قصد امریکا اینست که در خاورمیانه ، هیچ ساخت دولتی که بتواند به امریکا نه بگوید ، برجا نماند : دولتی که امریکا در عراق می خواهد و ترس خامنه ای ؟:
◄ بهنگام حضور خاتمی در پاریس، اجتماع " شام " بحثی ، ترتیب یافت. در فرصت این بحث، ودرین، وزیر خارجه سابق فرانسه ، گفته است : امریکا بهیچرو در پی استقرار مردم سالاری در کشورهای خاورمیانه نیست . بلکه با توجه به این واقعیت که توان امریکا برای تحمیل نظر خویش به دولتهای منطقه، در کاهش است و امروز دولتهای خاورمیانه می توانند به امریکا نه بگویند بی آنکه از پی آمدهای آن ، بیمناک شوند، پس امریکا در پی برهم زدن ساختهای دولتی موجود و جلوگیری از پیدایش دولتهائی با ساخت استوار است .
◄مشابه این نظر را روزنامه ایندپندنت ( 5 آوریل 2005 ) به قلم میچل میجر Meacher ، انتشار داده است . نکات در خور توجه این مقاله عبارتند از
* دو ماه از انتخابات عراق می گذرد و هنوز حکومت عراق تشکیل نشده است . کشماکش بر سر سنی های عراق و کشماکش با کردها در باره مدعی های، از جمله جزء کردستان عراق شناخته شدن کرکوک و مانورهای تمایلهای مذهبی و شخصیتها ، عراقیها را از تشکیل حکومت ناتوان کرده بود. اما این ناتوانی علت عمیق تری داشت :
* برای عراق دو سناریو وجود دارد : یکی سناریوئی که امریکائیها تهیه کرده اند . تشکیل دولت طرفدار غرب در عراق . حکومتی که بتواند جریان بدون انقطاع نفت را به بازار امریکا تأمین کند و پایگاه نظامی تقریباً دائمی ، در مناطقی در اختیار امریکا بگذارد که به این قوا امکان دهد جریان دائمی نفت را تأمین کنند .
وقتی حکومت بوش تصمیم گرفت عراق را تصرف کند، بنظرش می رسید به آسانی متحدانی پیدا می کند و می تواند دولتی سکولار جانشین رژیم صدام کند که مخالف رژیم دینی ایران و بلکه وزنه ای توانا به مقابله با امیال ایران در منطقه باشد . از بزرگ ترین ریشخندهای زمانه ، این ریشخند به امریکا است که مردم عراق در نخستین فرصت شرکت در انتخابات ،کسانی را انتخاب کردکه سخت پای بند دینند و روابط نزدیک با جمهوری اسلامی ایران دارند . امریکا تنها دولت سکولار بزرگ منطقه را از میان برد و اینک با این خطر روبرو است که دولت دینی جانشین آن شود .
در این جا، نویسنده به ائتلاف احزاب شیعه و اینکه رهبران این احزاب در دوران صدام در ایران بودند، می پردازد و یاد آور می شود که حتی جلال طالبانی برغم روابطش با امریکا، به ایران نیز بسیار نزدیک است . بمدت دهها سال کردهای عراق از حمایت مالی و سیاسی ایران برخوردار بوده اند . و پس از یادآوری این واقعیت که شیعه برغم داشتن اکثریت، دستش از دولت کوتاه بوده و اینک امریکا خود را با اکثریتی روبرو می بند که خواستار حق خویش بر دولت است، به موقعیت و سیاست امریکا باز می گردد :
* در برابر خطر متحد شدن اسلام گرایان شیعه عراق با ایران ، امریکا هیچ دستمایه ای ندارد . مجله تایم ( 27 سپتامبر 2004 ) گزارش کرد که پیش از انتخابات، سیا دست بکار زمینه سازی برای انتخاب شدن طرفداران سیاست امریکا شده بود . فکر راهنمای عملیات سیا این بود که به اینگونه نامزدها کمک کند اما تا جائی پیش نرود که انتخابات قلابی بگردد . در 13 فوریه ، ساعاتی پیش از آنکه نتایج انتخابات اعلام شوند ، رویتر گزارش کرد که کمیسیون انتخابات به ائتلاف احزاب شیعه گفته بود حدود 60 درصد آراء را بدست آورده است . این امر را، دیرتر، اسکات ریتر ، رئیس اسبق هیأت بازرسی سازمان ملل مأمور یافتن اسلحه کشتار جمعی عراق، نیز تأیید کرد . او در 19 فوریه در اجتماعی در واشنگتن گفت : ائتلاف احزاب شیعه 56 درصد آراء را بدست آورده است . اما یک مقام امریکائی مداخله و نتیجه آراء را تغییر داد .
این دستکاری در نتایج را واشنگتن پست 14 فوریه نیز فاش کرد وقتی نوشت : دیروز، یک مقام بلند پایه وزارت خارجه امریکا گفت : 48 درصد آراء را شیعه ها بدست آورده اند . بنا بر این، شیعه از اکثریت لازم محروم است . اگر درصد آراء شیعه بیشتر می شد ، هراسناک می شد .
* دومین تدبیر امریکا برای جلوگیری از دست یافتن شیعه بر دولت عراق را ، حاکم امریکائی عراق، پل برمر سنجید و بکار بست : قانونی که برای اداره عراق در دوران انتقالی وضع کرد، به کرد حق وتو بخشید . اینک شیعه و سنی عراق اگر هم بخواهند نمی توانند قانون را تغییر بدهند . زیرا برای تغییر آن رأی سه چهارم نمایندگان لازم است . کردها با تعداد نمایندگانی که در مجلس عراق دارند ، می توانند مانع از الغای قانون پل برمر شوند . شیعه ها می گویند تصمیم مجلس منتخب مردم عراق بر قانونی که توسط اشغالگر تصویب شده ، حاکم است و مجلس ، با اکثریت آراء می تواند قانون را لغو کند .
* اما امریکا تدبیرسومی را سنجیده است : در جنوب عراق جنبش نیرومندی برای ایجاد ایالت خودمختار شیعه ، بمثابه پایگاهی برای استقرار دولت دینی در تمامی عراق، وجود دارد . برای جلوگیری از آن، بنا بر آنچه آسیا تایمز (15 فوریه ) نوشته است، امریکا نقشه ای دارد : ایجا نیروهای چریکی متکی به حمایت ارتش امریکا . برای تشکیل این نیروها، در محدوده عملیات محرمانه ای ، امریکا اسلحه ساخت پاکستان را خریداری و در هفته های گذشته، در پایگاه هوائی شکله ، در عراق، انبار کرده است . همان گزارش می گوید : این گروههای مسلح از اعضای سابق حزب بعث تشکیل داده خواهند شد . در سه بخش ، سازمان خواهند یافت و توسط ایاد علاوی، نخست وزیر موقت عراق ، پول دریافت خواهند کرد .
بدین سان، برغم نمایش انتخابات دموکراتیک، مانور بزرگ ادامه خواهد یافت تا زمانی کلنجار امریکا با شیعه بر سر اداره دولت عراق به نتیجه برسد .
انقلاب اسلامی : دو گانگی ظاهر دموکراتیک و باطن زورمدار، نوبری است که امریکا نخست به مردم افغانستان و اینک به مردم عراق می چشاند . بنا بر این، تا وقتی بنا بر تعادل ضعفها باشد ، دولت عراق نیز همانقدر ناتوان می ماند که دولت افغانستان .
◄ و بنا بر اطلاع واصل ، از زمان انتصاب کندولزا رایس به وزارت امور خارجه امریکا، خامنه ای احتمال حمله امریکا به ایران را قطعی می انگارد و گرفتار ترس است.
در همان حال، بنا بر سنجش افکاری که هدف از آن ، دانستن تمایلهای مردم است و برای انتشار نیست ، تا پیش از تهدید شدن رژیم به حمله نظامی توسط امریکا، در پاسخ این پرسش که چه کسی می تواند مسائل شما را حل کند، همواره کمتر از 4 درصد پاسخ می داده اند : خامنه ای . اما با انتشار دادن این قول در میان مردم که واسطه خامنه ای با امریکائیها، میان تهران و واشنگتن در رفت و آمد است و خامنه ای گفته است تصمیم به عادی کردن رابطه با امریکا را گرفته است منتظر انجام شدن انتخابات ریاست جمهوری است تا رابطه را عادی کند، اینک 19 درصد این پاسخ را می دهند . بیهوده نیست که نامزدهای ریاست جمهوری، عادی کردن رابطه با امریکا را محور تبلیغات خود کرده اند .
با توجه به این امر، خامنه ای در همان حال که نان سیاست بوش را می خورد و می بیند که این سیاست جامعه را از حرکت انداخته است ، گرفتار ترس شدید نیز هست . ترس او از اینست که اگر موانع داخلی و موقعیتی که او برای خود ساخته است ، مانع از آن شود که او رابطه با امریکا را - با وجود شرائط امریکا که در فصل اول باز آوردیم - عادی کند ، نه تنها ایران در معرض حمله قرار می گیرد بلکه از دید مردم ایران ، مقصر اصلی او می شود.
انقلاب اسلامی : مردم ایران می باید نیک دریافته باشند که مسئله سازان نمی توانند مسئله حل کنند . مسئله را جنبش همگانی مردم ایران می باید حل کند . پیش از آنکه دیر شود، مردم می باید اختیار کشور خویش را بدست آورند و سرنوشت آن را از دست زورپرستانی چون خامنه ای و بوش بدرآورند . نه فعل پذیری کنونی و نه امید واهی بستن به خامنه ای ، این آلت فعل مافیهای نظامی - مالی و نه به بوش آلت فعل بنیادگراهای امریکا و سلطانهای اسلحه و ماوراء ملیهای نفتی، حاصلی جز ویرانی و فلاکت روز افزون ببار نمی آورد .
|
|
|