جنایت بر ضد بشریت بنام دموکراسی و پی ﺁمدهای ﺁن:
انقلاب اسلامی : این فصل را در چهار قسمت از نظر خوانندگان می گذرانیم : در قسمت اول ، جنایت بر ضد بشریت در عراق را این بار ، به استناد مدارکی که حکایت از ﺁگاهی مقامات حکومت بوش دارند ، بررسی می کنیم. در قسمت دوم اثر جنگ را بر تغییر نظر مردم امریکا و مردم عراق و مردم منطقه مطالعه می کنیم. در قسمت سوم ، احتمال شکست امریکا در عراق و در قسمت چهارم ، اثر اینهمه بر روابط امریکا با ملتهای منطقه، این نوبت، ایران و سوریه ، ارزیابی می کنیم. کوشش ما بر اینست اطلاعاتی را در اختیار بگذاریم که بسا به فارسی انتشار پیدا نکرده اند و در رسانه های گروهی بیگانه چه بسا سانسور شده اند :
نقش کارشناسان اسرائیلی در جنایت بر ضد بشریت، در عراق و سازماندهی این جنایت ؟ مقامات حکومت بوش از ﺁن اطلاع داشتند یا نداشتند ؟ :
● گزارش ژنرال تاگوبا : در شماره گذشته ، نکاتی از این گزارش را از نظر خوانندگان گذراندیم. اینک که متن گزارش انتشار یافته است و نکاتی از ﺁن، موضوع پیگیری روزنامه نگاران شده است، بجاست این نکات را از نظر خوانندگان بگذرانیم :
* تنها در زندان ابوغریب نیست که زندانیان شکنجه می شده اند . در عراق و کویت ، کامپهائی از زندانیان عراقی پر هستند. از ﺁن جمله اند، در عراق ، کامپ بوکا و کامپ اشرف (همان که محل استقرار افراد "ارتش ﺁزادیبخش ملی " رجوی است ) و زندان ابوغریت و کامپ کروپر تحت اداره افراد ذخیره و افراد شرکتهای خصوصی طرف قرارداد با وزارت دفاع هستند. جز اینها ، کامپ گانسی و کامپ ویژیلان و...
* پیش از بازرسی گروه ژنرال تاگولا ، دو گروه تحقیاتی ، یکی به سرپرستی ژنرال ژوفری میلر و دیگری به سرپرستی ژنرال ریدر به بازرسی از زندانها و تهیه گزارش پرداخته اند. در گزارش تاگوبا ، این دو گزارش موضوع ارزیابی شده اند. وجود این دو گزارش، بنفسه، حاکی از زشت رفتاری با زندانیان ، از زمانی بسیار زودتر از تعیین ژنرال تاگوبا ، هستند. برای مثال، در ﺁن هنگام که گروه ژنرال ریدر مشغول بازرسی بوده است ، همان شکنجه ها که موضوع بازرسی و گزارش گروه ژنرال تاگوبا بوده اند، در زندانها ، معمول بوده اند .
* با توجه به محتوای این دو گزارش، گروه ژنرال تاگوبا به کار تحقیق در بارۀ وضعیت زندانها ، بخصوص زندان ابوغریب، و انواع شکنجه های رایج می پردازند . از 50 تن از افراد اطلاعات ارتش و پلیس نظامی(دژبان) ، از افسر تا سرباز، و از زندانیان تحقیق می کند . به دستور ژنرال، از بازگشت امریکائیانی که نقشهای مهم در شکنجه ها داشته اند به امریکا، جلوگیری می شود. افراد مظنون، اعترافات کامل بعمل می ﺁورند . زندانیان شکنجه که شده اند را شرح می دهند . مدارک (عکسها و فیلمها و گزارشها و بازجوئیها ) بدست گروه تحقیق می افتند. از سال 2003 ، شکنجه در زندانها ، تحت امر افسران اطلاعاتی معمول شده است . :
* در گزارش، شکنجه ها بدین سان فهرست شده اند :
- در 24 نوامبر 2003، لوچیانا اسپنسر، سرباز، عضو تیپ 205 اطلاعات، در مقام تحقیر زندانی، او را مجبور کرده است لباس خویش را بکند و عریان به سلول خود برود.
- زندانی را به باد مشت و لگد گرفتن و پریدن بر روی پاهای عریان ﺁنها ،
- تهیه فیلمهای ویدئوئی و عکس از زنان و مردان عریان ،
- مجبور کردن زندانیان به گرفتن قیافه های جنسی و عکس برداری از ﺁنها،
- مجبور کردن زندانیان به عریان شدن و عریان نگاه داشتن روزهای متوالی ،
- مجبور کردن مردان عریان به پوشیدن زیرپوشهای زنانه ،
- مجبور کردن گروه زندانیان مرد به استمناء زیر دور بینهای عکس و فیلم برداری،
- ناگزیر کردن مردان عریان به افتادن بر روی یکدیگر و هرم تشکیل دادن و جفتگ زدن بر روی ﺁنها،
- قراردادن زندانی عریان بر روی پیت و گذاشتن یک کیسه شن بر سر او و بعد وصل کردن سیمهای برق به انگشتان و گوشها و ﺁلت تناسلی او ، وانمود کردن که قصد شکنجه با برق را دارند،
- زنجیر و یا قلاده به گردن زندانی عریان انداختن و بند قلاده را بدست زندانبان زن دادن ، برای عکس برداشتن ،
- تجاوز جنسی سرباز امریکائی به زن عراقی زندانی ،
- انداختن سگهای نظامی به جان زندانیان ،
- شکستن لامپهای شیمیائی و ریختن فسفورسنت بر روی زندانیان ،
- تهدید زندانیان با هفت تیرهای 9 میلیمتری پر ،
- ریختن ﺁب سرد بر روی زندانیان عریان ،
- زدن زندانیان با دسته جارو و صندلی ،
- تهدید زندانیان مرد به تجاوز جنسی به ﺁنها،
- اجازه دادن به یک پلیس نظامی برای زدن یک زندانی، کوبیدن او به دیوار زندان و تشدید ﺁزار او از راه تشدید زخم او،
- فرو بردن لامپ شیمیائی و دسته جارو به مقعد زندانی ،
- جلوگیری از به خواب رفتن زندانی : سرباز سابرینا هارمن ، تحت قسم، در باب زندانی که سیمهای برق به انگشتان و گوش و ﺁلت تناسلی او وصل کرده بودند، گفته است: مأموریت من جلوگیری از به خواب رفتن زندانی بوده است. این مأموریت را بدستور افسران اطلاعات انجام داده است. زیرا اطلاعاتیها میخواسته اند زندانیان را وادار به دادن اطلاعات کنند.
و وقتی از گروهبان داویس پرسیده شد چرا مقامات مافوق را از این شکنجه ها مطلع نمی کرده است، پاسخ داده است : من فکر می کردم که اگر این کارها خارج از مقررات باشند، کسی باید چیزی می گفت. علاوه بر اینکه این قسمت از زندان در اداره اطلاعاتی ها بود و ﺁنها این کارها را تأیید می کردند. ﺁنها به ما می گفتند: کاری کنید که زندانی شب بدی را بگذراند . کاری بکن که باید کرد . افسران اطلاعات به سرگروهبان گرنر و سرگروهبان فردریک تبریک می گفتند : کار شما عالی بود، زندانیها اختیار اعصاب خود را زود از دست می دهند و به همه سئوالها جواب می دهند . اطلاعات خوبی به ما می دهند ، به همین روش ادامه بدهید.
* مراکز مختلف که زندانیان عراقی در ﺁنها نگاهداری می شوند و تحت اداره تیپ هشتصدم ذخیره بودند، افراد را بدون ضبط نام و نشان ﺁنها، بدون احراز هویت ، بدون اینکه علت زندانی شدنش معلوم باشد، زندانی می کرده اند . مرکز مشترک بازجوئی این زندانیان را "اشباح زندانی " میخوانند. دست کم یک بار، در زندان ابوغریب، این نوع زندانیان را مخفی می کنند که نمایندگان صلیب سرخ که از زندان بازدید می کردند، از وجود ﺁنها اطلاع پیدا نکنند.
* از 4 ژوئن 2003 تا 26 ژانویه 2004، 17 بار حادثه عصیان و فرار و بستن زندانیان به گلوله روی داده اند و طی ﺁنها ، چندین زندانی کشته شده اند و عده ای امریکائی نیز زخمی شده اند.
* در گزارش از دو شرکت خصوصی که افرادش در زندانها ، در " بازجوئیها " شرکت داشته اند، نام برده شده است : شرکت تیتان و شرکت کاسی .
انقلاب اسلامی : پیش از ﺁنکه به نقش این دو شرکت و متخصصان اسرائیلی در شکنجه به قصد تبدیل انسان به "دون انسان " بپردازیم، این اطلاعات را از
● نیویورک تایمز (9 مه ) می ﺁوریم :
* نخستین شکنجه گاه، کمپ بوکا بوده است : در 12 مه 2003 ، مکنزی که در زندگی معمولی خود، نگهبان زندان بود، برخی از زندانیان عراقی را به کمپ بوکا، در جنوب عراق، برد. در این کمپ بود که نخستین عصیان زندانیان عراقی بوقوع پیوست. زیرا نخست در این کمپ بود که زندانیان عراقی شکنجه شدند . یک زندانی کشته شد . زیرا مکنزی و دو سرباز سخت او را کتک زدند و به زیر لگد انداختند. بنا بر مدارک دادگاه، ﺁنها به دستور مافوق خود، لیزا جرمن ، مرتکب این عمل شده اند.
* در زندانهائی که امریکائیان عراقیها را زندانی کرده اند، برای هر 700 زندانی ، 6 نگهبان وجود دارد:
* زندانهای ابوغریب وکمپ بوکا در جنوب عراق و کمپ کوپر نزدیک فرودگاه بغداد که زندانیان عراقی بلند پایه را در ﺁن نگاهداری می کنند وپایگاه اشرف که محل مجاهدین خلق ایران است که افراد این سازمان در ﺁن نگاهداری می شوند ، توسط 800 زندان بان اداره و نگهبانی می شوند.
* زندان ابوغریب به سه کمپ تقسیم شده است : کمپ گانسی که مشتمل بر 8 بلوک است که در هر بلوک 400 تن زندانی نگاهداری می شوند. کمپ ویژیلان که شامل 4 بلوک است و در هر بلوک ، 100 زندانی نگاهداری می شوند . کسانی را که به این کمپ می ﺁورند از لحاظ اطلاعاتی اهمیت بیشتر دارند . و بالاخره زندان قدیمی که به 7 بلوک تقسیم می شود . این زندان گنجایش 2000 زندانی را دارد اما در ﺁن، 7000 عراقی زندانی هستند.
انقلاب اسلامی : پس از بر ملاء شدن جنایتهای امریکا بر ضد بشریت، وزیر دفاع امریکا به بغداد رفت و با سر و صدای تبلیغاتی بسیار، 312 زندانی این زندان را ﺁزاد کرد !
* در تاربستان 2003، جمعیت بسیار زیاد زندانیان و مشکلاتی که ایجاد نظم و انضباط در زندان بحدی زیاد شد که ستاد فرماندهی قوای امریکا در بغداد، ناگزیر از اقدام شد. در زندان ابوغریب، در ماه ژوئن، شورشی روی داد و بر اثر ﺁتش گشودن بر روی زندانیان، 8 زندانی تیر خوردند و یکی از ﺁنها جان سپرد. نظیر این اتفاق در زندانهای دیگر نیز روی داد .
* اما ﺁنچه بیش از همه فکر مأموران امریکائی را به خود مشغول می کرد، کسب اطلاعات بود. از این رو ، هزاران عراقی را توقیف می کردند و در این زندانها ، به زور جا می دادند. دو پسر صدام حسین ، عدای و کسای کشته شدند ، اغلب رهبران رژیم پیشین زندانی شدند ، اما حمله های مسلحانه ، کاهش نیز نپذیرفتند.
* بنا بر ﺁئین ارتش امریکا، برای اداره هر 4000 زندانی ، یک تیپ لازم است. اما در عراق، هر گردان ( یک سوم یک تیپ) اداره 6 تا 7 هزار زندانی زندان ابوغریب را برعهده دارد. فرمانده گردان خواستار ﺁزاد کردن صدها زندانی شد که هیچ خطری برای قوای ائتلاف نداشتند اما افسران امریکائی که ستاد ارتش امریکا در عراق را اداره می کنند، با تقاضا مخالفت کردند .
* در اکتبر 2003، فرمانده گردان، سرهنگ فیلابوم، فرمانده کل ، ژنرال سانچز را از شرائط سختی که زندانیان عراق در ﺁنها بسر می برند، ﺁگاه کرد . حمله ها با نارنجک و موشک و اسلحه عادی ، روزانه ، اند. این زندان در وسط منطقه خصومت و بنا بر این ، ﺁتش قرار دارد . همه شب ، واحدهای امریکائی با نارنجک مورد حمله قرار می گیرند.
گزارش سرهنگ فیلابوم بر سرتیپ کارپیسنکی ، فرمانده تیپ ذخیره ، گران ﺁمد و او را در اختیار ستاد ارتش گذاشت . با وجود این، سرهنگ مقام خویش را باز یافت. با وجود این ، بنا بر گزارش ژنرال تاگوبا، سرهنگ فیلابوم و زنجیره فرماندهی او ، یکی از مشکلات زندان ابوغریب بودند . از افراد تحت امر خود، به ندرت ، بازبینی می کردند و به ﺁنها گوشزد نیز نمی کردند که با زندانیان طبق قرار داد ژنو باید رفتار کنند...
انقلاب اسلامی : قوای امریکا که توانائی اداره زندانهائی را ندارند که خود ﺁنها را از عراقیها انباشته اند و در باره ﺁنها، قرارداد ژنو را که رعایت نمی کنند ، به جای خود، ﺁنها را وسیلۀ ﺁزمایش انواع جنایتهائی می کنند که جنایت بر ضد بشریت تعریف شده اند، چگونه می خواهند در عراق ، مردم سالاری برقرار کنند ؟ اگر براستی قصد استقرار مردم سالاری در عراق را داشتند، متخصصان اسرائیلی اینگونه جنایتها را به عراق می بردند و زنان و مردان جوان عراقی را بدست ﺁنها می سپردند ؟:
● کنتر پانچ Counter punch (10 مه 2004) نقش "کارشناسان " اسرائیلی شکنجه عرب ها را در زندانهای عراق بر ملاء کرد :
* مدارک حضور سایه وار اعضای سابق وزارت دفاع اسرائیل و دوایر امنیتی ﺁن، شین بت، که به عربی سخن می گویند و متخصص بازجوئی از عربها هستند، از پرده بیرون افتادند. وزارت دفاع امریکا با شرکتهای خصوصی قرار داد بسته است و مراقبت شدید می کند که مدارک این قراردادها، لو نروند. تنها وقتی به مدارک شکنجه هائی دسترسی پیدا شود که اسرائیلی ها به فلسطینها و لبنانیها می دهند، می توان فهمید چرا رامسفلد، در کنگره گفت : عکسها و فیلمهائی که منتشر نشده اند ، مناظر بسیار بدتری را نشان می دهند و بسیار انزجار ﺁورتر هستند.
* بنابر یک مقام سیاسی که با حکومت بوش و منابع اطلاعاتی ارتباط دارد، بازجویانی که در زندان ابوغریب از عراقیها بازجوئی می کنند، شامل افراد اسرائیلی هستند که به زبان عربی تکلم می کنند . اینها هم خود بازجوئی می کنند و هم به بازجوهای امریکائی فنون R2I (فنون شکستن مقاومت در برابر بازجو) را می ﺁموزند . بسیاری از روشهای شکنجه که در عراق بکار رفته اند، سالهاست که توسط اسرائیل ، در بازجوئی از اسیران عرب ، بکار می روند.
* کمیته مبارزه با شکنجه در اسرائیل، فهرستی از شکنجه ها را ترتیب داده است. بسیاری از شکنجه ها همانها هستند که در گزارش تاگوبا ﺁمده اند . برای مثال، در دسامبر 1998 ، پروگرسیو گزارش کرد که یک فلسطینی 23 ساله را بمدت 120 روز، هر روز، 17 ساعت ، به یک صندلی بسته می شده و در تمام مدت، سر او را در یک گونی ، که اغلب فرو برده در ادرار و مدفوع بوده اند ، می کرده اند. نگهبان در بغل گوش او موزیکی گوش خراش پخش می کرده است. و مرتب به تجاوز جنسی و شکنجه های بدنی تهدید می شده است. بنا براین، عکسها و فیلمهای ودئوئی که اعضای حکومت بوش و مردم امریکا دیده اند ، در مقایسه با شکنجه ها که بکار می روند، به این می ماند که چیزی ندیده اند .
* در گزارش ژنرال تاگوبا، از جون اسرائیل John Israelنامبره شده است. بنا بر گزارش، او در خدمت شرکت CACI International of Arlington , Virginia و شرکت تیتان Titan ، در سان دیگو، بوده است. او را حتی امریکائی به قلم ﺁورده اند . گفته می شود که " جون اسرائیل " بسا نام مستعار اطلاعاتی است و این شخص از متخصصان بازجوئی اسرائیل است که تحت این نام ، همراه با اسرائیلهای دیگر، مأمور عراق شده است. از ﺁنجا که اتباع امریکائی و مدارک مربوط به خدمت ﺁنها سری هستند و نمی باید هیچگاه منتشر شوند و این قید قانونی در باره اسرائیلیها وجود ندارد، می باید ﺁنها را به اسامی مستعار و بدون مشخصات به خدمت می گرفته اند. لذا، امریکائیانی که در عین حال تبعه اسرائیل نیز هستند، بدون اینکه برای وزارت دفاع امریکا مزاحمتی بوجود ﺁید، قابل استخدام و بکار بردنشان در بازجوئی کردن از عراقیها بوده اند . CACI میگوید : یکی از اشخاصی که نامشان در گزارش ﺁمده است، هیچگاه در خدمت این شرکت نبوده اند. افرادی که شرکت به بازجوئی عراقیها گمارده است، یک تا دو سال ﺁموزش دیده اند و میان عمل قانونی و عمل غیر قانونی تمیز می گذارند. اما یک مقام اطلاعاتی فاش کرد که در دنیای اطلاعات ، قراردادها برای اینگونه کارها با شرکتهای خصوصی ، برای ﺁنست که اگر لو رفت، راحت بتوان انکار کرد .
در گزارش تاگوبا ﺁمده است که افراد شرکتهای خصوصی CACI و تیتان ، اعم از امریکائی و غیر امریکائی که در زندان ابوغریب بازجوئی می کرده اند، تحت هیچ نظارتی نبوده اند.
* قید اتباع کشورهای دیگر، در گزارش، با توجه به اینکه انگلستان و لهستان و ایتالیا و... در ائتلاف شرکت داشته اند ، اماره دیگری است بر مداخله اسرائیلیها در بازجوئیها از عراقیها .
* بهنگام شهادت رامسفلد در کمیته نیروهای مسلح سنای امریکا، رامسفلد از سوی سناتور مک کین ، در باره شرکتهای خصوصی طرف قرارداد وزارت دفاع و بکار رفتن شکنجه از سوی مأموران این شرکتها ، تحت سئوال قرار گرفت : کدام ﺁژانس یا شرکت خصوصی طرف قرارداد با شما مأموریت انجام بازجوئیها را برعهده داشته است ؟ ﺁیا ﺁنها بر نگهبانان زندان حق امر و نهی داشته اند ؟ چه دستورهائی ﺁنها به زندانبانان می داده اند ؟
چون رامسفلد نتوانست به سئوالهای سناتور مک کین پاسخ گوید، از ژنرال لانس اسمیت ، معاون فرماندهی مرکزی ارتش امریکا ، خواست پاسخ گوید. او گفت : در زندان ابوغریب، 37 تن بازجو که در استخدام شرکتها بوده اند، مشغول بکار بوده اند . دو شرکت ، یکی CACI و دیگری تیتان با ارتش و "جامعه تکنولوژی " اسرائیل ، روابط تنگاتنگ دارند. در 14 ژانویه، وقتی ژنرال ریدر بکار رفتن شکنجه ها را در زندان ابوغریب کشف کرد، رئیس شرکت CACI ، دکتر J.P (Jack) London ، در بیت المقدس، جایزه ﺁلبرت انشتاین تکنولوژی ، از دست شائول مفاز ، وزیر دفاع اسرائیل و نیز مایور اوری لوپولیانسکی ، رهبر حزب سخت افراطی حزب ژودائیسم ، دریافت کرد. این شرکت از بنیادهای امریکائی - اسرائیلی نیز تقدیر نامه ها دریافت کرد.
تیتان نیز روابط نزدیک با منافع اسرائیل دارد . وقتی جیمس وولسی از ریاست سیا کنار رفت، مدیر عامل شرکت تیتان شد. ووسلی معمار سیاست امریکا در عراق است . و او لابی احمد چلبی در واشنکتن است. و نیز مشاور بنیاد برای دفاع از دموکراسی است که محافظه کاران جدید بنا کرده اند. و باز ، مشاور مؤسسه یهودی " امور امنیت ملی " و طرح برای امریکا در قرن جدید و مرکز سیاست امنیتی و خانه ﺁزادی و کمیته برای ﺁزادی عراق است. وولسی دوست نزدیک استفان کامبون، معاون وزارت دفاع امریکا در امور اطلاعاتی است ، کسی که در زنجیره فرماندهی ، موقعیت کلیدی دارد و نه تنها از شکنجه عراقیها توسط مأموران امریکائی و اسرائیلی اطلاع داشته است، بلکه دادن این شکنجه ها را تصویب کرده است. کامبون از محافظه کاران جدید همکار رامسفلد در وزارت دفاع امریکا و شریک "طرح برای قرن جدید امریکا " است.
* شخص دیگری که در جریان شکنجه عراقیها بوده است، سرهنگ استیون بوکسی Steven Bucci است. او از کلاه سبزها و نزدیکان رامسفلد است. بنا بر قول افرادی از وزارت دفاع ، سرهنگ بوکسی در ایجاد واحد عملیات ، مرکب از افراد پیشین واحدهای عملیاتی ، برای انجام مأموریتهای مخصوص و پوشیده، دست داشته است. افراد این واحد فعالیتهای خود را ، نه به به بخش عملیات مخصوص سیا (واحدهای شبه نظامی)، که به وزارت دفاع امریکا گزارش می کرده اند . برخی از افراد این واحد، عربی می دانسته اند و سابق، عضو کلاه سبزها و یا نیروی دلتا بوده اند که در کشورهای عراق و افغانستان و ایران و پاکستان و ازبکستان، مأمور انجام عملیات محرمانه بوده اند . شرکت تیتان نیز افرادی را استخدام و به انجام مأموریتها می گمارد که یکی از زبانهای عربی ، فارسی ، دری، پشتو، اردو و تاجیک را بدانند و اهل این کشورها باشند . هنوز معلوم نیست ارتباطی میان واحد عملیات مخفی رامسفلد و شرکت تیتان وجود دارد یا نه .
* یکی دیگر از کارکنان شرکت تیتان که نامش در گزارش ژنرال تاگوبا ﺁمده است ، عادل ل . نخلا Adel L Nakhla است. نخلا نامی رایج نزد قبطی های مصر است. دانسته نیست که ﺁیا او مصری است و یا مصری است که ملیت امریکائی پیدا کرده است.
و یک کارمند CACI که در گزارش ژنرال تاگوبا شناسانده شده است، شخصی است بنام استفانویچ . او از شکنجه گر های زندان ابوغریب بوده است. یک مأمور دیگر این شرکت، بنام جو رایان که با استفانوویچ در زندان ابوغریب همکار بوده است، گفته است با وجود اینکه ژنرال تاگوبا خواست به مأموریت شکنجه گری او در زندان ابوغریب خاتمه دهند، او همچنان بکار خود ادامه می داد. این شخص در جنایت و ویرانگری ، سابقه دار است.
انقلاب اسلامی : رئیس جمهوری و وزیر دفاعی که دستور حمله نظامی به کشوری را میدهند تا ﺁن را از استبدادی مخوف رها کنند و مردم سالاری برقرار کنند، یا نمی دانند وزارت دفاع با چه نوع شرکتهائی قرارداد امضاء کرده است ، پس حداقل لیاقت لازم برای تصدی مقامهای خود را ندارند. و یا اطلاع داشته و تصویب کرده اند، حق با عفو بین المللی است که ﺁنها را مرتکبان به جنایت بر ضد بشریت می داند . در 17 مه، مجله نیویورکر ، فاش کرد که شخص رامسفلد شکنجه ها را تصویب کرده بود. اما پیش از این مجله :
● واشنکتن پست ( 9 مه 2004) گزارش کرد که " وزارت دفاع امریکا بازجوئیها با بکاربردن شکنجه ها را تصویب کرده بود " :
* در ﺁوریل 2003، وزارت دفاع امریکا بکار بردن " فنون بازجوئی" را در بارۀ زندانیان گوانتانامو تصویب کرده بود. جلوگیری از خوابیدن ، در معرض حرارت زیاد، سرمای شدید قرار دادن، تاباندن نور شدید به چشمان ﺁنها ، موزیک گوش خراش و وارد کردن ضربه های مختل کننده اعصاب ، فنونی بودند که در باره ﺁن زندانیان بکار رفتند.
فهرستی از 20 " فن" توسط بالاترین مقامات وزارت دفاع و وزارت دادگستری امریکا ، تصویب شده بود . این نخستین سندی است که از اجازه بازجوئی تحت شکنجه ، علنی گشته است.
بکار بردن هر یک از فن ها ، نیاز به تصویب مقامات بالای وزارت دفاع را داشته است. در بعضی موارد، تصویب شخص وزیر دفاع لازم بوده است. بنا بر سند موجود، بازجوها می باید توجیه می کرده اند که بکار بردن شکنجه " از لحاظ نظامی " لازم است. بکار بردن هر شکنجه، می باید با "مراقبتهای پزشکی درخور" همراه می شده است.
* بریان وایتمن ، سخنگوی وزارت دفاع میگوید : این روشها از نزدیک کنترل می شوند. از لحاظ زمان و مکان ، محدود هستند . بطور غیر مداوم بکار می روند و هر مورد می باید به تصویب مقامات وزارت دفاع برسد . کسانی که با ﺁنها این روشها بکار می روند، جنگجویان غیر قانونی هستند که در میدان جنگ دستگیر شده اند و بسا کسانی در میان ﺁنها باشند که در کشتن 3000 امریکائی (ترورهای 11 سپتامبر) شرکت داشته اند .
انقلاب اسلامی : گویا این سخنگو نمی داند که هر انسانی از حقوق انسان برخوردار است و شکنجه نقض حقوق انسان است. همین توجیه را تمامی رژیمهای استبدادی - از جمله رژیمهای طالبان و صدام و ملاتاریا - بکار می برند.
* مقامات وزارت دفاع و دستگاههای اطلاعاتی امریکا میگویند همین دستور العمل در باره " عراقیهائی که اطلاعات با ارزشی دارند " صادر شده است. کسانی را که مظنون به انجام فعالیتهای تروریستی هستند و از فعالیتهای شورشیان عراقی اطلاع دارند ، می توان شکنجه کرد . سیا نیز همین اجازه را برای رفتار با زندانیان دارد.
دانسته نیست که ﺁیا شکنجه زندانیان زندان ابوغریب طبق چنین دستوری انجام گرفته است و یا خیر. اما نمایندگان کنگره می گویند : میخواهیم بدانیم شکنجه هائی که به زندانیان این زندان داده شده اند ، از جمله تحقیرهای جنسی ، عمل خود سرانه ای بوده است و یا این ضد انسانی ترین اعمال، طبق دستور انجام گرفته اند.
* سازمان دیده بان حقوق بشر (هیومن رایت واچ) می گوید دادگاههای امریکا ارتکاب این اعمال را در خاک امریکا غیر قانونی و جرم می داند. اگر این اعمال در امریکا جرم هستند ، در بیرون از امریکا نیز جرم هستند .
● واشنکتن پست (16 مه 2004 ) واقعیتهای جدیدی را از پرده بیرون انداخت :
* افسران اطلاعات ارتش بر این ظن شدند که یک مرد سوریه ای که در زندان ابوغریب زندانی بود، میداند از چه راههائی پول و اسلحه ، بطور غیر قانونی، وارد عراق می شوند. اما لب از لب نمی گشود و اطلاعی نمی داد. این شد که نوامبر 2003، ﺁنها طرحی مخصوص برای بازجوئی از او تهیه کردند. این طرح متضمن پیشنهادهائی بود که با مقررات ارتش نمی خواندند.
یک سرهنگ ارتش ، بنام توماس پاپاس ، که امور اطلاعاتی را اداره می کرد، نقشه را به فرماندهی ارتش در بغداد ، با قید محرمانه است ، مخابره کرد. به این فرماندهی گفت : بازجوها بنا دارند روشی را بکار بردند که به روش "طاقت شکن کردن ترس " معروف است. بنا بر مدارک نظامی ، معنی این روش اینست که میزان ترس را بالا و بالاتر بردن تا بجائی که زندانی گرفتار وحشت از مرگ شود و ملجائی نیز نیابد. هدف اینست که جوان 31 ساله سوریه ای فکر کند تنها امیدی که به زندگی خود می تواند داشته باشد، در این است که به سخن درﺁید و همه چیز را بگوید.
* بموجب مدرک نظامی ، بنا بر طرح، بازجویان نیاز به دستیاری پلیس نظامی (دژبان) داشتند. بنا بر مقررات ارتش، ﺁنها در بازجوئی نباید هیچگونه دخالتی بکنند. اما ، بنا بر این طرح، کار اول این بود که بازجوها ، در حضور زندانی ، صندلی ها و میزها را وارد سلول او کنند و اطاق را به قهر از او می ستانند.
بعد دژبان می باید گونی بر سر او فرو کشد و او را به سلولی در محل نگاهداری سگهای مراقب ببرند . در ﺁنجا، دژبانها مأموریت داشتند او را لخت کنند و بمدت سه روز مانع از به خواب رفتن او شوند. در طول این مدت، بازجوها ، در حالی که موسیقی گوش خراش ، با صدای بلند ، پخش می شود، از زندانی بازجوئی میکنند. این طرح برای ژنرال ریکاردو سانچز ، فرستاده می شود.
* دیروز (15 مه ) سخنگوی ژنرال سانچز ، از سخن گفتن در این باره ، طفره رفت. هنوز معلوم نیست ﺁیا این طرح، یکی از 25 درخواست بازجوئی " غیر معمولی" است که ، از اکتبر 2003 تا امروز، ژنرال سانچز با ﺁنها موافقت کرده است یا خیر؟ در همین روز، مقامات رسمی گفتند که سانچز، هفته گذشته، دستور داد تقاضاهای برای بازجوئیهای توأم با شکنجه ملغی شوند.
* بدین قرار، بنابر گزارش داخلی ارتش، مقامات اطلاعاتی ارتش، بسا نه تنها اجازه داده اند زندانیان شکنجه شوند، بلکه خود نقشه و طرح این شکنجه ها را ﺁماده می کرده اند . بنا بر فرضها که مبنای کار نمایندگان کنگره هستند، میان واحدهای دژبان و افسران اطلاعاتی ، در دادن شکنجه ها، همکاری وجود داشته است. امری که علی الاصل، در ارتش ، سابقه نداشته است.
* جیمس روس، مشاور عالی سازمان دیده بان حقوق بشر می گوید : طرح بازجوئی از زندانی اهل سوریه ، اجازه ﺁشکار بر حد نگه نداشتن در اعمال غیر انسانی است. ﺁنچه حاکی از قباحت بی اندازه این کار است، اینست که به سربازانی که وظیفه مراقبت از زندانیان را دارند، اجازه داده می شود ﺁنها را شکنجه کنند. وقتی افسران مافوق اجازه اینگونه اعمال را به سربازان می دهند ، فتح باب می شود برای سربازان و نیز افسران تا که زندانیان را شکنجه کنند و باورشان این باشد به وظیفه خود عمل می کنند.
* ربط مستقیمی میان شکنجه هائی که مدارکشان موجود است و وجود دستورها از واشنکتن، یافت نشد. مقامات پنتاگون به این شرط که اسمهاشان برده نشوند ، گفتند همآهنگ کننده بازجوئیها زیر شکنجه ها ، معاون وزارت دفاع استیفن کامبون ، عالی ترین مقام اطلاعاتی نظامی امریکا و از نزدیک ترین همکاران رامسفلد ، وزیر دفاع، بوده است.
● تحقیق سیمور هرش (نیویورکر 17 مه ):
انقلاب اسلامی : تحقیقی که هرش در نیویورکر منتشر کرده است، بسیار مفصل است . خلاصه کردن ﺁن در چند جمله که رامسفلد از شکنجه ها اطلاع داشته و ﺁنها را تصویب کرده است، بی اطلاع نگاه داشتن خواننده از حقایقی است که اطلاع از ﺁنها برای خواننده ایرانی بسیار مهم است . زیرا اولاً نوکران "ایرانی " که غیرتشان نسبت به امریکا از خود امریکائیها بیشتر است ، اطلاعات و داده ها را سانسور و هرگاه بتوانند ، قلب می کنند و نمی دانند که مانع از رسیدن نسلی به مرحله تصمیم در فرصت موجود می شوند و ثانیاً به ایرانیان امکان می دهد تصمیم درخور در باره میزان توانائی و میزان راستگوئی " تنها ابر قدرت جهان " پیدا کند و بسا به این نتیجه برسد که اگر برخیزد و بساط استبداد را برچیند، این بار می تواند دولتی حقوقمند و کشور مستقل و ملتی برخوردار از حقوق ملی و مردمی برخوراد از حقوق انسان بیابد. از این رو، نکات عمده تحقیق هرش را می ﺁوریم :
* بنا بر مصاحبه ها که با چندین مقام اطلاعاتی پیشین و کنونی بعمل ﺁورده ام، عملیات پنتاگن (وزارت دفاع امریکا) ، در جامعه اطلاعاتی ، به کلمات رمز ، از جمله Copper Green شناخته بود که گویای برنامه شکنجه عراقیها ، از جمله تحقیر جنسی ﺁنها به قصد گرفتن اطلاعات بیشتر در باره شورش رو به گسترش عراقیان بود. یک مقام ارشد سیا ، با تأیید وجود چنین برنامه ای ، گفت از سابق رامسفلد میخواست عملیات محرمانه و شبه نظامی را از دست سیا خارج کند و در وزارت دفاع امریکا متمرکز کند.
وقتی از او در باره شهادتهای رامسفلد و معاون او در امور اطلاعاتی، استیفن کامبون پرسیدم، گفت : بعضی اشخاص فکر می کنند می توانند سر همه را شیره بمالند.
* تهیه طرح شکنجه های ابوغریب، از لحاظی، از هفته بعد از 11 سپتامبر 2001 شروع شد. ﺁغازش بمباران افغانستان توسط امریکا بود . امریکا در پی یافتن مناطق تمرکز افراد القاعده بود . در 7 اکتبر، شب هنگام، که بمبارانها شروع شدند ، شکاریها یک خود روئی را هدف قرار دادند که گمان می بردند ملامحمد عمر در ﺁنست . قانون اجازه این نوع کارها را نمی داد . همین مشکل برای افراد واحدهای ویژه امریکا برای تعقیب تروریستها در کشورهای مختلف دنیا وجود داشت. توضیح اینکه هر عملی می باید با تصویب سفارت امریکا در ﺁن کشور انجام می گرفت و نیز نیاز به توجیه سلسله مراتب فرماندهی داشت. رامسفلد به شیوه مستقیم خویش عمل کرد: او اجازه داد طرح عملیات ویژه تهیه و به اجرا گذاشته شود. بنا بر این طرح، مأمورین تعقیب تروریستها اجازه کشتن و دستگیر کردن و بازجوئی از "هدفهای با ارزش " را، بنام جنگ با تروریسم ، پیدا می کردند: Special access program ( SAP ) . دفتری در قسمت امن وزارت تشکیل شد و از میان افرادی که در خدمت عملیات شبه نظامی سیا بودند و یا در نیروی دریائی و هوائی امریکا ، در دوران جنگ سرد ، در انجام " عملیات ویژه " شرکت کرده بودند و یا عضو نیروی دلتا بودند ، کسانی برای شرکت در اجرای این طرح، به خدمت پذیرفته شوند.
قصد رامسفلد این بود که نیروئی ایجاد کند که به سرعت بتواند وارد عمل شود و هدف را به چنگ ﺁورد. از این رو، سیا و N.S.A ( اطلاعات وزارت دفاع) را به همکاری بر انگیخت . طرحی که به اجرا درﺁمد، هم به تصویب رامسفلد و هم به تصویب کندولزا رایس، مشاور امنیتی بوش ، رسید. بوش نیز از وجود برنامه مطلع شد.
افراد در خدمت این طرح، اسامی مستعار دارند و هیچ اثری از عملیات خود نباید برجا بگذارند و طرح بودجه و وجود رسمی ندارد . بنا بر این، هرگز گزارشی از وجود ﺁن و کارهایش به کنگره داده نمی شود.
با وجود این، این طرح را 100 تن از مقامات، از جمله مایر، رئیس ستاد مشترک ارتش، خوانده اند. کسانی خوانده اند که می باید اطلاع می داشته اند تا مزاحمت ایجاد نمی کردند و هر زمان لازم می شد، کمکهای لازم را در اختیار مجریان طرح می گذاشتند.
* کسی که در پنتاگون تهیه و اجرای طرح را بر عهده داشت، استیفن کامبون، معاون رامسفلد بود. او در مارس 2003، به معاونت اطلاعاتی وزارت دفاع گمارده شد. این معاونت وجود نداشت . رامسفلد ﺁن را بوجود ﺁورد. هفته پیش، مقام ارشد سیا ، لبخند بر لب، به من گفت : اگر رامسفلد یکی بگوید ، کامبون ده تا می کند.
کامبون از طرفداران جدی جنگ با عراق بود . او و رامسفلد، گزارشهای سیا را در باره عراق، بیش از حد محطاطانه و تمسخر ﺁمیز می خواندند. طرفه اینکه دستیار نظامی کامبون ، سرتیپ ویلیام بویکین Boykin دنیای اسلام، را شیطان می داند. این سخن را او در کلیسای اورگون ابراز کرد.
* افراد اطلاعاتی وزارت دفاع از کامبون خوششان نمی ﺁید. زیرا او را در این نوع کارها ، بی تجربه می دانند. با وجود این ، او خواست تمامی فعالیتهای SAP تحت نظر او باشد . مقامات اطلاعاتی وزارت دفاع زیر بار نمی رفتند اما بدستور رامسفلد، دفتر مجری طرح و فعالیتهایش تحت نظر او قرار گرفتند
* بدینسان، دفتر SAP در کشورهای مختلف دنیا، از جمله در عراق ، پیش و بعد از جنگ، مشغول عملیات بودند . بعد از جنگ عراق، ارزیابی رامسفلد از مقاومت مسلحانه عراق این بود که کار بقایای حزب و رژیم بعث و باندهای جنایتکار و تروریستهای خارجی هستند که پیروان القاعده خوانده می شدند.
اما عصیان مسلحانه وسعت می گرفت و در درون وزارت دفاع ، وخامت بارتر شدن وضعیت نظامی در عراق، موضوع گفتگوهای روزانه مقامات این وزارت می شد . ژنرال ابوزید ، فرمانده کل نیروهای امریکا در منطقه ، خاطر نشان می کرد که شورشیان هم پول و هم تجهیزات دارند و باید بفهمیم که بسیار خطرناک هستند.
تا اینکه "بقایای بعثی" ها دهها هزار زندانی را تشکیل دادند که در زندانهای عراق بر هم انباشته می شدند. در بیرون زندانها نیز، شورش همچنان در توسعه بود . مشکل قوای امریکا نیز این بود که نمی تواند در جنبش مقاومت نفوذ کند. این جنبش، از نقل و انتقال قوای امریکا، رفت و ﺁمد مقامهای امریکائی و عراقی، توسط عراقیهائی که در دستگاه اداری و یا در قوای انتظامی و نظامی خدمت می کنند، اطلاع دقیق بدست می ﺁورد و ضربه های کاری وارد می کند. اما فرماندهی قوای امریکا در عراق، اطلاعاتی که از شورشیان دارد، ناچیز هستند . از این رو،
* رامسفلد راه حلی را پذیرفت و کامبون مأمور عملی کردنش شد : تغییر نظام زندانهای عراق و تحصیل اطلاعات از عراقیهائی که به اتهام شرکت در شورش دستگیر شده اند. در اوت 2003، ژنرال ژوفری میلر که فرمانده زندان گوﺁنتانامو و بازجوئی از زندانیان این زندان است، مأمور شد به عراق برود و دستورهای لازم برای تجدید نظام زندانهای عراق صادر کند. بنا بر گزارش ژنرال تاگوبا، میلر به فرماندهان نظامی در بغداد ، فشار ﺁورده است سیاست خویش را تغییر بدهند و افسران اطلاعاتی را مأمور زندانها و بازجوئی از زندانیان کنند. کار زندانبانان نیز می باید ﺁماده کردن زندانی برای اعتراف در بازجوئی بگردد.
بنا بر ﺁنچه از شهادتها در سنا ، معلوم گشت، رهنمود ژنرال میلر این بوده است که هدف از اداره زندان، ﺁماده کردن زندانی برای بازجوئی است . او فرماندهان نظامی را در باره شیوه های بازجوئی در گوانتانامو ، با تصویب پیشکی، توجیه کرده است.
* رامسفلد و کامبون قدمی فراتر گذاشتند. ﺁنها زندان ابوغریب را نیز عرصه عمل دفتر SAP گرداندند. بنا بر این، مأموران بازجوئی ، از ﺁن قید که مأموران بازجوئی در گوﺁنتانامو بدان مقید بودند، نیز ، رها شدند. کماندوهای SAP مختار شدند همانطور که در افغانستان عمل می کنند ، در عراق نیز عمل کنند. شکنجه و از لحاظ عربها، تحقیر ﺁمیز ترین ﺁنها که شکنجه جنسی است، رواج پیدا کردند.
کامبون دستور داد ، زندانیان عراقی نباید هیچگونه هویتی داشته باشند .
* مقام اطلاعاتی پیشین به من گفت: کامبون دستور مهم دیگری صادر کرد : نه تنها کماندودهای SAP به درون زندانهای عراق راه یافتند و در انجام هر کاری مجاز شدند، بلکه افسران اطلاعاتی را که در زندانهای عراق کار می کردند، تحت اداره SAP قرار داد. افسران اطلاعاتی نیز از رعایت هرگونه مقرراتی رها شدند.
سیا اعتراض کرد و عوامل خود را از همکاری با مأموران SAP ، ممنوع و از زندان خارج کرد .
اعتراض سیا در جامعه اطلاعاتی امریکا ، بازتاب پیدا کرد . بیم ﺁن می رفت که پرده برافتادن از فاجعه ابوغریب ، سبب لورفتن SAP بشود. یک مشاور حکومت به من گفت : " این ابلهانه است. شما برنامه ای برای افغانستان و انجام عملیات برضد افراد القاعده تهیه می کنید و ﺁن را در مناطق جنگ سنتی ، بکار می برید. بدیهی است دیر یا زود ، ﺁئینها و مقررات اخلاقی جنگی که ارتش 135 هزار نفری امریکا می باید برابر مقررات بین المللی انجام دهد ، یقه کماندوها را می گرفتند.
* تصمیم به استفاده از کماندوهای SAP در زندانیهای عراق از کامبون بوده است. اما رامسفلد و مایر نیز ﺁن را تصویب کرده اند . از ترورهای 11 سپتامبر بدین سو، روش عمومی وزارت دفاع نه اطاعت از قوانین که پیروی از اصل " هدف وسیله را توجیه می کند " ، شده است.
* این امر که عربها، بخصوص در برابر تحقیر جنسی ، بسیار ﺁسیب پذیر هستند ، در ماههای پیش از مارس 2003، تاریخ هجوم به عراق، ورد زبان محافظه کاران طرفدار جنگ، در واشنکتن بوده است . مرتب به کتاب " The Arab MindL " رجوع داده می شد. این کتاب که در باب فرهنگ و روانشناسی عربها است ، در 1973 ، انتشار پیدا کرده است. در این کتاب ، تابو بودن سکس نزد عربها شرح شده است.
مشاور حکومت گفت: علت تهیه عکسها و فیلمها این بود که زندانی از بیم نشان داده شدن عکس او به دیگران، بخصوص اهل محل او، حاضر شود هر اطلاعی را بدهد و خود عامل اطلاعاتی بازجوها بگردند. بدین سان ، قصد از گرفتن عکسها و فیلمها تهیه قشونی از افراد عراقی بود که از بیم رسوا شدن، مأموران اطلاعاتی بازجوها بشوند.
* اما عکسها چگونه انتشار پیدا کرده اند و چه کسی شکنجه ها را بر ملاء کرد؟ شکنجه ها در زندان ابوغریب، در 13 ژانویه 2004، ﺁشکار شدند : ژوزف دربی ، یک دژبان جوان زندان ابوغریب به قسمت تحقیقات جنائی ارتش ، این جنایتها را گزارش کرد . او یک CD ، پر از عکسهای شکنجه ها را در اختیار نهاد. ظرف سه روز، گزارش طی مراحل کرد و به رامسفلد رسید و او رئیس جمهوری را از ﺁن ﺁگاه کرد.
تحقیق بر اساس گزارش ، وزارت دفاع را در وضعیتی قرار داد که راه پس و پیش نداشت : از سوئی دیگر نمی شد سر و صدای گزارش را خواباند و از سوی دیگر، تحت تعقیب قرار دادن یکچند از شکنجه گران، با این مشکل روبرو بود که ﺁنها تحت امر دفتر SAP شکنجه ها را انجام داده بودند و ممکن نبود بدون لو رفتن این دفتر و فعالیتهایش، کسانی را تحت تعقیب قرار داد .
* در سنای امریکا، کامبون گفت : میان رفتن ژنرال میلر به عراق و بازجوئی با شکنجه در زندانهای عراق، هیچ رابطه ای وجود ندارد. سناتور هیلاری کلینتون از او پرسید : اگر هیچ ربطی ندارد، او چرا مأمور عراق و بازدید از زندانهای ﺁن شد؟ چه دستورهائی در باب اداره زندانها و بازجوئیها داد ؟
طرفه اینکه در ماه ﺁوریل، ژنرال میلر به عراق بازگشت تا اداره زندانهای عراق را بر عهده بگیرد. ژنرال سانچز او را کسی که مأمور شده است به شکنجه ها در زندانها خاتمه دهد و زندانها را طبق مقررات کنوانسیون ژنو اداره کند، به رسانه های امریکائی و بین المللی ، معرفی کرد !
* هفته پیش، مشاور حکومت که روابط نزدیک با محافظه کاران دارد، به من گفت : حکومت بر مخفی کردن تحت دفتر SAP قرار دادن زندانهای عراق ، سخت مصر است. زیرا حکومت بوش نمی خواهد افکار عمومی عراق و افکار عمومی دنیای عرب بدانند که حکومتی که مدعی است به عراق برای استقرار مردم سالاری رفته است، جوانان این کشور را به دست کماندوهای SAP سپرده است. بر ملاء شدن حضور کماندوهای SAP در عراق ، مشروعیت مبارزه با تروریسم را نیز از میان می برد.
مشاور وزارت دفاع به من گفت : کامبون و مافوقهایش فاجعه را ببار ﺁورده اند و امریکا از ﺁن خلاص نمی شود مگر به ﺁنکه کمیسیونی همانند کمیسیون چرچ (که در سال 1975 تشکیل شد و در باب سیا و عملیاتش تحقیق کرد) تشکیل شود و بطور جدی به تحقیق بپردازد و مقصران را ، از صدر تا ذیل، به مردم امریکا و جهانیان ، معرفی کند.
● مجله نیوزویک ( 17 تا 24 مه) فاش کرد که بوش ، بدان علت ، در ژانویه 2002 ، گفت : زندانیان القاعده یا طالبان که به زندان گوانتانامو ، در کوبا، منتقل می شوند، از مقررات کنوانسیون ژنو برخوردار نمی شود که با بازجوئی زیر شکنجه از ﺁنها ، موافقت کرده بود. کلین پاول، وزیر خارجه امریکا ، با عدم رعایت کنوانسیون ژنو در باره این زندانیان مخالفت کرده و گفته بود این امر سبب می شود در مورد سربازان امریکائی نیز این مقررات را رعایت نکنند. مشاور حقوقی کاخ سفید، ﺁلبرتو گونزالس ، خطاب به رئیس جمهوری، اینطور استدلال کرده بود : همانطور که شما گفته اید ، جنگ بر ضد تروریسم نوع جدیدی از جنگ است. بنا بر طبیعتی که این نوع جنگ دارد، به عوامل دیگر ارزش جدیدی می دهد. برای مثال، جلوگیری از ترورهای جدید بر ضد شهروندان امریکائی ، عامل توانائی اخذ سریع اطلاعات از تروریستهای اسیر شده و از کسانی که ﺁنها را رهبری می کنند، اهمیت بسزا پیدا می کند . لذا، از دید من، با توجه به رویاروئی با پدیده جدید، مواد کنوانسیون ژنو در بارۀ بازجوئی از اسیران جنگی، کهنه و فاقد اعتبار هستند .
انقلاب اسلامی : این " مشاور حقوقی " می باید می دانست که شکنجه انسان نقض حقوق انسان و بنا بر این ممنوع است و :
● ﺁن مواد که بوش و مشاور او کهنه و فاقد اعتبار دانسته اند ، عبارتند از :
● ماده 13 مقرر می کند که رفتار با اسیران باید انسانی باشد و توهین و تحقیر ﺁنها ممنوع است. رفتاری که برای اسیر خطر ایجاد کند ممنوع و باید در برابر هرگونه خشونت و عمل تحقیر ﺁمیز، حمایت شود. ماده 14 تصریح می کند که اسیران جنگی حق دارند که در هر اوضاع و احوالی ، شخص و شرفشان محترم شمرده شوند. ماده 17 تأکید می کند : زندانیانی که حاضر نمی شوند به پرسشها پاسخ دهند، را نمی توان تهدید کرد ، یا به ﺁنها ناسزا گفت و نه ﺁنها را شکنجه بدنی و یا اخلاقی کرد و نه تحت مضیقه گذاشت.
کنوانسیون اسیر جنگی را نیز تعریف می کند: هر عضو یکی از دو طرف که با یکدیگر مسلحانه می جنگند، اسیر جنگی هستند. چنانکه اعضای داوطلبی که عضو رسمی ارتشی نیستند و اعضای میلشیا نیز در حکم اسیر جنگی هستند . باز در حکم اسیر جنگی هستند اعضای یک سازمان مسلح که در درون یا بیرون مرزهای کشور خود ، بشرط ﺁنکه فرماندهی و علامت مخصوص قابل شناسائی از دور داشته باشند و بطور علنی اسلحه حمل کنند ، اسیر جنگی بشمارند . و نیر مردم یک سرزمین که با مشاهده هجوم قشون بیگانه، بطور خودجوش مسلح می شوند و به دفاع از سرزمین خود بر می خیزند و فرصت ﺁن را نمی یابند که به عضویت یک ارتش منظم درﺁیند، اسیر جنگی شمرده می شوند.
انقلاب اسلامی : از این رو، هم صلیب سرخ و هم عفو بین المللی به شکنجه ها اعتراض کرده اند. عفو بین المللی بوش را مرتکب جنایت بر ضد انسانیت دانسته است . عفو بین المللی و صلیب سرخ ارتشیان انگلیس را نیز مرتکب جنایتهای عدیده دانسته اند:
● در 11 مه ، عفو بین المللی گزارشی را منتشر کرد که در ﺁن، ارتش انگلستان را بخاطر قتل 37 تن عراقی بی گناه، مقصر شناخت : سربازان انگلیسی به روی غیر نظامیانی که کاری به کار ﺁنها نداشته اند، ﺁتش گشوده و ﺁنها را کشته اند. در میانشان ، یک دختر بچه 8 ساله نیز بوده است.
از مه 2003 تا مه 2004، این ارتش 37 غیر نظامی عراقی را بی دلیل کشته است. طرفه اینکه این جنایتها موضوع هیچگونه تعقیب قضائی نشده اند .
● در همین روز، گزارش صلیب سرخ در باب شکنجه شدن عراقیها توسط ارتشیان امریکائی و انگلیسی که در ماه فوریه به حکومتهای بوش و بلر داده شده است، منتشر شد:
* بلر استیضاح شد که ﺁیا از این گزارش اطلاع یافته است یا خیر؟ او پاسخ داده است : خیر، من گزارش را ندیده ام . چند ساعت بعد از او، وزیر دفاع انگلستان در مجلس عوام گفت: برخی از همکاران من اخیراً از وجود گزارش اطلاع یافته اند. او نیازی به ﺁگاه کردن ﺁنها ندیده است زیرا ارتش بلادرنگ در جریان گذاشته شده است. دیرتر، ژوف هون، وزیر دفاع ، به بی بی سی گفت: خود او نیز این گزارش حاوی رفتارهای مشمئز کننده را ، جزء به جزء ، در هفته پیش خوانده ام.
* در گزارش صلیب سرخ ، ﺁمده است که یک زندانی عراقی را شکنجه گران انگلیسی زیر شکنجه کشته اند . این زندانی که نام او بها موسی بوده و 28 سال داشته و پدر دو فرزند بوده است ، توسط ارتشیان انگلیس دستگیر و توسط بازجویان انگلیسی شکنجه شده است. او ، پیش از مرگ، ناله می کرده و استمداد می کرده است.
● در 7 مه ، رامسفلد در سنای امریکا گفت: بدرفتاری شنیع تر از ﺁن بوده است که عکسها نشان می دهند. به دنبال این تصدیق، سخنگوی صلیب سرخ گفت: ما می دانسته ایم که رفتار با زندانیان بمراتب شنیع تر از ﺁن بوده است که عکسها نشان می دهند. چندین و چند گزارش به مقامات امریکائی و انگلیسی در باره رفتار ناپذیرفتنی با عراقیها به مقامات امریکائی و انگلیسی داده ایم. البته عکسها به ﺁدمی ضربه روحی وارد می کنند اما گزارشهای ما رفتارهائی بسیار بدتری را در بردارند که عکسها نشان نمی دهند .
● در 19 مه، یک سرباز امریکائی، بنام جرمی، در دادگاه نظامی امریکا در بغداد، به جرم شکنجه زندانیان عراقی ، محاکمه و به یک سال زندان محکوم شد. محاکمه او، سخت به محاکمه نمایشی " متهمان به قتلهای زنجیره ای " توسط قوه قضائیه تحت امر "ولایت مطلقه فقیه" می ماند: حکومت بوش بیهوده می کوشد این شکنجه ها "محفلی " جلوه دهد.
● و روزی پیش از ﺁن ، چهار تن در عراق دستگیر شدند . به این ظن که در سر بریدن نیک برگ، امریکائی جوان، شرکت داشته اند. می دانیم که در بحبوحه انتشار عکسها و فیلمها و شهادتها در باره جنایت بر ضد بشریت در زندانهای عراق، مراسم سر بریدن این جوان، توسط تلویزیونها پخش شد. از زمان پخش، در باره ﺁن ، اطلاعها و نظرها انتشار پیدا کرده اند :
* این امریکائی بدون اجازه ، وارد خاک عراق شده و مدت 13 روز توسط امریکائیها ، زندانی امریکائیها بوده است. از ﺁن پس، معلوم نیست چطور ﺁزاد شده و در عراق مانده و چگونه توسط افراد القاعده ربوده شده است. نخست گفتند جنازه یک امریکائی پیدا شده است. در روزهای بعد، در گرماگرم انتشار عکسهای شکنجه و... ، منظره ای که وجدان انسان نمی تواند ﺁن را تحمل کند، توسط تلویزیونها پخش شد.
* واکنش برخی از عراقیها این بود که صحنه ساختگی است و توسط امریکائیها ، ساخته شده است و قصد ﺁن، انصراف افکار عمومی جهان از جنایات امریکا در عراق است. بعضی دیگر، این جنایت در مقایسه با جنایتهای امریکائیها، ناچیز خواندند.
انقلاب اسلامی : 1 - عراقی و غیر عراقی باید بدانند که جنایت جنایت است . مقایسه دو جنایت از نظر درجه شناعت، موجه کردن جنایت است . و 2 - این فرض که جنایت را امریکائیها خود انجام داده و فیلم کرده اند، غافل شدن از زندانی شدن در مدار بسته ایست که دو بنیاد گرائی ، یکی امریکائی و دیگری " اسلامی " ملتهای ما را در ﺁن می توانند اسیر کنند. عراقی و ایرانی و... نخست خویشتن را از مدار بسته ﺁزاد کنند .
|
|
|