خلع سلاح اتمی اسرائیل ؟ و نقش اسرائیل در خاور میانه؟
◄ وزارت امور خارجه آمريكا 3 آوریل از اسرائيل خواست از سلاح هاى اتمى خوددست بشوید و پادمان هاى آژانس بین المللى انرژى اتمى را در خصوص تمامى فعاليت هاى هسته اى خود بپذيرد. روزنامه "هاآرتص" چاپ اسرائيل همین تاریخ نوشته است : "اين دومین بار طى دو هفته گذشته است كه مقامات حکومت بوش، اسرائيل، هند و پاكستان را در يك رديف قرار مى دهند و از هر سه کشور می خواهند سلاح هاى هسته اى خویش را، مانند اوكراين و آفريقاى جنوبى در دهه گذشته، كنار بگذارند. اين اظهارات با روش اظهارنظر مقامات آمريكايى تفاوت دارد كه در گذشته از هرگونه تاييد و اشاره به سلاح هاى اتمى اسرائيل خوددارى مى كردند.
پیشاپيش اجلاس بازنگرى پيمان منع گسترش سلاح هاى هسته اى که در اوايل ماه مه در نيويورك تشکیل خواهد شد ، جكى ساندرز، سفير آمريكا در آژانس بين المللى انرژى اتمى ، در 3 آوریل، در مجله الكترونيكى وزارت امور خارجه امریکا، نوشته است : "اين كنفرانس بايد هدف پايبندى جهانى به NPT را تقويت كرده و بار ديگر تاكيد كند كه هند، اسرائيل و پاكستان بايد تنها به عنوان كشورهاى فاقد سلاح هسته اى به NPT بپيوندند. اين كشورها نيز بايد مانند آفريقاى جنوبى و اوكراين در اوايل دهه ۱۹۹۰ از سلاح هاى هسته اى دست كشيده و پادمان هاى آژانس بين المللى انرژى اتمى را به منظور پيوستن به اين پيمان درخصوص همه فعاليت هاى هسته اى بپذيرند .
◄كوين آلفرداستروم (ترجمه محمد رضا قلی پور (نشریه ایران 17 فروردین 84)) زیر عنوان " فرزندان ما را به خانه بازگردانید " ، از جمله نوشته است :
بزرگترين خطراتى كه آزادى و امنيت مردم آمريكا را تهديد مى كنند، عبارتنداز: درگيرى ها و جنگ طلبى هاى رو به رشد دولت آمريكا در خاورميانه و تمايل دولتمردان به اشغالگرى و كشورگشايى، كه بايد هر چه سريع تر اذهان مردم آمريكا را نسبت به اين خطرات آگاه كرد تا راه حلى جهت مقابله با آنها انديشيده شود.
گاهى از اينكه پيشگويى هايم درست از آب درمى آيد، از خودم متنفر مى شوم. از اينكه پيش بينى ام درباره يك جنگ فرسايشى در عراق درست از آب درآمد، خشمگينم، از اينكه آمريكايى ها و هزاران بى گناه ديگر در عراق فداى مطامع و اهداف اسرائيل مى شوند، متأسفم. خصوصاً از اين بابت نگرانم كه جنگ طلبى نو محافظه كاران و تمايل آنان به گسترش اشغالگرى در خاورميانه درست از آب درآيد.
آيا اهداف بعدى سوريه و ايران هستند؟ اگر چنين شود، اين جنگ ها كه "جنگ براى اسرائيل" خوانده شده است، ابعادى بسيار فراتر از آن خواهد يافت كه در اذهان ما مى گنجد و شايد همزمان چند كشور در آن درگير شوند و حتى توان بالقوه تبديل شدن چنين درگيرى منطقه اى به يك درگيرى بين المللى نيز وجود دارد. در چنين نبردى، غرب و مردم بى گناه خاورميانه، فرزندان زيادى را قربانى جاه طلبى صهيونيسم خواهند كرد تا اندكى از نفرت صهيونيست ها را جبران كنند.
اخيراً، تونى بلر نخست وزير انگليس كه در اين كشور همان نقش "جورج بوش" را در آمريكا ايفا مى كند، در مصاحبه اى تأكيد كرد كه در حال حاضر، هيچكس نقشه اى براى حمله به تأسيسات اتمى ايران ندارد. وى كه منافعش را همچون بوش در دفاع از آمال و آرزوها و مطامع صهيونيست ها مى بيند، اضافه مى كند كه بايد در ابتدا، مسير ديپلماسى را پيمود و هيچكس در حال حاضر، قصد درگيرى با ايران را ندارد. وى در سه جمله، سه بار از واژه "در حال حاضر" استفاده كرد. وى همچنين تأكيد كرده است كه "بر سر برنامه هسته اى"، قصد درگيرى نظامى با ايران وجود ندارد و اين سخنان اين احتمال را مطرح مى كند كه شايد درگيرى با بهانه هاى ديگرى در دستور كار باشد. (شايد اين بهانه ساقط كردن يك هواپيماى جاسوسى آمريكا باشد كه اين روزها در آسمان ايران مشغول جاسوسى اند اگر چه ماهواره هاى نظامى از مدتها پيش در امر جاسوسى برفراز ايران مشغول بوده اند) بلر همچنين افزوده است كه ايران، عراق نيست و اين نكته اى است كه رأى دهندگان به بوش بايد مد نظر مى داشتند. همچنانكه قبلاً نيز گفته ام هنگامى كه بازيگران نومحافظه كارى نظير تونى بلر از بابت عدم رخداد موضوعى اطمينان مى دهند، اتفاقاً بايد به چنين قولهايى به ديده ترديد نگريست.
بر اساس معيارها و استانداردهاى نو محافظه كاران كه هر چيز كه براى اسرائيل خوب باشد، خوب است و هر چيز كه براى اسرائيل بد باشد، بد است، حتى اشغال و خونريزى بى دليل مردم عراق يك موفقيت محسوب مى شود. مقاومتهاى مردم عراق به قوت گذشته ادامه دارد. مشروعيت جنگ نو محافظه كاران آمريكايى در عراق كه تقريباً تمامى آنها يهودى اند در ميان قشر تحصيل كرده و آگاه آمريكا نزديك صفر است.
اگر چه لشگر كشى به عراق منافع و خواسته هاى صهيونيست ها را آنچنان كه مى خواستند، تأمين نكرد، اما صهيونيست ها همچنان تسلط خود را بر سياست خارجى آمريكا عليرغم نارضايى عده زيادى در وزارت خارجه و اف.بى.آى حفظ كرده اند. راه حل آنان براى پوشش گذاشتن بر ناكامى ها در عراق، توسعه جنگ است.
آنها از هم اکنون تلاشهاى توسعه طلبانه شان را در لبنان و سوريه آغاز كرده اند. حتى روزنامه تحت نفوذى همچون "گاردين" در انگلستان تأييد كرده است كه انفجار بمب بر سر راه كاروان حامل رفيق حريرى در لبنان نمى توانسته آن طور كه روزنامه هاى قلم به مزد گزارش داده اند، كار سورى ها باشد، بلكه دست "سيا" در پس این ماجراى هدفمند به روشنى قابل مشاهده است. گاردين مى نويسد كه انجام اين واقعه به وسيله سوريه يك خودكشى سياسى محسوب مى شود كه مى تواند به بى ثباتى دولت هاى لبنان و سوريه و حتى سرنگونى آنها منجر شود و مسلح كردن دشمنان سوريه به سلاح هايى است كه بهره بردارى از آنها عليه دمشق مى تواند تبعات خطرناكى داشته باشد. گاردين مى پرسد كه چه كسى از اين واقعه سود مى برد؟ و در پاسخ مى گويد: به طور قطع، رقباى سوريه پاسخ اين پرسش هستند.
اسرائيل از ديرباز در پى تضعيف سوريه و قطع پيوندهاى استراتژيك آن با ايران و ويرانى حزب الله بوده است. اسرائيل داراى منافع گسترده اى در پيگيرى سياست ترور هدفمند است و در طول ساليان گذشته، تيم هاى ترورى را براى از ميان برداشتن دشمنانش به بيروت، تونس، مالت، عمان و دمشق اعزام كرده است.
سوريه، حزب الله و ايران عليه تسلط اسرائيل و آمريكا بر منطقه قد برافراشته اند و سوريه همچنان خواهان عقب نشينى اسرائيل از بلندى هاى "جولان" است كه در سال ۱۹۶۷ به تصرف درآمده اند. دمشق به لبنان اجازه انعقاد پيمان صلح با اسرائيل را نمى دهد مگر آنكه منافع سوريه نيز لحاظ شود. حزب الله نيز تنها گروه مسلح عربى است كه شكست را بر اسرائيل تحميل كرده و چريك هاى عضو اين گروه، سربازان اسرائيلى را پس از نبردهاى مسلحانه ۲۲ ساله از لبنان اخراج كردند.
ديويد ورمر و دوگلاس فيث، رؤساى نو محافظه كاران كه داراى پيوندهاى مستقيم و نزديك با صهيونيست ها هستند، آشكارا در دهه ۹۰ عليه منافع سوريه فعال بوده اند، اكنون چرا بايد اين فرصت طلايى را از دست بدهند و عقب نشينى كنند؟
هم اكنون بيشتر از يك درصد از نيروهاى نظامى آمريكا در عراق جان باخته اند و ما نبايد اجازه دهيم كه اين خونريزى ادامه يابد. ما بايد از ادامه برده دارى صهيونيست ها و ماشين جنگى آنان جلوگيرى كنيم.
◄ کن لیوینگستن Ken Livingstone ، شهردار لندن، مقاله کوتاهی در گاردین ( 4 مارس 2005 ) انتشار داده است . عنوان مقاله اینست : در باره اسرائیل است که می نویسم ، ضدیت با یهود نیست . او نخست ، هلوکوست را بزرگ ترین جنایت نژادی قرن بیستم می خواند و مبارزه های خود را با نژاد پرستی که یهودیان قربانی آن بودند ، خاطر نشان می کند و آنگاه ، این واقعیت را به قلم می آورد :
روابط تیره شدند وقتی من با اشغال غیر قانونی لبنان توسط اسرائیل مخالفت کردم . و چون به کشتار فلسطینها در اردوگاههای صبرا و شتیلا اعتراض کردم ، روابط وخیم تر شدند . وقتی به حزب کارگر پیشنهاد کردم سازمان آزادیبخش فلسطین را نماینده مردم فلسطین بشناسد .
همانطور که هانری گرون والد، رئیس جامعه یهودیان انگلستان قبول دارد ، اختلاف بنیادی برسر مخالفت با یهود ستیزی نیست . چرا دستگاه تحت ریاست من هیچ از آن فروگذار نکرده است . بلکه اختلاف بر سر سیاست حکومتهای اسرائیل است که از پی هم بر سر کار آمده اند : سیاستهای حکومتهای اسرائیل شبیه سیاست نازیها نیست زیرا بنا بر امحای از روی قرار و قاعده فلسطینیان ندارد .
با وجود این ، سیاست اسرائیل خالی کردن سرزمین فلسطین از مردم آن، از راه ایجاد ترس و وحشت است . مردمی که قرنها در سرزمین فلسطین زندگی کرده اند ، با توسل به خشونت سیستماتیک و ترور از سرزمینهای خود رانده می شوند . بنابر تبعیض قومی و دینی است . این روش، روش عمومی دولت اسرائیل است . روشهای گروههائی چون ایرگون و استرن گنگ همان روشهایی هستند که قوای تحت امر کارازیچ، در بوسنی هرزگوین بکار می بردند : از خانه و کاشانه خود راندن مردمی از راه ترور و ایجاد وحشت .
در این ایام نیز حکومت اسرائیل به گرفتن زمینهای فلسطینیها ادامه می دهد . به عملیات نظامی در سرزمینهای اشغالی دست می زند و حق مردمی را که با توسل به ترور از سرزمین خویش آواره کرده است ، از بازگشت به خانه های خود انکار میکند . آریل شارون ، نخست وزیر اسرائیل ، یک جنایتکار جنگی است . کمیسیون تحقیق کاهان که در خود اسرائیل تشکیل شد شارون را در کشتار صبرا و شتیلا مقصر شناخت .
شارون به سازمان دادن ترورها ادامه می دهد در نزاع کنونی، سه برابر اسرائیلی ، فلسطینی کشته شده اند و 7000 فلسطینی در زندانهای اسرائیل هستند .
برای پرده کشیدن بر این حقایق، در حول و حوش حکومت کنونی اسرائیل ، بنا را بر دیو گرداندن عرب و مسلمان و سیاه کردن چهره اسلام گذاشته اند : مؤسسه میدل ایست مدیا ریسرچ Middle East Media Research Institute که سرهنگ سابق اطلاعات ارتش عراق آن را اداره می کند، کار خود را " گزینش اطلاعات " از منابع عرب و مسلمانان و عربهای امروز ، بقصد هرچه زشت تر و تیره تر جلوه دادن چهره اسلام و عرب و مسلمان کرده است .
انقلاب اسلامی : مورد توجه ایرانیانی که نمی دانند منبع و منشاء اسلام ستیزی برخی ایرانی نماها، کدام است.
امروز ، حکومت اسرائیل به ارائه تصویری هرچه مخدوش تر از نژاد پرستی و تبعیض دینی در اروپا ، یاری می رساند . هدف اینست که وانمود شود تنها قربانی تبعیضهای نژادی و دینی ، یهودیان هستند .
با هرگونه تبعیض نژادی و دینی می باید مبارزه کرد . با وجود این، قربانیان اول نژاد پرستی در اروپای امروز، سیاهان و آسیائی ها و مسلمانان هستند . این ها هدف های اول تجاوزهای راست گرایان افراطی هستند . مدت 20 سال ، حکومتهای اسرائیل هرکس را که سیاست این حکومتها را مورد انتقاد قرارداده است، ضد یهود خوانده اند . حقیقت عکس اینست . همان ارزشهای جهانی که هلوکوست را بزرگ ترین جنایت نژاد پرستانه قرن 20 می شناسد، سیاستهای حکومتهای اسرائیل را نیز محکوم می کنند . نه ازراه مقایسه نابجای رفتار نازیها و هلوکوست ، بلکه بخاطر این که این سیاستها غیر اخلاقی هستند .
سیاستهای حکومتها خشم و خشونت را در جهان گسترش می دهند . سخن نگفتن از این بی عدالتی ها ، نه تنها زیبنده شهردار لندن نیست ، بلکه ندیده انگاشتن به خطر افتادن امنیت مردم لندن نیز هست .
انقلاب اسلامی : راست اینست که سیاستهای حکومتهای اسرائیل و حامیان امریکائی و انگلیسی این حکومتها ، جهان را در خشم و خشونت فرو برده است . مردم ایران از جمله قربانیان گسترش خشم و خشونت در جهان بوده اند و هستند . همانطور که بارها خاطر نشان کرده ایم، زورپرستها، در مقیاس جهان، اختاپوسی را بوجود می آورند که یکی دیگری را ایجاب می کند. چنانکه زورپرستانی که بنام اسلام بساط استبداد فساد و جنایت و خیانت گستر را بر ایران گسترده اند، از اسلام ستیزی اسرائیل و بنیادگراهای امریکائی و اروپائی و مزدورانشان ، سود می برند . چراکه دشمنی کور و متعصبانه ، توجیه گر دفاع متعصبانه می شود . افزون بر این که این ترس شدید را القا می کند که سلطه ضد اسلام ها ، سبب برپا شدن بساط تفتیش عقاید و تباه شدن عمر نسل دیگری در آتش خصومتهای کور می شود.
و بدیهی است مقاله شهردار لندن سبب تغییر سیاست حکومت شارون نمی شود . این سیاست وقتی تغییر می کند که ملتهای منطقه آزادی را قدر شناسند و از درون، اسباب رشد خویش را فراهم آورند تا مگر اسرائیل و امریکا دریابند سلطه بر منطقه ، از راه تعادل ضعفها نا ممکن است .
آیا شکست " استراتژی جنگ پیشگیرانه " در عراق ، در افغانستان و یا در ایران است که قطعی خواهد شد ؟ :
|
|
|