آیا اگر امریکا بخواهد ایران برنامه اتمی خود را متوقف کند، می باید جانب عمل گرایان را در برابر رادیکالها بگیرد ؟:
مقاله در شماره مارس - آوریل 2005 مجله Foreign Affairs انتشار پیدا کرده و نویسندگان آن، کنت پولاک Kenneth Pollack و ری تکیه Ray Takeyh هستند. اولی مدیر تحقیق در Saban Center for Middle East Policy در مؤسسه بروکینگس نویسنده کتابThe Confkict Between Iran and America : Persian Puzzle است . دومی محقق ارشد در مطالعات مربوط به خاورمیانه در Council on Forign Relations است .
مقدمه مقاله مربوط می شود که گذشته و کارهایی که ملاها کرده اند ، از جمله پی گرفتن برنامه اتمی و این امر که با مرگ خمینی ، رفتارهای ملاهای حاکم بر ایران پیامهای این و آن گونه به واشنگتن بوده اند. اما چه باید کرد که ایران به اسلحه اتمی مجهز نشود ؟ پاسخهایی که این دو محقق یافته اند، عبارتند از:
* هنوز می توان رفتار تهران را تغییر داد و مانع شد که این کشور بمب اتمی بسازد. راهش اینست که امریکا ، برای رسیدن به مقصود، از ضعفهای رژیم ایران ، استفاده کند. در آنچه به سیاست خارجی و بخصوص اسلحه اتمی مربوط می شود، سخت سران رژیم ایران وحدت خویش را حفظ کرده اند حال آنکه اصلاح طلبان سخت پراکنده اند . در یک طرف، افراطی ترین سخت سران قرار دارند که امنیت ایران را مقدم بر ملاحظات اقتصادی و دیپلماتیک می داند و آن سو، عمل گراها هستند که معتقدند نجات اقتصاد در حال سقوط ایران مقدم است وگرنه ، در دراز مدت، رژیم برجا نمی ماند . میان این دو قطب، سیاست کاران (وسط بازان ) بس مهمی وجود دارند که ترجیح می دهند میان بمب و کره انتخاب نکنند.
این وضعیت، فرصتی در اختیار امریکا و متحدان اروپائی و آسیائیش می گذارد تا استراتژی جدیدی برای بازداشتن ایران از تولید سلاح، بر گزیند. غرب می باید توان اقتصادی خویش را در تقویت عمل گرایان ایران بکار گیرد . کسانی که حاضرند از برنامه اتمی بخاطر بازرگانی، کمک و سرمایه گذاری خارجی در ایران - که سخت بدان نیاز دارد - ، چشم بپوشند . تنها وقتی ملاها ببینند انتخاب وجود دارد و آنها می توانند میان بمب اتمی و یا اقتصاد سالم انتخاب کنند و بدانند هر دو را با هم نمی توانند داشته باشند ، ممکن است از تولید اسلحه اتمی چشم بپوشند. با توجه به نگرانی امریکا بابت خطر مجهز شدن ایران به سلاح اتمی ، وقت آنست که غرب به ایران اتمام حجت کند .
* محافظه کاران ایران در گروههای چندی منشعب و با یکدیگر در تعارض هستند. گرچه محافظه کاران و اصلاح طلبان در آنچه با مسائل داخلی مربوط می شود، در انشعاب و اختلاف هستند ، محافظه کاران در آنچه به سیاست خارجی مربوط می شود، اختلافی بروز نمی دهند. در این جا، دو نویسنده، سازمانهای در اختیار محافظه کاران ( قوه قضائیه و شورای نگهبان و سپاه و... ) را بر می شمارد و اینکه سخت سران خود را پیروان پر و پا قرص آیة الله خمینی و دشمن سرسخت امپریالیسم غرب و صهیونیسم می خوانند.
عمل گرایان نیز خود را پیرو خمینی می دانند اما برآنند که بقای رژیم در گرو روابط بین المللی سالمی است. به یمن وجود عمل گرایان است که بازار نفت جهان ، نظم و نسقی دارد. آنها حتی در بحبوحه تب انقلاب، در نظم و نسق این بازار کوشیدند. امروزه، موقع بینها بر محور رئیس جمهوری سابق، هاشمی رفسنجانی گرد آمده اند . اینان در شورای امنیت ملی مقامهای کلیدی دارند. یکی از آنها، محمد جواد لاریجانی، عضو سابق مجلس است. او می گوید : ما نباید با دنیا سیاستی را که من آن را لج بازی می نامم، رویه کنیم. محافظه کاران عمل گرا، کوشیده اند روابط اقتصادی را با چین و روسیه و اتحادیه اروپا توسعه بدهند . در واکنش به سرنگونی دو رژیم افغانستان و عراق، آنها ، رویه مخالف اتخاذ کرده اند اما میانه روانه . برای مثال، رفسنجانی گفته است: ما با قدرت بی رحم دولت امریکا روبرو هستیم . بنا بر این، می باید هوشیار و محتاط باشیم.
در این جا، اختلاف دو دسته ، یکی عمل گرا و دیگری رادیکال در باره صدور انقلاب و سیاستی که در عراق باید رویه کرد و ... را خاطر نشان می کند تا می رسد به " برگ اتمی " :
* بیشتر از هر امر دیگری، امر مجهز شدن به اسلحه اتمی ، در دولت مذهبی ایران ، تنشهای سخت پدید آورده است. نخبه های روحانی اغلب بر این نظر هستند که ایران می باید به تحقیقات اتمی خود ادامه بدهد به ترتیبی که در صورت اقتضا، بتواند بمب اتمی نیز تولید کند.
حال که حکومت امریکا استراتژی جنگ پیشگیرانه را رویه کرده است ، داشتن اسلحه اتمی، جنبه استراتژیک نیز پیدا کرده است. و ایران را نمی توان مطلقا قابل سرزنش دانست که چرا می خواهد بمب اتمی بسازد وقتی این کشور می بیند از سوئی عراق بمب اتمی نداشت و امریکا به عراق حمله کرد و از سوی دیگر، کره شمالی اسلحه اتمی دارد و امریکا به آن کشور حمله نمی کند. لذا به این نتیجه می رسد که سلاح اتمی تنها وسیله بازداشتن امریکا از حمله نظامی است.
بدین سان ، رهبران ایران در ارزش استراتژیک برنامه اتمی قوی ، اتحاد نظر دارند . اما در میزان قوت این برنامه اختلاف نظر دارند . ایدئولوگهای محافظه کار فشار می آورند برغم افکار عمومی جهانی برنامه اتمی تا تولید سلاح اتمی ، اجرا شود . اما محافظه کاران واقع بین تا آنحد پیش نرفتن را با منافع ایران سازگار می دانند. ایدئولگها می گویند از آنجا که رویاروئی نظامی امریکا با رژیم ایران اجتناب ناپذیر است ، بقای جمهوری اسلامی و آرمانهایش در گرو تولید بمب اتمی است. علی اکبر ناطق نوری که در انتخابات 1977 ( 2 خرداد 1376 ) و اینک مشاور خامنه ای است، در مخالفت با گفتگوهای ایران با اروپائیها ، گفته است : خوشبختانه سنجش افکار نشان می دهد که 75 تا 80 درصد ایرانیان خواستار مقاومت در برابر غرب و ادامه دادن به اجرای برنامه اتمی و نپذیرفتن تحقیر شدنند. از دید سخت سران ، اسلحه اتمی نه تنها ارزش استراتژیک دارد ، بلکه از نظر سیاست داخلی نیز کارآئی دارد. زیرا به محافظه کاران امکان می دهد احساسات ملی گرائی را تحریک کند .
در برابر ، روحانیان واقع بین می گویند ایران تحت فشار شدید بین المللی است . ادامه اجرای برنامه اتمی تا ساختن بمب اتمی ، تمامی کشورها را ناگزیر می کند به امریکا بپیوندند و ایران به انزوا در آید ...
* دو نویسنده به وضعیت بد اقتصاد ایران می پردازند. از شدت تورم و ورود سالانه یک میلیون نفر به بازار کار - که اقتصاد نیمی از آن هم جذب نمی کند، و... می نویسند. به این نتیجه می رسند که اصلاح این اقتصاد ممکن است اما بشرط آنکه ساخت اقتصاد تغییر کند و...
فن سالاران می پذیرند که وضعیت اقتصاد ایران بغایت بد است . از جمله، محمد خزائی ، معاون وزارت دارائی و اقتصاد می گوید: در 5 سال آینده، ایران سالانه به 20 میلیارد دلار سرمایه گذاری نیاز دارد تا بتواند برای بیکاران کار ایجاد کند . صنعت نفت که خون به اقتصاد ایران می رساند، خود فرسوده است و بنا بر برآورد شرکت ملی نفت ایران ، ظرف 10 سال آینده ، نوگردانی این صنعت ، نیاز به 70 میلیارد دلار سرمایه گذاری دارد. و این سرمایه گذاری میسر نمی شود مگر آنکه سه چهارم آن را شرکتهای خارجی تأمین کنند.
برخی مقامها تا آنجا پیش می روند که می گویند: مشکلات اقتصاد ایران قابل حل نیست اگر تنش کنونی در روابط ایران و امریکا همچنان ادامه یابد. حمید رضا برادران شرکا، رئیس با تجربه مدیریت و برنامه گذاری سازمان برنامه می گوید : در میان مانع بزرگ بر سر راه رشد اقتصادی کشور ، مجازاتهای اقتصادی امریکا قرار دارد . با ادامه خصومت ، این مجازاتها الغا نخواهند شد و اقتصاد ایران رشد نخواهد کرد .
نتیجه اینست که واقع بین های رژیم سعی می کنند بقبولانند که برنامه تولید سلاح اتمی را بخاطر بدست آوردن امنیت و روابط اقتصادی با امریکا ، باید رها کرد .
روحانیان حاکم، همانند رژیم کره شمالی بر آنست که برنامه اتمی را وسیله مجبور کردن امریکا به گفتگو و گرفتن امتیازها از امریکا کند .
* با توجه به وضعیت اقتصادی کشور و وجود اختلاف جدی در رژیم ایران بر سر ادامه برنامه اتمی یا چشم پوشیدن از آن در ازای گرفتن امتیازهای اقتصادی و بهبود بخشیدن به وضعیت اقتصادی، امریکا فرصت آن را یافته است که وارد عمل شود.
یادآور می شود که در 1990 حکومت امریکا سیاستی را در پیش گرفت که تنها جنبه فشار و تضییق داشت. آن سیاست تأثیر منتظررا ببار نیاورد چرا که اروپا و روسیه و غرب ، با امریکا همراه نشدند . اما وضعیت امروز دیگر است. امروز ، راز برنامه اتمی ایران آشکار شده است. جامعه بین المللی مخالف مجهز شدن ایران به اسلحه اتمی است. بنا بر این ، امکان اتخاذ سیاستی که همگان در اجرایش شرکت کنند، وجود دارد.
این سیاست می باید توأم کردن چماق یا هویج باشد به ترتیبی که موجب تقویت موضع عمل گراها و واقع بین ها در رژیم ایران و به دست آنها افتادن اداره دولت باشد .
هرچند موفقیت این سیاست را تضمین نمی توان کرد و نمی توان مطمئن شد که سبب توقف برنامه تولید سلاح اتمی و حمایت از تروریسم می شود ، بسا امریکا را ناگزیر کند مدت بیشتری با رژیمی سر کند که از آن نفرت دارد . اما سیاست " چماق یا هویج " رهبران ایران را ناگزیر می کند انتخابی را بکنند که هیچگاه نمی خواستند به آن تن بدهند . همه چیز بستگی به رویه ای دارد که امریکا اتخاذ می کند ...
انقلاب اسلامی : بدین سان، در غرب، نظریه سازان دست بکارند تا برای تحول پذیری رژیم از درون، مبانی جدید بسازند. از کودتای خرداد 60 بدین سو، غرب همچنان بر اصل ثنویت، محور خیر و محور شر در رژیم سراغ کرده و راه حل را حمایت از محور خیر بقصد تضعیف محور شر دانسته است. این بار، استفاده از ضعفهای رژیم مبنای نظریه شده است. در دوران خمینی ، استفاده از جنگ دستمایه بود. یادآور می شود که بنا بر گزارشهای دو مجلس نمایندگان و سنای امریکا، کروبی در لندن فهرستی از 1000 " میانه رو" در اختیار سرهنگ نورث گذاشته و گفته بود : اگر ایران در جنگ شکست بخورد - قابل مقایسه است با قول شاه به سفیر امریکا : اگر دیوان لاهه به زیان ایران رأی بدهد مصدق قابل عزل می شود - ، میانه رو کنترل دولت را بدست می آورند. در دوره هاشمی رفسنجانی، لزوم وام دادن به ایران برای استقرار دولت عمل گرایان ، دست آویز بود و ایران را زیر بار قرضه سنگین فرو برد و فساد گسترد و سبب شد که 40 درصد تولید ناخالص ملی ، رانت بگردد و به جیب رانت خوارانی برود که مافیاهای خود را ساختند و اینک در کار تصرف کامل دولت هستند. با وجود این دو تجربه، غرب تجربه نیاموخت و این بار، به این عنوا ن که خاتمی را مردم بعنوان رئیس جمهوری به رژیم تحمیل کرده اند، غرب حمایت از حکومت او و اصلاح طلبان را واجب شمرد. در پین این 8 سال، این مافیاهای نظامی - مالی هستند که هرچه بیشتر تقویت شده اند و در صورت تصرف مقام ریاست جمهوری، هر سه قوه را بطور کامل به تصرف خود در می آورند. با وجود این ، غرب عبرت نمی گیرد و باز به فکر رساندن هاشمی رفسنجانی به مقام ریاست جمهوری است .
|
|
|