امریکا و اسرائیل ایران را تهدیدی بزرگ تر از رژیم صدام می دانند و پیشنهاد روحانی ؟ - دولت جدید در عراق و رابطه ای که میان ایران و امریکا برقرار مکند؟ :
انقلاب اسلامی : این فصل را در سه قسمت می خوانید : در قسمت اول ، پاسخ یک سئوال را می یابید : سمت یابی رابطه امریکا و اسرائیل با رژیم مافیاهای نظامی - مالی کدام است ؟ در قسمت دوم گفتگوهای اروپا با ایران و پیشنهاد جدید حسن روحانی را و سرانجامی که می تواند پیدا کند ؟ و در قسمت سوم، پاسخ این پرسش را می جوئید: دولت جدید عراق ، ایران و امریکا را در چه نوع رابطه ای قرار می دهد :
آیا اروپا می تواند امریکا را از گشودن جبهه جدیدی بنام " جنگ با تروریسم " بازدارد ؟ :
◄ اوپن دموکراسی (24 فوریه ) گزارش - تحلیلی را برای یافتن پاسخ این پرسش انتشار داده است. نکات عمده آن عبارتند از :
* بوش در سفر اروپائی خود، حاضر نشد در مورد ایران تضمینی را بدهد که مذاکره کنندگان اروپائی می خواستند بدهد. اما گفت : این قول که امریکا در کار حمله به ایران است، " مضحک " است.
با وجود این، کنفرانس مشترک او و شرویدر، حاکی از نکات مورد موافقت و مورد مخالفت بود :
- ایران نباید سلاح اتمی داشته باشد، مورد موافقت بود . و
- چه باید کرد که ایران مسلح به سلاح اتمی نشود، مورد مخالفت بود.
اروپائیها دیپلماسی را بهترین راه حل می دانند . بنظر آنها باید به ایران اجازه داد نیروگاه برق اتمی کوچک را داشته باشد بدون اینکه توانائی غنی سازی اورانیوم را داشته باشد. یا دست کم، توان غنی سازی تا حد لازم برای تولید اسلحه اتمی را نداشته باشد. در عوض، روابط بازرگانی مساعدتری با غرب پیدا کند.
* اما در ایران ، همین سیاست انعطاف پذیر اروپا، در محافل سیاسی و مذهبی، سخت نا محبوب است. رهبران ایران آگاهند که سیاست امریکا شامل 5 استراتژی خصمانه است :
1 - تنها ابر قدرت جهان، رژیم ایران را در شمار رژیمهائی آورده که آنها را " محور شر " خوانده است.
2 - در اجرای استراتژی جنگ پیشگیرانه ، دو رژیم را در شرق و غرب ایران ، برانداخته است. راست است که در عراق با مشکلهای بس بزرگ روبرو است اما 150 هزار قشون در این کشور دارد و مشغول ساختن پایگاههای نظامی دائمی است ( 14 پایگاه ) . نزدیک هرات ، بنا بر این نزدیک ایران، نیز بکار ساختن تأسیسات نظامی است.
3 - ایران را تحت مجازاتهای اقتصادی نگاه داشته و اسرائیل در کردستان عراق، نزدیک به مرز ایران ، حضور نظامی دارد.
4 - نیروی دریائی امریکا مهار کامل خلیج فارس و دریای عمان را در دست دارد.
5 - استراتژی پنجم برخورداری امریکا و اسرائیل از نیروهای اتمی عظیم و در همان حال ، مخالفتشان با برخورداری ایران از سلاح اتمی است.
این ایرانیان می دانند که از دید امریکا و اسرائیل، رژیم ایران خطری بزرگ تر از خطر رژیم صدام است و سخت نسبت به برنامه اتمی صلح آمیز اتمی این کشور پرجمعیت و دارای ثروت نفتی بزرگ مظنوند.
* در این فضای استراتژیک پر تنش ، دو مفر وجود دارند : تحت مراقبت قرار دادن ایران با استقرار هواپیماهای جاسوس در فضای ایران و یا پذیرفتن راه حل اروپا از سوی امریکا .
اینک مسلم است که نزدیک به یک سال است که امریکا مشغول کنترل ایران از هوا است. مأموریتهای جاسوسی هوائی دو هدف را تعقیب می کنند : آزمودن توان نیروی هوائی ایران و تشخیص تأسیسات اتمی ایران و محل استقرار آنها . امریکا رادارهای نیروی هوائی ایران را تحریک می کند تا توان واقعی آنها را بسنجد.
در عین حال، از هدفهای این عملیات متقاعد کردن نظامیان ایران است که امریکا روش نظامی را برگزیده است و به ایران حمله خواهد کرد. متقاعد کردن نظامیان بدین قصد انجام می گیرد که آنها تغییر اساسی در برنامه های اتمی ایران را ، تا حدی که نظر واشنگتن را راضی کند، اجتناب ناپذیر بیابند.
* در صورتی که ایران جلب اعتماد بیشتر را لازم ببیند می تواند با نظارت و بازرسی دقیق تری از سوی آژانس بین المللی انرژی اتمی موافقت کند. به ترتیبی که امکان تولید سلاح اتمی در کوتاه مدت برجا نماند.
دلایل اقتصادی ، ایران ناگزیر است برای نیروگاه اتمی بوشهر خود غنی سازی اورانیوم را برعهده بگیرد. با وجود این، بنظر می رسد که ایران آماده است تعلیق غنی سازی اورانیوم را برای دراز مدت بپذیرد. در ازای آن، تکنولوژی به ایران داده نمی شود. تنها امنیت ایران از لحاظ جمله امریکا تضمین می شود :
* آیا امریکا ایران را اشغال نظامی می کند ؟ برای پاسخ به این پرسش ، نیاز داریم بدانیم ایران چه باید بکند تا اطمینان پیدا کند حکومت بوش دستور حمله به ایران را صادر نخواهد کرد ؟
این پرسش پیشا روی سیاستگزاران و ایجاد کنندگان افکار عمومی در ایران ، قرار گرفته است. آنها از خود می پرسند : در صورتی که غنی سازی اورانیم تحت نظر دقیق آژانس بین المللی انجام گیرد، کافی است امریکا مطمئن شود ایران قصد تولید سلاح اتمی را ندارد ؟ پاسخ این پرسش منفی است . متوقف کردن کامل غنی سازی اورانیوم امریکا را متقاعد می کند. نیروگاه اتمی ایران تنها با اورانیومی کار کند که وارد می شود و زباله آن، باز گردانده می شود.
در تهران، بسیاری می دانند که نظارت کامل آژانس کافی نیست. تهدیدهای محافظه کاران جدید و گسیل هواپیماهای جاسوس به فضای ایران آنها را متقاعد کرده است که تنها متوقف کردن تمامی برنامه ها، حتی برنامه تحقیقاتی ، امریکا را راضی می کند. در حقیقت، آنها بر این باورند که برنامه اصلی امریکا تغییر رژیم ایران است.
در واشنگتن، یک چند بر این نظر هستند که می باید رژیم تغییر کند اما نظری که دست بالا را دارد بر اینست که رها کردن برنامه اتمی کافی است. تازه این نظر بسیار دور از نظری است که اروپا می خواهد امریکا را بدان راضی کند و البته بسیار دورتر از نظر مطلوب ایران است. این اختلاف نظر با وجود سفر بوش به اروپا بر جا است.
تنها کاری که اروپا می تواند بکند وارد کردن فشار به امریکا برای چشم پوشی از حمله نظامی به ایران است. برای رویاروئی موفق در برابر صاحب نفوذانی که معتقدند کار رژیم ایران را با تغییر آن باید به پایان برد، نیاز به فشار زیاد و مداوت در وارد کردن فشار از سوی اروپا است. کوتاه سخن خطر بزرگ حمله نظامی امریکا به ایران - که بسیار وسیع تر از حمله به عراق خواهد بود - وجود دارد و هیچ معلوم نیست که فشار آلمان و انگلستان و فرانسه بتواند بوش و حکومت او را از این حمله منصرف کند.
◄ اما، در 26 فوریه ، کلینتون که بمناسبت انتشار کتاب " زندگی من " او به زبان ژاپنی به توکیو رفته بود، به آسوشیتد پرس گفته است : انتظار می برم که در دور دوم ریاست جمهوری بوش، دیپلماسی نقش گسترده تری را ایفا کند. چرا که ارتش ما تحلیل رفته است. به تحلیل رفتن ارتش سبب روی آوردن بیشتر بوش به دیپلماسی گشته است. منصوب کردن کندولزا رایس به مقام وزیر امور خارجه بدین خاطر است. او افزوده است : " اگر شما به استرس (فشار عصبی ) در ارتش ما توجه کنید ، می بینید چرا بیشتر کسان خواهان آنند که در مورد ایران ، دیپلماسی رویه شود و عمل کند " .
امریکا می باید نسبت به ایران رویه قاطع داشته باشد. اما هم با ایران و هم با کره شمالی .
|
|
|