قیمتهای نفت می گویند امریکا دو نقش، یکی نقش تنظیم کننده و دیگری نقش تأمین کننده امنیت را از دست داده است :
انقلاب اسلامی : این فصل را در سه قسمت می خوانید : در قسمت اول، منحنی تغییرهای بهای نفت را در نیم قرن که دید واقع بینانه ای از بهای واقعی نفت خام، به ما می دهد و نیز پاسخ دو پرسش را می یابیم : 1 - سود بالا رفتن قیمت نفت به کدام کشورها و زیانش از ﺁن چه کشورهائی می شود. و 2 - درﺁمد کشورهای نفت خیز 300 میلیارد دلار برﺁورد می شود. این پول به کجا می رود ؟ در قسمت دوم اثر بالا رفتن قیمتهای نفت را بر اقتصاد جهان مطالعه می کنیم و در قسمت سوم توان مانور اوپک و اندازه توان امریکا برای ایفای دو نقش ، یکی تنظیم کننده بازار نفت و تثبیت کننده قیمت و دیگری تأمین کننده امنیت جریان نفت به کشورهای جهان :
بهای نفت در طول نیم قرن ؟ سود و زیان بالا رفتن بهای نفت برای این وﺁن کشور؟ - حرکت انتقالی دلارهای نفتی ؟ :
● قیمت نفت که در روزهای ﺁخر ماه سپتامبر تا بشکه ای 51 دلار افزایش پیدا کرده بود، در 30 سپتامبر اندکی پائین ﺁمد و در اول اکتبر ، 50 دلار هر بشکه در نیویورک شد. در 5 اکتبر، از مرز 51 دلار و در 6 اکتبر از مرز 52 دلار گذشت. پیش از ﺁنکه علتهای بی اثر شدن افزایش عرضه را ، بر قیمتهای نفت ، بشناسیم ، منحنی قیمتهای نفت را در نیم قرن، به دلار سال 1996 ، می ﺁوریم :
همانطور که منحنی نشان می دهد،
1 - قیمت نفت هنوز از قیمت ﺁن در 1980 کمتر است. اگر کاهش ارزش دلار نسبت به یورو در حکومت چهار ساله بوش در نظر بگیریم ، قیمت نفت در بهار انقلاب (34 دلار هر بشکه ) به قیمت دلار 1996، افزون بر 70 دلار و به قیمت دلار امروز ، افزون بر 85 دلار می شود.
2 - بالاترین قیمت مربوط به دوره مرجع انقلاب ایران و حاصل ضربه نفتی انقلاب ایران است که به دست متصدیان ﺁن روز اقتصاد کشور وارد شده است.
3 - با وجود بالا رفتن قیمت نفت، هنوز ناچیز است.
* دلیل اول کاهش تب قیمت نفت، اعلام افزودن بر میزان تولید نفت عربستان ، بمیزان 5/1 میلیون بشکه است.
* دلیل دوم ، مجبور شدن امریکا به استفاده از ذخیره استراتژیک ، به میزان 5/2 میلیون بشکه در روز است.
بدیهی است هیچیک از دو دلیل قطعی نیستند. عربستان چه وقت می تواند میزان تولید خود را افزایش دهد؟ امریکا از چه زمان روزانه 5/2 میلیون بشکه نفت وارد بازار داخلی خود می کند و تا چه زمان به این کار ادامه می دهد ؟
* دلیل سوم اینست که دولت نیجریه اعلام کرد حاضر به گفتگو با شورشیان است. این اظهار ﺁمادگی از احساس خطری کاست که متوجه تولید نفت این کشور است.
* اما اگر قیمت پائین نمی ﺁید، از جمله بخاطر بالا رفتن بسیار مصرف چین -که به نظر کارشناسان صندوق بین المللی پول - عامل 30 تا 40 درصد از افزایش قیمت نفت است. عامل 20 درصد بالا رفتن قیمت هم بورس بازی است.
انقلاب اسلامی : در این ارزیابیها، هنوز عامل ناتوانی امریکا در ایفای دو نقش خویش ، به حساب گذاشته نشده است.
● اما سود برندگان و زیان بینندگان افزایش قیمت نفت اینها هستند :
* کشورهای نفت خیز و در میان ﺁنها عربستان بیش از همه، سود می برند. با این یادﺁوری که در واقع زیان می بینند زیرا ذخایر عظیم نفت خود را ، هنوز بثمن بخس در اختیار کشورهای صنعتی می گذارند برای سوزاندن (انرژی ). عربستان هم اکنون روزانه 5/9 میلیون بشکه صادر می کند. با افزایش 5/1 میلیون بشکه،
تولید روزانه اش به 11 میلیون بشکه خواهد رسید.
انقلاب اسلامی : رژیم سعودیها سود سیاسی نیز می برد که در قسمت سوم ، شناسانده می شود.
* شرکتهای نفتی سود می برند : اکزون موبایل که بزرگ ترین شرکت نفتی است ، در سه ماه دوم سال جاری، سود خود را 39 درصد افزایش داده است: سود خالص شرکت 79/5 میلیارد دلار شده است.
شرکتهائی هم که در خاک امریکا به بهره برداری از منابع نفت مشغولند، سود می برند : قیمت هر بشکه 50 دلار ، نفت استخراجی ، در هر بشکه 7 دلار عاید می کند. بدین قرار، قیمت زیر 43 دلار ، بهره برداری از بخشی از منابع را زیان ﺁور می کند. از این رو، اکزون می گوید حاضر نیست در بهره برداری از ذخایر نفتی سرمایه گذاری کند که پر هزینه هستند.
در حقیقت، یک طرح بهره برادری ، از مطالعه تا انجام، یک دوره 10 ساله بطول می انجامد. بنا بر این ، الف - احتمال قوی می رود که قیمتهای نفت بالا بماند و ب - بالا ماندن دراز مدت قیمت نفت شرط سرمایه گذاریهای سود ﺁور در بهره برداری از منابع نفت است.
* بنا بر این ، برای مقابله با تب شدید قیمت نفت، می باید کیفیت بهره برداری از چاههای موجود را بهتر کرد و بهره وری چاهها را افزایش داد. از این رو، شرکتهائی که خدمات فنی در اختیار شرکتهای تولید کننده می گذارند نیز در شمار سود برندگان هستند. دو شرکت ، یکی هالیبورتن و دیگری شلومبرگر ، بیشترین سود را می برند.
دانستنی است که در حال حاضر ، نفتی که از بعضی از منابع پیر می توان حاصل کرد، 20 درصد ﺁن منبع است. (دریای شمال و ایران و ﺁلاسکا و... ) . میزان استحصال منابعی که بهره برداری از ﺁنها جوان (افریقای غربی ) است، 50 درصد است. بنا بر این ، بالا بردن میزان استحصال ، نیاز به تکنولوژی جدید دارد و البته نان این گونه شرکتها را در روغن می اندازد.
* بورس بازان و دارندگان " نفت کاغذی " نیز سود گزاف می برند. باید توجه داشت که یک چهارم معاملات نفتی را معامله ها بر سر نفت کاغذی تشکیل می دهند. کارشناسان بر این نظر هستند که با ممنوع شدن بورس بازی و معاملات نفت کاغذی، بهای نفت تا 20 درصد پائین می ﺁید.
* اما زیان کنندگان ، کشورهای مصرف کننده هستند.
انقلاب اسلامی : بالا ماندن قیمت نفت با وجود استفاده امریکا از ذخیره انرژتیک خود و به حد اکثر ظرفیت رساندن تولید اوپک، فرصتی است دست کم برای دو کار : مشروط کردن عرضه نفت به رشد اقتصادی و ب - تسهیم عادلانه کل درﺁمد هر بشکه نفت. در حال حاضر، مالیاتی که دولتهای مصرف کننده می گیرند و سودی که شرکتهای غرب در مراحل مختلف جریان نفت از چاه تا باک بنزین خود رو، می برند، بنا بر میزان قمیت نفت خام، از 10 تا 20 برابر درﺁمد کشورهای نفت خیز است.
● ﺁیا درﺁمدهای نفتی در کشورهای نفت خیز می مانند و یا به حرکتی انتقالی ، به کشورهای صنعتی باز می گردند ؟ پاسخ این پرسش را از قول لوموند ( 30 سپتامبر 2004 ) بخوانید :
* بخلاف دو ضربه نفتی ، یکی در سال 1973 و دیگری در 1980 ، این بار، دلارهای نفتی به امریکا نرفتند بلکه در کشورهای اروپائی و ژاپن بکار افتادند.
* غیر از اروپا و ژاپن ، دلارهای نفتی در کشورهای عربستان و امارات متحده و مصر و قطر ، بکار افتاده اند.
به استثنای عراق، بقیه خاورمیانه از پول لب ریز است. بیمه، ساختمان ، حمل و نقل هوائی ، اتوموبیل و بانکها این پولها را به خود جذب می کنند.
میزان پولی که بعد از 11 سپتامبر 2001، از امریکا به کشورهای منطقه بازگشته است، 10 تا 15 میلیارد دلار است. مبارزه با پول های حرام (حاصل تجارت مواد مخدر و... ) در نیویورک و لندن و پاریس ، موجب رونق کار بانکهای بیروت و دوبی شده است.
* بنا بر نظر کارشناسان سیته لندن ، جریان کنونی پولهای نفتی ، موجب کاهش ارزش دلار در قبال پولهای دیگر، بخصوص اورو شده است. قیمت نفت به دلار محاسبه و پرداخت می شود. بنا بر این ، بر اثر جریان دلارهای نفتی به اروپا و ژاپن و خاورمیانه ، بیشترین سود عاید منطقه یورو شده است. این منطقه خریدار اصلی نفت خاورمیانه است : نیمی از نفت خاورمیانه را 15 کشور اروپا می خرد. از این رو است که ایران و عربستان با اورو نیز " بازی " می کنند تا ارزهای خود را متنوع کنند. از سوی دیگر، ارگانهای سرمایه گذاری کویت و ابوذبی ، در شرکتهای اروپائی سرمایه گذاری می کنند.
در ژاپن نیز ، بازگشت رونق به اقتصاد، سبب جلب دلارهای نفتی شده است. در برابر، لیره انگلیسی و فرانک سوئیس که بنا بر سنت، ارزهائی بودند که امیرهای عرب ، ترجیح می دادند، مورد بی اعتنائی قرار گرفته اند.
* با وجود این نباید پنداشت که به امریکا سهمی از دلارهای نفتی نمی رسد : از دید پولدارهای بزرگ عربستان و شیخ نشین ها، امریکا همچنان حصار مستحکم کارفرمائی ﺁزاد و کشوری با ثبات سیاسی و اقتصادی است. بنا بر این ، سرمایه های خود را به امریکا می برند. چنانکه میلیاردری که " شاهزاده " ولید است، سرمایه های عظیم خود را در امریکا نگاه می دارد.
با وجود این ، از لحاظ مالی خالص که بنگریم، می بینیم مؤسسات مالی و صاحبان ثروتهای بزرگ دنیای عرب، از بازار سهام امریکا روی بر می تابند. پائین بودن میزان بهره و پائین ﺁمدن ارزش دلار ، عاملهای رویگردانی از بازار پول و سرمایه امریکا است.
از نظر سیاسی نیز، دارندگان دلارهای نفتی این احساس را پیدا کرده اند که بوش و حکومت او ﺁنها را " شر " و " شیطان " گردانده است. حمله محافظه کاران جدید به پادشاهی های نفتی ، از ترورهای 11 سپتامبر بدین سو، بر بی اعتمادی ﺁنها به امریکا افزوده است. بخصوص فراخواندن حکومت بوش به مسدود کردن ثروتهای این کشورها در بانکهای امریکا، مهمترین سبب رویگردانی از بازار پول و سرمایه امریکا گشته است. بدیهی است این رویگردانی را نباید بیرون رفتن انبوه سرمایه های این کشورها از امریکا گمان برد.
بنا بر ارزیابی کارشناسان ، حجم پولهائی که از امریکا به کشورهای خاورمیانه برده شده و یا در اروپا و ﺁسیا سرمایه گذاری شده اند، قابل توجه است.
|
|
|