراردادهای پول ﺁور به امضاء رساندن است. مشتری اول ﺁنها هم شرکت لوکهید مارتین بود ! ... در ماه مه، مدیر امور مالی وزارت دفاع ، ژنرال داو زخیم Dov Zakheim وزارت دفاع را ترک گفت. و معاون " بوز ﺁلن هامیلتون " غولی که خدمات وزارت دفاع را انجام می دهد.

* و مهم تر، براداره خرید تسلیحات وزارت دفاع ، بر محلی که ، در ﺁن، در باره برنامه های بزرگ تصمیم گرفته می شود، بر محلی که ، در ﺁن، قراردادهای بزرگ ، امضاء می شوند، بوش چه کسی را باید رئیس کرده باشد ؟ مک دونل دوگلاس ، سازنده هواپیماهای ال 15 و اف 18 را . بمدت 2 سال ، او اجازه خرید هواپیماهای جنگی اف 22 را نمی داد. زیرا سازنده ﺁن لوکهید مارتین ، رقیب شرکت او بود. در ماه مه 2003، با خرید این هواپیماها موافقت کرد . چند هفته بعد از ﺁن، او وزارت دفاع را ترک گفت . چرا؟ زیرا عضو هیأت مدیره لوکهید مارتین شده بود !

* در ماه ژوئن، سناتور بیرد از یکی شدن حکومت و فروشندگان اسلحه و نبود اخلاق و پدید ﺁمدن فرصت فساد شکایت کرد و پیشنهادی را ارائه کرد تا مگر دولتیان به رعایت اخلاق عمومی ملزم شوند، اما اکثریت جمهوریخواه به خواست بوش، پیشنهاد او را بدور افکند.
حال ﺁنکه همه گونه اسراف و تبذیر و فساد به رواج است. برای مثال، دیوان محاسبات امریکا فاش کرد که از سال 2001 بدین سو، 100 هزار بلیط هواپیما باطل شده است تنها به علت عدم استفاده بموقع مأموران وزارت دفاع . مأموران این وزارت خانه کارتهای اعتبار بانکی خود را در هرگونه خرید، حتی خریدهای شخصی بکار می برند. در مارس 2003، در دمادم حمله به عراق، کشف شد که نظامیان 56 فروند هواپیما و 32 دستگاه تانک را گم کرده اند و نیز نمی دانند انبار بسیار مهم ذخیره احتیاطی کجاست ؟ در حکومت بوش، وزارت دفاع اعتبار نامحدود دارد. می تواند هر اسلحهای را که می خواهد سفارش دهد...

* عراق را باید فراموش کرد و جنگ دیگری را تدارک کرد. فروشندگان اسلحه دیگر از جنگ عراق خوششان نمی ﺁید. زیرا در این جا، جنگ فرسایشی است ، محلی برای بکار گرفتن تکنولوژی عالی نیست و بخصوص ، اسلحه از بین نمی رود و انسان کشته می شود. چند هلی کوپتر و چند تانک و چند خودرو زرهی ، این ضایعات، سفارشات بزرگ را ایجاب نمی کنند. تنها مهمات زیاد مصرف می شوند. تازه ﺁنها را هم از انگلستان و اسرائیل وارد می کنند.
حال ﺁنکه جنگ با عراق ، روی کاغذ جنگ بود. قرار بود گزارگشر فتح خیره کننده مجموعه نظامی - صنعتی باشد. بوش به وزارت دفاع و دوستانش ، کارت سفید داده بود. ﺁنها می توانستند هرکار لازم است بکنند و همه چیز را اداره کنند : مهار عراق، اداره نفت ﺁن و حتی بازسازی کشور. و لابی فروشندگان اسلحه، از کوشش هیچ دریغ نکرد. دست در دست گروه بوش، بکار قبولاندن این جنگ به مردم امریکا پرداخت . یک مأمور مخفی پیشین ، نقشی کلیدی بازی کرد : او که بروس جاکسون نام داشت و در سالهای 1980، افسر اطلاعات نظامی بود و بعد وارد خدمت در شرکت لوکهید مارتین شده و نایب رئیس ﺁن شده بود. او بازار بزرگی برای شرکت بوجود ﺁورد : در سال 1996 ، او گروه فشاری را تشکیل داد که برای عضویت کشورهای اروپای شرقی که در دوران کمونیستی ، در اردوگاه کمونیست بودند، به پیمان ناتو فعالیت کنند. هدف او امضای فروش اسلحه به کشورهای اروپای شرقی بود. عملیات موفق ﺁمیز بود . اعضای پیمان ورشو عضو پیمان ناتو شدند و لوکهید هم هواپیماهای اف 16 خود را به لهستان فروخت.
در پائیز 2002، کاخ سفید از نو، به سراغ بروس جاکسون فرستاد. او می گوید: " افراد گروه بوش به من گفتند به ما شما احتیاج داریم برای قبولاندن جنگ به صدام حسین. همان کار را که در باره قبولاندن کشورهای اروپای شرقی به ناتو کردی، بکن. " در دم، او شروع بکار کرد. " کمیته برای ﺁزادی عراق " را تشکیل داد. اما بدان بسنده نکرد. در فوریه 2003 ، دیپلماسی امریکا ، در سازمان ملل، درمانده شده بود. فرانسه و ﺁلمان مانع هر نوع قطعنامه ای می شدند که جنگ با عراق را اجازه دهد. بوش از جاکسون خواست دوستان خود در اروپای شرقی را بکار اندازد. جاکسون به فایننشال تایمز گفته است : " ایده این بود که انحصار سیاست خارجی اروپا را از دست فرانسه و ﺁلمان بدرﺁور یم " . اگر پاریس و برلین می توانستند سیاست خود را به کشورهای دیگر اروپائی دیکته کنند، ما نیز می توانستیم همان کار را بکنیم. " نتیجه صدور " نامه ده کشور " شد. در این نامه، لهستان و رومانی و کشورهای دیگر حمایت خود را از موضع بوش در سازمان ملل متحد ابراز کردند.
بدیهی است این زحمت بی حاصل شد زیرا امریکا ناگزیر شد تنها به جنگ برود. گز نکرده هم پاره کردند. گمان می بردند جنگ در ماه مه تمام می شود و جنگ همچنان ادامه دارد. هدف اصلی نفت بود. چند ماه پیش از شروع جنگ، وزارت دفاع محرمانه بازسازی و کنترل چاههای نفت عراق رابه هالیبورتن سپرده بود. اما کلاه خود و جلیقه ضد گلوله برای افراد قشون تهیه نکرده بود. رشته خدمات نظامی از طولانی شدن جنگ عراق راضی است زیرا وزارت دفاع ، ناچار، قراردادهای نان و ﺁب دار با ﺁنها امضاء خواهد کرد...

● بعد از سلطانهای اسلحه، این شرکتهای نفتی هستند که بیشترین پول را برای تأمین هزینه های انتخاباتی بوش پرداخته اند. در شماره گذشته انقلاب اسلامی ، خواننده خوانده است که این شرکتها 70 درصد پولی را که خرج انتخابات ریاست جمهوری می کنند به حزب جمهوریخواه و 30 درصد را به حزب دموکرات می دهند.
انقلاب اسلامی : زمانی که شوروی سابق بود، دو ابر قدرت، بر روی هم ، کمی بیشتر از نصف بودجه نظامی امروز امریکا ، بودجه نظامی داشتند. ﺁن بودجه، شوروی سابق را از پا درﺁورد. تحمل بودجه ای برابر بودجه نظامی بقیه دنیا، تا چه وقت ممکن است ؟ برنامه تسلیحاتی جیبهای سلطانهای اسلحه را پر می کند اما امریکا را الف - به خرسی بدل می کند که در پناه چنان تسلیحاتی ، توان حرکت ندارد و ب - ﺁسیب پذیری امریکا را در برابر حمله های " تروریستی " به حداکثر می رساند. ج - حمله کردن و گرفتن یک چیز است اداره کردن چیز دیگری است. نمونه عراق ، از دو نظر درس ﺁموز است : از نظر ﺁسیب پذیری و از نظر انزجاری که از امریکا پدید می ﺁورد. امریکا می باید در جهانی سراسر نفرت ، تنها ، با دنیا بجنگد. تا چه وقت؟ د - بار سنگین حفظ هژمونی امریکا ، ﺁنهم از سوی کشوری که مقروض ترین کشور روی زمین است ، هیچ نه معلوم که تا پایان دوره ریاست جمهوری بوش قابل تحمل باشد. ه - چگونه می توان جامعه جهانی را نظامی کرد و جامعه امریکا نظامی نشود؟ از هم اکنون، ﺁزادیها محدود می شوند و افراد در تمایلهای فکری خود تحت نظر قرار می گیرند. فردا چه خواهد شد؟ چنین ایدئولوژی و هزینه سنگی
ن نظامی گزارشگر انحطاط است . نه تنها ﺁینده را تضمین نمی کند، بلکه اعلان انحطاط شتاب گیر قدرتی است که جامعه امریکائی را در موقعیت دشمن با تمامی جهان قرار می دهد.
اما ایدئولوژی یا اندیشه راهنمائی که ماوراء ملی های اسلحه و نفت و نظامی ها تهیه کرده اند، نزد بنیادگراها ، توجیه مذهبی جسته است:


صفحه اول

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر