روحانی پیشنهاد می کند فعالیتهای اتمی ایران تحت نظر آژانس بین المللی انرژی اتمی قرار بگیرد ؟ آیا این پیشنهاد بحران را حل می کند ؟:
◄ حسن روحانی ، در 26 فوریه ، همزمان با کنفرانس مطبوعاتی مشترک با یوشکا فیشر ، وزیر امور خارجه آلمان، از پیشنهاد جدیدی سخن بمیان آورد که می تواند گره از مشکل بگشاید. ( روزنامه تاتس منتشره در برلین26 فوریه به نقل از خبر گزاری آلمان ) خبر داد که پیشنهاد او اینست که فعالیتهای اتمی ایران تحت نظر آژانس بین المللی انرژی اتمی قرار بگیرد.
انقلاب اسلامی : بطوری که در قسمت اول این فصل ، خواندید، این پیشنهاد تازه نیست. جز این که مؤثر شدن آن درگرو اینست که اداره دولت و دولت موازی ( دستگاه " رهبر " و تمامی سازمانهای تحت امر او ) به آژانس سپرده شود. وگرنه آژانس از کجا بداند در بیرون از حوزه نظارت او، فعالیت اتمی موازی انجام نمی گیرد ؟ حالا که حاکمیت ملی ایران را به معامله می گذارند، چرا پیشنهاد نمی کنند امریکا مأموران خود را در سرتاسر ایران مستقر کند و همه فعالیتهای تمامی دستگاهها را تحت نظر قرار بدهد تا مبادا بوی " اتم " بدهند !
◄ حسن روحانی با لوموند ( 25 فوریه ) مصاحبه ای را بعمل آورده است :
* مذاکرات بسیار کند پیش می روند. در نوامبر 2004، ما و سه کشور اروپائی توافق نامه ای را امضاء کردیم. طرف اروپائی چند تضمین که " تضمین های عینی " اصطلاح کرد، لازم داشت تا مطمئن شود فعالیتهای اتمی صلح آمیز باقی می مانند و گفت که در برابر، اروپا می باید به ما " تضمین های محکم " در باب همکاریهای مدنی ، می داد.
مسئله اصلی برداشت از " تضمین های عینی " است. به برداشت ما، تضمین های عینی یعنی انطباق فعالیتها با مقررات آژانس بین المللی انرژی اتمی . اروپائیان برداشت دیگری دارند.
* این که ایران به عضویت سازمان تجارت جهانی در آید، جزئی از توافق نامه پاریس بود . بنا بر این ، ما اروپا را وام دار خود بلحاظ انجام نشدن این وعده می دانیم . در باره خرید هواپیماهای مسافر بری ، ار باس، توافقی بعمل آورده بودیم اما اروپا به عهد خود وفا نکرد. براستی عجیب است ! در مورد هواپیمائی که 90 درصد آن را اروپا می سازد و تنها 10 درصد قطعاتش ساخت امریکا است ، اروپا قادر نیست تصمیم خود را اجرا کند ! ما باور کرده بودیم که اروپائیها بهنگام گفتگو با ما، دستشان باز است.
* تا زمانی که گفتگوها ادامه دارند ، ما غنی سازی اورانیوم را از سر نخواهیم گرفت . آن روز که گفتگوها به بن بست بیانجامند، ما غنی سازی را شروع خواهیم کرد. ما در پی تولید سلاح اتمی نیستیم و هرگز نیز نخواهیم شد. قصد ما تهیه سوخت برای نیروگاههای اتمی است.
* در پاسخ پرسش لوموند ( در گذشته ایران راست نگفته و کدام تضمین وجود دارد که اینک راست می گوید ؟) ، روحانی گفته است : آژانس بین المللی انرژی اتمی تصدیق کرده است که تمامی فعالیتهای ما، حتی فعالیتهائی که به اصطلاح ابراز نکرده ایم ، صلح آمیز بوده اند. هر چند راست است که آژانس اظهار نکردن را تخطی از مقررات خود می داند. اما چرا این فعالیتها را اظهار نکردیم ؟ زیرا هر بار که ما فعالیتی را ابراز کردیم ، بلافاصله فشار کشورهای صنعتی به ما افزایش یافت . برای پرهیز از این فشارها ، یکچند از فعالیتها را ابراز نکردیم .
انقلاب اسلامی : استدلال ابلهانه و افشاگری است : 1 - فاش می کند فشار غرب بر رژیم سخت موثر است . و 2 - بلحاظ ابراز فعالیت ، در صورتی از آغاز ، آژانس در جریان می بود، فشار ناگزیر کاهش می یافت. پس اگر راست می گوید که در پی ابراز هر فعالیتی ، فشار کشورهای صنعتی بالا رفته است ، بخاطر آنست که اگر هم فعالیتی ابراز شده ، بعد از انجام آن ابراز شده است. 3 - هر خواننده ای این پاسخ را ساده لوح فریب می یابد . چرا که سالها مخفی کاری و بدنبال آوردن بحرانی چنین حاد و پر مخاطره ، حاصل اجتناب از فشار کشورهای صنعتی نمی تواند باشد .
* به این پرسش لوموند : اگر همکاری شما با روسیه عمل می کند چه نیازی به غنی سازی اورانیوم دارید ؟ روحانی پاسخ می دهد : در مقام یک کشور مستقل، ما می خواهیم در بسیاری زمینه ها ، خود کفا باشیم. شما می دانید که کارشناسان به این نتیجه رسیده اند که در آینده نزدیک ، دنیا نیازمند نیروگاههای اتمی می شود. کارشناسان پیشنهاد می کنند در هر منطقه جهان، کشوری تولید سوخت اتمی را بر عهده بگیرد.
* لوموند میگوید: در صورت شکست گفتگوها، پرونده به شورای امنیت خواهد رفت و روحانی می پرسد : چرا این پرونده می باید به شورای امنیت برود ؟ بخاطر این که ما می گوئیم طبق مقررات آژانس عمل می کنیم ؟ با مجازات ایران توسط شورای امنیت تنها روسیه و چین نیستند که مخالفت می کنند تمامی کشورهای در حال رشد مخالفت خواهند کرد.
* لوموند می گوید: 5 کشور عضو باشگاه اتمی نمی خواهند کشور دیگری عضو آن شود و روحانی می پرسد : پس این سکوت در برابر مسلح شدن اسرائیل و هند و پاکستان به سلاح اتمی از چه رو است ؟ اگر ما می خواستیم بمب اتمی بسازیم، با آژانس همکاری نمی کردیم.
* لوموند یادآور می شود : مگر این که برنامه هسته ای سری داشته باشید . روحانی توضیح می دهد : بدین خاطر است که ما حاضر شدیم پروتکل الحاقی را امضاء کنیم . این بمعنای آنست که اگر کمتر شکی وجود داشته باشد ، آژانس می تواند تقاضای بازرسی کند. و آنها تنها دو ساعت پیش از بازرسی می توانند به ما اطلاع دهند.
* لوموند می پرسد: آیا راست است که ایران، برای انجام فعالیتهای اتمی ، تونلهای زیر زمینی ساخته است؟ روحانی پاسخ می دهد : می تواند راست باشد. با وجود تهدیدهای امریکا به بمباران تأسیسات اتمی ایران ، آنها را در جائی محفوظ می باید قرار داد .
* پرزیدنت بوش گفت : این تصورکه امریکا به ایران حمله خواهد برد، " مضحک " است . آیا سخن او به شما اطمینان خاطر می دهد ؟ روحانی پاسخ داده است : اما در جا، این سخن را با سخن دیگرش بی اثر کرد وقتی گفت: همه گزینه ها ، از جمله گزینه نظامی ، روی میز هستند. من گمان نمی کنم اسرائیل نیز در صدد حمله به ایران برآید. زیرا اگر چنین کند سخت پشیمان خواهد شد. چرا که اسرائیل با هواپیما و موشک به ایران حمله خواهد کرد. ما هم هواپیما و هم موشک داریم.
* در صورتی که سوریه مورد حمله قرار گیرد، می تواند روی همبستگی دوستان خود حساب کند و ما دوست سوریه هستیم.
انقلاب اسلامی : کامل پاسخهای روحانی را آوردیم تا خواننده تناقض آشکار میان دو قسمت از سخنان روحانی را مشاهده کند: از سوئی اطمینان می دهد که بهیچرو ایران در پی ساختن سلاح اتمی نیست . از سوی دیگر وجود تونلهای زیر زمینی را می پذیرد. از سوئی سخت می کوشد متقاعد کند که ایران در صدد تولید سلاح اتمی نیست تا تهدید امریکا را بی وجه بگرداند و وقتی از او می پرسند چرا فعالیتها را ابراز نمی کردید، پاسخ می دهد برای پرهیز از فشار کشورهای صنعتی و از سوی دیگر، می گوید : اگر اسرائیل حمله کند سخت پشیمان می شود. از خود نیز نمی پرسد: اگر باکی از حمله امریکا و اسرائیل نیست و ترسی هم از مجازاتهای اقتصادی وجود ندارد، چرا تن به امضای تسلیم نامه داده اید و از این به آن کشور اروپائی ، برای گدائی " تضمین امنیت " می روید ؟ چرا هند و پاکستان اسرائیل این رویه را در پیش نگرفتند؟
حقیقت اینست که رژیم بدون بحران نمی تواند زندگی کند . بحران اتمی زاده نیاز به بحران است. وگرنه ، در عین رعایت حاکمیت و دیگر حقوق ملی، ممکن بود فعالیتهای اتمی را در شفافیت کامل انجام داد و بحرانی نیز بر نیانگیخت . و اگر مذاکرات با اروپا پیش نمی رود، بیشتر زیر سر رژیم است. چرا که رژیم سود خود را در این می بیند که همزمان، از کانال دیگری با امریکا نیز مذاکره کند. همین رویه است که به حکومت بوش امکان می دهد در کار اروپا اخلال کند :
◄ استراتفور ( 24 فوریه ) یاد آور می شود که رژیم ایران سود خود را در این می بیند که از دو مجرا، با اروپا و امریکا گفتگو کند . الا اینکه چون امریکا رویه تهدید آمیز خود را ترک نمی کند ، ایران نمی تواند گفتگوها با اروپا را قربانی مذاکره علنی با امریکا کند . چرا که از نظر داخلی ، موقعیت رژیم را به خطر می اندازد :
* در سفر بوش به اروپا، اروپائیها از او خواستند به مذاکراتشان با ایران ، بپیوندد. در 24 فوریه ، بوش گفت : او می تواند دادن امتیازهائی به ایران ، از جمله ورود ایران به سازمان بازرگانی جهانی و خرید ارباس توسط ایران را مورد توجه قرار بدهد اما به گفتگوهای مستقیم با ایران نمی پیوندد .
مشاور امنیتی بوش، استفن هادلی ، نیز گفت : در باره " تلفیقی از هویچ ها و چماق ها " داریم با اروپائیها گفتگو می کنیم. گفتگو می کنیم ببینیم هویج هائی که باید داد کدامها باید باشند ؟
* ایران می گوید ( قول آصفی را نقل کرده است ) : پیوستن امریکا به مذاکره کنندگان اروپائی ، گفتگوها را بهتر نخواهد کرد . بدتر خواهد کرد. ایرانیها ترجیح می دهند حساب اروپا از حساب امریکا جدا بماند. با وجود این ، به استراتفور گفته شد که گفتگوهای ایران با اروپا، گفتگوی غیر مستقیم با امریکا ، توأم با گرفتن امتیازهای اقتصادی از اروپا ، است.
توجهی که معطوف برنامه اتمی ایران است ، ایجاب می کند که رابطه ایران و امریکا سرانجامی پیدا کند. ایرانیها می دانند که امریکا ایران را تهدید به حمله نظامی می کند و اروپا را آن توان که مانع حمله شود، نیست. چنانکه در مورد عراق نیز نتوانست مانع از حمله شود. پس اگر امریکا به سه کشور مذاکره کننده بپوندد، ایران دیگر نخواهد توانست یکچند از امتیازها را بدست آورد. ایرانیها می دانند که تهدید اروپا که پرونده را به شورای امنیت می بریم، بلوف است . بنا بر این، با گفتگوها ، وقت بدست می آورد تا کار غنی سازی اورانیوم را به جائی نرسانده ، از حمله نظامی مصون بماند.
* اما معامله با امریکا داستان دیگری دارد : ایرانیها از امریکائیها چیز دیگری می خواهند. شناسائی دیپلماتیک و نفوذ در عراق را می خواهند . بعنوان هدف درازمدت، ایران برنامه تولید سلاح اتمی خویش را دنبال خواهد کرد . یکی بلحاظ حفظ امنیت ملی و دیگری برای ایفای نقش یک قدرت منطقه ای . با وجود این ، تعقیب برنامه تولید سلاح اتمی بسیار آسان تر خواهد شد اگر ایران ، شناسائی دیپلماتیک بزرگ ترین قدرت را که در صحنه جهان نقش اول را بازی می کند، بدست آورد. اما از آنجا که بنا بر موقعیتی که برای خود بوجود آورده است، نمی تواند وارد گفتگوی علنی با امریکا بشود، می باید در خفا در صدد گفتگو با امریکا باشد و در علن ، آن را شیطان بزرگ بخواند .
◄ در 28 فوریه ، واشنگتن پست نیز گزارشی را منتشر کرد حاکی از این که حکومت بوش، در بازگشت از اروپا، مشغول سبک و سنگین کردن پیشنهادهائی است که مقامهای اروپائی به او در باره ایران داده اند :
* بنا بر قول مقامهای امریکائی ، حکومت بوش نزدیک به اتخاذ تصمیم در باره امتیازهائی است که می توان به ایران داد . عضویت ایران در سازمان تجارت جهانی ، یکی از این امتیازها است. در ازای آن، ایران متعهد می شود برنامه تولید سلاح اتمی خود را بالمره کنار بگذارد.
* در بازگشت از اروپا، جمعه بعد از ظهر، پرزیدنت بوش با اعضای اصلی تیم اداره کننده سیاست خارجی امریکا، اجتماع کرد تا بخصوص در باره خواستهای شرودر، صدر اعظم آلمان و ژاک شیراک، رئیس جمهوری فرانسه ، شور کند . مشاوره های بیشتری در هفته جاری انجام خواهد داد. حکومت او می خواهد با سرعت فهرستی از امتیازها که می توان به ایران ، بابت چشم پوشی از تولید سلاح اتمی داد را تنظیم کند.
* تصمیم جدید به ورود به راه حل دیپلماتیک، ولو بطور غیر مستقیم ، گویای تغییر معنی دار موضع حکومت بوش در باره ایران است. این حکومت بر این بود که مذاکره با ایران بی فایده است . ایران می باید طبق قرارداد منع انتشار اسلحه اتمی عمل کند. اما سران اروپائی او را متقاعد کردند که جبهه مشترک و روش کردن" سیاست چماق یا هویج " به نتیجه مطلوب می رسد.
مقامهای حکومت بوش می گویند : علت آنکه او نظر سران اروپا را پذیرفت این بود که آنها را در رسیدن به این هدف که ایران نباید اسلحه اتمی داشته باشد، جازم یافت. و چون آنها را بر اتخاذ این استراتژی مصمم یافت ، بر آن شد که در تاکتیکها با اروپا همداستان شود.
* مباحثات او با مسئولان سیاست خارجی حکومتش ، از چند جهت مهم است :
1 - از این نظر که در دور اول ریاست جمهوری او، بر سر سیاستی که باید در قبال رژیم ایران اتخاذ کرد، اختلاف نظر بود: یک نظر بر این بود که از همان الگوی عراق پیروی شود و تغییر رژیم هدف بگردد و یک نظر می گفت: الگوی کره شمالی سرمشق شود. یعنی رژیم ایران مهار شود به ترتیبی که به اسلحه اتمی دسترسی پیدا نکند. اینک حکومت بوش دارد به اتخاذ یک سیاست می رسد: بازداشتن رژیم ایران از دست یافتن به اسلحه اتمی.
2 - حکومت بوش رویه خویش را در قبال اروپا نیز تغییر می دهد : برآنست به اروپائیان نشان بدهد کوشش امریکا برای همکاری با اروپا، نه زبانی که واقعی است.
بنا بر قول مقامهای حکومت بوش و اروپائی، بعد از انتخاب شدن بوش ، برای بار دوم، به ریاست جمهوری، بلر نخست وزیر انگلستان، به او فشار آورد به مذاکره کنندگان اروپائی با ایران، بپیوندد. او به بوش گفت: اگر هم نمی پیوندید، موضعی را اتخاذ کنید که تقویت دیپلماسی اروپا تلقی شود و حمایت شما را از کار ما القاء کند.
فایده این روش اینست که اگر اروپا در کار خود ناکام شد ، گفته نخواهد شد که عامل ناکامی امریکا بود که کنار نشست و در کار او کارشکنی کرد. این استدلال در بوش مؤثر افتاد...
◄ در 28 فوریه ، اجلاس شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی در وین ، بر پا شد . در همین روز، سخنگوی کاخ سفید نیز اطلاعی را بر زبان آورد که گزارشهای گویای گرایش حکومت بوش به دیپلماسی را تأیید می کند :
* محمد البرادعی ، مدیر کل آژانس گفت : ایران می باید با بازرسان آژانس از نزدیک همکاری کند . و
* در یک مارس، پیر گلداشمیت ، معاون البرادعی گزارشی در باره ایران را در اجلاس حکام قرائت کرد :
1 - آژانس خواستار بازدید از تأسیسات پارچین شده است و ایران اجازه نداده و گفته است : مقررات آژانس او را ناگزیر از دادن اجازه نمی کند. اما بنظر دیپلماتهای غربی ، بازدیدها از مؤسسات اتمی، ولو در منطقه نظامی ، از لحاظ اعتماد سازی لازم هستند.
یک مقام وزارت امور خارجه نیز گفت : این امر که ایران اجازه بازرسی را نداده است، ظن بر وجود برنامه تولید سلاح اتمی را در پوشش فعالیتهای اتمی غیر نظامی ، تقویت می کند.
2 - آژانس در باره گزارشهایی تحقیق کرده است که مربوط می شوند به مرکز تحقیقات لویزان . در فاصله سالهای 1989 تا 1998 ، این مرکز مواد و تجهیزات ذو مصرف وارد کرده است که میتوانند در غنی کردن اورانیوم بکار روند . بنا بر این ، هم در قلمرو نظامی و هم در قلمرو غیر نظامی کاربرد دارند. آژانس در این باره از ایران توضیح خواسته است . پاسخ تهران این بوده است که مجبور به دادن پاسخ نیست .
3 - در ماه دسامبر، آژانس از کارخانه تبدیل اورانیوم اصفهان بازرسی کرد. در زیر تونلهای بزرگ ساخته شده اند . آژانس در باره این تونل، ایران در موقع خود اطلاعی به آژانس نداد و وقتی درباره آن توضیح خواسته شد، پاسخ داد برای حفظ تأسیسات در صورت حمله امریکا یا اسرائیل، تونل ساخته شده است.
* اسکات مک للان ، سخنگوی کاخ سفید گفت : پرزیدنت بوش مشغول مطالعه خواستهای متحدان اروپائی است . ما بطور جدی داریم بررسی می کنیم آیا می باید به اتحادیه اروپا در پیشنهاد امتیازهائی به ایران بپویندیم. رئیس جمهوری مباحثات بسیار خوبی با سران اروپا در هفت گذشته بعمل آورده است.
◄ این بار ، در شورای حکام ، اروپا و امریکا به اتفاق ایران را تهدید کردند و خواستار شفاف کردن کامل فعالیتهای اتمی خود شدند. در 3 مارس، لوس آنجلس تایمز اطلاعات روشنگری را انتشار داد :
* بوش و حکومت او، از قرار، پذیرفته اند با اروپا همکاری کنند و در ازای متوقف کردن برنامه اتمی ، امتیازهای اقتصادی به ایران بدهند. الا اینکه حکومت درست نمی داند اعلان کند با دادن چه امتیازهائی موافقت کرده است.
* در بازگشت کندولزا رایس از لندن ( جلسه وزیران 21 کشور با محمود عباس رئیس حکومت خود گردان فلسطین ) ، در حضور بوش، جلسه ای با شرکت دیگ چنی استفان هادلی و رایس ، در کاخ سفید، تشکیل شد . محافظه کارها با هرگونه تماس با ایران مخالف هستند. زیرا آن را سبب تقویت رژیم نامشروع و سرکوبگر می دانند.
* اما رایس در مصاحبه با ،NBCمی گوید: در لندن با سه وزیر خارجه مذاکرده کننده با ایران ، به استراتژی مشترکی رسیده و با آن موافقت کرده ایم. حالا دیگر ایران می داند راه دیگری جز رها کردن برنامه تولید سلاح اتمی نیست.
|
|
|