دكتر فربد راستگو
بمب انتخاباتي
انتخابات رياست جمهوري در ايران همچون بمبي عمل نمود. از يكسو چندين نفر در شهرهايي مثل تهران- اهواز و...جان خود را از دست داده و از سوي ديگر بسياري از نيروهاي خودي و غير خودي و شبه روشنفكران را چنان زخمي و بيهوش نموده كه سالها طول خواهد كشيد تا از اين بيهوشي بدرآيند، البته اگر جان سالم بدر برند.
مافياي نظامي- مالي كه قوي مقننه و قضائيه ونيز راديو و تلويزيون – شوراي نگهبان- دادستاني- سپاه و بسيج و..... را در دست داشت با دست گرفتن قوه مجريه اولآ كودتاي خزنده خود را به پايان رساند و در ثاني شكاف بين قدرت را بر داشته وبا بر داشتن اين شكاف هم تكليف خود و هم تكليف مردم را روشن كرده و در ضمن ماهيت خود را عيان تر نموده است .
هدف اين مقاله بررسي مافياي نظامي- مالي نيست بلكه نگاهي اجمالي به مواضع نيروهاي مختلف به انتخابات مي باشد.
برخي انتخابات را تحريم كرده وبرخي با تحريم انتخابات مخالفت ورزيدند و با دعوت مردم به شركت در انتخابات به بهانه دفاع از دمكراسي خواهان مشاركت در حق انتخاب شدن بودند.
طيف دمكرات و آزاديخواه تحريم كننده خواهان بر قراري حكومتي بر اساس منافع ملي با اراده مردم و استقلال مي باشد. هرگونه انتخاباتي را كه منافع مردم و اراده ملي در آن گنجانده نشود و بصورت استصوابي يعني محروم كردن شهروندان از حق انتخاب شدن باشد وهم چنين غير آزاد و در چارچوب مستبدانه برگزار گردد ونيز بين مردم ايران بر اساس دين- جنس- و قوم تبعيض بر قرار كند و از اصول انساني دور باشد را فرمايشي قلمداد كرده و از آنجا كه اين گونه انتخابات را در خدمت افراد غير منتخب و نهادهاي غير قانوني دانسته و آگاه است كه حاكمان از شركت و راي ملت در اين انتخابات بهره مند شده و به خود خواهند باليد. اين گونه انتخابات فرمايشي را تحريم نموده و نظام كنوني ايران را فاقد مشروعيت ميداند. بنا براين با تحريم انتخابات از يكسو آنرا فرمايشي خوانده و نشان مي دهد قدرت مدارا ن از پايگاه مردمي برخوردار نيستند، بلكه با كمك دستگاه سركوب و ترور و خفه كردن صداي حق طلبانه مردم توانسته اند سلطه خود را در جامعه مستمر نمايند و از سوي ديگر با تحريم انتخابات سلب مشروعيت از رژيم جهل و استبداد نمايند.
روشن است شعار تحريم انتخابات و نافرماني مدني براي طيف دمكرات و آزاديخوِاه شعاري پيگير خواهد بود و به نتيجه مطلوب خواهد رسيد.
مشتاقان شركت در انتخابات: اين عده به چند نيرو تقسيم ميشوند، و عبارتند از گردانندگان رژيم(باندهاي مختلف محافظه كاران و اصلاح طلبان)و برخي از" اپوزيسون" رژيم.
گردانندگان رژيم در نبود جمهوري اسلامي منفعتي ندارند زيرا از بركت آن به نان و نوائي رسيده اند. هرچند مقامهاي كليدي نظام در دست محافظه كاران مي باشند، ولي نبايد فراموش
كرد كه اصلاح طلبان صاحب مقامهاي مهم اداري و تجاري مملكتي مي باشند. و به قول معروف هيچگاه كارد دسته خود را نمي برد.
بخش اپوزيسيون مشتاق شركت در انتخابات كه خود را دنباله رو اصلاح طلبان حكومتي ميدانند هم در درون وهم در برون ايران موجودند، اصل دكترين اينان مبتني بر مشاركت و تلاش براي كسب حق شركت با توجيه دفاع از آزادي و دمكراسي مي باشد، و مي خواهند در صحنه شطرنج سياست حضور فعال داشته باشند ودر قدرت سهيم گردند. دائم بين بد و بدتر بد را انتخاب مي كنند و بدين منوال به بدترين خدمت مينمايند.
آزادي در جمهوري اسلامي كدامند. مگر جمهوري اسلامي حامل دمكراسي بوده كه شما قصد حفظ آنرا داريد. آيا به بند كردن روزنامه نگاران- نويسندگان و كوشندگان آزادي است- آيا محروم كردن مردم از حقوق اوليه خود، سركوب و به بند كشيدن دانشجويان- زنان- كارگران و اقشار مختلف جامعه به معني دمكراسي مي باشد. آيا سركوب اقوام و بستن روزنامه ها - بريدن زبانها- شكستن قلمها و اين همه اقدامات غير انساني و پايمال كردن حقوق مردم ايران دمكراسي وآزادي محسوب ميشوند. اگر پاسخ آري است چرا در خارج نشسته ايد و بقول شاعر: عرض خود مبريد و محنت ما مي داريد. بر گرديد ايران تا در امور مشاركت كنيد و تازه تلاشتان هم براي حق شركت و كسب آن پايمال نمي شود. مگر يكي از دوستانتان در كنفرانسي در پاريس نگفت آيت اله خامنه اي حافظ تماميت ارضي ايران است.
كافيست سري به سايتهاي ايراني الا خصوص سايت ايران امروز بزنيد تا با اين جماعت آشنا شويد واز تشعشعات فكري اين انديشمندان بهره مند گرديد.
يكي از اين انديشمندان كه خويش از مبلغين ومدا فعين آقاي خاتمي بوده و مي انديشيد با انتخاب ايشان دمكراسي برقرار شده و بدوستان وآشنايان قلم بدست مي فرمود چه نشسته ايد، بيائيد ايران وبنويسيد. حال كه از خاتمي دل گرفته و سر شكسته شده اند، پرچم دفاع از كروبي را بر داشته و مي فرمايند معين كاري نمي تواند انجام دهد . تو گوئي كروبي كاري انجام خواهد داد.
ديگري در مقاله اي بنام "بار ديگر حق انتخاب " مردم را دعوت به تحريم مي نمايد واندكي بعد همان نويسنده در مقاله ديگر "در فرصت بسيار اندك باقي مانده" مردم را به شركت در انتخابات مي نمايد.
متاسفانه اين انديشمندان بدون شناخت از مكانيسم قدرت بطور كلي واز مكانيسم و قا نو نمندي قدرت در جمهوري اسلامي بطور اخص مردم را امر و نهي مي كنند. در نظام جمهوري اسلامي عيب از رئيس جمهوري نيست، عيب از قوانين مي باشد. ا ولأ نهادهاي قانوني منبعث از راي مردم نمي باشند و در ثاني رئيس قوه مجريه قواي اجرائي ندارد ، و مسئوليت اداره امور بعهده رهبر مي باشد، و حيطه عمل رياست جمهوري در ايران بنا بر قانون اسا سي بسيار محدود است و ايشان بايد عمله رهبر باشد، كاره اي هم نيست زيرا رئيس جمهور در مقابل فرا قانوني بودن رهبر قدمي نمي تواند بر دارد.
دقيقا بعلت عدم شناخت از ساختار قدرت وعدم تحليل مشخص از شرائط مشخص ايران است كه متفكر در مانده ما مفرمايد به كروبي وديگري مي گويد به معين راي بدهيد. ايشان فكر مي كنند با عوض كردن صورت قصيه اصل قصيه عوض ميشود.
نهضت آزادي از جمله تشكلا تيست كه مردم را به سراب انتخابات دعوت كرد. آقاي دكتر يزدي طي سخناني در محل سازمان دانش آ موختگان ادوار تحكيم وحدت گفت " اولين و ابتدائي ترين وظيفه يك سازمان سيا سي اين است كه مردم را از بي تفاوتي و ياس بيرون بياورد" باز اذامه مدهد "اما وقتي ميدانيم مردم نا اميد هستند، تحريم چه تغييري بوجود مي آورد" جانشين مرحوم بازرگان در حرف حتي هم شهامت آن مرحوم را ندارد. ايشان نمي گويند مردم از چه مايوس شده اند. آري مردم از نظام و حاميان نا صادقش خسته شده اند.
اپوزيسيوني مثل شما خود عامل ياس است، كه بين مردم و قدرت نشسته ا يد و براي دل ربائي از قدرت هر بار مردم را فريفته و تحقير مي كنيد. آقاي دكتر مردم از وعده هاي شما و دوستان اصلاح طلب اتان و سياست بر سر دو راهي شما خسته و مايوس شده اند. مردم آشكارا به وكيل شما آقاي معين 8 در صد هم راي نداده اند.
ما از شما مي پرسيم در طي 26 سال وبا حضورتان در انتخابات چه تغييري بوجود آورده ايد.
بايد گفت شما با حضور پر صلابت وبا شكوه خود در انتخابات واعلام حمايت از دكتر معين و پيوستن به صف راي دهندگان يك تغيير بوجود آورده ايد، با اين عمل تتمه آبروي خود را به باد داده ايد و رسواي خاص و عام شده ايد.
حزب توده وحزب دمكراتيك مردم ايران، از مشتاقان شركت در انتخابات بودند. تاريخ اين حزب نوكري و جا سوسي است وهمواره به مردم ايران خيانت كرده اند. پيروز دواني كه بدست دژخيمان جمهوري اسلامي كشته شد، در كتابچه حقيقت چنين مي آورد "كيانوري به آنها مي گويد كه بايد ارتباط با شوروي را در شرائط اضطراري حفظ ودستورات آنها را بطور كامل وبدون چون وچرا اجرا كنند" و يا در جاي ديگر مي نويسد" سازمان مخفي حزب توده در58-59 در شاخه مشهد حزب رنجبران نفوذ كرد ودر 61 مجموعه اطلاعات وهمچنين اطلاعات چارت تشكيلاتي اين سازمان به دستور حزب در اختيار سپاه قرار گرفت. كتابچه حقيقت را بخوانيد تا به عمق خيانت اين شجره خبيثه بيشتر آشنا شويد.
فردي كه خود را يكي از رهبران اتحاد جمهور خواهان برلن مي نامد. در مقاله اي بنام "جمهوري خواهان و انتخابات رياست جمهوري " مي نويسد "همانطوري كه سرنگوني طلبي تلاش براي تحريم را توجيه مي كند. اصلاح طلبي نيز تلاش براي كسب حق شركت را توجيه مي كند". آقاي اصلاح طلب محترم كدام حق شركت را شما مي خواهيد توحيه كنيد. در حكومتي كه رئيس شوراي مصلحت اش مي فرمايد " من شكايت ام را مي برم پهلوي خدا- چون كسي به شكايت ام رسيدگي نخواهد كرد. شما چه مي گوئيد؟ كي شما وامثال شما را به بازي مي گيرد. در همانجا ادامه مي دهد " مسلم است كه آقاي خامنه اي تمام كوشش خود را خواهد كرد كه مخالفان ولايت وي در راس نظام قرار نگيرند بايد او را به تمكين وداشت" چه گونه حتما با حضور حماسه آفرين خود در انتخابات و خوش رقصي براي رژيم .
نه هموطن بدون مبارزه گسترده مردم وسازمان دهي مبارزات حق طلبانه اشان هيچ رژيمي نه تمكين مي كند نه عقب نشيني مي نمايد اين قاعده فقط مخصوص ايران نيست. فرمولش در تمام جهان به اثبات رسيده است. اين انديشمند بعد از اعلان نتايج انتخابات وشكست مرادش آقاي معين، در برنامه صبحگاهي بي بي سي چنان نوك تيز حمله را متوجه تحريم كنندگان كرد كه گوئي نه تقلباتي صورت گرفته ونه اينكه اصلاح طلبان در طول 8 سال گناهي كرده اند. مردم پاسخ 8 سال مماشات و عوامفريبي آنان را داده اند و با اين عمل نقاب نيرنگ را از چهره رژيم برداشته اند.
در زماني كه رئيس جمهوري از تقلبات گسترده و سازما نده اي شده حرف مي زند و قيل و قال همه به هوا رفته. ايشان در گفتگو خود با كارآ نلا ين مگويد"... و نيروهاي ا پوزيسيون به طور كلي در وضعي نيستيم كه بتوانيم قضاوت قطعي در مورد صحت و سلامت انتخابات داشته باشيم" باز ادامه مي دهد" .... كه اساس راي مردم زير سوال ببرد. يعني آنقدر تقلب و يا راي شماري يا هر نوع مداخله ديگري در شمارش به حد و گونه اي نيست كه كلا نتيجه انتخابات مورد نفي و يا رد بكند، ..... روحيه اعتراضي زير سوال بردن نتايج انتخابات توده هاي راي دهنده وجود نداشته است. به نظر من مي توان روي همين نتايج بدست آمده، حالا با كمي بالا و پائين متكي شد" دوستان گرامي خود اين گفتار را با گفتار شوراي نگهبان مقايسه كنيد .اين گفتار جز تطهير تقلبات و تائيد و تصديق اعمال قلابي زور پرستان و
مشروعيت بخشيدن آنان نمي تواند باشد. اين انديشمند بايد بصراحت بگويد در ايران دمكراسي است، زيرا راي مردم در كار مي باشد. اتفاقا آقاي رفسنجاني در 16 /11 /1378 خطاب به آقاي سروش ميگويد " اگر كسي بخواهد به صورت دمكراتيك قدرت را به دست بگيرد، چه كار بايد بكند؟ يكي از ابزارهاي دمكراسي آراي مردم است. از لحظه اي كه كار خود را شروع كرده ا م تمام مسئوليتهايم با آراي مردم بوده است". (برگزيده از عاليجناب سرخپوش- اكبر گنجي).
عده ديگري از مشتاقان عدم تحريم انتخابات نوعي انتيك اند. اينان كه هم سخنورند، هم تحليل گروصاحب نظر در كليه امور ايران اند، هم نويسنده اند و هم روز نامه نگار اند. يراي مطرح شدن خود همه كار مي كنند. گاهي از محمد رضا شاه ستايش ميكنند، و روزي از رفسنجاني، گاهي در ايران به مرحوم نادر نادرپور ايراد مي گيرند كه چرا خارجي، روزي در خارج به مبارزين داخل ايراد مي گيرند چرا انتخابات را تحريم مي كنيد. وبه اكبر گنجي ميگويد سكوت كن تا آزاد شويد. واقعا جمهوري اسلامي با داشتن چنين مخالفيني محتاج به دوست نيست. در زماني كه گنجي وزرافشان وديگر مبارزين زنداني و شكنجه شده انتخابات را تحريم مي كنند، ايشان در خارج آسوده نشسته وبه گنجي در بي بي سي مي گويد مردم آمادگي تحريم كردن را ندارند. شماي پيشتاز چي؟
من عمدا از اين سياستمداران برجسته و سياست فروشان انديشمند نام نمي برم ، ولي بايد گفت كه اينان ماهيت خود را زير نقاب اصلاح طلبي پنهان كرده اند. آنهم اصلاح طلباني كه در طي 8 سال رياست جمهوري و 4 سال بعهده داشتن مجلس مرتب در برابر خواستهاي جناح راست بويژه مافياي نظامي- مالي گام به گام عقب نشيني كردند. زنان- جوانان و اقشار مختلف جامعه را از خود مايوس نمودند، دانشجويان را در 18 تير 78 به حال خود رها كردن، در مقابل توقيف روز نامه ها واكنشي جدي از خود نشان ندادند، درمقابل حكم حكومتي تسليم شده و سر فرود آوردند. اصلاح طلبان شعور و احساسات مردم را به بازي گرفتن وبا اعمال فرصت طلبانه آنان را فريفتند.
اما مردم ستمديده وصبور ايران با روي گرداني از آنان در انتخابات نهمين رياست جمهوري تير خلاص را بطرف آنان شليك نمود، و بدين منوال اعلام نمود با هيچ سازشكاري و مردم فريبي سر سازش ندارد.
مبلغين عدم تحريم انتخابات، دعوت شما از مردم براي شركت در انتخابات رياست جمهوري معنائي جز مشروعيت بخشيدن به جمهوري اسلامي ندارد، حال رئيس جمهور هر كس مي خواهد باشد. معناي دعوت شما به شركت در انتخابات با هر ديدگاه سياسي يعني بيعت با رژيمي مي باشد كه روزانه صداي حق طلبانه مردم را در گلو خفه ميكند.
شما مي خواهيد راس نظام را مجبور به تمكين وعقب نشيني نمائيد واز او امتياز بگيريد، ولي مطمئن باشيد نظام كنوني ايران هيچ امتيازي نخواهد داد زيرا دادن كوچكترين امتياز يعني باز شدن فضاي سياسي . سردمداران رژيم به خوبي مي دانند باز شدن فضاي سياسي موجب فروپاشي آ نان مي گردد. بنا بر اين تنها راه عقب نشيني زور مدارا ن مبارزه پيگير و خستگي نا پذ ير عليه آنان مي باشد. بقول معروف " هر كه طاووس خواهد جور هندوستان كشد".
|
|
|