آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامی در هجرت شماره ٦٢۰ از ٨ تا ٢٢ خرداد
سايت آقاى ابوالحسن بنى صدر

واشنگتن اینستیتوت: رژیم ایران از انتخابات ریاست جمهوری برای پیشبردن برنامه اتمی خود استفاده می کند . و کمیته اسرائیل - امریکا از کنگره تقاضای مجازات ایران را می کند :

◄ در 13 مه ، واشنگتن اینستیتوت گزارشی را با این عنوان منتشر کرد : " ایران انتخابات ریاست جمهوری را وسیله پیشبرد برنامه اتمی خود کرده است"
* ﺁشکار است که رژیم ایران بحران اتمی را به قصد وسیله کردن ﺁن در انتخابات ریاست جمهوری 17 پوئن ، ایجاد می کند .
* با وجود این که در اکتبر 2003 ، بدنبال امضای موافقت نامه با اروپائیان، ایران برنامه اتمی خود را به حال تعلیق درﺁورد، خورد خورد، بطوری که توجهی را جلب نکند و اعتراضی را بر نیانگیزد، برنامه خود را پیش برده اند . برای مثال، به ساختن کارخانه تولید ﺁب سنگین ادامه داده اند . در طول بحران نوامبر 2004، ایران 37 تن اکسید اورانیوم را ( U3O8 یا ذغال زرد ) به هکزافلورید ( UF4 ) تبدیل کرد . غرب در برابر این قدمهای کوچک ، واکنش سختی نشان نداد . اینست که ایران می خواهد دور تر برود و ﺁگاه کرده است که قصد دارد 37 تن UF4 را به UF6 تبدیل کند .
* دلایل موضع سختگیرانه اخیر ایران نا روشن است . بسا تهران فکر می کند در ایام انتخابات ، غرب بحران بوجود نمی ﺁورد زیرا از ﺁن بیم دارد که بسود نامزد سخت سران بگردد . اگر قصد ایران چنین بوده باشد، ایران مطمئن است که تا پایان سال جاری مسیحی، مسئله اتم ، موضوع گفتگوی جدی نخواهد شد . دلیل دیگری که اقامه می شود اینست که ایران بدانجهد فعالیتهای اتمی خود را به حال تعلیق درﺁورد که دانشمندانش با مشکل روبرو شده بودند . بمحض این که مشکل حل شود، فعالیتهای اتمی تا برخورد کردن با مشکل دیگری، از سر گرفته می شوند . برخی ظن می برند که متوقف کردن فعالیتهای سانتریفوژها در اکتبر 2003، بدین خاطر بود در همﺁهنگ کردن سانتریفوژها با مشکل فنی روبرو شد . و چون در اکتبر 2004 ، واحد اصفهان مشکل تولید UF6 را حل کرد، ایران فعالیتهای خود را از حالت تعلیق خارج کرد .
* در همان حال، علائم حاکی از وجود برنامه سانتریفوژ سری موازی بر هم افزوده می شوند . اگر ایران به اروپائیان پیشنهاد می کند مجاز به تولید UF6 باشد و بعد ﺁن را به خارج بفرستند تا به سوخت نیروگاه اتمی تبدیل شود، بدین خاطر است که می داند می تواند مقداری از ﺁن را توسط سانتریفوژهای مخفی خود به اورانیوم غنی شده لازم برای تولید سلاح اتمی بکار برد . چرا که این پیشنهاد از نظر اقتصادی بی معنی است . چرا که ایران میلیاردها دلار خرج مجهز شدن به سانتریفوژها نمی کند تنها برای این که UF6 تولید و ﺁن را به خارج بفرستد تا به سوخت نیروگاه اتمی بدل شود .
* انتخابات ریاست جمهوری : گرچه ایران امیدوار است غرب ، در ایام انتخابات ریاست جمهوری ایران، بحران بر نخواهد انگیخت ، اما غرب توجهی به اینکه چه کسی رئیس جمهوری بشود ندارد . ریاست جمهوری خاتمی به غرب معلوم کرد ریاست جمهوری تا کجا مقام ضعیفی است و نیز " شورای نگهبان " ﺁشکار کرد که تنها صلاحیت کسانی را تصویب می کند که اختیار نطلبد و در تصمیمهای مهم از نظر " رهبر " پیروی کند .
  یکی از نامزدها علی اکبر هاشمی رفسنجانی است . او از 1989 تا 1997 ، رئیس جمهوری بود . قانون اساسی او را از نامزد شدن برای بار سوم، ممنوع می کرد . برغم ﺁنکه امید به این که او کسی است که با غرب معامله می کند، او کسی است که برغم دست زدن به برخی اصلاحات در ایران ، بانی ترور در خارج از ایران بود - از جمله ترورهای مخالفان رژیم در خارج از کشور و بمب گذاری در الخبر ، واقع در عربستان سعودی و... - . در دو دهه گذشته، او با رهبر رژیم، علی خامنه ای ، روابط پر تنشی داشته است . حتی اگر خامنه ای بخواهد با غرب روابط را عادی کند، - دلیلی نیز در دست نیست که او خواستار روابط دیگری جز روابط اقتصادی باشد - بهیچرو مایل نیست اعتبار این عادی کردن بسیار محبوب همگان ، به پای هاشمی رفسنجانی نوشته شود .
* مصطفی معین رقیب جدی با هاشمی رفسنجانی نیست . رقیب او کسانی هستند که در همان جناح هستند که اما از او سخت سر ترند . کوششها برای این که سخت سران یک نامزد داشته باشند بجائی نرسیدند و اینک ﺁنها چند نامزد دارند . مهمترین نامزد سخت سران علی لاریجانی است . اگر میزان مشارکت مردم در دادن رأی پائین باشد، او بیشتر از هاشمی رفسنجانی رأی خواهد ﺁورد . اما جز او، چند نامزد دیگر وجود دارند که بسا صلاحیتشان از سوی شورای نگبهان تصویب خواهد شد: فرمانده سابق نیروهای انتظامی ، محمد باقر قالی باف و فرمانده سابق سپاه پاسداران ، محسن رضائی و محمود احمدی نژاد ، شهردار تهران . احتمال دارد هیچیک از نامزدها ، در دور اول، اکثریت بدست نیاورند و در دور دوم که در اول ژوئیه بر گزار خواهد شد، دو تن با یکدیگر رقابت کنند .
* اختلاف عمده میان رفسنجانی و نامزدهای دیگر، اختلاف میان دو نسل است . در هر کشور، جنگ عمده میان نسلها است . اینک نوبت به ایران رسیده است تا در ﺁن، نسل جدید بخواهد نسل قدیم را از صحنه خارج کند . غیر از رفسنجانی، دیگر نامزدهااز نسلی هستند که نسل انقلاب 1979 هستند . و اغلب ﺁنها که در انتخابات دوره هفتم به نمایندگی مجلس درﺁمدند، از نسل جنگ ایران و عراق ، 1988 - 1980 ، هستند . این نسل جنگ می تواند برای غرب مسئله ایجاد کند . بطور روز افزون حساس ترین تصمیم های نظامی و در سپاه پاسداران ، توسط اینان گرفته می شوند . این روند مدتهاست شروع شده است . نمونه ﺁن ، کشماکش بر سر فرودگاه " امام خمینی " بود . در ﺁن کشماکش علنی ، فرماندهان سپاه مقامات غیر نظامی رژیم را ناگزیر کردند به موضع ﺁنها گردن بنهند . همین نزاع بر سر برنامه اتمی جریان دارد و اجرای برنامه اتمی در دست سپاه پاسداران است .
* نسل جنگ ، در مقایسه با نسل پیشین ، در ﺁنچه به روابط بین المللی مربوط می شود، تجربه کمتری دارد . نسبت به جریان جهانی شدن ، علاقه ای را که نسل خاتمی دارد، ندارد . تنها تجربه اش تجربه جنگ 8 ساله با عراق است . با وجود این، نسل جنگ نیز می تواند عمل گرا بگردد اگر ببیند به هدفهای خود نمی تواند برسد .
* بدین سان، مهم نیست چه کسی در انتخابات ریاست جمهوری پیروز می شود . چرا که اختیارات در دست رهبر متمرکز هستند . انتخاب شونده اهمیتی کمتر از مشارکت در انتخابات دارد زیرا این مشارکت است که معلوم می کند رژیم از چه اندازه حمایت برخوردار است . زیرا کسانی که در انتخابات شرکت نمی کنند، رژیم را طرد می کنند . بسیاری از ایرانیان که طرز فکر مردم سالار دارند مردم را به تحریم انتخابات فراخوانده اند . دلیل ﺁنها اینست که در محدوده این رژیم و قانون اساسی ﺁن، هیچگونه تغییر و اصلاحی ممکن نیست .
  در حال حاضر، رژیم برای قانع کردن 28 میلیون رأی دهنده ایرانی به رأی دادن، با مشکلات بزرگ روبرو است . چهارچوب کنونی که انتخابات ریاست جمهوری پیدا کرده است ، میل به رأی دادن را بسیار بیشتر از ﺁن کاهش داده است که رقمهائی ارائه شده توسط رژیم نشان می دهند : بسا کمتر از 15 میلیون در انتخابات شرکت خواهند کرد که در مقایسه با انتخابات 1997 که در ﺁن 30 میلیون نفر شرکت کردند ، میزان مشارکت نصف ﺁن را نشان می دهد .
* چشم اندازها :
  در غرب، بسیاری بدان امید بودند که پیروزی خاتمی در انتخابات 1997 ، علامت ﺁنست که جمهوری اسلامی روند تحول را ﺁغاز کرده است . در حقیقت، یک تغییر رژیم واقعی ، در سالهای ریاست جمهوری خاتمی ، انجام گرفته است : قدرت از دست تکنوکراتهائی که در پی اصلاح نظام بودند، به سخت سرانی انتقال یافته است که نه می دانند کشور را چگونه باید اداره کرد و نه دنیا را می شناسند .
در قلمرو اقتصاد، بعد از سالها صحبت از اصلاحات، حکومت ایران به غلاظ و شداد ترین سیاستهای انقلابی گذشته باز گشت . برای مثال، بجای استقبال از سرمایه گذاری خارجی، در سال گذشته ، مجلس قرار داد با ترکیه را ملغی کرد و طرح ایجاد کارخانه یک میلیارد دلاری رنو را بلا اجرا گرداند . بجای حفظ ذخایر ارزی حاصل از صدور نفت، مجلس دستور داد در سال جاری 7 میلیارد دلار از ﺁن ذخایر خرج شود . بجای استفاده از این پولها در سرمایه گذاری و ایجاد کار، مجلس یارانه ها را افزایش داد . 2 میلیارد یارانه نان و 4 میلیارد برای واردات فرﺁورده های نفتی و 4 میلیارد برای تولید برق در کشور . برای جلوگیری از اثرات تورمی این مصوبات، مجلس خواستار کنترل قیمتهای بسیاری از کالاها ، از جمله میوه و سبزیجات شده است .
سخت سران فعالانه به از سر گرفتن سیاستهای انقلابی گذشته در قلمرو اقتصاد و در قلمرو اجتماعی ، مشغول است . این جماعت دیر یا زود ، بر سر فعالیتهای اتمی، بحران بر خواهد انگیخت . تنها یک پیام روشن و عملهای قاطع می تواند سخت سران را به خود ﺁورد . نمونه ﺁن نامه سه وزیر خارجه است . در این نامه، بصراحت گفته شده است دست زدن به تولید UF6 ، بمعنای خاتمه دادن به گفتگو ها است . تونی بلر، نخست وزیر انگلستان افزود : اگر ایران تعهد خود را نقض کند، یقیناﹰ ما از ارجاع پرونده اتمی ایران به شورای امنیت حمایت خواهیم کرد . این اخطارها موجب عقب نشینی ایران شد و به ﺁژانس بین المللی اتمی اطلاع نداد که می خواهد دست به تولید UF6 بزند . این امر نشان می دهد که متحد و مصمم شدن غرب می تواند ایران را از قصد تولید سلاح اتمی منصرف کند . ◄ هاﺁرتص ( 14 مه 2005 ) نیز اطلاعات جدیدی در باره فعالیتهای مشترک اسرائیل و امریکا بدست می دهد :
* کمیته امور عمومی امریکا و اسرائیل ، در اجلاس سالانه خود که در این ماه تشکیل شد، به کنگره امریکا فشار ﺁورد مجازاتهای جدید بر ضد ایران تصویب کند . کمیته خواهان ﺁنست که حکومت بوش بسیار بیشتر از سیاست کنونیش، به مقابله مستقیم با ایران برخیزد .   بیش از 200 عضو مجلس نمایندگان ، یعنی نیمی از اعضای این مجلس هم اکنون جانبدار افزودن بر مجازاتها و کدگذاری ﺁنها ، از جمله قطع کمک به کشورهائی هستند که در ایران سرمایه گذاری و با ایران معامله کنند .
  شمار این نمایندگان ، هفته به هفته ، افزایش پیدا می کند .   طرح می باید مراحلی را طی کند تا لباس قانون بخود بپوشد . حمایت از طرح در مجلس سنا به ﺁن قوت نیست . سنا خواستار طرحی با مجازاتهائی بسیار محدود تر است . قانون گزارانی که در دو مجلس نقش کلیدی دارند می توانند مانع از پیشنهاد شدن طرح بگردند . کاخ سفید هنوز موضعی را اتخاذ نکرده است . اما بنا بر رویه مخالف ابتکاری از سوی مجلس است که برای اداره سیاست خارجی امریکا مشکل ایجاد کند .
* لابی گروه کارفرمایان با طرح مخالفت می کند . رئیس ﺁن، بیل رینچ گفت : این کار خراب کردن پل به زیان خود ما است . مردم دوست ندارند ببینند که نمایندگان به این عنوان که دارند بر ضد یک کشور مغضوب رأی می دهند، دست و پای خود ما را بندند .
* واشنگتن می گوید : هدف ایران از اجرای برنامه اتمی خود، تولید بمب اتمی است . اف ام شالوم ، وزیر خارجه اسرائیل ، می گوید : ایران ظرف 6 تا 9 ماه سر از کار تولید بمب اتمی در می ﺁورد . ایران یک تهدید بالفعل است . از این رو، من فکر می کنم تمامی دنیا باید دریابد و برای جلوگیری از مجهز شدن این رژیم افراطی به سلاح اتمی وارد عمل شود . او خطاب به دیپلماتها که در میهمانی ریاست جمهوری شرکت کرده بودند، گفت : اعلام ایران که می خواهد فعالیت غنی سازی اورانیوم را از سربگیرد، گویای اقدام بسیار خطرناک است . بدبختانه ما می بینیم ایران همه کار می کند تا که به سلاح اتمی دست پیدا کند . سخن بر سر این نیست که ﺁیا ایران در 2009 یا 2011 به بمب اتمی دست خواهد یافت . سخن بر سر اینست که چه وقت دانش و تکنولوژی تولید این بمب را بدست خواهد ﺁورد . ما فکر می کنیم ظرف 6 تا 9 ماه این توانائی را بدست می ﺁورد .
  شالوم از ﺁژانس بین المللی انرژی اتمی خواست در اجلاس حکام ﺁژانس در 13 ژوئن ، تصمیم روشن و قاطعی در باره ارجاع پرونده اتمی ایران به شورای امنیت ، اتخاذ کند .
* ژنرال موشه یالون، رئیس ستاد ارتش ، در رادیو ارتش ، گفت : اسرائیل می داند چگونه کشور را در برابر تهدید بالقوه ایران حفظ کند . ایران مرکز حمایت از تروریسم جهانی و فناتیسم اسلامی است و رهبری معمولی و مقبولی ندارد و نباید به سالح کشتار جمعی مجهز شود .
◄ استراتفور ( 12 مه 2005 ) ، بر مبنای اخطار 12 مه اروپا به ایران ، گزارش تحلیلی را انتشار داده است . این نکات را از ﺁن گزارش ، از نظر خوانندگان می گذرانیم :
* برغم تهدید ایران و اخطارهای سه کشور و خاویه سولانا ، کمیسر امور خارجه اروپا، هر دو طرف می خواهند به توافق قابل قبولی در باره فروکاستن از تنشها برسند . علت هم ﺁنست که دو طرف بحرانی قلابی ساخته اند . اروپائیها با تهدید ایران به ارجاع پرونده به شورای امنیت اروپائیان می خواهند راه گفتگو با ایران را هموار نگاه دارند . این روش را از روش امریکا که تهدید به مداخله نظامی است ، بهتر می دانند و می خواهند به نتیجه برسانند . تا این زمان ، امریکا از سیاست اروپا پیروی می کند و اینک ایران میان امریکا و اروپا قرار گرفته است . در صورتی که سبب شود اروپا به امریکا ملحق شود، با خطر ارجاع پرونده به شورای امنیت روبرو می شود . بدیهی است در این شورا، روسیه و چین نیز عضویت دارند .
* از ﺁن سو امریکا فشار می ﺁورد که اگر بر ضد ایران زور بکار نرود، رژیم این کشور اعتباری برای اخطارهای اروپا قائل نخواهد شد . اما اگر پرونده به شورای امنیت برود، امریکا توانائی بالقوه برای حمله به ایران را بخاطر بی اعتبار شدن در پی ادعایش در مورد اسلحه کشتار جمعی عراق، ندارد .
* دو امر دوجود دارند : 1 - اگر ایران براستی قصد ﺁن را داشته باشد که برنامه اتمی خود را پی بگیرد، ﺁن را به دنیا اعلام نمی کند . از سرمشق اسرائیل و هند و پاکستان پیروی می کند . 2 - اروپائیان می دانند اگر پرونده ایران را به شورای امنیت ارجاع بدهند ، تضمینی وجود ندارد که قطعنامه مجازات ایران تصویب شود . با توجه به تنشهای موجود در روابط روسیه و امریکا، روسیه قطعنامه را وتو خواهد کرد . مقامات اتمی روسیه می گویند فعالیتهای اتمی ایران " قانونی " هستند و ایران تهدید مستقیمی بشمار نیست . زیرا برنامه غنی سازی اورانیوم را تنها بقصد تولید سوخت نیروگاه برق و تحت نظارت ﺁژانس بین المللی انرژی اتمی ، اجرا می کند . این اظهارات موضع روسیه رو روشن نشان می دهند .
  در صورتی هم قطعنامه نیز تصویب شود اثر بلافاصله و واقعی اندکی برای ایران خواهد داشت . زیرا یک هیأت بازرسی می باید تحقیق کند ﺁیا ایران قرارداد منع گسترش سلاح اتمی را نقض کرده است یا خیر . این بازرسی نیز یک سال بطول می انجامد . اروپائیها از این واقعیت ﺁگاهند . تهدید ﺁنها بدان قصد انجام گرفته است که به جامعه بین المللی نشان بدهند که می توانند ایران را تهدید کنند تا که ابتکار عمل از دست ﺁنها بدر نرود و به دست امریکا نیفتد . تهدیدی که بلر ، یک هفته بعد از پیروزیش در انتخابات انگلستان ، بعمل ﺁورد، فاصله گرفتنی از امریکا و محکم کردن موقعیتی در داخل کشور بود .
* اما تهدید نظامی اسرائیل : بنظر می رسد اسرائیل عقب نشسته است . رهبران اسرائیل ، از جمله ، ﺁریل شارون نخست وزیر و رئیس اطلاعات ارتش اسرائیل ، ژنرال ﺁهارون زیوی گفته اند : اسرائیل نقشه ای برای حمله به ایران ندارد . در واقع، بنظر می رسد که اسرائیلیها در باره امکان زندگی با ایران صاحب اتم می اندیشند .
  این واقعیتها خاطر ایران را بسیار ﺁسوده می کند . ﺁنها با مهارت و به ترتیبی مذاکره می کنند که از بابت اتحاد قوای امریکا و اروپا بر ضد خود، نگرانی نداشته باشند .
◄ در 25 مه، گفتگوهای اروپا و ایران ، بر سر برنامه اتمی تجدید شدند . لوموند ( 26 مه ) نوشت : دو طرف توافق کردند که ایران به تعلیق برنامه های خود ادامه دهند . دو طرف دو ماه به خود فرصت دادند تا بر سر برنامه اتمی ایران به توافق برسند .
انقلاب اسلامی : بنا بر اطلاعات فراوان و گزارشها و تحلیلها که در این فصل از نظر خوانندگان گذرانیدیم، اولاﹰ خطر حمله نظامی که مردم را از ﺁن می ترسانند تا بروند و رأی بدهند ، وجود ندارد و ثانیاﹰ بحران مصنوعی را مافیاهای نظامی - مالی ساخته اند تا جو سیاسی را سنگین و تهدید ﺁمیز کنند و از ﺁن، در انتخابات قلابی ریاست جمهوری ، سود جویند و ثالثاﹰ تعیین کننده نقش مردم است . اگر مردم در تحریم وسیع انتخابات شرکت کنند، برای غرب عموماﹰ و اروپا خصوصاﹰ معامله با رژیم به زیان مردم ایران مشکل می شود . به سخن دیگر، تحریم تنها وسیله ایست که رژیم را ناگزیر می کند عقب نشینی کند و فضای سیاسی را باز کند. به سراغ اطلاعاتی که در فصل سوم گرد می ﺁوریم برویم ببینیم ﺁیا این دو واقعیت را بازهم ﺁشکارتر خواهند کرد یا خیر؟:


صفحه اول

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر