در رویاروئی خط ﺁزادی و استقلال با خط استبداد و وابستگی، دانشگاه جای خود را باز یافته است :
انقلاب اسلامی : این فصل را در سه قسمت از نظر خوانندگان میگذرانیم : در قسمت اول گزارشی از ایران می خوانید و در قسمت دوم ، پیدا شدن تمایلها و علت ﺁن را که بحران اندیشه راهنما است و در قسمت سوم اعتراف پیرامون دلایل تعطیل دانشگاه در سال 1359 را می خوانید. این قسمت را از ﺁن جهت ﺁورده ایم که وضعیت کنونی دانشگاه را توضیح می دهد:
گزارش از ایران : نسلی در پی ﺁرمان و اندیشه راهنما:
هيجدهم تير هم گذشت چون روزهاي ديگر ، نه جوانان را شوري ، نه ديگران را شوقي . . .
حقيقت اينست كه آرمان خواهي بزرگترين انگيزه حركت مردم ايران در طول تاريخ بوده است. جامعه شناسي " ما" وابستگي هر حركت بزرگ و اثر گذاري را در ايـن سرزميـن به "آرمـان " نـشان مـي دهد. از "كورش" گرفته تا "ابومسلم خراساني" ، تا انتخاب "امام علي" و . . . در دوران اخير از مشروطه گرفتـه تا مـلي شدن نفت و از ملي شدن نفت تا انقلاب 57 و . . .
به هر دوره كه بنگري هر زمان كه خواست هاي گوناگون جامعه در بستر " آرماني" فراگير همـانند جويها به رودخانه جاري شده اند ، موج ها برخاسته بلند به ارتفاع تاريخ.
جريان روشنفكري جامعة ايراني نيز ، هر گاه به هنگام، "آرمان" ها را شناخته و در ورزيدن و تابيـدن آنها با تار و پود هستي و انديشة جامعه حضورش را تعريف كرده نقش تاريخي خود را ايفا نموده و هـرگاه از درك مناسب "آرمان" ها ناتوان بوده به ناچار دنباله رو حركت جمعي مردم شده است.
از سال 76 كه نسل جـوان كشور به خاتـمي اميد بست تا امـروز كـه " پارادايم اصلاحـات نظام" چنان كه پيش بيني ميشد شكست خورده و اصلاح طلبان درون رژيم بـه بن بست كامـل رسيده اند ، هـر روز فـضاي انديشه پردازان اين " پارادايم" تنگ تر شده. تا جاييكه "آرمان خواهي" را زير سؤال برده اند و چندي است با تزريق " پلوراليسم مخصوص خود" (كه اين يكي را هم از معني تهي كرده اند)جامعه را به حل مسائل متفرق و روزمره خود به دور از آرمان ها مي خوانند.
اما جامعه را شايد بتوان در سه گروه انديشه گي تعريف كرد. گروه اول انديشمندان مرجع جامعـه هستند . اينها با توليد انديشه، راهگشاي حركت جامعه اند. دستة دوم گروه انديشه گسترند. اينان با ارتباط با مراجع فكري دسته اول و همسو با آنان بستر هاي فكري جامعه را تعميق كرده گسترش مي دهند. هم اينان در رابطه مستقيم با مردم به ايجاد جريان فكري و دريافت بازخوردهاي اجتماعي آن نقش آفريني مي كنند.
گروه سوم عموم مردم هستند كساني كه جريان هاي اجتماعي را با پوست و استخوان و جان و عمر خويش حس مي كنند و به دوش مي كشند.
ايران امروز در چه حالي است؟
دسته اول : مباني توليد انديشه
انديشمندان آزاده اي كه محدوده تنگ رژيم و قدرتهاي خارجـي در مـدارهاي بسته گرفتـارشان نكرده و همچنان بر " آزادي و استقلال" پاي فشرده و به توليد انديشه پرداخته اند در سانسور كامل قرار دارند .چرا كه " استراتژيست" هاي نظام قدرت به درستي تشخيص داده اند كه اگر لايه هاي دوم جريان انديشـه بـا ايـن گروه رابطه بيابند و راه برون رفت از مدار بسته رژيم و قدرتهاي خارجي را نشان دهند با خواندن مردم به خود و نجـات ايـران مـوجي بـرخواهد خاست كه " چپ و راست "رژيم را با هم مي برد. اينست كه در دسته اول، انديشمندان آزاده در سانسورند والبته انديشه پردازان جريان" اصلاحات " نيز بيكار نشسته اند و همانطـور كه گفته شد" پايان دوران آرمان خواهي " را ارائه مي دهند. مردم را به حل مسائل متفرق و روزمره خود دعوت مي كنند. بي آنكه بتوانند براي حل كوچكترين مسئله مردم جدا از راه حل هاي عمومي راهی بیابند.
در دسته دوم نيز كساني كه از امكان ارتباطات جمعي برخوردارند بنا بر روال هم فكرانشان در دسته اول به بسط و گسترش "بي آرماني" میپردازند و كساني هم كه معتقد به "آرمان" استقلال و آزادي هستند عمل درخوري كه پيام انديشمندان آزاده سانسور شده را به مردم برساند انجام نداده اند و عموم مردم كه از هر حركت اجتماعي ، سياسي طي سالهاي پس از 76 جز اندوه و سركوب و اختناق و زندان و شكنجه نصيبي نداشته اند اكنون "بي آرماني" پيشه كرده اند و . . . در انتظار.
مردم :
نسل حاضر چون به بيرون از خود نظر داشته تمام اميدش را به " خاتمي و اصلاحات" وا گذاشته. اين نسل باور خود را از دست داده و در مسئوليت خويش نسبت به آينده و سرزمينش تغافل مي كند.
اكثريت دانشجويان از هر حركت سياسي دل زده شده اند. تأمين نيازهاي روزمره و سرخوشي كاذب از سعي در بي خبري از آنچه دوروبرشان مي گذرد همه محدوده فكري آنهاست. تعداد كمي از دانشجويان كه هنوز نسبت به شرايط اجتماعي و اقتصادي و سياسي كشور حساسند چون در سالهاي پس از 1376 تاكنون هر بار حركتي كرده اند از انجام اين حركت هاي تكه تكه بدون پشتوانه خسته شده و اينگونه حركات را تنها و بدون پشتوانه فاقد اثر كافي بر جريان عمومي كشور تشخيص داده اند و همزمان چون از اصلاح ناپذيري رژيم آگاه شده اند از محدوده رژيم بيرون آمده و انديشه هاي راهگشا به آزادي و استقلال ميهن را مي جويند تا ﺁن را باور عمومي بگردانند. اما هنوز به خوبي آن را نيافته اند. اينست كه خواست عمومي مردم (آزادي واستقلال ) روش خود را هنوز نيافته. اين مردم مطمئن از غير ممكن بودن تحول رژيم از درون اما نااميد از يافتن انديشه و نيروي جانشين سردر گريبان فرو برده و تا دست يابي به آن انديشة كارساز و راهبري كه وجدان عمومي ايرانيان از حافظة تاريخي خود بيرونش آورد و با آن باليده شود بي شك عصيانهايي را شاهد خواهيم بود.
عصيـانهايي كه سكـون امـروز بر هـرم آتـش زيـر آن خـواهد افـزود. عصيانهايي كه حاصل بي كفايتي ها، بي مقداري ها و درگيري با انواع فسادها ، آلودگي ها، خيانت ها و جنايتهاست . و اين نسل ، نسلي است كه اگر خود و خواست هايش را در روشنايي نيابد به ناچار با بحران هاي شديدتري روبروست. اين نسل ، نسل بحران است. ولی میتواند نسل بي "آرمان" نباشد و از بحران، بادست خود و با اندیشه ﺁزادی بدر آید
نامه به کمیسیاریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد، خانم لوئیز ﺁربور و بروز دو تمایل مدرن و سنتی :
در حالي پنجمين سال از تهاجم نيروهاي انتظامي وشبه نظامي حاکميت به خوابگاه دانشجويي کوي دانشگاه تهران و تبريز که منجر به کشته شدن يک نفر به نام عزت ابراهيم نژاد و نابينا شدن آقاي جمالي دانشجوي رشته پزشکي دانشگاه تهران و مضروب و زنداني شدن صدها نفر از دانشجويان شد، پشت سر مي گذاريم که از آن تاريخ تاکنون هيچ مرجع قضايي در داخل کشور قضاوت عادلانه اي در مورد اين پرونده انجام نداده است و هنوز هيچ فرد يا نهادي به عنوان مسئول حمله به دانشجويان بي دفاع در نيمه هاي شب رسما معرفي نشده است و اين در حالي است که با وارونه سازي اين پرونده پس از گذشت پنج سال هنوز تعدادي از دانشجويان به دليل اعتراض به اين فاجعه در زندان بسر مي برند
1 - شرح واقعه: در آخرين ساعات شامگاه پنج شنبه 17 تير 1378 تعدادي از دانشجويان در اعتراض به توقيف روزنامه سلام و ايجاد محدوديت هاي جديد براي مطبوعات در مجلس پنجم ، راهپيمايي آرامي را برپا نمودند و اعتراض خود رانسبت به تحديد و از بين رفتن آزادي بيان و مطبوعات اعلام داشتند. به دنبال برگزاري اين راهپيمايي نيروهاي انتظامي به همراه تعداي از نيروهاي شبه نظامي لباس شخصي به کوي دانشگاه تهران حمله نمودند و دانشجويان را در حالي که مشغول استراحت بودند به شدت مضروب نمودند. در مواردي دانشجويان را از طبقات به پايين پرتاب کردند. بر اثر اين حملات يک نفر به نام جمالي نابينا شد و در ادامه درگيري ها در شامگاه 18 تير، عزت ابراهيم نژاد کشته شد(رسما اعلام شد).و اين در حالي است که مطبوعات آن زمان آمار کشته شدگان را بيش از اين اعلام کردند.
2 - نحوة رسيدگي: پس از برگزاري جلسات مکرر دادگاه نهايتاً به جز دو نفر که يکي به دليل تمرد از دستور مافوق و ديگري به دليل سرقت ريش تراشي برقي ساير متهمين اين پرونده تبرئه شدند. به طوري که تا کنون هيچ فرد يا ارگاني به عنوان مسئول حمله به کوي دانشگاه و کشته شدن عزت ابراهيم نژاد معرفي و مجازات نشده است و نتيجه آن شد که وکيل پرونده دانشجويان دکتر رهامي وشيرين عبادي ( برنده جايزه صلح نوبل) ممنوع الوکاله و بازداشت شدند و علي افشاري دبير سياسي وقت دفتر تحکيم وحدت، با شکايت سردار لطفيان فرمانده نيروي انتظامي کشور به يک سال حبس محکوم شد و هنوز نيز پرونده وي در جريان است.
3 - نحوه برخورد با دانشجويان: پس از اين فاجعه با واروونه شدن فاجعه 18 تير، صدها نفر از دانشجويان دانشگاههاي تهران و جوانان معترض نسبت به حمله به کوي دانشگاه تهران همراه با اعمال خشونت فراوان بازداشت شدند و بعضا حاکميت، با صدور احکام سنگين بدوي همچون حکم اعدام و زندانهاي طولاني مدت براي دانشجويان و جوانان، سعي در ايجاد فضاي وحشت و ارعاب در جامعه و خاموش کردن صداي اعتراض آميز و آزاديخواهانه دانشجويان کرد. هر ساله نيز در سالگرد اين فاجعه مسئولان امنيتي و انتظامي با ميليتاريزه کردن شهرهاي بزرگ اقدام به بازداشت دانشجويان و روشنفکران مي نمايند. بويژه در سال گذشته در آستانه 18 تيرماه تعداد 4000 نفر از دانشجويان و مردم وآفايان رضا عليجاني، هدي صابر، تقي رحماني، عبدالله مومني، مهدي اميني زاده، رضا عامري نسب، پويا محموديان، مهدي حبيبي، حجت شريفي، آرش هاشمي،سعيد رضوي فقيه، مجتبي نجفي و ...از فعالان سياسي و دانشجويي بازداشت شدند که رضا عليجاني،هدي صابر و تقي رحماني و پيمان پيران از سال گذشته تاکنون در بازداشت به سر مي برند و احمد باطبي، منوچهر محمدي، اکبر محمدي، عباس دلدار و ... از 18 تير 78 تا کنون در بازداشت به سر مي برند. در حالي که مطابق بند 9 اعلاميه جهاني حقوق بشر هيچ کس را نباید خود سرانه توقیف و زندانی کرد.
4 - شکنجه دانشجويان و روشنفکران بازداشت شده: آنچه بيش از هر چيز عرياني اين ستم آشکار را بر همگان نمايان مي سازد، افشاي فشارهاي غير انساني براي گرفتن اقرار و اعتراف از بازداشت شدگان است. تعداد زيادي از دانشجويان بازداشت شده پس از آزادي اعلام کرده اند که عمدتاً در طول دوران بازداشت در مورد آنها شکنجه هايي از قبيل زندان هاي انفرادي طولاني مدت، ضرب و شتم، تحقير و توهين و بي خوابي هاي طولاني مدت اعمال شده است و شکايت آنها به نهادهايي نظير کميسيون اصل 90 مجلس شوراي اسلامي و ساير نهادهاي مسئول قضايي در داخل کشور نتيجه اي در بر نداشته است. در حالي که مطابق ماده 5 اعلاميه جهاني حقوق بشر و ماده 7 ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي و اصل 38 قانون اساسي ايران هيچ کس نبايد شکنجه شود یا مجازاتهای زد انسانی و تحقیر ﺁمیز بشود.
5 - سلب حق برگزاري آيين هاي يادبود اين فاجعه: لازم به توضيح است که هر ساله مسئولان انتظامي و امنيتي و نهادهايي مانند شوراي عالي امنيت ملي در سالگرد اين فاجعه با امنيتي کردن فضاي جامعه و اعمال قوانين محدود کنندة آزادي هاي مدني و اجتماعي حق برگزاري آيين هاي يادبود اين فاجعه را از دانشجويان و مردم سلب مي نمايند. به طوري که ،امسال، 3 ماه قبل از 18 تير ماه به بهانه کنترل ترافيک، حجم وسيعي از نيروهاي امنيتي و نظامي و گارد ضد شورش،حضور رعب انگيزي در خيابان ها و ميادين شهرهاي بزرگ ايران داشتند.
● به دنبال انتشار نامه ، سه تن از اعضای شورای مرکزی دفتر تحكيم ، سعيد رضويفقيه ، مهدي مومني و مجيد حاجيبابايي" ، نگارش نامه به كميسارياي عالي حقوق بشر سازمان ملل متحد،را تکذیب کردند. در برابر، اعضای دیگر نوشتن نامه را تصدیق و موافقت 48 دانشگاه را با ﺁن اعلام کردند. در نتیجه، سعید رضوی فقیه استعفاء کرد و معلوم شد که تحکیم وحدت به دو تمایل سنتی و مدرنن تقسیم شده اند :
● دفتر تحکيم، دو سال پيش، دچار یک انشعاب شد و انجمن های اسلامی دانشجويان تعدادی از دانشگاه ها، که در مجموع مواضعی محافظه کارانه تر نسبت به شرایط کشور و کل نظام داشتند، طيف شيراز اين تشکل را پديد آوردند. طیف بزرگتر که در برگیرنده انجمن اسلامی بیشتر دانشگاههای ایران است ، به طیف علامه معروف شد و خود از دو فراکسيون سنتی و مدرن تشکیل شده است . این دو طیف پس از انشعاب طیف شیراز با تاخیر زیاد عاقبت در نشستی در اواخر ارديبهشت ماه امسال در دانشگاه خواجه نصير تهران در پی دستیابی به تفاهم با يکديگر، اعضای جديد شورای مرکزی تشکل خود را انتخاب کردند.
دو فراکسیون مدرن و سنتی طیف علامه بر سر نظرگاههای مختلفی که نسبت به اصلاح طلبان درون حاکميت و ارزيابی که از عملکرد اين جناح دارند ،دارای اختلاف نظرند. فراکسيون سنتی به طيفی از جناح اصلاح طلب، از جمله جبهه مشارکت بسيار نزديک است و حتی تعدادی از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکيم عضو اين حزب هستند؛ از اینرو اين طيف در انتقاد خود از شرايط موجود و کل نظام و همچنین در انتقاد از اصلاح طلبان و عملکرد آنان لحن ملایمی را به کار می گيرد و ازمواضع حزبی جبهه مشارکت دفاع می کند. اما فراکسيون مدرن، ضمن تاکيد بر نقد قدرت و نیز پرداختن و بذل توجه به مقولاتی چون حقوق بشرو دموکراسی خواهی بر شدت و حدت انتقادهای خود از اصلاح طلبان درون حاکميت افزوده است حتی در آخرين بيانيه خود، اصلاح طلبان را به خيانت و پشت کردن به رای ملت متهم کردند.
دوطیف هرچند در مخالفت با جناح راست رژیم هم نظرند ولی در بین خود دارای تفاوت هايی جدی در مبانی فکری میباشند اما تا بحال تحت تشکلی واحد به نام طيف علامه دفتر تحکيم ، در کنار يکديگر باقی مانده اند .
● در 21 تیر ، فاطمه حقیقت جو، در پاسخ به پرسشگر رادیو ﺁلمان ، گفته است : دانشجويان احساس مى كنند كه نظام اصلاح پذير نيست و تصميم آنها اين است كه مطالبات بنيادين جز با تغيير نظام، تغيير قانون اساسى ممكن نيست. آنها معتقدند كه اين نوع مطالبات را بايد پيگيرى كرد، اما مرحله ى پيگيرى چنين مطالباتى به شدت در جامعه ايران دور است و چندان راهكار اجرايى _ عملياتى هم براى پيگيرى ندارند. به همين دليل صرفا در بيانيه هايشان به نقد جريانات اصلاحات و هم جريانات محافظه كار مى پردازند و اين مسايل را در حد بيانيه مطرح مى كنند.
وی افزود: من به دانشجويان حق مى دهم، براى اينكه در طول ۷ سال گذشته جريان اصلاح طلبى را بسيار همراهى كردند. اما به دليل عدم انعطاف ساخت قدرت در ايران و عدم همراهى، اصلاح طلبى در درون ساختار موجود جواب نمى دهد. اين اعتقاد خود من نيز هست. اگر بخواهيم شاهد اصلاحاتى درونزا در جامعه ايران باشيم، جز با تغيير قانون اساسى ممكن نيست...
انقلاب اسلامی : رابطه مردم سالاری با اسلام و روشی که باید در پیش گرفت ، به سخن دیگر اندیشه راهنمائی که هدف و روش را مشخص سازد، در ذهنیت جمعی و بسا فردی دانشجویان هنوز حل نشده است. موافقت با خط ﺁزادی و استقلال همگانی شده است. این امر نیز که محل عمل بدیل مردم سالار بیرون رژیم و درون ایران است، نیز بر همگان معلوم است. اما برای ﺁنکه جنبش همگانی میسر شود ، نیاز به ﺁزادی بعنوان هدف و بیان ﺁزادی بمثابه اصل راهنما است .
|
|
|