آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامی در هجرت شماره ٦١۷ از ٢٤ فروردین تا ٩ اردیبهشت
سايت آقاى ابوالحسن بنى صدر

◄ کریستین ساینس مونیتور ( 4 آوریل ) دو مقاله در باره وضعیت عراق انتشار داده است :

* رأی دهندگان عراق ، با رأی خود، گفتند عراق یک پارچه را می طلبند .
تشکیل حکومت و تأکید جلال طالبانی به عراق متحد و مردم سالار و ناگزیر شدن دو طرف به توافق بر سر حکومت ، بازگو می کند خواست همگانی مردم عراق را
* دو طرف شیعه و کرد ، بعد از دو ماه گفتگو، پذیرفتند مسئله های مورد اختلاف را به زمانی بگذارند که وضعیت عراق ثبات و آرامش پذیرفته باشد . کردها توقع الحاق کرکوک به کردستان و شیعه ها مسئله بقای پیشمرگه های کرد را به بعد محول کردند . با توجه به این امر که دو ماه طول کشید و مسائل حواله آینده شد، بنظر تحلیل گران احتمال موفقیت ائتلاف در تدوین قانون اساسی تا 15 اوت، کم است . چرا که رهبران سیاسی عراق از این پس می باید مسائلی را حل و فصل کنند که بر سر آنها توافق وجود ندارد .
تشکیل دولت در عراق، در کوتاه مدت، با تحریم سنی ها و شورش مسلحانه و در دراز مدت خطر برخورد عرب و کرد ، روبرو است . کردها که در طول 85 سال گذشته با دولت مرکزی در جنگ بوده اند، خواستار الحاق کرکوک به کردستانند اما عرب ها از شیعه و سنی مصمم هستند کرکوک را به کردها ندهند . بازکردها می خواهند ارتش خود را داشته باشند و عربها حفظ این ارتش را عامل بی ثبات گرداندن دائمی عراق می دانند .
بر سر قانون اساسی ، از لحاظ جا و نقش اسلام نیز میان شیعه و کرد اختلاف وجود دارد. کردها قانون اساسی بیشتر سکولار می طلبند .

انقلاب اسلامی : در محدوده عراق و با وجود حضور امریکا و هدفهائی که تعقیب می کند، راه حلی بر اساس تعادل قوا ، همین راه حل می شود که مسائل حل ناشده و به آینده حواله داده می شوند . تنها از درون و بر اساس سه حق، حق اشتراک و حق اختلاف و حق دوستی و همبستگی ملی می توان دولتی مردم سالار و جامعه ای آزاد را بنا گذاشت . هرچند ائتلاف کنونی تعادل قوائی است که در آن، هریک باید مراقبت کند دیگری به زیان او قوی نشود، اما می تواند طرفهای شرکت کننده در ائتلاف را به فکر وادارد. به این فکر که می باید با هم زندگی کنند . پس می باید بر اساس سه حق، به توافقی پایدار ، توافقی که محلی برای مداخله قدرت خارجی در امور داخلی عراق باقی نگذارد ، دست یابند .
اما در ایران ، محور شدن امریکا، در انتخابات ریاست جمهوری، باز هم روشن تر ، از سوی نامزدهای ریاست جمهوری ابراز می شود :

ترس خامنه ای از بی محل شدن و ترس از امریکا، دو ترسی که تکلیف انتخابات ریاست جمهوری و رئیس جمهوری را معین می کند :

انقلاب اسلامی : اطلاعات و خبرهای این فصل را در دو قسمت از نظر خوانندگان می گذرانیم . در قسمت اول، گزارشی را می خوانید که گزارش شماره پیش را دقیق تر و روشن تر می کند . در قسمت دوم ، مواضع اتخاذ شده و خبرهای انتشار یافته را می خوانید :
دو ترس و یک امید : خامنه ای از هاشمی رفسنجانی می ترسد که مبادا زیرآب او را بزند و هم او در همان حال که از امریکا می ترسد، می داند که ایجاد امید به عادی کردن رابطه با امریکا، در شرکت مردم در انتخابات نقش دارد :


◄ این واقعیت که سید علی خامنه ای آدمی ترسو است و یک علت آلت فعل مافیاهای نظامی - مالی شدن او ، ترسوئی اواست ، بر کسی پوشیده نیست. نقشی که ترسوئی او در انتخابات ریاست جمهوری پیدا کرده و خود از عوامل نامزد شدن و یا خودداری کردن از نامزد شدن اشخاص شده است، امر تازه ایست :

* اصلاح طلبها می گویند : با آنکه خاتمی مرتب به خامنه ای اطمینان می داد که بهیچرو در صدد تضعیف او و " نهاد ولایت فقیه " بر نخواهد آمد، اما خامنه ای همواره می ترسید که خاتمی ولو خود نخواهد، وسیله حرکتی شود که به حذف او بیانجامد . از این رو، اراذلی چون سعید مرتضوی را در دستگاه قضائی منصب داد و دست او و عوامل رذل او را در هر زورگوئی باز گذاشت . جلوگیری از انجام هرکار که رئیس جمهوری بخواهد انجام دهد ، مأموریت تمامی " نهادها " گشت.
اما واقعیتی که اصلاح طلبها نمی گویند اینست که به ترسو نباید امکان داد ابتکار عمل را بدست آورد . زیرا اگر از ترس ، دست تبهکارترین ها را باز می گذارد . ترس خامنه ای از مردم و حرکت مردم بود . در این زمینه ، اصلاح طلبها دو خطای فاحش مرتکب شدند : یکی منصرف کردن مردم از اجتماع و حرکت و دیگری ابتکار تشکیل اجتماعها را به جناحهای اقتدارگرا باز گذاشتن . نمونه 18 تیر از هر جهت گویا است : اجتماع دانشجویان و مردم در روزهای 18 تا 21 تیر 78، خود جوش بود . اما اجتماعی که رژیم برضد جنبش دانشجوئی ترتیب داد، دولتی بود . در طول 8 سال، خاتمی و اصلاح طلبها ، حتی یکبار، دعوت به اجتماع به قصد اعتراض به تجاوزها به حقوق اساسی مردم بعمل نیاوردند.

* امروز ، مسئله اصلی اصلاح طلبها در انتخابات ریاست جمهوری ، بی تفاوتی مردم است . می پرسند چه می توان کرد که مردم از بی تفاوتی خارج شوند ؟ می گویند اگر بتوانند دانشجویان را از بی تفاوتی خارج کنند، می توانند انتخابات ریاست جمهوری را ببرند .
اما خود کرده را تدبیر نیست : از پیش از 2 خرداد 76، تبلیغ اصلی اصلاح طلبها و نهضتی ها و ملی - مذهبی ها این بود که انقلاب مساوی با خشونت و بدترین کارها است. بعد از 8 سال، امروز می گویند : تجربه به این نتیجه رسید که استبداد دینی قابل اصلاح نیست . بدین ترتیب ، انقلاب که نباید کرد و اصلاح هم که ممکن نیست . آیا چاره ای جز بی تفاوتی برای مردم باقی می ماند ؟ و چون ترس از مداخله نظامی امریکا را نیز بر این بن بست ذهنی بیفزائیم، عوامل بی تفاوتی مردم را در می یابیم .
بخصوص از لحاظ نظر و فکر است که اصلاح طلبان در بن بست هستند . چنانکه نامزدهاشان ، با ترساندن از پیشروی فاشیسم ، می خواهند مردم را به رأی دادن ناگزیر کنند .

* اصلاح طلبان ، بلحاظ حصاری که خود ساخته و خویشتن را در آن زندانی کرده اند، نمی توانند حرکت مردم و جوانان را ببینند :

- از لحاظ ذهن و فکر راهنما، جامعه امروز بمراتب فعال تر از گذشته ، حتی در دوران انقلاب است. دلیل واضح آن این که متاع های فکری که به خشونت و زور متکی بودند، بکلی بی مشتری شده اند . تا جائی که نامزدهای " اصول گرا " هم که روزهای اول دم از اقتدار می زدند، حالا همه آزادیخواه شده اند . از جمله، هاشمی رفسنجانی علاوه بر آنچه در مصاحبه ها گفته است، اعضای مجلس خبرگان را به خانه خود دعوت کرده و در آنجا ، به آنها گفته است : چرا تا صحبت آزادی دادن به جوانها می شود براق می شوید که آی اسلام به خطر افتاد . آیا از یاد برده اید در جوانی چه کارها می کردید ؟ یا آزادیها را خود می دهیم و حذف نمی شویم و یا با حذف ما می گیرند .
اما تبلغات فرستنده هائی که اداره کنندگانشان دست نشانده امریکا و اسرائیل هستند، آنقدر بی اعتبار شده اند که امریکا ناچار شده است ، محور تبلیغات خود را آزادی و مردم سالاری بکند و در تبلیغات، از شناخته شده ها به زورمداری استفاده نکند . در داخل کشور، این تغییر محور و افرادی که طرف گفتگوی مسئولان فرستده ها شده اند، کاملاً مشهود است.
در تحول فکری جامعه و همگانی شدن فکر آزادی، نه تنها قدرت گراهای داخل و خارج رژیم نقش نداشته اند بلکه این تحول با هدف آزاد شدن از قید تمایلهای قدرت گرا انجام گرفته و رهین ابتکار و پی گیری آنهائی است که در راست راه آزادی و استقلال هستند .

- از لحاظ عملی نیز ، حرکت به بیرون از رژیم شتاب گرفته و اکثریت بزرگ جامعه ایران در این حرکت هستند . نه تنها در قلمرو سیاست که در قلمرو دین نیز - شرکت وسیع مردم بخصوص جوانان در مراسم محرم ، در بیرون محدوده رژیم و در رویاروئی با رژیم - شاهد حرکت وسیع به بیرون رژیم هستیم .
بنا بر سنجش افکاری که مجموعه نظام برای آگاهی از تمایلات مردم ترتیب می دهد، نامزدهای " اصول گرایان " از 4 درصد بیشتر رأی بدست نمی آورند . در این نظر سنجی ها ، هاشمی رفسنجانی بیشتر از دیگرنامزدهای " اصول گرا " و " اصلاح طلب " رأی می آورد. اما واقعیتی که این نظرسنجی ها - که بطور مرتب انجام می گیرند - نشان می دهند، اینست که یأس از رژیم و حرکت به سمت بیرون از رژیم، بطور مشخص مردم سالاری که جامعه را از حاکمیت مافیاها و فسادها رها کند، اکثریتی را تشکیل می دهد که بزرگی آن، گویای پیدایش وجدان عمومی به مردم سالاری است. همین نظر سنجی ها است که خامنه ای و دیگر سران رژیم را از جنبش عمومی می ترسانند. نوشته ها و قولها یی که ، در آنها ، محور " انقلاب مخملی " است و اصراری که می کنند تا بباورانند این انقلاب را امریکا دارد تدارک می کند، بازتاب ترسی است که سران رژیم ، از نظر سنجی ها پیدا کرده اند :

◄ خامنه ای تنها از رفسنجانی نیست که می ترسد . از محمد رضا خاتمی و مهندس موسوی نیز می ترسد . با توجه به این ترس است که هر یک از تمایلها، نامزدهای خود را تعیین کرده اند :

* اصلاح طلبها به این نتیجه رسیده اند که کسانی را نامزد نکنند که خامنه ای از آنها می ترسد . زیرا سبب می شود که اختیار را به شورای نگهبان بدهد تا صلاحیت هر اصلاح طلبی را رد کند . پس از انصراف مهندس موسوی، از نامزد کردن محمد رضا خاتمی نیز چشم پوشیدند . امیدوارند خامنه ای ، هم بلحاظ ترس از هاشمی رفسنجانی و هم بخاطر ترس از تحریم عمومی انتخابات ، با تأیید صلاحیت دکتر معین مخالفت نکند .

* ترس خامنه از هاشمی رفسنجانی را دو ترس تشدید کرده است : ترس از حرکت مردم به بیرون از نظام و ترس از امریکا . خامنه ای به امریکائیها می گوید : او تنها کسی است که می تواند رابطه با امریکا را عادی کند و توقعات امریکا را برآورده کند . اما امریکائیها می دانند که در ترکیب کنونی که رژیم دارد، دست او بسته تر و دست آدمی مثل هاشمی رفسنجانی باز تر است . گرچه هاشمی رفسنجانی به لفظ می گوید او یکی از کسانی است که می تواند مشکل رابطه با امریکا را حل کند، اما ، به معنی ، او خود را تنها کسی می داند که می تواند این مشکل را حل کند . اخیراً کروبی نیز وعده می دهد اگر به ریاست جمهوری برسد، با امریکا رابطه بر قرار می کند . قول او را به اشاره خامنه ای می دانند . زیرا تعیین سیاست خارجی با " رهبر " است . بنا بر این، وقتی او می گوید اگر رئیس جمهوری بشود با امریکا رابطه برقرار می کند، پس موافقت رهبر را حاصل می داند . به عبارت دیگر، کروبی انحصار را از دست هاشمی رفسنجانی خارج کرده است .
و چون ، صلاحیت هاشمی رفسنجانی را در صورت نامزد شدن، نمی توان رد کرد، از هم اکنون ، عکسهای دخترهای او و نیز اسناد فسادهای فرزندان و منسوبان او را سپاه آماده کرده است تا بمحض اعلان نامزدی او، در سطح کشور و خارج از کشور پخش کند .
با آنکه هاشمی رفسنجانی میداند اگر این فرصت را از دست بدهد، پرهای او را قیچی خواهند کرد و به مرغ بی بال تبدیلش خواهند کرد، همچنان از نامزد شدن می ترسد . یکبار دیگر ، اعلان تصمیم خود را به تأخیر انداخته و گفته است : ظرف سه هفته آینده تکلیف آمدن یا نیامدن خود را معین خواهد کرد .

* محاسبات نامزدها بر مبنای نامزد شدن یا نامزد نشدن هاشمی رفسنجانی است :

- محاسبه دستگاه خامنه ای بر پایه نامزد شدن هاشمی رفسنجانی اینست : از سوی " اصولگرا " به تعداد کافی نامزد باید بماند که از آرای رأی دهندگان به اصول گراها، هیچ رأئی با هاشمی رفسنجانی داده نشود. اگر یک تن نتواند تمامی این نوع آراء را جذب کند، دوتن و گرنه سه تن نامزد خواهند شد . در صورتی که دو نامزد هم از اصلاح طلبان در انتخابات شرکت داده شوند، هاشمی نخواهد توانست در دور اول، به ریاست جمهوری انتخاب شود . در دوم، در صورتی که هاشمی و یک نامزد از " اصول گرایان " بماند، میزان مشارکت در رأی دادن بحدی پائین می آید که اگر هم هاشمی رفسنجانی انصراف ندهد و در دور دوم برنده شود، عاجز و زمین گیر و بی خطر می شود .

- محاسبه اصلاح طلبها در صورت نامزد شدن هاشمی رفسنجانی اینست که بنا بر سنجشهائی که مجموعه رژیم برای آگاهی از تمایل مردم انجام می دهد، بعد از هاشمی ، معین با 14 درصد آراء قرار می گیرد . اما بخش عمده ای از آراء هاشمی رفسنجانی متعلق به اقلیت رأی دهنده است که به نامزد جناح راست رأی می دهند . بیرون از آن، هاشمی رأی ندارد. برگ برنده هاشمی نیز اینست که او خطر حمله امریکا را برطرف می کند و چون دیگر هاشمی رفسنجانی 20 سال پیش نیست، آزادیهائی را هم که اصلاح طلبان نتوانستند بدهند او می تواند و خواهد داد . " اصول گرایان " مشغول شده اند این برگ برنده را از دست هاشمی رفسنجانی بدر آوردن . بنا بر این ، بر فرض که هاشمی دل را به دریا بزند و نامزد بشود، انتخابات ریاست جمهوری دو مرحله ای می شود و در مرحله دوم، نامزد اصلاح طلبان ، احتمال پیروزی پیدا می کند . دلیل زیر را هم در توجیه خوشبینی خود می آورند :

* قالیباف از فرماندهی نیروی انتظامی استعفاء داده است بعلت این که نامزد ریاست جمهوری است و رضائی نیز نامزد است و بقیه نامزدهای " اصول گرا" هم زمانی پاسدار بوده اند . خامنه ای در همان حال که از ترسها آلت فعل مافیاهای نظامی - مالی شده است ، اما از رئیس جمهوری " نظامی " هم می ترسد . در اول کار، تمایل خود را به لاریجانی و ولایتی ابراز کرد . اما وقتی معلوم شد مقابله با هاشمی رفسنجانی کار لاریجانی و ولایتی نیست ، ترکیب " شورای همآهنگی " را ضد هاشمی گرداند و ابتکار عمل را به این " شورا " بازگذاشت . چون می داند که به هر نامزد که بگوید انصراف بده او نمی تواند انصراف ندهد ، پس تعدد نامزدها را برای هدفی که در سر دارد، بهتر یافته است .
اما فکر او اثر فرسایشی تعدد نامزدها ، آنهم همه " اصولگرا " و خراب شدن نامزدها توسط یکدیگر را ، نتوانسته است ببیند . نامزدهای " اصول گرا " هم توسط یکدیگر و هم توسط هاشمی رفسنجانی و تبلیغات گسترده مافیای او در داخل و خارج کشور و هم توسط اصلاح طلبان ( ریاست جمهوری یک اصول گرا را پیروزی فاشیسم تبلیغ کردن . در این تبلیغ، طرفداران هاشمی رفسنجانی نیز شرکت دارند ) بطور روز افزون خراب می شوند بطوری که از هم اکنون ، صحبت از نامزدی است که در روزهای آخر، بناگهان ، وارد صحنه خواهد شد. چمران نیز زمینه را مساعد یافته است که نامزد شود .

◄ سنجشهای بعد از تهدیدهای بوش و نیز مسئله اتم ، موجب تغییری در نتایج سنجشهای آراء شده است . رسیدن درصد کسانی که خامنه ای قادر به حل مشکلات کشور می دانند از کمتر از 4 درصد به 19 درصد ، خامنه ای را در موقعیت بیم و امید قرار داده است : بعد از انتخابات ریاست جمهوری ، در صورتی یک " تدارکاتچی " رئیس جمهوری شود ، او برای آنکه همان 19 درصد را از دست ندهد، ناچار می باید خود نقش قذافی را بازی کند تا بتواند رابطه با امریکا را عادی کند . هدف رویه ای هم که حکومت بوش در پیش گرفته است، تشدید انزوای رژیم تا بدانحد است که چاره ای جز قذافی شدن برای خامنه ای باقی نماند .
انقلاب اسلامی : پاسخهایی که خاتمی در پاریس به پرسشها داد و ایرنا و خبرگذاری دانشجویان و... سانسور کردند و دو سه خبر دیگر، هم گویای تنگنائی است که خامنه ای و رژیم در آنند و هم بیانگر رویه امریکا هستند :


صفحه اول

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر