برخی نظرها و اطلاعها که گویای صحت گزارش و بخصوص گویای حضور قدرت خارجی در " انتخابات " ریاست جمهوری هستند :
مأموران سیا در قم طلبه شدند؟! -محافظه کاران جدید و لابی اسرائیل سازگارا را به واشنگتن برده اند ؟ - گروه رجوی و سفید کردن پول؟ - قربانی فر و فریدون مهدوی؟
◄ نفوذ در دستگاه اطلاعاتی رژیم از راه امریکای لاتین : مأموران سیا که جدید الاسلام تصور شدند و برای تعلیم و تربیت به قم برده شدند! :
لوس آنجلس تایمز ( 27 مارس 2005 ) گزارشی پیرامون کوشش سیا برای نفوذ در دستگاه اطلاعاتی رژیم مافیهای نظامی - مالی انتشار داده است که نکات جالب آن عبارتند از :
* هدف عملیات سیا از طریق امریکای لاتین، نفوذ در دو دستگاه اطلاعاتی رژیم ایران و حزب الله لبنان بود . از آنجا که امریکا با ایران روابط دیپلماتیک ندارد و سیا نمی تواند مأموران خود را به این کشور وارد کند، هر وسیله ای را برای نفوذ دادن مأموران خود در ایران ، مغتنم می شمارد . از جمله، استفاده از جمعیت بزرگ ایرانیان مقیم لوس آنجلس و استخدام مأمور از میان آنهائی که می توانستند به ایران آمد و شد کنند و یا از طریق بستگان خود از ایران اطلاع کسب کنند .
کار دیگر سیا، استفاده از فعالیتهای گسترده مأموران واواک در امریکای لاتین و نفوذ دادن مأموران سیا در میان آنان بود. برای این کار، سیا از اهالی امریکای لاتین استفاده می کرد. بدین ترتیب که پس از استخدامشان، آنها را به جلب اعتماد مأموران ایرانی و درآمدن به خدمت واواک و اطلاعات حزب الله لبنان ، مأمور می کرد .
* ایران و حزب الله بر این باور بودند که می توانند امریکای جنوبی را مرکز عملیات خود قرار دهند. بمدت دو دهه، پایگاه ایجاد کردند و افراد محلی را به استخدام خود درآوردند . ایران مظنون بود به مداخله در دو انفجار ، یکی در 1990 و دیگری در 1994 است . دومی به کشته شدن 80 تن در مرکز فرهنگی یهودیان در بوینس آیرس ، انجامید . در 1992 هم ، انفجاری سبب ویرانی سفارت اسرائیل و کشته شدن 29 تن شد .
* برخی از کارشناسان بر این نظرند که ایران و حزب الله از اتباع کشورهای امریکای لاتین برای نفوذ در امریکا، استفاده کرده اند.
مایک شوئر ، مقام سابق سیا که بکار ضد جاسوسی مشغول بوده است ، می گوید : " اگر شما بتوانید یک آرژانتینی را به مذهب شیعه بگروانید ، او به یک شیعه نمی ماند . بنا بر این، فرستادن او ، با گذرنامه آرژانتینی ، به امریکا، بسیار آسان تر از فرستادن یک غنائی و یا مصری ، است .
از این سو، سیا نیز ، از اهالی محلی کسانی را استخدام و مأمورشان کرد اعتماد مأموران ایرانی و حزب الله را جلب کنند . ایرانیها با این مأموران ، یا بدین خاطر که با مقامات کشور ارتباط داشتند و یا بخاطر شغلی که داشتند ، ارتباط برقرار می کردند . برخی از کسانی که طرف ارتباط ایرانیها می شدند نیز آدمهای با استعدادی شمرده نمی شدند اما ، در انجام عملیات ، از آنها کار ساخته می شد .
* مقام سابق سیا می گوید: بعضی از خبرچین هائی که برای سیا کار می کردند، بتدریج اعتماد ایرانیان را جلب کردند . تا جائی که یکچند از آنها ، برای دیدن تعلیمات مذهبی ، به قم فرستاده شدند .
* اما بعد از ترورهای 11 سپتامبر، دستور رسید که عملیات را متوقف کنید . خبرچین های سیا که با اوراق هویت جعلی خدمت می کردند ، بدون حمایت، به امان خدا رها شدند .
* بعد از سرنگون شدن رژیم صدام ، سیا مأموران خود را روانه بغداد کرد . اما در این شهر ، وضعیت بدانحد خطرناک بود که بسا اوقات ، مأموران سیا جرأت نمی کردند ، مأمن های خود را ترک گویند. نیاز به مأموران در عراق و افغانستان بدانحد شد که سیا ناگزیر شد فعالیتهای خود را در نقاط دیگر، بخصوص در امریکای لاتین و افریقا محدود کند تا بتواند مأموران خود را آزاد و روانه عراق و افغانستان کند . زمانی نیاز به استقرار 1000 مأمور سیا در عراق و افغانسان شد.
◄ تحقیقات در باره مجاهدین خلق منجر به کشف مجرای سفید کردن پول شد ( لوموند 19 فوریه 2005 ) :
* بیشتر از یک سال و نیم از عملیات نظر گیر پلیس فرانسه برای توقیف اعضای سازمان مجاهدین در اورسوراواز می گذرد . تحقیقات پیرامون سازمان مجاهدین خلق، خصلت تروریستی فعالیتهایش را در فرانسه، ثابت نکردند .
در ژوئن 2003 ، 11 تن از اعضای گروه توقیف شدند . اما چند روز بعد، دادگاه رأی به آزادی آنها داد . این سازمان در فهرست سازمانهای تروریستی است که اتحادیه اروپا تهیه کرده است.
در عوض، پلیسها ، مجرای پیچیده مبادلات پولی گروه را کشف کردند . مریم رجوی ، سردسته مجاهدین، بهنگام توقیف، در 19 ژوئن 2003، توضح داده است که در گذشته، پیش می آمد که سازمان 30 میلیون دلار پول جمعی کند (سال 2002 ) . مأموران تحقیق کشف کردند که در آن سال ، 19 میلیون دلار ، توسط شرکتهای غیر شفاف که در نقاط مختلف جهان ایجاد شده اند، نقل و انتقال گشته اند .
مریم رجوی گفته است : " بمعنای دقیق، حسابداری وجود ندارد . هرجای دنیا اعضای سازمان هستند ، پول نقد هم هست ... این کمکها از طریق شرکتهائی خارجی مستقر در اروپا که در عراق و اردن و امارات متحده شعبه دارند و موضوع فعالیتشان ، برای مثال، الکترونیک ، یا فرش و یا خدمات است ، نقل و انتقال می شوند " .
بنابر حاصل کار مأموران تحقیق، سازمان مجاهدین دو نوع فعالیت مشخص از یکدیگر دارد : جمع آوری اعانه و سفید کردن پول . جمع آوری اعانه در پوشش مقاصد انسان دوستانه انجام می گیرد . در فرانسه، توسط " Iran Aid" ، ببهانه کمک به یتیمان تهران ، اعانه جمع آوری می شود .
* پرونده ای سخت پر حجم :
اعضای سازمان در خیابانها و از راه مراجعه به منازل ، با اشخاص رابطه برقرار می کرده اند . در پایان ژانویه، بریگاد پژوهش و تحقیقات مالی ( BRIF ) نامه ای به 1000 تن از اعانه دهندگان اصلی فرستاد و به آنها اطلاع داد پولشان صرف یتیمان تهران نشده است .
پول از طریق حسابهای شخصی کادرهای سازمان مجاهدین و یا انجمنهای صوری که در خارج تأسیس شده اند، فرستاده و سپس به فرانسه بازگردانده می شد . در جریان بازجوئی و تفتیش در اور سوراواز، مأموران اداره مراقبت از سرزمین ( DST ) و دوایر دیگر 8 میلیون دلار پول را توقیف کردند . تحقیقات معلوم کرد که این پول از آلمان و روسیه و سوئیس به فرانسه منتقل شده است .
ظن بر این که سازمان مجاهدین به کلاه برداری و سفید کردن پول مشغول است ، را مدارک انفورماتیکی که بدست مأموران تحقیق افتاد، تقویت کرد . آزمون پرزحمت و دقیق مدارک که همچنان ناتمام است - مدارک به زبان فارسی هستند و یافتن مترجمان بسیار مشکل است - معلوم کرد که سازمان به این دو کار مشغول است. همانطور که دو قاضی خاص مبارزه با تروریسم ، ژان لوئی بروگییر و ماری آنتوانت، در 30 ژوئیه 2004 ، در رد تقاضای صدور رأی برائت برای 3 تن از متهمان که توسط وکیل آنها ، پاتریک بودئن ، تسلیم شده بود، نوشته اند : " این یک پرونده سخت پرحجمی است که از لحاظ تروریسم خالی است و کوشش می شود از لحاظ ملاحظات دیگر پر شود " .
مدافعان سازمان مجاهدین برآنند که تعقیبهائی که سازمان مجاهدین - که 20 سال است در خاک فرانسه فعالیت دارند - موضوع آنند، خاصه سیاسی دارند. بیهوده نیست که همزمان با امضای قراردادهای مهم با ایران، با آنها این رفتار می شود. در حقیقت، تهران بود که فشار آورد از تظاهرات 10 فوریه سازمان در پاریس ، جلوگیری شود .
و شهربانی علت جلوگیری را برهم خوردن نظم عمومی می گوید و استناد می کند به خودسوزی چند تن از اعضای سازمان بعد از دستگیری مریم رجوی .
◄ در 29 مارس، سازگارا، بدعوت Washangton Institute for Near East Policy (WINEP) به واشنگتن رفت. با این که خوانندگان ما این مؤسسه در خدمت صهیونیسم را می شناسند، معرفی تفصیلی تر آن ضرور می نماید :
* WINEP در سال 1985 تأسیس شده است . مؤسسه خود را این سان توصیف می کند : بنیادی آموزشی است که برای انجام تحقیقات و برگزاری مباحثات پیرامون منافع امریکا در خاورمیانه ، تأسیس می شود . بنا بر این، برنامه های تحقیقاتی را تهیه و اجرا می کند. سمینارها، کنفرانسها و انتشارات و دوره های تحصیلی ترتیب می دهد . شرکت کنندگان در این برنامه ها ، سیاستمداران ، دیپلماتها و روزنامه نگارانی هستندکه نواندیشند و اندیشه های نو پیرامون صلح، امنیت و ثبات در این منطقه دارند .
* همانند مؤسسه یهودی برای امور امنیت ملی Jewish Institute for National Security Affairs (JINSA) و دیگر مؤسسه های راست گرا و صهیونیست، بنای WINEP بر اینست که روابط تنگاتنگ میان مقامات نظامی در امریکا و اسرائیل و نیز میان این مقامها و مقامات نظامی بالای ترکیه و اردن ، برقرار کند . این مؤسسه با مرکز جفی Jaffee Center for Strategic Studies در تل اویب ، همکاری نزدیک دارد . مدیر این مرکز، برای مدتی طولانی ، سرتیپ آهارون یاریف ، وزیر پیشین و رئیس سازمان اطلاعات اسرائیل بود . او در سال 1994، مرد . پول برای ایجاد مرکز را بطور عمده جامعه یهودیان امریکا پرداخته است. مؤسسه در باره مسائل مربوط به امنیت ملی اسرائیل تحقیق می کند .
* مدیران و مشاوران WINEP اغلب از صهیونیستها و محافظه کاران جدید نظیر ولفوویتز - که رئیس بانک جهانی شد - و مایکل روبین و مارتین کرامر و دانیل پیپس ، ژوشوآ موراویچ و ریچارد پرل و... هستند.
مؤسسه دو نشریه ، یکی یو اس نیوز اند ورلد ریپورت و دیگری نیوریپابلیک را اداره می کند .
از میان انتشارات مؤسسه ، Policy Watch و PeaceWach هستند . هر دو دفاع بی قید از اسرائیل در تعیین مرزهای خویش در سرزمینهای اشغالی هستند . در نشریه جدیدی که مؤسسه انتشار داده است، ساحل غربی رود اردن را ، از لحاظ استراتژی دفاعی اسرائیل، حیاتی خوانده است. نوشته از ژنرال دورن آلمونگ افسر ارتش اسرائیل است .
* بانی WINEP مارتین اینک، یهودی امریکائی صهیونیست است . پیش از تأسیس این مؤسسه، او مدیر American Israel Public Affairs Committee بود. این یکی لابی اسرائیل در کنگره بود . لذا، WINEP برای آن ایجاد شد که در قوه اجرائی و حکومت لابی اسرائیل بگردد . در دوران حکومت کلینتون و در دوره اول حکومت بوش ، این مأسسه مهمترین اندیشه سیاسی ساز در مورد سیاست امریکا در خاورمیانه بود .
* در دوره دوم حکومت بوش که سه ماهی از آغاز آن می گذرد، WINEP با محافظه کاران جدید و مؤسسه اینترپرایز ، متعلق به محافظه کاران جدید، روابط تنگاتنگ برقرار کرده است. به ترتیبی که آمد، در میان اداره کنندگان و مشاوران مؤسسه ، محافظه کاران جدید سرشناس هستند .
ژرژ شولتس، وزیر خارجه ریگان نیز در شمار مشاوران این مؤسسه و در باره ایران فعال است.
* در بهار 2002 ، این مؤسسه متنی را به امضای 52 کارشناس و اعضای کنگره رساند که بنا بر آن، زمان زمان صلح در خاورمیانه نیست . فوری ترین کار مبارزه با تروریسم است. هدف این بود که حکومت شارون فرصت کافی پیدا کند تا با بکار بردن قوه نظامی ، وضعیتی را بوجود بیاورد که صلح در آینده نیز، جز به ترتیب دلخواه اسرائیل ممکن نباشد .
◄ و چنین مؤسسه ای به سازگارا بورسی سه ماه داده است. در این باره، روزنامه امریکائی نیویورک سان Sun (18 مارس ) که دست راستی است، از جمله ، نوشته است :
* نقش اروپا در مسئله ايران و اختلافات ناشي از آن، سياست گذاري آمريكا در مورد ايران را دچار بي تصميمي كرده است. اميد مي رود كوشش هاي سازگارا بتواند تغييري در سياست آمريكا در جهت تغيير رژيم ایران به وجود آورد.
* طرح رفراندم سازگارا به نظرات بوش نزديك و اكنون از حمايت گروه هاي مختلف اپوزيسيون ايران، از جمله سلطنت طلبان، اصلاح طلبان، و دانشجويان، برخوردار است. رضا پهلوي نیز حامي آشكار طرح رفراندم سازگارا است.
*) كميته امور عمومي يهوديان ايراني،Iranian Jewish Public Affairs Committee، در لوس آنجلس، نيز از دعوت سازگارا به آن كشور حمايت مي كند. سخنگوي كميته ، پويا دِيانيم ، به خبرنگار نیویورک سان گفته است : اهميت حضور سازگارا در امريكا اين است كه به تحليل گران آمريكايي و دولت امريكا امکان می دهد برداشت بهتری از اتحاد مورد ادعاي گروه هاي مختلف اپوزيسيون در داخل و خارج پیدا کند.
◄ اما سازگارا، کسی که با این مأموریت به واشنگتن رفته است، در مصاحبه با قانعی فرد، منکر شده است که قانون اساسی کذائی را تهیه کرده و آن را در اختیار اشخاصی گذاشته است !
در بحث آزادی که در لندن، محمد جعفری و حسین باقر زاده انجام دادند، باقر زاده گفته است : وقتی سازگارا قانون اساسی را که تهیه کرده بود به من داد، به دو دلیل با آن مخالفت کردم : به دلیل محتوای آن و به این دلیل که او حق تهیه چنین قانونی را نداشته است.
انقلاب اسلامی : بدین قرار، تکذیب سازگارا، نه تنها اخلاق سیاسی منحطی را گزارش می کند بلکه همه آنهائی را که از او، قانون اساسی کذائی را دریافت کرده اند، در معرض آزمایش قرار می دهد. بر آنهاست که بدانند سکوتشان گویای این واقعیت است که نزد آنها نیز ، در سیاست، محلی بر اخلاق وجود ندارد. بدیهی است چنین کسانی نمی توانند به مردم ایران رجوع کنند و می باید به سراغ لابی اسرائیل و محافظه کاران جدید بروند و تقاضا کنند به خدمت پذیرفته شوند .
◄آیا قربانی فر، این بار باتفاق شریکش فریدون مهدوی ، با نام مستعار " علی " از نو نقش پیدا می کنند؟:
گزارش مفصلی، توسط دو گزارشگر، لورا روزن و جیت هیر ، در امریکن پروسپکت American Prospect ، انتشار یافته است. گزارش در باره قربانی فر و رابطه اش با لودین - که هر دو در ببار آوردن افتضاح ایران گیت شرکت داشته اند- است. نکات تازه آن عبارتند از :
* فریدون مهدوی -که در رژیم شاه وزیر بود و در روزهای آخر عمر آن رژیم، توسط همان رژیم زندانی شد و بهنگام انقلاب از ایران گریخت - ، با نام مستعار " علی " ، همکار قربانی فر است. او می گوید دیناری از امریکا پول نگرفته است . اگر کسی توانست ثابت کند او یک دلار از امریکا گرفته، آماده است به او 1 میلیون دلار بدهد . من قربانی فر را می شناسم و با او نزدیک هستم اما نمیخواهم حسابم با حساب او یکی انگاشته شود.
اما اکبر اعتماد که در رژیم شاه رئیس سازمان اتمی ایران بود، می گوید : مهدوی و قربانی فر روابط نزدیک بازرگانی و شخصی با یکدیگر دارند . این دو، در پی انقلاب ، باتفاق، به تجارت پرداختند . بیشتر در کشورهای عرب کار می کردند . این دو اطلاعات مشکوک، که فرض می شد از ایران دریافت می کنند، به امریکائیها می دادند . او قربانی فر را آدم غیر قابل اعتماد و خطرناکی می داند .
* قربانی فر، مردی شبیه به احمد چلبی است . این تشبیه را نیز مایکل لودین می کند. بدیهی است در مقام تخطئه او این مقایسه را نمی کند بلکه در مقام ستایش او می کند. لودین می گوید : امریکا از ایران هیچ اطلاع با ارزشی نداشت . قربانی فر بود که امریکا را از درون رژیم روحانیان آگاه کرد .
* در حال حاضر، امریکا با اروپا معامله ای انجام داده است . بنا بر این معامله، امریکا از سیاست اروپا در قبال ایران حمایت می کند . محافظه کاران جدید این عمل را عقب نشینی توصیف می کنند . هرچند در ازای این موافقت، اروپا نیز پذیرفته است در صورتی که ایران فعالیتهای اتمی خود را متوقف نکرد، پرونده اتمی ایران به شورای امنیت برود و در مورد این پرونده، اروپا از امریکا حمایت کند . محافظه کاران جدید می پندارند بزودی نوبت عمل به امریکا می رسد . از این رو،
* لودین همچنان اصرار می ورزد اطلاعاتی که قربانی فر، در دوران ایران گیت، در اختیار امریکا گذاشت، بیش از اندازه ارزشمند بودند . قربانی فر تنها کسی بود که به ما امکان داد بدانیم حزب الله یعنی چه . او کسی بود که توانست جناح بندیهای درون رژیم ملاها را به ما بشناساند . از این همه ، ما هیچ نمی دانستیم . در دوره معاملات پنهانی حکومت ریکان با رژیم خمینی ، او نقشی را بازی کرد که دیگری نتوانست بازی کند.
در حال حاضر، قربانی فر از اسپانیا تا عراق، به تجارت مشغول است . هر کالائی ، از نفت تا فرش، را معامله می کند.
برای بهتر شناختن او، یادآور شویم که او در کودتای نوژه دست داشت. دو تن از شرکای مقیم پاریس او می گویند: وقتی در ژوئیه 1980 ، دستگریها شروع شدند، او توانست بگریزد. خواهر او در میان دستگیر شدگان بود و به اعدام محکوم شد . به قول یکی از دوستانش، قربانی فر واسطه ای را در دوبی یافت که معامله پنهانی با مقامات رژیم داشت . از طریق او، یک میلیون فرانک پرداخت و حکم اعدام خواهر او به 5 سال زندان تقلیل یافت . این معامله مقدمه ارتباطهای او با رژیم تهران شد . رژیم ، با استفاده از تجربه قربانی فر در معاملات و روابطش با اسرانیل ، می توانست قطعات یدکی اسلحه امریکائی و اسلحه امریکائی بخرد.
انقلاب اسلامی : " قاضی شرع " پرونده نوژه ری شهری بود . این جنایتکار گروه بزرگی را به اعدام محکوم کرد . بنی صدر توانست بسیاری از محکومان را از دست جنایتکارش رها کند. با وجود این، در خاطرات خود می نویسد نزد خمینی رفته و از او استدعا کرده است افسران نیروی هوائی محکوم به اعدام را عفو کند. آیا عقل زورمدار او تناقض فاحش دروغش را در نمی یابد ؟ قاضی که آن افسران را دسته دسته محکوم به اعدام می کرد، جز خود او چه کسی بود ؟ اگر این افسران درخور عفو و آزاد شدن بودند، او آنها را چگونه به اعدام محکوم کرده بود ؟ بدین سان، عقل زورپرست او با تخریب خود شروع می کند. می خواهد عفو و رهائی افسران را به پای خود بنویسد اما غافل است که اعتراف می کند قاضی نبوده و جنایتکار بوده است.
باری، تبدیل حکم اعدام به 5 سال زندان لاجرم توسط او انجام گرفته است و رشوه را نیز او باید گرفته باشد .
* در حقیقت، قربانی فر، از طریق عدنان قاشقی ، توانست به سیاستمداران اسرائیل و مقامات اطلاعاتی آن ارتباط پیدا کند . آنها نیز قربانی فر را با لودین در رابطه گذاشتند . لودین ، در شورای امنیت ملی امریکا، بهنگام ریاست جمهوری ریگان، کار می کرد . لودین، با دستیاری قربانی فر، توانست معامله را که اسرائیل خواستار انجامش بود، ممکن سازد : فروش اسلحه به ایران در ازای آزاد شدن گروگانهای امریکائی در لبنان .
* در پی ترورهای 11 سپتامبر، قربانی فر فرصت را مناسب یافت برای تجدید رابطه با حکومت امریکا . در ماههای اول بعد از آن ترورها، حکومت بوش دستش از اطلاعات قابل اعتماد برای رویاروئی با تهدیدهای تروریستی از جانب دولتهای تروریست پرور ایران و افغانستان و عراق خالی بود . در آن ایام، قربانی فر به دوست قدیمی خود، لودین، تلفن کرد . او دیگر در شورای امنیت ملی نبود اما روابط نزدیک هم با کاخ سفید و هم با وزارت دفاع امریکا داشت . او لودین را متقاعد کرد که می تواند خبرچین هائی را در اختیار بگذارد که می توانند امریکا را از تهدیدهای تروریستی آگاه کنند. تهدیدهائی که متوجه قوای امریکا در افغانستان بودند .
بعدها، لودین به نیویورک تایمز گفت : قربانی فر به من تلفن کرد و گفت : ترتیب دیداری را با ایرانیانی می دهم که شما را از آنچه ایران می کند، آگاه می کنند . اطلاعات را او نمی داد بلکه او ترتیب دیدار با کسانی را می داد که اطلاع داشتند و می دادند .
* قربانی فر، بطور محرمانه با دو تن از مقامات اطلاعاتی وزارت دفاع که فارسی بلدند و خبره امور ایرانند، یعنی لاری فرانکلین و هارولد رود دیدار کرد . این هر دو، تحت ریاست دوگلاس فث بودند .
فث ، در نامه اخیرش به واشنگتن مونسلی ، توضیح می دهد که وزارت دفاع از طریق کاخ سفید اطلاع یافت که ایرانیانی هستند که اطلاعات در باره تهدیدهای تروریستی دارند که متوجه قوای امریکا در افغانستانند . آنها می خواهند در ایران نمانند و اطلاعاتی را دارند که حاضرند در اختیار امریکا بگذارند . بعد معلوم شد قصد ترک اقامت در کشور خود را ندارند. تنها می خواهند به ما اطلاعات بدهند . آنها همچنین نمی خواستند که طرف امریکائیشان سیا باشد . از این رو، افراد اطلاعاتی وزارت دفاع مأمور ارتباط با آنها شدند .
بعد از دسامبر 2001، تصمیم گرفته شد ماجرا تعقیب نشود. یک دلیل آن پا در میانی قربانی فر بود . حضور او در دیدار رم، مقامات وزارت دفاع را که اجازه آن را داده بودند، شگفت زده کرده بود .
بنا بر نامه فث ، کاخ سفید بوده است که وزارت دفاع را از وجود ایرانیهای صاحب اطلاعات آگاه کرده و کاخ سفید نه از راه سیا و وزارت خارجه که از مجرای دیگری از وجود این ایرانیان و آمادگی آنها برای دادن اطلاعات ، آگاه شده است. به سخن دیگر، قربانی فر با کسی ارتباط گرفته است و آن کس اطلاع را مستقیماً به کاخ سفید داده است . آن واسطه به وزارت دفاع نگفته است که در دیدار رم، قربانی فر نیز حاضر خواهد بود . با وجود این، منبعی که نخواست نامش برده شود گفت: جای تردید جدی است که وزارت دفاع از حضور قربانی فر دردیدار رم، شگفت زده شده باشد .
یک مقام اطلاعات ارتش ایتالیا نیز در دیدار حاضر بود . این سازمان دیدار را تسهیل کرد . نیکلا پلاری، رئیس اطلاعات ارتش ایتالیا می گوید : از ما خواسته شد این دیدار را تسهیل کنیم . اما او نگفت چرا مقامات وزارت دفاع امریکا، در حضور یک افسر اطلاعات ارتش خارجی از ایرانیان اطلاع کسب می کرده اند بدون آنکه سفارت امریکا در رم و سیا از ماجرا مطلع باشند ؟ بنا بر معمول، سیا می باید به کاری از این نوع بپردازد .
* در سال 2003، یکبار دیگر، رود با قربانی فر در پاریس دیدار کرد . این کار، با مخالفت سیا و وزارت خارجه روبرو شد . در نتیجه، تماسهای قربانی فر با حکومت بوش ، به حال تعلیق در آمد. اما او مجرای دیگری ایجاد کرد : مجرای ولدون ، عضو کنگره امریکا . از طریق ولدون او می تواند در جمهوریخواهان نفوذ کند و آتش خصومت محافظه کاران جدید را نسبت به رژیم ایران تیز کند .
* ولدن امیدوار است بزودی کتابی در باره فعالیتهای تروریستی ایران انتشار دهد. عملیات حمله هواپیمای انتحاری به نیروگاه اتمی در هامشایر ، که به ادعای او ، ایران سازمان داده بود و ناکام ماند نیز در این کتاب شرح شده است.
بنا بر روزنامه نیویورک سان، ماجرا این عملیات را علی ( فریدون مهدوی )، در دیداری، به ولدون گفته است که در 17 مه 2003، در پاریس، میان این دو، روی داده است . در 22 اوت، تورنتو استار گزارش کرد : در کانادا، 19 مرد دستگیر شده اند بخاطر ورود غیر قانونی به خاک کانادا . بیشتر آنها پاکستانی ( یکی هم هندی ) بوده اند . این عده مظنون به داشتن فعالیتهای تروریستی بوده اند . یکی از آنها تعلیم خلبانی دیده بود و از قرار، می باید هواپیما را به نیروگاه اتمی ، فرو می کوفت . اما حکومت کانادا آنها را بعنوان تروریست تحت تعقیب قرار نداد . تنها آنها را از خاک کانادا بیرون کرد .
* با توجه به این نوع ماجراهای ثابت نشده ، سیا تقاضای ولدن Weldon را برای دیدار با " علی " رد کرد . ولدن نامه ای به رئیس کمیته اطلاعات مجلس نوشت و شرحی در باره معتبر بودن " علی " ضمیمه آن کرد .
* در پاسخ به پروسپکت، ولدن گفت : دوبار در پاریس با علی دیدار کرده و با یکدیگر مکاتبه مستمر دارند . دیدار آنها را پیتر پرای Pry ، تحلیل گر پیشین سیا وکارشناس اسلحه استراتژیک ، در خدمت کمیته امور نظامی مجلس نمایندگان، ترتیب داده است .
ولدن کوشید سیا را نسبت به " علی " ذیعلاقه کند اما سیا دریافت که اطلاعاتی که او در اختیار می نهد، از اطلاع دهندگانی که در ایران باشند ، نیستند . ولدن ، پس از ناکام شدن در جلب توجه سیا، بر آن شده است که خود اطلاعات را منتشر کند . دستیار مطبوعاتی او میگوید: رئیس اسبق سیا، جیمس وولسی که از محافظه کاران جدید است، کتاب ولدن را پیش از انتشار خوانده و بسیار تحت تأثیر قرار گرفته است.
◄ " اطلاعاتی" همانند اطلاعات "علی" صهیونیست و محافظه کارجدیدی چون لودین را مبلغ حمله امریکا به ایران کرده اند :
لودین در 17 مارس، مقاله ای در باره " جنبش اعتراضی " که مردم ایران ، بمناسبت 14 شنبه سوری ، به راه انداختند، انتشار داده است. او، پس از نقل گزارش رویتر، " اطلاعی" را نقل کرده است که " ایرانیان که او با آنها گفتگو کرده " به او دادن اند : " در 37 شهر ایران ، تظاهرات عظیم برپا شده اند . هزاران تن - بنا بر یک منبع ، 30000 تن توقیف شده اند - زمان توقیف برخی از آنها کوتاه بوده اما دیگرانی را به زندانهای رژیم برده و شکنجه کرده اند . دراماتیک ترین حوادث در شیراز روی داده اند : تظاهرکنندگان خطاب به بوش شعار می داده اند : ای بوش ! شما به ما گفتید قیام کنید و ما قیام کردیم . چرا عمل نمی کنید !
لودین می نویسد: پرسش بحقی است . رئیس جمهوری، در علن، به مردم ایران وعده داد اگر برای بدست آوردن آزادی خویش برخیزند، از آنها حمایت خواهد کرد و حالا ایرانیان از بوش می خواهند به وعده خود عمل کند .
مشکل این جاست که حکومت بر همان شیوه سابق است. می خواهد به اروپائیها و رهبران تروریستها فرصت بدهد. به اروپائیها گفته است ما از گفتگوهای شما با ایران حمایت می کنیم بشرط آنکه در صورت شکست مذاکرات، به امریکا ، در راه کارش، بپیوندید . از سوریه خواسته شده است لبنان را ترک گویند . از حزب الله خواسته شده است ترور را کنار بگذارد و این دو تهدید شده اند که در صورت تمرد، فردا ، نوبت عمل امریکا خواهد شد ...
رژیمهای سوریه و ایران متزلزل هستند. با سقوط آنها، سازماندهی ترور بدون محور می شود و ما می توانیم از میانش برداریم . دیپلماسی را می باید فراموش کرد. راه حل جنگ است . هر روز، ما خبر حمله مستقیم به امریکا را می شنویم و هر روز سربازان امریکائی در عراق کشته می شوند . آیا در چنین هنگامه ای از دیپلماسی کاری ساخته می شود ؟ آیا کاری غیر اخلاقی نیست که ساعتی درنگ کنیم حال آنکه می دانیم در آن ساعت، زنان و مردان امریکائی که می جنگند، در خطرها رها هستند ؟
شعله های آزادی در ایران و سوریه و لبنان زبانه می کشند ، نباید دور ایستاد و شعله ها را ستود . دیکاتورها را سرنگون کنیم تا جامعه های آزاد سر برآورند .
انقلاب اسلامی : بدین سان، صهیونیستها و محافظه کاران جدید ، همانها که دیروز با ملاتاریا معامله های پنهانی را سازمان می دادند و به ملاتاریا امکان دادند کودتا کند و جنگ 8 ساله ای را در سود مشترکشان ادامه دهد و استبداد جنایت و فساد و خیانت گستری را بر ایرانیان تحمیل کند، امروز مدار بسته ای را با ایرانی نمایان مزدور بوجود آورده اند. آنها ضد اطلاعات می سازند و امثال لودین ، این ضد اطلاعات را دستمایه تجویز جنگ می کنند. اما امثال لودین بدانند ملت ایران نیازی به کسانی چون بوش و لودین و قربانی فر و فریدون مهدوی و سازگارا ورضا پهلوی و رجوی ... ندارد. اگر امثال او و ایرانی نماهای مزدور دم فرو بندند و ایرانیان مطمئن شوند ، از بیرون ، مداخله ای نیست ، به عمر رژیم مافیاهای نظامی - مالی پایان می دهند .
هر روز، بیشتر از روز پیش، مردم ایران در می یابند که اگر برخیزند، امریکا و هیچ قدرت خارجی دیگری توان مداخله پیدا نمی کنند. اما تا وقتی که مردم خود به جنبش همگانی روی نیاورند، ایران در همین وضعیت باقی می ماند.
و آیا مذاکره با اروپا به جائی می رسد ؟ رابطه ایران و امریکا در عراق چه می شود ؟ به سخن دیگر، آیا به قول لودین نوبت عمل به امریکا می رسد یا نمی رسد ؟
|
|
|