هویت جوئی ها در افقی سیاسی که در حال باز شدن است ؟:
انقلاب اسلامی : در ایران امروز، بسیاری دارند هویت سیاسی برای خویش می سازند. در این هویت سازیها، از انقلاب بهمن 57 شروع نمی کنند. به عقب، به دوران نهضت ملی ایران می روند . هم ﺁنها که به استناد ضدیت با مصدق ، به خود هویت می دهند و هم ﺁنها که بموجب جانبداری از نهضت ملی ، خویشتن را در خط ﺁزادی و استقلال میخوانند، بر مبدء تاریخی که خمینی جعل کرده بود، خط قرمز می کشند. دانسته یا ندانسته ، اعتراف می کنند که جنبش ملی ایران تاریخ پیوسته ای افزون بر 150 سال دارد. در طول این تاریخ طولانی، قدرتهای خارجی ، بطور عمده انگلستان و روسیه و امریکا، دستیار استبدادیان در ایران بوده اند. برای نخستین بار، استبدادیان نمی توانند از قدرتهای خارجی در سرکوب جنبش ملی سود جویند. به سخن دیگر، حالا دیگر چون روز روشن است که اگر مردم ایران خود بخواهند، هیچ قدرت خارجی مانع از استقرار مردم سالاری در ایران نمی شود و نمی تواند هم بشود. در چنین افق بازی است که هویت های سیاسی ﺁشکار می شوند و دو صف عمومی در برابر هم قرار می گیرند. لذا، در قسمت اول این فصل، هویت جوئی ها و در قسمت دوم، بخشی از قولهای فراوان در باره بنی صدر را . این قولها را از ﺁن رو ﺁورده ایم که هم بیانگر روشن شدن افق سیاسی کشور هستند و هم شهادت زمان هستند و هم جهتی را روشن تر نشان می دهند که هویت جوئیها معلوم می کنند :
دو هویت سیاسی ، نه از مبدء انقلاب که از نهضت ملی ایران و پیش از ﺁن پدید ﺁمده اند :
● خاتمی ، در نامه " برای فردای ایران " (15 اردیبهشت 1383) ، از جمله ﺁورده است :
" پس از شهريور 20، به ويژه در آغاز دههي 30 با پيدايش وضعيت جديدي كه نهايتا منجر به نهضت ملي شدن نفت و حضور همآغوش دين و آزادي شد، اميدهاي تازهاي در كشور بوجود آمد. متأسفانه در اين نهضت همكاري كاشاني و مصدق ديري نپاييد؛ عدهاي غربزده تحت نام مصدق و عدهاي فرصتطلب و آزاديستيز زير نام كاشاني حركت اصيل مردم را دزديدند و رهبران را نيز از صحنه خارج كردند. مصدق متهم به تسليم و كرنش در برابر دربار و وابستگي به آمريكا و خودكامگي شد و كاشاني متهم به آزاديستيزي و ضديت با پيشرفت و وابستگي به بيگانه؛ و منافع ملي نهايتا فداي زمانناشناسيها و بلندپروازيها، توهمها و لفاظيها منعفتطلبيها و تنگنظريها و درگيريهاي بدفرجام و فراهم كردن زمينهاي شد كه در آن انگليس و آمريكا حتي به سادگي موفق به انجام كودتاي ننگين 28 مرداد 32 شدند.
انديشهي ماركسيستي در قالب حزب توده، با رواج دادن رفتارهاي تخريبي و ادبيات تند و ناسازگار با منافع ملي، انديشههاي غربگرا و غيرديني با اصرار بر جنبههاي اختلافانگيز و بالاخره طيف خطرناكي به بهانهي مخالفت با هر دو، فضاي اجتماعي را آشفته و مردم را دلسرد و مأيوس كردند و جريان نهضت ملي را به شكست كشانيدند. جالب توجه اين كه هر سه طيف نقطهي فشار خود را مصدق قرار دادند كه ترديدي در آزاديخواهي و انديشهورزي و تلاشش در مسير منافع ملي نيست، ولو اين كه مثل هر انسان ديگر دچار اشتباهاتي شده باشد."
انقلاب اسلامی : این هویت طلبی رنگ ،باخته و پر غلط خاتمی ,- از جمله در باب رویاروئی مصدق و کاشانی بر آنها که در خط سید ضیاء یا استبداد وابسته هستندگران ﺁمده است . محسن دعاگو - که انقلاب اسلامی معرفی نامه اش را در اختیار خوانندگان گذاشت - به او پاسخ داده است :
● در نامه سرگشاده محسن دعاگو، " امام جمعه " شیمرانات، به محمد خاتمی ، مورخ 27 اردیبهشت ، از جمله ﺁمده است :
جبهه فكري سازگار با سرشت خدائي و فلسفه آفرينش مجموعه هاي انساني با نگرشها و گرايشهاي مدني و انقلابي در حوزه خردورزي و گرايشات فطري شكل ميگيرد جبهه اسلام و انقلاب را ميسازد ودر جبهه مقابل ملي گرائي بستر حقيقي پيدايش و رشد و گسترش آزاديخواهي مرزناشناس فردي (ليبراليسم) ، تكثر طلبيهاي هويت سوز فرهنگي (پلوراليسم) و دين ستيزيهاي ريشه دار و قدرت مدار تاريخي (لائيسم و سكولاريسم)است و در نگرشي واقع بينانه و كارشناسانه همه باورها و گرايشهاي زاويه دار با انديشه ديني و آئين مدني در ملي گرائي و فرهنگ سازيها و ساز و كارهاي ناسيوناليستي است .
مهمترين درس فتنه آموزان استعمارگر به حاكمان فاسد و بيدادگر مبارزه با فرهنگ ديني و آرمانهاي ملي و انقلابي با تكيه برملي گرائي است و دليل اصلي و حقيقي روياروئي رضاخان و فرزندش محمد رضا با مدرس و كاشاني و امام اجراي همان تعاليم و اطاعت همان فرامين است.
توجه به ساختار ملي گرائي و پيوست و گسست ملي نمايان مصدقي با رژيمهاي استبدادي و عاملان قدرتهاي استكباري بهترين نشانه وحدت و همسوئي آنها در باورها و مواضع فرهنگي سياسي و اختلافشان در تصرف و تقسيم قدرت و منافع و مصالح باندي و گروهي است.
مصدق ، رضا خان و محمد رضا شاه مليت را جدا از اسلام مي خواستند و حكومتهاي ارتجاعي و استبدادي سرود و پرچم ايران را نماد و نمودار هويت مبتني بر مليت قرار دادند ، كاشاني ، مدرس و امام به مليتي پويا و شكوفا در نگاه و پناه اسلام و نقش آفرين در كرامت و مدنيت مسلمانان مي انديشيدند و اين گرايش و نگرش در دو سوي جبهه انقلاب و ارتجاع خط خداگرائي را از خط ملي گرائي جدا كرد و به تقابل حقيقي و تاريخي مدنيت و بدويت استمرار بخشيد .
يكي از ويژگيهاي ممتاز و الگو ساز در تاريخ انقلاب اسلامي جبهه شناسي سياسي و مواضع انقلابي حضرت امام (ره) است كه هم اكنون حلقه اتصال و رشته ارتباط بين امام و امت و شفاف ترين معيار بازشناسي انقلاب از ارتجاع و گزينش انديشه و منش و پيدايش و پيمايش خط امام است .
امام جبهه مدرس و كاشاني را ستود از تاييد جبهه ملي نهضت آزادي و جريان ملي گرايي خودداري كرد و در وصيت نامه سياسي عبادياش ملت ايران را از خطرات تسلط اين جريان سياسي بر عرصه هاي حكومتي آگاه ساخت.
جناب آقاي خاتمي متاسفانه نگاه شما به تحولات سياسي دوران كاشاني و مصدق تا مقطع كنوني تاييد وتقويت مستقيم و غير مستقيم جريان ملي گرايي و روشنفكر نمايي به رهبري مصدق و تضعيف و تخريب جريان دين گرايي و حق مداري به رهبري مدرس و كاشاني و امام است.
تحليل تحولات سياسي از زمان مصدق تا عصر حاضر واز نهضت مشروطه تا انقلاب اسلامي نقطه مناسبي است براي شناسائي و رديابي نگاه و ديدگاه شماوفلسفه حقيقي نگارش نامه اي براي فردا.
در دوران مشروطيت مصدق بي ارادت به دين و دينداري بر امواج سياسي برآمده از ايثار دينداران سوار شد قدرت سياسي را بدست گرفت و در برابر سياست اصلاحات فرهنگي و مبارزه با ناهنجاري وناهنجارگرائي ايستاد ملي نمايان بيگانه گرا و واپسگرايان مدنيت نما اطرافش را گرفتند.
تقابل دنيا مداران متحجر با خدامداران متمدن و دين ستيزان مرتجع بادينداران انقلابي به شكل گيري حاكميت نظام ستم شاهي انجاميد ياران آيه الله كاشاني درجبهه انقلاب وياران مصدق درجبهه ارتجاع ايستادندواين تقابل تا پيروزي انقلاب اسلامي بارهبري امام خميني (ره) و تشكيل جمهوري اسلامي پيشرفت.
ياران ديروز آيه الله كاشاني و فدائيان امروز امام خميني (ره) جبهه جهاد و ايثار را تشكيل دادند و در برابر استكبار و ارتجاع و فساد و بيداد ايستادند و براي دفاع از استقلال و عزت و اقتدار ايران اسلامي هزاران شهيد ، جانباز و آزاده تقديم كردند.
امروز همين مجموعه بهاي پايبندي به ميثاقهاي ملي و پايداري در برابر متحجران واپسگرا را مي پردازند بر تربت شهيدان با عرفان و خلوص تمام سجده ميكنند، بر ادامه راهشان پاي مي فشارند و شكر توفيق پايداري در برابر دشمنان عزت و اقتدار ملي را هرگز از ياد نمي برند.
ياران مصدق جريان ملي نمائي را فعال كردند. در جبهه ارتجاع و نفاق متشكل شدند دولت موقت و رياست جمهوري بني صدر مظهر همكاري ، همسوئي و هماهنگي جبهه ملي ، نهضت آزادي ، سازمان منافقين ، سلطنت طلبان و همه دشمنان داخلي و خارجي جمهوري اسلامي ايران شد .
انقلاب اسلامی : بدیهی است که نوشته دعاگو موضع تمامی " خط سید ضیاء " یا استبداد و وابستگی است. و از ﺁنجا که عقل زور مدار غافل است که با تخریب خود شروعی می کند، واقعیت مهمی بر قلم او جاری می شود و ﺁن اینکه الف - دو هویت در جریان تاریخ معاصر ایران ، یکی در مخالفت با استبداد و وابستگی و دیگری در موافقت با ﺁن پدید ﺁمده اند . این دو هویت در جریان مبارزه مردم ایران برای استقلال از سلطه قدرتهای خارجی و ﺁزادی از استبداد ، بوجود ﺁمده اند . ب - بنا بر این واقعیت، ملی گرائی ایران در هدف و روش ، بکلی غیر از ملی گرائی سلطه جویانه غربی بوده است. بلحاظ اصل راهنما و تاریخ، بنا بر قول مدرس که گویا خزعلی روحانی نمای کم مایه بدو اعتقاد دارد، ملی گرائی ایرانی ترجمان موازنه عدمی یا زیست در بیرون روابط قوا با قدرتهای خارجی است. از این نظر، بود که مدرس در پیام به احمد شاه ، تأکید می کند : " ﺁنچه ایران را حفظ کرده است ، روح ملیت " است . ج - اما ، بنا بر تاریخ، شاخصهای هریک از دو هویت چه کسانی بوده اند ؟ چه رابطه ای با مثلث زور پرست و سلطه خارجی داشته اند ؟: در نهضت ملی کردن نفت، شاخص خط ﺁزادی و استقلال ، مصدق بود . بنا بر اسناد غیر قابل انکار، کاشانی این خط را رها کرد و به خط استبداد و وابستگی ملحق شد. بنا بر گزارش سیا، کودتای شکست خورده را، در 28 مرداد، بهبهانی و کاشانی به نتیجه رساندند. بنا بر این، متحد شاه سابق و استبدادیان، " روحانیان" استبداد طلب بودند. بطور مسلم ، حزب توده در جریان کودتا، بر ضد کودتا وارد عمل نشد. بطور مسلم دست ﺁویز کودتاچیان شد . بدون کمترین تردید، شوروی سابق، کمترین قدمی در مخالفت با کودتای 28 مرداد برنداشت. بنا بر این مثلث زور پرست در برابر رهبری نهضت ملی ایران قرار گرفت.
در دوران نهضت ملی، خمینی در خط بهبهانی ، یعنی خط کودتا بوده است. بعد از کودتا، همچنان در این خط بوده - واقعیتی که بی اطلاعی از ﺁن، موجب خوردن ضربه ای شد که یکی از عوارض ﺁن، قبضه دولت توسط مافیاهائی است که محسن دعاگو از اعضای ﺁنها است - و به نمایندگی ﺁیةالله بروجردی ، نزد شاه می رفته است. بر سر رفتار با طرفداران کاشانی و بقائی، او با بروجردی بهم زده است. در جریان " انقلاب سفید" ، بهبهانی و خمینی و... با شاه مقابل شده و از ﺁن پس، خمینی ضد شاه گشته است. او در تلگرافی به شاه، دعا کرده بود خداوند ایران را از انقلاب حفظ کند!
و انقلاب را مردم ایران به انجام رساندند. بیان انقلاب ، از زبان او، در برابر جهانیان ابراز شد . با وجود این، با ورود به ایران و استقرار بر سریر قدرت، او تعهد شکست و در پی گروگانگیری، کار او و دستیارانش ، بهشتی و خامنه ای و هاشمی رفسنجانی و... به سازش پنهانی با ریگان و بوش کشید و افتضاح های اکتبر سورپرایز و ایران گیت را بوجود ﺁورد . هم اکنون افتضاح دیگری ببار ﺁمده است که لابد نام " چلبی گیت " پیدا می کند. بدین قرار، در دوران مرجع انقلاب ایران ، شاخص خط ﺁزادی و استقلال ایران، بنا بر انتخاب مردم ایران، بنی صدر شد. برای کودتا بر ضد او بود که با نامزد ریاست جمهوری حزب جمهوریخواه امریکا، سازش پنهانی شد که اکتبر سورپرایز نام گرفت.
کار سازشها و معامله های پنهانی به افتضاح ایران گیت سر باز کرد .در جریان ایران گیت، جنگ 8 ساله ای را ، در سود امریکا و انگلیس و اسرائیل، به مردم ایران تحمیل کردند. واسطه معروف ﺁن افتضاح قربانی فر بود که از عوامل کودتای نوژه بود. نه تنها بختیار و همدستان "سلطنت طلب" او کودتای نوژه را سازمان دادند و زمینه ساز حمله عراق به ایران شدند که پیش از کودتای خرداد 60، شعار بختیار این بود که دشمن اصلی بنی صدر است . در روزهای پیش از کودتا و در دستیاری با کودتاچیان، رادیو بختیار خبر جعل کرد که بنی صدر به کرمانشاه رفته است تا با فرماندهان نظامی طرح کودتا بریزد!
بعد از کودتا، پهلوی طلبها ، در خرید اسلحه ، متحد ملاتاریا شدند. هاشمی رفسنجانی و اشرف پهلوی ، در شرکتهای برادران هندی جاه، سرمایه بکار انداخته اند. و...
بنا بر این ، در کودتای خرداد 60 و بعد از ﺁن، بخشی از سلطنت طلبها متحد ملاتاریا بوده اند. حزب توده و فدائیان خلق اکثریت نیز ، در کودتا ، متحد ملاتاریا بودند و بهای سنگین این اتحاد را نیز پرداختند.
بدین سان، در این نامه سرگشاده، مافیاهای نظامی - مالی که اینک ملاتاریا دارد ﺁلت فعلش می شود، الف - اعتراف می کنند که تاریخ رویاروئی دو خوط استقلال و ﺁزادی و استبداد و وابستگی (خط سید ضیاء) ، نه انقلاب ، که دست کم از مشروطیت شروع می شود. بنا بر این، تاریخ سازی خمینی شکست خورد و ب - یکی از دو طرف عامل قدرت خارجی بوده است. ﺁن طرف را واقعیتها و اسناد فراوان و پوزش خواهی وزیر خارجه امریکا و افتضاحها که بطور مستمر رو شده اند و می شوند معرفی می کنند.ابهامها از میان برخاسته اند و یکبار دیگر، دو خط با یکدیگر رویا رو شده اند. از ﺁنجا که این استبداد واپسین مقاومت استبداد تاریخی ایران است و پایه های داخلی و خارجی ﺁن فرو شکسته است و از ﺁنجا که جامعه ایرانی این بار، روشن می داند که چه می خواهد، در این ﺁخرین مصاف، شکست استبدادیان قطعی است .
●سعيد رضويفقيه، عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت(طيف علامه)، در نامهاي به نامهي اخير ابراهيم يزدي و همفكرانش پاسخ داد.
سعید رضوی فقیه ، در نامه جوابیه خود به نامه دکتر یزدی نوشته است : بيترديد گفتوگوهاي همدلانه و حسن سلوك متقابل ميان تشكلها نه تنها ناشي از نزاكت سياسي و بلوغ مدني بلكه برخاسته از پيوندهاي عميق و ريشهدار فكري و سياسي است. در نگاه بسياري از دانشجويان آزاديخواه و روشنبين فعال در انجمنهاي اسلامي و دفتر تحكيم وحدت، زنده ياداني چون سحابي و بازرگان علاوه بر آن كه بنيانگذاران نهضت آزادي بودهاند، پدران روشنفكري ديني و از پيشگامان روشنگري سياسي در تاريخ معاصر ايران نيز به شمار ميروند. از اين منظر ما اين بزرگواران را صرف نظر از تعلقات رسمي به تشكل متبوع شما در كنار چهرههاي درخشاني چون طالقاني و شريعتي بخشي از هويت تاريخي خود تلقي كرده و حتي درعبور از مرزهاي فكريشان خود را وامدار سرمايهي معنوي آنان ميدانيم.
در بخشي ديگر از اين نامه آمده است : بر راهبرد تشكيل جبههي فراگير دموكراسيخواهي و سازماندهي نيروهاي مردمي براي تداوم مبارزات مسالمتآميز و مدني در چارچوب برنامهي جمهوريخواهي تاكيد كرده و از تداوم مماشاتهاي منفعلانهي اشخاص يا جرياناتي كه از سر طمع، ترس يا توهم همهي راهبردها و راهكارهاي مقدور و ممكن را محدود و مقيد ساختهاند، اظهار تاسف ميكنم.
● و دکتر یزدی ، در همایش "فرجام اصلاحات، استراتژي آيندهي اصلاحطلبان " در دانشگاه صنعتی شریف گفته است : از آغاز انقلاب دو جريان اساسي در انقلاب نقش داشتهاند : يك جريان سنتگرايان و بخش ديگر روشنفكران ديني بودند. سنتگرايان كه از سال 40 به بعد حضور داشتند اگرچه با استبداد سياسي و استيلاي خارجي مخالف بودند، اما به مردمسالاري نيز اعتقادي نداشتند، آنها ميخواستند نظام سلطنتي به حكومت اسلامي از نوع خلافت تغيير كند، اما گروه ديگر به حاكميت ملتمحور اعتقاد داشتند و همه شهروندان را داراي حقوق مساوي ميدانستند.
● علی افشاری در همان همایش، گفته است : برنامهي دوم خرداد و جنبش اصلاحات عليرغم همهي برنامههاي خود شكست خورده و جنبش اصلاحات پايگاه اجتماعي خود را در ميان مردم از دست داده است.
برنامهي دوم خرداد ايجاد دموكراسي و حل معضلات در جامعه بود و فكر ميكرد ميتواند تنها با تغيير معاونين و مديران آن را حل و به مرحلهي اجرا برساند اما در اين 7 سال فهميد اين طوري نميتوانند شرايط و فضا را تغيير دهند من انتخابات آينده (ریاست جمهوری ) را مثبت نميدانم، با تجربهي قبلي اتفاق خاصي روي نميدهد، اگر فرض را بر اين بگذاريم كه هيچ رد صلاحيتي صورت نميگيرد و مردم راي ميدهند فردي مانند خاتمي چه كار ميخواهد بكند؟
دو نوع ديدگاه را در مورد خاتمي مطرح كرد؛ يكي خاتمياي است كه از وزارت ارشاد استعفا كرد و ديگري عملكرد هفت سالهي خاتمي.
وي معتقد است: خاتمي به نظر من كسي نبود كه در دوم خرداد 76 تصور ميكرديم؛ ايشان مسير خود را از مردم جدا كرد.
● انصاری راد که در مجلس ششم ، رئیس کمیسیون اصل 90 بود و سایت دریچه او را طرفدار بنی صدر می خواند، در اجتماعی از دانشجویان با اشاره به نهضت ملي شدن صنعت نفت گفت: اين نهضت با اصلاحات و دولت خاتمي و مجلس ششم قابل مقايسه نيست. بعد از كودتاي 28 مرداد تصور از جمهوري يك مفهوم مغشوش و مشكوك تلقي ميشد و همراه لامذهبي بود اما امروز چه؟ كودتاي 28 مرداد را سياسيون و بخش اقليتي متوجه شدند اما در جريان اصلاحات اينطور نبود.
در كجاي دنيا ملتي با آرامش و آسوده به مقصد نهايي كه حاكميت ملي رسيده است؟ من معتقد به خشونت و نقض قانون نيستم. آن را مضر و غيرمفيد براي هميشه ميدانم . اما در عين حال فكر ميكنم اگر زندان ميرفتم چه ميشد؟ اگر عدهاي بالاتر از من بازداشت و زندان ميرفتند چه ميشد؟ امروز چه ميشود؟
خروج از حاكميت به چه قيمت؟ با چه قيمتي بهترين فرزندان كشور را از عرصهي انتخابات خارج كردند؟ به چه قيمتي چهرههاي متدين و فرزندان نجيب را از عرصهي انتخابات خارج كردند؟ به چه قيمتي و چه اسمي بر آن گذاشتند؟ براي تحقيق به خانهي كساني ميفرستادند كه از عنفوان جواني براي تشكيل حكومت اسلامي مجادله كردند و از همه چيزشان استفاده كردند.
● اما هویت مجلس هفتم ؟ این مجلس را " مجلس رضاخانی " و مجلس فرمایشی نام نهاده اند : در 7 حرداد که این مجلس افتتاح شد، تحمل گزارش " وزیر" کشور در بارۀ انتخابات را نیاورد . با ﺁنکه " وزیر" خود سانسوری لازم را بعمل ﺁورده بود، مجلس مافیاها " توی دهن او زد ". گزارشهایی که در باره هویت این مجلس دریافت می کنیم، به این مجلس که بوم مافیائی دارد، دو رنگ می دهند :
* خامنه ای از زمانی که رئیس جمهوری و بعد رهبر شد، این اول بار است که - اگر رئیس جمهوری دلخواه خود را نیز تحمیل کند - قوای سه گانه را بطور کامل در اختیار می گیرد و می تواند بگوید جانشین شاه سابق شده است.
* با ﺁنکه مجلس می گوید مطیع امر رهبر است، اما "رهبر " خود نیز ﺁلت فعل مافیاها است. در حقیقت این مافیاها هستند که دولت را بطور کامل در اختیار می گیرند. بنا بر صاحبان این قول، خامنه ای از یکدست شدن بیشتر از همه وحشت دارد . هم از این جهت که هدف اول و اصلی انزجار مردم و مخالفت همگانیشان می شود و هم از این نظرکه ، بی ﺁنکه مجال مانور داشته باشد، در ساخت قدرتی مافیائی ، جز ایفای نقش ﺁلت فعل کاری از دست او ساخته نمی شود.
بهر رو، در باره هویت این مجلس، انجمن اسلامی دانشگاه امیر کبیر ، در بیانه خود، یادﺁور شده است که
* با پايان كار مجلس ششم، شاهد تشكيل مجلسى فرمايشى از سوى اقتدارگرايان براى تثبيت پايههاى ولايت سلطنت گونهشان بوديم . در معرفی این مجلس، تنها يادآورى شرايط و چگونگى برگزارى انتخابات نمايشى اول اسفند كه در آن از همه ابزار ممكن، از حذف و نظارت استصوابی تا جا بهجايى آراء و استفاده از ضريب و نمودار براى بالابردن دروغين ميزان مشاركت جهت انتصاب جمعی از پيش تعيين شده به نمايندگى مجلس استفاده شده بود، بکار رفت، براى احراز عدم مشروعيت آن كافى است.
● و گزارش جالبی گویای شفاف شدن وجدان جمعی و قوام گرفتن هویت جمعی :
رفت و آمد به داخل كوي دانشگاه تهران اين روزها از رفتن به موزه بانك مركزي ايران نيز مشگل تر شده است دانشجويان از آوردن ميهمان منع شده اند و از سه روز پيش در مقابل 38 مجموعه ساختمان كوي دانشگاه در مقابل هر يك دو افسر وزارت اطلاعات ايران در حال كشيك هستند و به صراحت به دانشجو ها اخطار مي دهند كه هر گونه آشوب و طغياني به شدت سركوب خواهد شد دانشجويان جديدي كه امسال براي اولين بار در ايام خرداد وتير در كوي هستند بسيار هيجان زده و نا آرامند در گفتگو با تعدادي از دانشجويان كوي احساس مي كردم براي هر يك از آنها ( سال 68 تا كنون) حضور در 18 تير و مبارزات علني پس از آن به عنوان يك افتخاري نيك محسوب مي شود. تعدادي ازآنها به صراحت مدعي بودند درگيري هاي ساختگي در مقابل سفارت انگليس در واقع مانورهاي مقدماتي نيروهاي ضد شورش براي مقابله با تجمعات و اعتراضات دانشجويي در آينده نزديك مي باشد . در سطح تهران شب نامه هاي بسياري از مجموعه هاي مختلف سياسي به خصوص گروههاي مختلف مبارز دانشجويي نيروهاي ملي ، شوراي ملي آزاديخواهان ايران و سازمان علم حق و عدالت ( مجموعه اي مربوط به پروفسور ميرزايي ) در حال پخش شدن است بسياري از اين سازمان ها و گروههاي همچون جبهه متحد دانشجويي و جبهه دموكراتيك ايران مردم را براي شركت در تجمعات و اعتراضات سياسي خرداد و تير ماه دعوت مي نمايند . راننده تاكسي با جديت مي گفت اعتراض در مقابل استبداد يك حق طبيعي براي مردم است و اين مسئله دور از انتظار نخواهد بود و يك معلم مي گفت : امروز كليه نيروهاي مردمي موثر در تحولات اجتماعي همچون معلمين ، دانشجويان ، كارگران و دانش آموزان به يك اتحاد تاريخي در ايران دست يافته اند و آن اعتراضات علني نسبت به سياستهاي اشتباه چندين ساله گذشته است . هنرمندان اكثرا خانه نشين و يا در گير تلاش براي ارتزاق و بقا هستند بسياري از آنها حاضر به پذيرفتن شرايط موجود براي فعاليت هنري خويش نيستند يكي از آنها اعتراض به وضع موجود را امري عادي توصيف نموده و مي گفت اگر به آلبوم آثار هنري يك هنرمند در ايران نگاهي بيفكنيم دهها و بلكه صدها اثر اعتراض آميز نسبت به حكومت حاضر ايران ، خواهيم يافت . يك جوان بيكار تهراني معتقد است تنها يك انقلاب مي تواند اين امكان را به او بدهد كه صاحب همسر و مسكن و شغل شود . يك تعمير كار تلفن معتقد است سياست در ايران تنها با نفوذ بازار تهران و نيروهاي شركت نفت ايران و سفارت انگليس تغيير مي كند. اكثر مردم خواهان زندگي آرام هستند اما در عين حال معتقدند با حكومت حاضر آرامشي وجود نخواهد داشت. براي همگان اين احساس وجود دارد كه بايد هزينه اي گزاف براي بهتر شدن شرايط بپردازند . اخبار مربوط به فروش دختران در كشور هاي حاشيه خليج فارس به خصوص خبر روزنامه شرق در مورد فروش دختران در جزيره فجيره امارات متحده عربي آخرين پايگاههاي اجتماعي حاكميت را در ايران ازبين برده است . شك ناشي از آن و هيجان مربوط به شايعات زلزله مردم را به تعمقي عميق فرو برده است. بسياري از آنها سياست هاي غلط اقتصادي و سازمان شهري و كمبود در آمد روزانه و ماهيانه خويش را عامل وضعيت شكننده موجود مي دانند كه در آن منازل مسكوني اكثرا بالاي 25 سال ساخت كه در واقع مخروبه مي باشند. همراه با عدم توان مالي ساخت و ساز مجدد (مگرازسرمايه وزمين خود بگذرند تا در يك شراكتي نابرابر بتواند منزلي كوچك براي خود بسازند) هزينه اجاره مسكن تقريبا تمام درآمد ماهيانه كارمندان و بسياري از كارگران را به خود اختصاص داده است حاكميت با تزريق شك هاي رواني همچون عزاي عمومي براي درگيري هاي نجف و يا تظاهرات نيروهاي بسيجي در حمايت ازمردم فلسطين سعي در انحراف افكار عمومي نسبت به سالگرد درگيري هاي خرداد و تير ماه تهران واكثر شهر هاي ايران را دارد . البته عده اي از دانشجويان معتقدند دامن زدن به شايعات زلزله بيشتر توسط حاكميت است تا بلكه افكار عمومي براي مدتي مشغول خود شود . يك جامعه شناس و استاد دانشگاه در تهران معتقد است ايجاد شك هاي رواني كه قبلا در طي ماهها و هفته ها انجام مي گرفت امروز به صورت روزانه انجام مي شود البته باز هم پاسخگوي رفع پرسشگري مردم نيست . اكثر مردم برنامه هاي صداو سيماي ايران را تحريم و اطلاعات خود را به صورت زباني از يكديگر ، اينترنت و راديو هاي مختلف وآناني كه از مكنت مالي بيشتري برخودارند از برنامه هاي ماهواره اي بدست مي آورند. آنچه بيش از هر چيز ديگري هويدا است نياز توده به يك راهبر دور انديش و قوي مي باشد .
روشنک بهشتی عضو خبرنگاران بدون مرز :
در باره بنی صدر و رویدادها، قولهای امروز قولهای دیروز را تکذیب می کنند: "غائله 14 اسفند" و تعطیل دانشگاه و ولایت فقیه و روحیه ضد امریکائی هاشمی رفسنجانی ؟:
انقلاب اسلامی : فراوانی قولها در باره بنی صدر ، از اردیبهشت سال جاری بدین سو، خود گویای کمتر شدن ابهامها و باز شدن افق سیاسی کشور و روشن شدن هویتها است. در حقیقت، اشخاصی با هویتهائی که در مجموع دو هویت عمومی را تشکیل میدهند ، در باره بنی صدر "تاریخ" ساخته اند یا تاریخ گفته اند و یا نظر داده اند و یا جعل قول و قلب حقیقت کرده اند. از ناسزاهای روزمره که بگذریم، مصاحبه و نامه و مقاله و پخش برنامه و... که ما از ﺁنها مطلع شده ایم ، بدین قرار هستند :
1-آیت الله منتظری و 2 - محسن رضائی (از عوامل کودتا و جنایتها و خیانتها و فسادها در باره جنگ دروغ ساخته است ) و 3 - موسوی اردبیلی (دستیار خمینی در جنایتهای بزرگ و ﺁلوده به فسادهای مالی و... در باره کتاب " غائله 14 اسفند" و تاریخ سازی سخنی گفته است که اعترافی جالب است ) و 4 - محسن دعاگو (عضو مافیای جنایت و خیانت و فساد در پاسخ به خاتمی از رویاروئی دو خط نوشته است ) و 5 - توسلی (دفتر دار خمینی در باب رابطه بنی صدر و خمینی راست را با دروغ پوشانده است ) و 6 - سیمای ضرغامی (فیلم "غائله 14 اسفند " را پخش کرده است ) و 7 - رشیدیان (که یکی از جنایتهائی که در ﺁن شرکت داشته است کشتار سینما رکس ﺁبادان است، مدعی شده است بنی صدر می خواست خوزستان را تحویل صدام بدهد! )و 8 - روزنامه شرق، در باره ترور هاشمی رفسنجانی در سال 58 نوشته است و 9 - همان روزنامه ، در باره "انقلاب فرهنگی " دو مقاله انتشار داده و دو سند به قلم بنی صدر را نقل کرده است. 10 - محمد علی ملکی نامه سرگشاده به خامنه ای نوشته و در ﺁن در باره نقشه حزب جمهوری اسلامی برای تعطیل دانشگاه نوشته است و 11 - نوشته محمد رضا کثرائی در انتقاد از قلب حقیقت توسط صدا و سیمای ضرغامی . و 12 - و این خبر از ایران : اخيراً كتابي در قم منتشر شده بنام " بازخواني پرونده يك رئيس جمهور " به قلم قاسم راوان بخش و به تهيه كنندگي دفتر جريان شناسي تاريخ معاصر- دفتر هشتم - قم كه در قطع پالتوئي و داراي 237 صفحه است و از نحوه به رياست جمهوري رسيدن شما تا به قول خودشان سقوط و عدم كفايت سياسي را نوشته اند 0
البته تكرار همان اتهامات و ناصواب گويي ها است 0
انقلاب اسلامی : بنا بر محتواها، نوشته و گفته ها را دسته بندی کرده ایم. قسمتی را در این شماره و قسمتی دیگر را ، با توضیحهایی که می دهیم، در شماره ﺁینده از نظر خوانندگان می گذرانیم.
● "14 اسنفند " :
* در 12 اردیبهشت، موسوی اردبیلی مصاحبه ای با ایسنا بعمل می ﺁورد و از جمله در باره حمله چماقداران به اجتماع مردم در دانشگاه، در " 14 اسفند 59 " ، سالروز درگذشت مصدق ، می گوید :
"اگر بخواهيم در اين جهات حق مطلب را ادا كنيم، وقت زيادي ميبرد، اما مطلبي را يادآوري ميكنم. تاريخي در انقلاب نوشته شده است، البته آن تاريخ آن وقت كه نوشته و پخش شد، حضرت امام(ره) زنده بود تا ببينند و اگر لازم دانستند تذكر بدهند. آن تاريخ بعد از قضيه دانشگاه بود؛ كه بني صدر سبب شد يا در دوره ايشان بود كه غائله دانشگاه بود و اوضاع بهم خورد و يك كارهايي شد كه شرح آن مفصل است.
من براي آن كه اقلا اين مقدار از تاريخ از بين نرود، در همان دوره به بعضي از قضات دادگستري گفتم كه آن [تاريخ] را از روي پروندههايي كه تشكيل شده بود بنويسيد؛ از خوتان هم چيزي روي آن نگذاريد و من خواهم ديد. آنها آن تاريخ را نوشتند و من نگاه كردم، لااقل چيزي اضافه نشده بود، البته شايد كم بود، يعني به همان اندازه كه در پروندهها منعكس بود. ما آن وقت آن را منتشر كرديم، چون ميدانستم كه بعد از حضرت امام خيلي چيزها دربارهي انقلاب گفته خواهد شد و به هيچ كس نميتوان گفت كه "آن طور نبود"، چون ميگويد كه "نه خير، اين جور بود".
دورهي اول آن مجموعه - ظاهرا 10 هزار نسخه - منتشر و تمام شد؛ دورهي دوم كه آن را ميخواستند چاپ كنند گفتم به محتواي آن دست نزنيد؛ حتي القاب را عوض نكنيد. چاپ دوم آن كتاب هم چاپ شد. نام اين كتاب "غائلهي 14 اسفند؛ ظهور و سقوط ضد انقلاب" و راجع به وقايع دههي اول انقلاب است ".
انقلاب اسلامی : عقل زور مدار با تخریب خود شروع می کند. موسوی اردبیلی ، کسی که در کشتارهای بعد از خرداد 60 ، از جمله اعدامهای روزمره و هر روز چند صد نفر روزهای بعد از انقلاب و ... وکشتار زندانیان در شهریور 67 "رئیس" قوه قضائیه بود و در پی کودتای نوژه، نزد خمینی رفت و بازگشت و گفت : امام فرمودند همه را اعدام کنید و اگر بنی صدر قاطعانه مانع وقوع جنایت نشده بود ، نزدیک به 700 تن از افسران نیروی هوائی و زمینی کشتار می شدند، کسی که بنی صدر در باره او و بهشتی به خمینی گفت: این دو فاقد دو شرط اجتهاد و عدالت هستند، اینک به قم رفته و دم از مرجعیت می زند . او میگوید از زمان مصدق و کاشانی در سیاست بوده است. اما از روابط خود با ساواک شاه کلمه ای نمی گوید و... اینک سخنانی بر زبان می ﺁورد که رسوائی کارش را در تاریخ سازی ﺁشکار می کنند : میگوید ماجرای 14 اسفند کار بنی صدر و یا در دوره او بود و او به برخی قضات دستور داده است از روی پرونده ها ، تاریخ ﺁن دوره را بنویسند. بنا بر این ، 1 - قضاتی که باید بی طرف باشند، تاریخی در 1000 صفحه ، به خیال خود، برضد بنی صدر و دوستان او نوشته اند. 2 - این تاریخ را به استناد پرونده هائی تهیه کرده اند که خود و با شکنجه زندانیان و وارونه کردن حقایق ساخته اند. با وجود این، از ﺁنجا که دروغگو کم حافظه می شود، موسوی اردبیلی یادش نیست که در صفحه 492 ﺁن تاریخ کذائی -که سند محکومیت ملاتاریا است - عامل غائله را "حزب الله " دانسته است : " ﺁنانی که پس از چهاردهم اسفند به دفاع از نهادهای انقلابی برخاسته و حضور ﺁنان را در دانشگاه کتمان می کردند، بی راهه ای غیر معقول انتخاب نموده بودند زیرا شرکت نهادهای انقلابی بر علیه بنی صدر ، با عنایت به حرکات و مخالف خوانیهای ایشان و تدارکی که از پیش از 14 اسفند پرداخت شده بود و از دید حزب الله مخفی نمانده بود ، نه اینکه امری بسیار طبیعی می نمود بلکه حرکتی سازنده بود.
اگر چهاردهم اسفند بدون حضور نهادهای انقلابی و پرخاش ﺁنان ، اگر بدون نعره های حزب الله سرانجام می یافت، اگر بیست و پنجم خرداد 60 بدون یورش فدائیان انقلاب سپری می شد و اگر و اگر ... مسلماً در این اوج از گذرگاه انقلاب گام بر نمی داشتیم."
بدین سان، ﺁن روز افتخار می کردند که غائله را "حزب الله " پدید ﺁورده و "اوج گذرگاه انقلاب" یعنی کودتای خرداد 60 بدست "حزب الله" انجام گرفته است و امروز ، " بنی صدر سبب شد یا در دورۀ ایشان بود "! طرفه اینکه " سیمای ضرغامی " فیلمی از 14 اسفند انتشار می دهد و در گزارش رویدادهای ﺁن روز مدعی می شود : بنی صدر خود سخنرانی خویش را بر هم زد !
* و روزی بعد از انتصاب پاسدار ضرغامی به ریاست صدا و سیما، تلویزیون ایران فیلمی در باره 14 اسفند پخش می کند .
در باره پخش فیلم "غائله 14 اسفند " و ادعای گزارشگر راستگوی " سیمای ضرغامی " ، نوشته محمد رضا کثرائی را نقل می کنیم او، زیر عنوان " بنام مصور تحریف یا برگی از تاریخ ؟ "، (به نقل از سایت ملی - مذهبی ها ) نوشته است :
ديروز عصر تلويزيون را باز کردم و برنامه اي در حال پخش بود با عنوان گذر از بحران نشستم و به تماشاي آن پرداختم البته ميدانستم که سيما معجزه نميکند اما ميخواستم ببينم که ايا کور ميکند؟ديدم بله کور کرد چه کوري انهم کامل .
در اين برنامه به رويداد خشونت بار 14 /12/58 پرداخت که در دانشگاه تهران .برنامه سخنراني رئيس جمهور وقت آقاي بني صدر بر هم زده شد اين برنامه حاوي نکات زير بود
1 - خود اقاي بني صدر مسبب اصلي بر هم خوردن سخنراني خود شد
2 - هوادارانش کساني بودند چون مجاهدين خلق ايران و جبهه ملي و نهضت ﺁزادي و چريکهاي فدائي و...
بني صدر خود موجب تنش شد و از بلند گو دستور بگير و ببند داد
3 - هواداران ايشان به ضرب و شتم گروه مقابل پرداختند
بعد همين رسانه که حرفهاي قبلي اش را فراموش کرد ، گفت که دليل اغتشاش و تشنج معرفي افراد و سمتهايشان از بلند گو توسط رئيس جمهور بود اگر اقاي بني صدر خود براي ايجاد اشوب امده بود پس آن افراد سمت دار در ميان بازداشت شدگان چه ميکردند؟واگر گفتن اسم و سمت موجب تنش شده است آيا اين گمان نميرود که افراد دستگير شده با نيت قبلي آمده بودند ؟
کسيکه ميخواهد با استفاده از يارانش سخنراني خودش را خراب کند که ديگر احتياجي به اينکه افراد شرور را معرفي کند ندارد به يارانش ميگويد که از دم هرکه را نشناختيد بزنيد
اما اينکه معرفي ميکند شايد اين باشد که بخواهد بگويد که کساني که اين سخنراني بهم زده اند چه کساني هستند و از کجا آمده اند ؟
آيا هواداري افراد خاص با گرايشات متفاوت از يک رئيس جمهور که با راي بالا به رياست جمهوري رسيد جرم است ؟ايا بايد همه که از يک نفر حمايت ميکنند داراي يک مرام و مسلک و ايده باشند؟اين طرز فکر اکبند فقط از اذهان کساني متبادر ميشود که بسته هستند و در غالب يک ساني انديشه رشد يافته اند . و بعدها توانستند با انگ و بر چسب به همه به قلع و قمع پرداخته و همه را به نوعي رانده و مجددا حزب رستاخيز را احيا کنند .
و در حلقه و کنارشان اذهان و تصورات ديگران را بر نميتابند و با بستن فضاي ديالکتيک به فضاي تنش و امنيتي پليسي روي مياورند و بعضا با ناامن کردن شهرها و جامعه هر حرفي و فکري را و عملي را سرکوب و همه را در جهت برهم زدن امنيت ملي تلقي کرده و با ابزار قرار دادن افرادي که بينش سياسي ندارند خود به هدف ميرسند .
در حاليکه همه ميدانند که يکي از مشهوران بعداز انقلاب ماشاءالله قصاب است که کم هنر نمائي نکرده اما اين فرد وابسته تا کنون هيچ اسمي از او در خرابکاريهاي اول انقلاب نيامده .
همه انهائي را که تلويزيون نامبرد در مبارزات قبل از انقلاب سهيم بودند حالا چرا حذف شدند بايد ريشه يابي شود ؟
انقلاب اسلامی : بدین سان، استبدادیان ﺁنچه را که مایه فخر خود می شمردند، امروز مایه ننگ خویش می یابند . دیگر "حزب الله " نیست که "حماسه ﺁفرید "، بنی صدر است که خود سخنرانی خویش را برهم زد و...
● تعطیل دانشگاه :
اما در باره دانشگاه و تعطیلش که به قول حسن ﺁیت ، هدف از ﺁن ، محروم کردن بنی صدر از بازوی خویش یعنی دانشگاه بوده است، سخنان و مدارک جدیدی انتشار یافته اند که یکی از ﺁنها، در اختیار ما نیز نبود و بسیار گویا است :
انقلاب اسلامی : روزنامه شرق ، در 28 و 29 اردیبهشت ، به قلم مزدک دانشور ، زیر عنوان "تلاش برای انقلاب در فرهنگ " مقاله ای را انتشار داده است. نویسنده چنانکه که گوئی بنی صدر اطلاع قبلی از تعطیل دانشگاه ها نداشته است، عمل تعطیل را به " حریفان " او نسبت می دهد و مدعی می شود بنی صدر رو دست می خورد . حال ﺁنکه، پس از ﺁنکه بنی صدر موفق شد دست توطئه گران را رو کند ، حسن ﺁیت (نوار دوم ) خطاب به عوامل خود گفته است: بنی صدر توانست نقشه را بر هم بزند. اما نقشه ای را طرح کرده ایم که این بار پدر بنی صدر هم حریف ﺁن نمی شود. بهر رو، در این نوشته ، دو سند وجود دارند که دست وارونه نویسان تاریخ و دروغ سازان را رو می کند :
* رفتارها در راستاى عمل به فرمان شوراى انقلاب توجيه مى شد؛ چنان كه در روز جمعه ساعت ۲ بعدازظهر بنى صدر از راديو اعلام كرد برنامه زير را كه امروز جمعه ۲۹ فروردين ۵۹ به تصويب حضرت امام رسيده است به مرحله عمل در مى آورد:
۱- ستادهاى عملياتى گروه هاى گوناگون دفترهاى فعاليت و نظير آنها كه در دانشگاه ها و دانشكده ها و موسسات آموزش عالى مستقر شده اند ظرف سه روز از صبح شنبه تا پايان روز دوشنبه برچيده شود. چنانچه تا پايان اين مهلت تاسيسات مذكور برچيده نشود، شوراى انقلاب مصمم است كه همه با هم _ يعنى رئيس جمهورى و اعضاى شورا _ مردم را فراخوانده و همراه با مردم در دانشگاه ها حاضر شوند و اين كانون هاى اختلاف را برچينند.
۲- دانشگاه ها و مدارس عالى بايد ترتيبى دهند كه امتحانات تا چهاردهم خرداد پايان يابد و از ۱۵ خرداد دانشگاه ها تعطيل خواهد شد تا فرصت كافى براى تهيه نظام آموزشى مبتنى بر معيارهاى انقلابى داشته باشد. پذيرش دانشجو براساس موازين جديد انجام خواهد گرفت.
۳- هرگونه استخدام در دانشگاه ها از هم اكنون بايد متوقف شود.
* بنى صدر رئيس جمهور وقت در نامه اى كه براى دلجويى از هيات رئيسه نوشت متذكر شد: "اميد است كه نابسامانى هاى جزيى و كلى موجود در اداره دانشگاه ها با همفكرى و همكارى مداوم از ميان برود و به زودى با تصويب قانون استقلال دانشگاه ها نابسامانى موجود تقليل يابد." اينگونه بود كه زمستان مى گذشت.
انقلاب اسلامی : بدین قرار، بنا بر سند اول، 1 - قرار بر ادامه کار دانشگاه تا پایان سال تحصیلی بوده است . 2 - تهیه طرح نظام ﺁموزشی در تعطیلات تابستانی می باید تهیه می شده است. بنا بر سند دوم، از دید بنی صدر، نظام ﺁموزش عالی بر اصل استقلال دانشگاهها می باید انجام می گرفته است. از دید او، اصل راهنما ، در انقلاب فرهنگی ، استقلال دانشگاهها بوده است. اما امر مهمی که نویسنده مقاله و همه کسانی که امروز، سخنان دیروز خویش را یا تکذیب و یا تصحیح می کنند، اینست که از دید بنی صدر، کار اول و فوری این بود که دانشگاه محل چماقداری نشود و دانشجویان نقش چماقداران ملاتاریا را بازی نکند. نقشه حزب جمهوری اسلامی این بود که بنام " دانشجوی خط امام " ، به چماقداران لباس دانشجو بپوشاند. هدف واقعی حضور رئیس جمهوری باتفاق مردم، در دانشگاه، نه تخلیه کردن ﺁن از گروههای مسلح که برچیدن بساط چماقداری بود و به این کار موفق شد. چنانکه از ﺁن روز ببعد، مجریان کودتای خزنده دیگر نتوانستند از "دانشجویان خط امام " استفاده کنند و دانشگاهها از دست ملاتاریا بدر ﺁمدند : از ﺁن روز تا روزی که دانشگاهها موقعیت طبیعی خویش را که ایستادگی در برابر استبداد است، دیگر حتی یک طرح نیست که در پوشش دانشجو انجام بگیرد. در این روزها که مافیاهای نظامی - مالی دارند قدرت را قبضه می کنند، در پوشش "دانشجویان دانشگاه" ، اجتماع بس کم شماری در برابر سفارت انگلستان ، در اعتراض به رفتار جنایتکارانه قوای امریکا و انگلیس در عراق، تشکیل دادند. اما اندک شمار افرادی که گرد ﺁورده بودند، موجب رسوائی استبدادییان شد . زیرا مسلم گرداند که دانشگاهها ﺁزاد نیستند. چرا که اگر دانشگاهها و مردم کشور ﺁزاد بودند و می دانستند که اعتراضشان نسبت به جنایت بر ضد بشریت ، ﺁزادانه بعمل می ﺁید و مایه بهره برداری استبدادیان نمی شود، اجتماعی از میلیونها مردم تشکیل می شد. دانشجو اعتراض به ﺁن جنایتها را از اعتراض به جنایتهای رژیم جدا نمی کند . زیرا می داند اگر ملاتاریا جنایت و خیانت و فساد رویه نمی کرد، انقلاب ایران به هدف خود می رسید و بسا استبداد در عراق بر جا نمی ماند و وضعیتی پیش نمی ﺁمد که در ﺁن، امریکا و انگلیس دست به این جنایتها در عراق بزنند.
* آقای ملکی که پیش از تعطیل دانشگاه در تابستان 1359 ، رئیس دانشگاه بود، در نامه 13 اردیبهشت 1383 خود به خامنه ای ، در باره تعطیل دانشگاه نوشه است :
حتماً از ياد نبردهايد، دبيرسياسی حزبی كه شما از مؤسسين و رهبران آن بوديد. طبق مدارك موجود (كتاب غائلهی چهاردهم اسفند ١٣۵٩، از انتشارات دادگستری جمهوری اسلامی ص ٣٣٩ ـ ٣۵٩) نقشهی هجومِ سياسی به دانشگاهها با نام "انقلاب فرهنگی" و "اسلامی كردنِ دانشگاهها" را برنامهريزی كرد درحالیكه برای همگان از جمله حضرتعالی روشن بود نقشهی بستن دانشگاهها با بهانهی انقلاب "فرهنگی" چه هدفی را تعقيب میكرد. حزب جمهوری و دوستان و همفكرانشان در سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی كه امروز تعدادی از سردمداران و گردانندگانش از سوی دبير شورای نگهبانِ منصوبِ شما به اتهام فساد مالی و اخلاقی و ارتباط با بيگانگان برای مجلس شورا ردصلاحيت میشوند تنها با هدف يكدست كردنِ "قدرت" و از ميان برداشتن و نابودی منتقدان و دگرانديشان و نسلی كه با شناخت و شعور و آگاهی با نظام شاهی مبارزه كرده بود نسلی كه استبداد و امپرياليسم را خوب میشناخت و تاب تحمل ظلم و بیعدالتی از سوی هيچ ديكتاتوری با هر شكل و شمايل را نداشته اين كار را انجام داد و تاوان اين هجوم با نامِ زيبای "انقلاب فرهنگی" و گرفتن قلم و كتاب و كلاسِ درس از دانشجويانِ آن شد كه هزاران دانشجو و استاد به جوخهی اعدام سپرده شدند، دهها هزار از آنها هرگز به دانشگاهها راه نيافتند و هزاران استادِ دانشمند و صاحبنام ناگزير به اقصا نقاط دنيا هجرت كردند و "فرهنگ" كشور دچار خسرانی شد كه پس از ٢۴ سال هنوز آثار آن را در گوشهكنار ايران شاهديم.
انقلاب اسلامی : بدین سان، نقشه تعطیل دانشگاهها را حزب جمهوری اسلامی و بر ضد بنی صدر تهیه کرده بود و به اجرا گذاشت. اگر از روز نخست، موضعگیریها بر وفق حق و حقیقت و نه بنا بر موقع و سود و زیان سیاسی ، بعمل می ﺁمدند، کجا استبدادیان موفق می شدند بر حقیقت لباس دروغ بپوشانند و ابهام ها پدید ﺁورند و مردم و بخصوص جوانان را گیج کنند و پایه های استبداد خویش را محکم بگردانند؟
● و روزنامه شرق ( 9 خرداد 83) زیر عنوان " ترورهای سیاسی 58 ، ماجرای سوء قصد به هاشمی رفسنجانی ، هاشمی رفسنجانی را به استناد قول بنی صدر، ضد امریکائی کرده است :
"ابوالحسن بنى صدر، رئيس جمهور سال هاى بعد، از قوى بودن روحيه ضد آمريكايى هاشمى رفسنجانى مى گويد و اين ترور را نيز متوجه توطئه آمريكا مى داند."
* اما 1 - ﺁن روزها، روزهای اول انقلاب، روزهائی بودند که دلها پر از شوق و سرها پر از شور بودند. حرص قدرت طلبی کار را به گروگانگیری و معامله پنهانی بر سر گروگانها و کودتا و جنگ 8 ساله و ایران گیت و... نکشانده بود. ﺁن روز ، بنی صدر ظن جانبداری از امریکا نیز به هاشمی رفسنجانی و دیگر گردانندگان حزب جمهوری اسلامی نمی برد. این امر که رفسنجانی و امثال او به بیراهه سازش پنهانی با امریکا و خیانت و جنایت و فساد رفتند، خود دلیل که هدف کردن قدرت روحیه ضد امریکائی را روحیه سازش با امریکا می کند. همانطور که سازمان مجاهدین خلق مبارزه مسلحانه خود را با ترور مستشاران نظامی امریکا شروع کردند و کارشان به جاسوسی برای رژیم صدام و همزمان جاسوس سیا در این رژیم شدند.
* در نوشته های بنی صدر اثری از این اظهار نظر نیافتیم. بر فرض که بنی صدر این نظر را اظهار کرده باشد، استناد به ﺁن ، بعد ازﺁنهمه کارها ، از خیانت و جنایت و فساد که هاشمی رفسنجانی و مافیای او در طول ربع قرن انجام داده اند، از چه رو است؟ ﺁیا زمینه سازی برای توجیه حمایت از نامزد ریاست جمهوری او است؟ ﺁیا به این دلیل است که برخی از "اصلاح طلبان" به این عذر که ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی مانع از "یکدست شدن" دولت مافیاهای نظامی - مالی می شود، ﺁماده می شوند از این نامزدی حمایت کنند؟ و
* موسوي اردبيلي در پاسخ این پرسش ایسنا (همان مصاحبه 12 اردیبهشت ) که ﺁیا از ﺁمدن هیأت مک فارلین به ایران ، پیش از ورود ، کسی اطلاع داشت یانه، گفته است :
" قبلاً هيچ كس مطلع نبود، آنها مخفيانه آمده بودند، حالا اين كه افراد در باطن خبر داشتند را نميدانم، ولي من خبر نداشتم، حضرت امام هم خبر نداشت، ما بعد از آمدن آنها خبردار شديم كه آنها با تمهيداتي آمده بودند كه صدمه نخوردند."
انقلاب اسلامی : اگر او خبر نداشته است و هاشمی رفسنجانی و خامنه ای، بدون اطلاع خمینی مک فارلین را و هیأت همراه او را به ایران ﺁورده اند، پس، الف - خمینی ﺁلت فعل بوده و ولایت مطلقه را هاشمی رفسنجانی و خامنه ای داشته اند. و ب - هم در دورۀ خمینی موسوی اردبیلی را کنارگذاشته اند. اما راست نمی گوید که خمینی خبر نداشته است. مدارک فراوان مسلم می کنند سخن او راست نیست . از جمله، 1 - خمینی از سئوال 8 " نماینده" در باره ﺁمدن هیأت به ایران بر ﺁشفت و ﺁنها را "پوچ" خواند. 2 - در خاطرات آیت الله منتظری میخوانیم که وقتی او با احمد خمینی از ﺁمدن هیأت مک فارلین سخن بمیان می ﺁورد، احمد می پرسد: شما از کجا مطلع شدید؟ و 3 - سید حسین موسوی، " نخست وزیر " وقت ، نامه اعتراضیه منتشر کرد و خمینی به او تشر زد و...
● مخالفت بنی صدر با ولایت فقیهی که مطلقه شد :
* شیکاگو تریبون با آية الله منتظرى مصاحبه ای به عمل ﺁورده و از جمله، از او پرسیده است:
آيا شما با افراد ملى گرا چون بنى صدر تبادل نظر داشته ايد؟ :
آقای منتظری پاسخ گفته است : در مجلس خبرگان قانون اساسى با آقاى بنى صدر تبادل نظر داشتم . البته اختلاف نظراتى هم وجود داشت ولى اهل جنگ و جدال نبوديم . وقتى به پاريس براى ديدار آية الله خمينى رفته بودم، ايشان براى من منزل تهيه كردند. ايشان عمده اختلاف نظرشان درباره ولايت فقيه بود.
درباره خبرگان قانون اساسى اين نكته را بايد مدنظر داشت كه اعضاى آن ، سابقه قانون گذارى نداشتند و توجه نداشتند كه سرانجام تصويب بسيارى قوانين چه خواهد شد و چه تضادهايى را در پى دارد. آنچه كه براى آنان اهميت داشت حفظ قداست و موقعيت شخص آيت الله خمينى بود .
* در دهم اردیبهشت، شاخه جوانان حزب مشارکت، نزد آقای منتظری رفتند و او گفت :
" من با ولايت مطلقه فقيه مخالفم و دربازنگري قانون اساسي به آن رأي ندادم، و به نظر من اصل 110 قانون اساسي پدر ملت را درآورده است."
انقلاب اسلامی : در پاسخ به شیکاکو تریبون ، در قسمتی که ما زیر ﺁن خط کشیده ایم، منتظری حقیقتی را سر بسته گفته است که نزد پاره ای از روحانیان قم به تکرار گفته است: بنی صدر همه بلاهائی را ولایت فقیه سر ما میﺁورد، به ما می گفت افسوس که ما گوش نکردیم. در این مصاحبه می گوید : به خاطر خمینی اصل 110 را تصویب کرده اند. بدیهی است بنا بر تصویب اختیارات مطلق بود. بنی صدر توانست منتظری را قانع کند و افکار عمومی نیز مساعد نبود، اصل 110 به ولی فقیه اختیارات اجرائی نداد. اگر از دل منتظری بپرسی، جواب خواهد داد، ولایت فقیه غیر مطلقه و مطلقه پدر ملت را درﺁورده است.
تأمل در هویتهای اظهار نظر کنندگان و تاریخ سازان و جاعلان ، الف - خود بروشنی تمام، رویاروئی دو خط، یکی ﺁزادی و استقلال و دیگری استبداد و وابستگی (خط سید ضیاء) و پیروزی خط استقلال و ﺁزادی که خود را در افق سیاسی ایران نشان می دهد، بنا بر این، ترس استبدادیان را باز می گویند. ب - شهادت زمان شفاف است و جای چون و چرا نمی گذارد : دروغگویان دیروز و کتمان کنندگان سالهای پیش و بعد از کودتای خرداد 60 را ناگزیر می کند دروغهای خویش را تکذیب کنند و حقایقی را که پنهان می کردند باز گویند. پیروزی بزرگ و سخت امید بخش ، پیروزی یک تجربه است : ایستادن بر سر حق ، رها نکردن تجربه ، عمل به اصول راهنمای انقلاب، زمان را شاهد پیروزی استقامت کنندگان می کند. زورپرستان را به نقض دروغهای خویش ناگزیر می کند. امروز دیگر جای هیچ تردید نیست که بر ایران، بر وفق اصول استقلال و ﺁزادی ، ولایت جمهور مردم بر قرار می شود.
زدوده شدن ابهامها و روشن شدن فضای سیاسی و دو هویت و خطی که در عرصه ایران رویا رو هستند، مقارن است با روشدن افتضاح جدیدی که هم گویای انحطاط "تنها ابر قدرت " است و هم استمرار روابط پنهانی دو مرد "قوی " رژیم، خامنه ای و هاشمی رفسنجانی را با سلطه جو ترین بخش حزب جمهوری خواه امریکا از پرده بیرون می اندازد :
|
|
|