آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامی در هجرت شماره ٦٢۰ از ٨ تا ٢٢ خرداد
سايت آقاى ابوالحسن بنى صدر

همکاری اشرف پهلوی و کرمیت و ﺁرچی روزولت و راکفلر و کیسینجر، در ترتیب دادن معامله پنهانی " اکتبر سورپرایز " :

◄استراتژی متفق یابی در منطقه :
حکومت اسرائیل حکومت دیگری بود که سخت به نقش پیدا کردن در بحران ایران علاقمند بود . در طول چند دهه، روابط پنهانی با رژیم شاه برقرار کرده بود تا که در میان کشورهای اطراف اسرائیل متحدی پیدا کند . استراتژی متفق یابی در میان کشورهای غیر عرب منطقه ، می باید کشورهای عرب را از متمرکز کردن تمام امکانات خود بر ضد اسرائیل ، منصرف کند .
  وقتی رژیم شاه سقوط کرد و رژیم خمینی رویه ضد اسرائیلی در پیش گرفت، اسرائیل شتابان در پی ﺁن شد که روابط با دولت ایران را بازسازی کند . یکی از مأموران اطلاعاتی جوان اسرائیل که مأمور این کار شد، ﺁری بن مناش بود که در ایران به دنیا ﺁمده بود . گزینش او بجا بود زیرا در جوانی از ایران مهاجرت کرده ، فارسی را روان صحبت می کرد و هنوز در ایران دوستانی داشت . برخی از دوستان او در دیوان سالاری رژیم انقلابی ، صاحب مقام بودند .
  در خاطرات خود ، Profits of War ( منافع جنگ ) ، بن مناش می نویسد : نظر رهبران حزب لیکود، از جمله نخست وزیر مناخم بگین، بر مخالفت و تحقیر جیمی کارتر ، رئیس جمهوری امریکا، بود . بن مناش می نویسد : " بگین از کارتر بیزار بود زیرا موافقتنامه صلح کامپ داوید را به او تحمیل کرده بود . بگین می دید موافقتنامه صلح که، بنا بر ﺁن، اسرائیل صحرای سینا را تخلیه کرد، صلح درخوری را در پی نیاورد و سرنوشت فلسطین را نیز بر دوش اسرائیل گذاشت .
  بعد از سقوط شاه ، اسرائیل از چگونگی اداره بحرانها توسط کارتر ، ناراضی تر شد و چون عراق به ایران حمله کرد، از ﺁن متوحش شد که مبادا خوزستان، استان نفت خیز ایران ، به تصرف عراق درﺁید . اسرائیل عراق را خطری بزرگ تر از خطر ایران تحت رژیم خمینی می دانست . این شد که واقعیت گرائی پیشه کرد و بر وفق نیازهای اسرائیل، و در سپتامبر 1980، اجازه فروش اسلحه کوچک و قطعات یدکی را، از راه افریقای جنوبی ، به ایران داد .
  دیدار میان میل کوپلند و افسران اطلاعاتی اسرائیل ، در جورج تون هوس ، در واشنگتن، انجام گرفت . داوید کمیچی، رئیس واحد روابط خارجی موساد، رئیس هیأت در این دیدار بود ... اسرائیلیها و گروه کوپلند بر سر دو نقشه به توافق رسیدند : یکی بکار بردن دیپلماسی با ایران و دیگری حمله نظامی به ایران ، به ترتیبی که جان گروگانهای امریکائی را بخطر نیاندازد .   در اواخر فوریه 1980، سید مهدی کاشانی ، فرستاده ایران ، وارد اسرائیل شد تا در باره خرید قطعات یدکی هواپیماها ، گفتگو کند . بن مناش کاشانی را از ایام تحصیل در مدرسه می شناخت . همزمان طرح کوپلند راه خود را به درون ایران باز کرد و از ﺁن سو، باب طبع جمهوریخواه ها شد و فرستادگان این حزب پذیرفته شدند . کاشانی گفت مأمور سیا ، میل کوپلند و گروه او ﺁگاهند که در هر معامله ای با ایرا  ن ، اسرائیل باید وارد باشد . زیرا می باید نقش کشور ثالث ، که توسطش اسلحه و تجهیزات به ایران می رود ، را بازی کند . در ماه بعد، مارس 79، اسرائیل نخستین فروش مستقیم به ایران را انجام داد : فروش 300 حلقه طایر هواپیماهای جنگی اف - 4 ."
◄ نقشه نجات گروگانها با گسیل کماندوها به ایران :
در مصاحبه ای ، در 1990، در انگلستان ، در خانه او، با کوپلند، او به من گفت : او و دیگر قدیمی های سیا نقشه ای برای نجات گروگانها تهیه کردند . نقشه ما شامل یافتن متحدانی در ایران و بکار بردن ضد اطلاعات بقصد ناگزیر کردن هجوم نظامی بود . این نقشه در دیدار با افسران اطلاعاتی اسرائیل ، در ﺁپارتمان جورج تون ، در 22 مارس 1980 ، حک و اصلاح شد . استون مید ، رئیس سابق واحد گریز و حیله سیا و کرمیت روزولت که کودتای 1953 را در ایران رهبری کرد و ﺁرچیبالد روزولت ، مشاور داوید راکفلر ، در تهیه نقشه، به من کمک کردند .
  " فکر محوری این بود که برخی از ایرانیان ، ملبس به لباس نظامی و پلیس به سفارت بروند و خطاب به دانشجویان بگویند : کار شما عالی است . اما حالا ما ﺁمده ایم این بار را از دوش شما برداریم . زیرا قرار بر حمله نظامی از خارج به ایران است . ﺁنها شما را ﺁماج تیرهای خود خواهند کرد . اینست که ما ﺁمده ایم گروگانها را ببریم و در نقاط مختلف شهر ، نگاهداری کنیم .
  این ایرانیها می باید گروگانها را به بیرون از تهران ، به پای هلی کوپترهای امریکائی می بردند و هلی کوپترها ﺁنها را از ایران خارج می کردند .
کوپلند سخت دلگیر بود که حکومت کارتر این نقشه را تحویل نگرفت و خود نقشه ای تهیه کرد که در ﺁن، افراد ارتش امریکا ، به همکاری جزئی ایرانیان ﺁماده همکاری در تهران ، عملیات نجات را می باید انجام می دادند . کوپلند به من گفت : نقشه خود را به رهبران جمهوریخواه نیز دادم و سبب جمع شدن هرچه بیشتر حواس ﺁنها به استراتژی کارتر در مورد ایران شد . بطور رسمی، نقشه سری بود و تنها اعضای حکومت کارتر از ﺁن اطلاع داشتند . اما همانطور که اغلب اتفاق می افتد، وقتی نقشه ای، ولو سری، مورد توجه حکومت قرار نگرفت، پوچ می شود. وچون نقشه مورد بی اعتنائی حکومت کارتر قرار گرفت، رونوشت هائی از ﺁنها را برای هرکسی که فکر می کردم متحد خوبی خواهد شد، فرستادم ...
  حالا من ﺁزاد نیستم بگویم واکنش چه بود . من مطمئن هستم که رئیس جمهوری اسبق، نیکسون، رونوشتی از ﺁن در یافت کرده بود . ما برای هانری کیسینجر نیز نسخه ای فرستادیم . ﺁن زمان، من منشی داشتم که برای پتر رودمن و کیسینجر کار کرده بود . او هنوز برای او کار می کرد و دوست بسیار نزدیک من بود . ما این رابطه غیر رسمی راداشتیم و حلقه ای از افراد کمی را تشکیل می دادیم ، که در رابطه با انتخابات ریاست جمهوری که مدت کمی به ﺁن مانده بود، همکاری می کردیم .
  در ﺁوریل 1980، هم ایرانیها و هم برخی از متحدان امریکا کاسه صبر کارتررا لبریز کردند . پس از اطلاع از فروش 300 حلقه طایر هواپیما به ایران ، از بگین، نخست وزیر اسرائیل، شکوه کرد . بلکه با لحن سختی به بگین اعتراض کرد . در بهار 1980 ، کارتر به حکومت اسرائیل فهماند که نمی باید به فروش مواد نظامی به ایران ادامه دهد . دبیر مطبوعاتی کارتر، جودی پاول، به من گفت : ما می دانستیم که اسرائیل مواد نظامی می فروشد و ما نمی خواستیم به این کار ادامه دهد . فشار ﺁوردیم از این کار باز ایستد و باز ایستاد . اما بطور موقت ."
انقلاب اسلامی : نقشه کارشناسان سیا و اسرائیل بسی ساده لوحانه و گزارشگر بی اطلاعی کامل ﺁنها از چگونگی اداره سفارت امریکا بعد از اشغال ﺁن بوده است. پرسیدنی است : ابرقدرتی که کارشناسان دستگاه اطلاعاتی عریض و طویل او بعلاوه دستگاه اطلاعاتی موساد چنین مردم ساده لوحی هستند، بدون ﺁنکه گروههای قدرت پرست به سراغ ﺁنها بروند و خود را در خدمت ﺁنها بگذارند، کجا ممکن است بر کشورهای ما مسلط شوند ؟ طرح کارشناسان سیا و موساد را " ایرانیانی " می باید برعهده می گرفتند که به لباس افراد سپاه پاسدار و کمیته در می ﺁمده اند . مگر این که بگوئیم تهیه کنندگان نقشه این اندازه هم اطلاع نداشته اند که با وجود استقرار افراد سپاه در سفارت، به " مأمورانی " که اونیفورم نظامی یا شهربانی میداشتند، گروگان تحویل نمی دادند . در جا ﺁنها را توقیف نیز می کردند . اما چون حتی هویت یک تن از این " ایرانیها " تا این زمان شناسائی نشده است ، می باید افرادی از رژیم بوده باشند. اگر افراد طرف اعتمادی از خود رژیم خمینی ( حزب جمهوری اسلامی، فرماندهی سپاه و بیت خمینی ) می باید نقشه را اجرا می کرده اند، تهیه کنندگان نقشه ﺁنقدرها هم ساده لوح نبوده اند .
  مشاور امنیتی کارتر، برژنسکی نیز ، در مصاحبه ، به من گفت : "کاخ سفید نیک ﺁگاه بود که حکومت بگین با کارتر بد است و ترجیح می دهد ریگان پیروز شود . " ◄کماندوهای امریکا درمانده در بیابان :
  کارتر به محاصره گروه بندیهای دشمن در ﺁمده بود و ناگزیر می شد ، عملیات نظامی به قصد ﺁزاد کردن گروگانها را در ﺁوریل 1980، تصویب کند . اسم رمز عملیات " چنگال عقاب " بود . نقشه این بود که هلی کوپترها کماندوهای امریکا را به تهران می رساندند و ﺁنها ، با دستیاری و همآهنگی عوامل ایرانی ، گروگانها را نجات می دادند .
  کارتر دستور داده بود عملیات در 24 ﺁوریل انجام بگیرد . اما در بیابان، یکی از هلی کوپترها با هواپیمائی پر از بنزین، تصادم کرد و انفجاری را ببار ﺁورد و 8 تن از افراد کماندو کشته شدند .
بدنهای سوخته ﺁنها توسط دولت ایران نمایش داده شد و بر تحقیر امریکا افزود .
انقلاب اسلامی : خلخالی رفتار دور از شأن و کرامت انسان با جنازه ها کرد . اسقف کاپوچی که فلسطینی است به ایران ﺁمد و بدستور بنی صدر، رئیس جمهوری، جنازه های کماندوهای امریکائی بدو سپرده شد تا آنها رابه امریکا بازگرداند .
  بعد از شکست طرح ، ایرانیها گروگانها را در نقاط مختلف پخش کردند و راه را بر عملیات دیگری از این نوع بستند . افرادی که فرستاده شده بودند، بسی شانس ﺁوردند که توانستند به امریکا باز گردند . کوپلند به من گفت: " در تابستان 1980، جمهوریخواهان عضو ﺁن حلقه بر این نظر بودند که عملیات نجات دیگر ناشدنی و غیر ضرور است . ﺁنها بطور خصوصی صحبت از ﺁزاد شدن گروگانها بعد از پیروزی جمهوریخواه ها در انتخابات ریاست جمهوری می کردند .
  طرح عملیات نجات کیسینجر یا نیکسون وجود نداشت . زیرا ﺁنها مثل هر کس دیگر می دانستند باید صبر کنند تا انتخابات ریاست جمهوری انجام بگیرد . ﺁن زمان، گروگانها ﺁزاد می شدند . در جامعه اطلاعاتی این امر که با پیروزی ریگان ، گروگانها ﺁزاد می شود، سر مهر شکسته ای بود ... این جامعه، قطعاً با کسانی در میان مقامهای ایران به تفاهم رسیده بودند که گروگانها تا ﺁن هنگام ﺁزاد نشوند .
  طرفهای دوستانم در سیا، در ایران ، به ﺁنها گفته بودند که ملاها هیچ کار برای کمک به کارتر و تجدید انتخاب او نخواهند کرد .
ﺁن زمان ، ما می گفتیم تا وقتی کارتر نتواند گروگانها را ﺁزاد کند، انتخاب ریگان به ریاست جمهوری قطعی است . با انتخاب شدن ریگان، ایرانیها خوشحال می شوند که دستشان را از چرک گروگانگیری می شویند و وارد دوران جدیدی از روابط خود با امریکا می شوند . و چنین نیز شد . "
  در مصاحبه، کوپلند نپذیرفت که جزئیات را به من بگوید . اما اطمینان می داد که " سیا در سیا " ، - به قول او- یعنی بخشی از سیاکه خویشتن را پاسداران واقعی امنیت امریکا می خواند، در باره گروگانها با ایرانیها به تفاهم رسیده بود . ( کوپلند در 14 ژانویه، پیش از ﺁنکه بتوانم مصاحبه دیگری با او بعمل ﺁورم، مرد ) .
◄ دیدارهای پنهانی :
  بیشترین مناقشه ها در باره سر اکتبر سورپرایز متمرکز هستند بر چند دیدار ، در اروپا، میان مقامات جمهوریخواه، از جمله ، ویلیام کیسی، رئیس ستاد تبلیغاتی ریگان، و جورج بوش ، نامزد معاونت ریاست جمهوری، با مقامات ایرانی ، از جمله روحانی ای بنام مهدی کروبی .
  شاهدان گوناگونی ، از جمله مقامات رسمی ایران و مقامات اطلاعاتی که فعالیت بین المللی می داشته اند ، تماسها و دیدارهائی را که بوش و دیگران سران حزب جمهوریخواه تکذیب کرده اند، توصیف نموده اند . مقامهای تحقیق کننده امریکا ، برغم وجود مدارک دال بر وقوع معامله پنهانی بر سر گروگانها در اکتبر 1980 - که بسیاری از ﺁنها از مردم امریکا پنهان نگاه داشته شده اند - ، جانب جمهوریخواه ها را گرفته اند .
  از جمله مدارک پنهان نگاه داشته شده، مدارک مربوط به تماسها میان گروه راکفلر و کیسی در طول گفتگوهای کارتر بر سر گروگانها است . بنا بر دفتر ثبت دیدارکنندگان ، در 11 سپتامبر 1980 ، داوید راکفلر و چند تن از دستیاران او - همانها که در کار معامله با ایرانیها بر سر گروگانها بوده اند -، در ستاد تبلغاتی جمهوریخواهان، در ﺁرلینگتون ویرجینیا، با کیسی دیدار کرده اند .
  با راکفلر این اشخاص همراه بوده اند : ژوزف رید که از سوی راکفلر مأمور جهت دادن به سیاست حکومت کارتر در جهت بردن شاه با امریکا بوده است . ﺁرشیبالد روزولت ، مقام پیشین سیا، که کارهای چیس مانهاتان بانک را در خلیج فارس سامان می داده و همکار کوپلند در تهیه نقشه نجات گروگانهای امریکائی بوده است . عضو چهارم گروه ، اوون فریسبی Owen Frisbie ، رئیس لابی راکفلر در واشنگتن، بوده است .
  در اوائل 1990 ، همه اعضای گروه که زنده مانده بودند - راکفلر و رید و فریسبی - تن به مصاحبه در باره دیدارشان با کیسی ندادند . راکفلر ، در خاطرات خود، با دیدار با کیسی اشاره نیز نکرده است .
  در همین ایام، کیسینجر ، همکار دیگر راکفلر ، نیز، در تماس پنهان با کیسی بوده است . این امر را راننده کیسی در مصاحبه با من گفت . راننده که می خواست نام او برده نشود، گفت : دو نوبت به خانه کیسینجر در جورج تون رفتم و او را، برای دیدار با کیسی ، به ﺁرلینگتون ﺁوردم . این دیدارها در دفتر ثبت دیدارکنندگان ثبت نشده اند .

ایرانیان متهم می کنند :
در 16 سپتامبر 1980، بعد از دیدار راکفلر با کیسی ، وزیر خارجه ایران ، صادق قطب زاده ، در علن، حزب جمهوریخواه امریکا را به دخالت در کار گروگانها متهم کرد . او گفت : " حامیان ریگان، کیسینجر و دیگران می کوشند نگذارند مشکل گروگانها حل شود . ﺁنها هرچه در توان دارند می کوشند مانع از حل مشکل گروگانها شوند " .
  در هفته های پیش از انتخابات 1980، اف بی ﺁی سند دیگری بدست ﺁورد حاکی از ارتباطهای دستیاران راکفلر با دو تن دیگر که مظنون به داشتن نقش کلیدی در معامله بر سر گروگانها هستند . این دو ، یکی سیروس هاشمی بانکدار ایرانی و دیگری شریک دیرین کیسی، جون شاهین بوده اند .
بنا بر مکالمات ضبط شده سیروس هاشمی توسط اف بی ﺁی ، در سپتامبر 1980، هاشمی و شاهین در بحران گروگانها، تحریک گر بوده اند و همزمان فعالیتهای مالی ناروشن می داشته اند .
  در ظاهر، سیروس هاشمی، در گفتگوهای محرمانه کارتر با مقامات ایران برای ﺁزاد کردن گروگانها ، بعنوان واسطه ، عمل می کرده است . اما، بازی دو گانه می کرده و رابط اداره کنندگان تبلیغات انتخاباتی ریگان و بوش با مقامات ایران نیز بوده است . رابط او با کیسی شاهین بوده است. این دو از ایام جنگ جهانی دوم ، در اداره خدمات استراتژیک سیا، همکار بوده اند .
  مکالمات ضبط شده توسط اف بی ﺁی گویای ﺁنست که هاشمی و شاهین می کوشیده اند در فیلی پین یا هنگ کنگ بانک تأسیس کنند . در اواسط اکتبر 1980، هاشمی " مبلغ کلانی " پول به فیلیپین بانک سپرده و در پی دیدار با نمایندگان فیلیپین بانک در اروپا بوده است .
  گفتگوهائی که شاهین رهبری می کرده به توافق با هرمینیو دیزنی ، از بستگان همسر دیکتاتور فیلیپین ، ایملدا مارکوس ، انجامیدند . بنا بر توافق، کمپانی در هنگ کنگ تأسیس می شد و کارش دریافت سپرده و دادن ضمانت نامه بود . دیزینی مأمور اول اداره پولهای فردیناند مارکوس، رئیس جمهوری فیلیپین بود .
  20 میلیون دلار پولی که سرمایه این کمپانی را تشکیل داد، از طریق جان ﺁ. پاتری ، وکیل راکفلر در ژنو سوئیس بود . اما، بنا بر قول دو شریک شاهین که من با ﺁنها مصاحبه کردم، پول متعلق به اشرف پهلوی ، خواهر دو قلوی شاه، بود .

◄ پیروزی ریگان :
در 4 نوامبر 1980، یک سال پس از به گروگان گرفته شدن اعضای سفارت در تهران، تو  سط مبارزان ایرانی ، ریگان بر کارتر، در انتخابات ریاست جمهوری ، پیروز شد . در هفته های بعد از انتخابات، مذاکرات در باره گروگانها ادامه یافتند .
  همانطور که تاریخ مراسم ادای سوگند ریگان نزدیک می شد ، جمهوریخواهها زبانشان به این قول باز تر می شد که رونالد ریگان اجازه نخواهد داد ملت امریکا که بمدت 444 روز در حکومت کارتر ، تحقیر شده است، همچنان تحقیر شود . گروه ریگان بوش می گفتند اگر ایران گروگانها را ﺁزاد نکند، گرفتار غضب ریگان خواهد شد .
  لطیفه ای هم در واشنگتن بر سر زبانها افتاد : " گودالی به عمق سه پا که از ﺁن ﺁتش زبانه می کشد، کجاست ؟ تهران 10 دقیقه بعد از شروع ریاست جمهوری ریگان است .   در 20 ژانویه 1981، ریگان داشت ادای سوگند را شروع می کرد که خبر ﺁزاد شدن گروگانها از ایران رسید . مردم امریکا بیش از اندازه شاد شدند . تقارن ﺁغاز ریاست جمهوری ریگان و ﺁزاد شدن گروگانها ، در نظر مردم امریکا، سیمای ریگان را سیمای رئیس جمهوری گرداند که اجازه نمی دهد با حیثیت امریکا بازی کنند .
  اما واقعیت دیگر بود : به زودی ، اسلحه امریکائی ، محرمانه ، از طریق اسرائیل ، بسوی ایران جریان پیدا کرد و شرکت کنندگان در معامله سری اکتبر سورپرایز پاداشهای خود را دریافت کردند :
  معامله ای بر سر تأسیس بانک که سیروس هاشمی و جون شاهین ماهها مشغول بحث در باره اش بودند، دو روز بعد از شروع ریاست جمهوری ریگان، افتتاح شد . در 22 ژانویه 1981 ، شاهین بانک سپرده و تضمین را ، با سرمایه 20 میلیون دلار، همان پول اشرف پهلوی افتتاح کرد که از سوی جان پاتری ، وکیل راکفلر در ژنو، به او داده شده بود .
  از یکی از شرکای شاهین پرسیدم : چرا اشرف 20 میلیون دلار در بانک مشکوکی سرمایه گذاشت ؟ 20 میلیون دلار پولی کمی نبود . شریک شاهین پاسخ داد: به باور او این پول ، پولی بود که جمهوری اسلامی ﺁن را مال دولت می دانست و مطالبه می کرد . شریک دوم شاهین گفت : او در باره روابطش با شاهزاده بسیار راز دار بود . شاهین می گفت : وقتی صحبت از اشرف پیش می ﺁید، از مرده صدا بلند می شود اما از من نه .
  از 1981 تا 1984، بانک سپرده و ضمانت صدها میلیون دلار، از درﺁمدهای نفتی را اداره کرد . بانک پول دارهای عرب را هم به عضویت هیأت مدیره خود در ﺁورد : دو مدیر ، یکی غنیم المزروعی و دیگری ابو ذهبی که صاحب 10 درصد از بانک فاسد اعتبار و بازرگانی بین المللی بودند و حسن یاسین ، پسر عموی عدنان قاشقی ، سرمایه دار عربستانی و کمال ادهم ، مشاور اصلی بانک اعتبار و بازرگانی بین المللی ( BCCI ) ، رئیس سابق مخابرات عربستان سعودی ( معادل واواک ) .
اسم سیروس هاشمی بطور رسمی در شمار مؤسسان و مدیران بانک نیست . او پاداش خود را پول نقد ، از بانک ( BCCI ) ستاند . بنا بر مکالمات ضبط شده سیروس هاشمی توسط اف بی ﺁی، در اوائل فوریه 1981، مشاوری به سیروس هاشمی می گوید: " پول از ( BCCI ) ، فردا ، از لندن به کنکورد حواله می شود ( در 1984، بانک سپرده و تضمین ، ورشکست و 100 میلیون دلار نیز ناپدید شد ) .

دیدار در لانگلی :
در ﺁغاز زمامداری ریگان ، ژوزف رید ، دستیار راکفلر، سفیر امریکا در مراکش شد . پیش از رفتن به محل مأموریت خود، او به دیدار رئیس جدید سیا، ویلیام کیسی رفت . با ورود رید به دفتر کیسی، شارل کوگان، یکی از مقامات سیا، برخاست تا اطاق را ترک گوید .
او که رید را می شناخت، در ﺁستانه درب، توقفی کرد . او در شهادت " محرمانه " ای که در 1992 ، در کمیته تحقیق داده ، گفته است : " کاملاﹰ به یاد دارد که رید از شکست دادن کارتر در ﺁزاد کردن 52 گروگان امریکا، پیش از انتخابات ریاست جمهوری، سخن بمیان ﺁورد . کوگان فعلی را که رید بکار برد، درست به یاد نمی ﺁورد . ژوزف رید گفت : " ما " و فعلی را بکار برد که به یاد نمی ﺁورم. اما معنی ﺁن دچار شکست کردن اکتبر سورپرایز کارتر یعنی جلوگیری از موفق شدن او از ﺁزاد کردن گروگانها بود .
  یکی از تحقیق کنندگان گنگره که در این باره با کوگان به گفتگوی غیر رسمی نشسته بود ، به این نتیجه رسیده بود ، به این نتیجه رسیده بود که کلمه ناسزای جنسی بوده و جمله عبارت بوده است از : " ما اکتبر سورپرایز ... کارتر را ناکام گرداندیدم " .   در طول شهادت کوگان، داوید لوفمن ، وکیل مدافع جمهوریخواه در کمیته تحقیق و مقام سابق سیا ، از کوگان پرسید : ﺁیا بعدها فرصت پیدا کردید در باره از رید بپرسید ؟ کوگان پاسخ داد : ﺁری . بتازگی از او پرسیدم . بعد که مأمور سازمان ملل شد، به او تلفن کردم . او در مزرعه اش در کنکتیکوت بود . به او گفتم : قرار است در کنگره شهادت بدهم و حافظه ام یاری نمی دهد . بگو کلمه ای که بکار بردی چه بود؟ او پاسخی نداد و امور دیگری را پیش کشید .
  لوفمن پرسید: او هیچ توضیحی به شما نداد ؟ کوگان پاسخ داد : نه . مارک شافر، وکیل دیگر کمیته پرسید: و تکذیب هم نکرد که چنین جمله ای را بر زبان ﺁورده است ؟ کوگان پاسخ داد: او هیچ چیز نگفت و ما به گفتگو از امور دیگر ادامه دادیم . بدین سان ، حقوقدانان کمیته تحقیق ، با وجود این شهادت شایان توجه که در 21 دسامبر 1992 بعمل ﺁمد ، حتی از کوگان نپرسیدند : کیسی چه گفت و چه واکنشی نسبت با سخن رید نشان داد ؟

◄ مدارکی که کشف شدند :
  من شهادتهایی را که نزد کمیته بعمل ﺁمده بودند و مدارک دیگری را ، در بایگانی کمیته تحقیق، یافتم که بر وقوع جرم دلالت می کردند و کمیته در گزارش ژانویه 1993 خود، ﺁنها را مورد اعتناء قرار نداده بود.
  در میان ﺁن اسناد، یادداشتهای مأمور اف بی ﺁی بود. او سعی کرده بود با ژوزف رید در باره دانسته هایش پیرامون اکتبر سورپرایز، مصاحبه کند . هاری پنیش، مأمور اف بی ﺁی ، تلفنهای متعددی به ژوزف رید کرده بود و او به هیچیک از ﺁنها پاسخ نگفته بود . حدود 10 بار تلفن کرده بود .
  سرانجام، پنیش ، مجهز به نامه ای رسمی ، به انتظار ورود او به خانه 50 هکتاری خود در گرین ویچ ، واقع در کنکتیکت ، کشیک داده بود . پنیش نوشته بود : " او غافلگیر شد و از اینکه در خانه خود ، می باید به پرسشها پاسخ دهد، عصبانی بود . در پاسخهایش به پرسشها ، نم پس نمی داد . "
  رید سرانجام تن به مصاحبه داد . بنابر یادداشتهای پنیش، رید گفته است : " هیچ تماسی با کیسی در 1980 را به یاد نمی ﺁورد . " بعد ، رید افزوده بود : " بخاطر موقعیت او در چیس مانهاتان بانک، چند نوبت، با یکدیگر ارتباط پیدا کرده بودند " . اما در باره دیدار از سیا ، در 1981، رید گفته بود : " چون سفیر امریکا در مراکش شده بودم، برای ادای احترام نزد کیسی رفتم . " اما او اشاره ای به شکست کشاندن اکتبر سورپرایز کارتر نکرده بود . گفته بود نمی داند اکتبر سورپرایز به چه چیز مربوط است !
  حقوقدانان کمیته تحقیق لازم ندیده بودند در پرسش کردن دورتر بروند . حتی ببینند صحت یا کذب ادعای او را که در 1980 با کیسی هیچ تماسی نداشته است ، بمدد مدارک، معین کنند . در حقیقت، بنا بر دفتر ستاد تبلیغاتی ریگان - بوش ، که در اختیار کمیته تحقیق بود، رید در 11 سپتامبر 1980، در ﺁلینگتون، واقع در ویرجینیا، همراه راکفلر و دو دستیار دیگر او، با کیسی دیدار کرده بود .
وقتی گزارش رسمی کمیته تحقیق، در 13 ژانویه 1993 ، منتشر شد ، کمیته بطور واسعی دست جمهوریخواهها را از اتهام اکتبر سوپرایز شست . اما این داوری مبتنی بر تعبیر و تفسیر جانبدارانه از مدارک منتشر شده و چشم بستن بر بسیاری مدارک حاکی از وقوع جرم بود .
  در میان اسنادی که از چشم مردم امریکا مخفی شدند، مدارک سخت جالبی هستند گویای اتصال دوستان قدرتمند داوید راکفلر و ﺁنها که در پرده عمل می کردند و روابط پنهانی با ملاهای ایران ، در طول بحران گروگانگیری داشتند .
انقلاب اسلامی : بدینسان ، امثال کیسینجر و راکفلر و ﺁرچی روزولت و کرمیت روزولت و اشرف پهلوی ، در بردن شاه به امریکا، در پدید ﺁوردن ماجرای گروگانگیری و در استفاده از گروگانها برای شکست دادن کارتر و به ریاست جمهوری رساندن ریگان و حاکم کردن ریگانیسم ، بمثابه سیاست مداخله در امور کشورهای دیگر جهان، نقش اول و تعیین کننده را بازی کرده اند . سهم ایران از گروگانگیری ، برباد رفتن ذخایر ارزی، جنگ 8 ساله ، ضد ضربه نفتی و استقرار استبداد جنایت و خیانت و فساد پیشه و خیانتی عظیم به ایران و انقلاب مردم ایران و اسلام گشت . بسا اگر ، در تشریح گروگانگیری و پی ﺁمدهای ﺁن، همه ﺁنهائی شرکت می کردند که نقششان می باید جلوگیری از تبدیل شدن گروگانگیری به " فکر جمعی جبار " می بود، ایران و منطقه و جهان ما ، راه تحول دیگری در پیش گرفته بود .
  کاری که باید را نکردند و امروز ایران در ﺁتش استبداد می سوزد و در بند بحرانهای حاد داخلی و خارجی است. با ﺁنکه بیرون رفتن از این بحرانها نیاز به جریان ﺁزاد اندیشه ها و جریان ﺁزاد اطلاعات دارد، اندیشه به جای خود، جمله و کلمه ها هم سانسور می شوند .
  به ترتیبی که در فصل اول خواندید ، چهارتن از نامزدها در ترورها نقش مستقیم داشته اند . سه تن از ﺁنها ( رفسنجانی و کروبی و رضائی ) ایران گیتی هستند . و دست کم 6 تن از ﺁنها ( رفسنجانی و کروبی و احمدی نژاد و لاریجانی و قالی باف و رضائی ) در ایجاد فضای خفقان ، در سرکوبها و تجاوزها به حقوق بشر و در سانسور مطبوعات و تألیفات نقش اول را داشته اند :


صفحه اول

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر