◄ و امریکا می باید آماده عمل در صورت شکست گفتگوها باشد :
* اروپا می باید موافق " استراتژی ممانعت از انتشار اسلحه کشتار جمعی" که شورای اروپا در 2 دسامبر 2003 ،به تصویب رسانده را به اجرا بگذارد. برابر این استراتژی، در مورد ایران ، تضییقات منظور در فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد و قوانین بیان المللی ( مجازاتها گزیده و یا عمومی ، توقیف کشتیها و در صورت لزوم بکار بردن قوه قهری ) می باید به اجرا گذاشته شوند .
این تدابیر اثر قابل ملاحظه بر رهبران ایران خواهند داشت . حتی سخت سر ترین آنها نخواهند پذیرفت ایران گرفتار مجازاتهای بین المللی بگردد .
واقعیت اینست که هیچ تضمینی وجود ندارد که تدابیر دیپلماتیک و اقتصادی ایران را از تولید اسلحه اتمی بازدارند . بسا آماده باشد بهای سنگین مجهز شدن به اسلحه اتمی را بپردازد .
◄ اما برای امریکا وارد شدن به مذاکرات یک جانبه با ایران ، جدای از گفتگوهای اروپا با ایران ، اقبال موفق شدن را ندارد و به احتمال زیاد از سوی ایران در جدائی انداختن میان اروپا و امریکا ، بکار گرفته خواهد شد . و اگر ایران گفتگو با اروپا را رها کند، ناگزیر امریکا می باید امتیاز بزرگ تری به ایران بدهد : در ازای رها کردن برنامه تولید اسلحه اتمی و هرگونه حمایت از تروریسم ، از جمله بر ضد اسرائیل ، امریکا روابط خود را با ایران عادی می کند و مسئله مالی با ایران را حل و فصل می کند . اگر نه، دوئیت امریکا و اروپا، به ایران فرصت می دهد برنامه اتمی خود را به نتیجه برساند .
در دو مورد، امریکا نباید بقصد به نتیجه رساندن گفتگو با ایران، امتیاز بدهد :
1 - موضع رئیس جمهوری که در نطق افتتاحیه دور دوم ریاست جمهوری اتخاذ شده است . بنا بر این موضع، سیاست حکومت او حمایت از نیروهای مردم سالار ایران ، در هر جای جهان که هستند و برای برقرار شدن مردم سالاری در ایران می کوشند . حکومت امریکا همچنان می باید با مردم ایران در ارتباط بماند . برغم شکوه های سخت سران ایران از قصد امریکا بر " تغییر رژیم " ، حمایت از اطلاح طلبان و مردم سالارها می باید به انتقاد صریح و مستمر رژیم جمهوری اسلامی، بخاطر تجاوز به حقوق بشر و نادیده گرفتن قانون ، ادامه بدهد . می باید به حمایت از اصلاح طلبان و مردم سالارهای ایرانی که بیشتر از هر جای دیگر خاورمیانه ، طرفدار امریکا هستند، ادامه دهد . برای مؤثر کردن این حمایت، ما می باید به حکومت فشار آوریم برنامه های اینترنتی و رادیوئی و تلویزیونی خویش را تقویت کند تا اطلاعات و برنامه های فرهنگی را که دولت ایران از آنها دریغ می کند، در اختیار مردم قراردهند . با وجود نگرانیش در باره تروریسم، حکومت امریکا می باید در صدد ایجاد تعامل مردم امریکا با مردم ایران باشد . از جمله با تخفیف در مجازاتها به ترتیبی که دانشجویان ایرانی بتوانند در دانشگاههای امریکا تحصیل کنند و همکاری با تأسیسات متعلق به جامعه مدنی .
با اینهمه، امریکا نمی باید بنای سیاست خویش را بر این پایه بگذارد که رژیم ایران به زودی سقوط می کند . لذا امریکا می باید با دولت کنونی ایران ، تا وقتی که برکار است، معامله کند . و تا وقتی این دولت رفتار سازنده دارد و در گفتگو بر سر برنامه اتمی ، روش خویش را بهتر می کند ، امریکا نمی باید کوششهای نظامی خویش را برای " تغییر رژیم " پی بگیرد .
2 - امریکا نباید گزینش نظامی را برای منصرف کردن ایران از تعقیب برنامه تولید سلاح اتمی ، رها کند . در حقیقت، گزینش نظامی مکمل دیپلماسی بین المللی برای جلوگیری از مجهز شدن ایران به اسلحه اتمی است . بخصوص که گزینش نظامی به دولتهای منطقه که نگران آنند که امنیتشان سخت بخطر می افتد اگر ایران به اسلحه نظامیی مجهز شود، اطمینان خاطر می دهد . احساس احتیاج بیشتر به حضور امریکا و امید به اینکه امریکا با بکار بردن قوه نظامی ، آنها را به همکاری نظامی با امریکا راغب خواهد کرد . کشورهای منطقه و نیز ترکیه و آسیای میانه و کشورهای خلیج فارس که در اتحادیه نظامی همکاری دارند ، می توانند به سیستمهای ضد موشک پیشرفته مجهز شوند . تهدید اتمی ایران آنها را به تجدید تجهیزات نظامی خویش بر می انگیزد . در نتیجه، گزینش نظامی هم بکار متقاعد کردن ایران به دست برداشتن از تولید سلاح اتمی می آید و هم بکار منصرف کردن کشورهای دیگر از تولید سلاح اتمی و همکاری نزدیک تر با امریکا می آید .
و از آنجا که مجهز شدن ایران به اسلحه اتمی خطر فعلی و قطعی برای امنیت و منافع امریکا دارد، رئیس جمهوری می باید بخواهد نقشه مداخله نظامی در ایران ، بقصد از میان بردن تأسیسات اتمی ایران، آماده اجرا باشد . بعکس عملیات نظامی اسرائیل در 1981، که به از بین بردن تأسیسات اتمی عراق انجامید، حمله نظامی برای از میان بردن تأسیسات اتمی ایران ، بسا نتیجه ای ببار نمی آورد . چرا که ایران تأسیسات اتمی خویش را پراکنده و در پناهگاه ها ایجاد کرده است . با وجود این، امریکا باید برای ایران روشن کند که تحصیل اسلحه اتمی دارای چنان بهای سنگینی برای امنیت امریکا است که این کشور حاضر است بهای جلوگیری از مجهز شدن ایران به سلاح اتمی را، از راه حمله نظامی بپردازد . بنا بر این ، اگر راه حل دیگری نماند، به نیروی نظامی مانع از دسترسی ایران به اسلحه اتمی خواهد شد .
برای رسیدن به مقصود، امریکا می باید با اسرائیل همکاری کند . این همکاری اهمیتی بتمام دارد چرا که با توجه به این امر که رژیم ایران برای اسرائیل حق حیات قائل نیست و با توجه به حمایت ایران از فعالیتهای تروریستی بر ضد اسرائیل ، اسرائیل بیشترین نگرانی را بابت برنامه اتمی ایران دارد . به سخن دیگر، امریکا و اسرائیل دیدی مشابه و بسا یکسان به مسئله و درک مشابهی از فوریت مجهز شدن ایران به اسلحه اتمی دارند . پس بناچار می باید در عالی ترین سطح همکاری کنند تا مطمئن باشند نقشه هاشان مکمل یکدیگرند .
ایام بسود ایران و نه بسود غرب در گردش اند . بخصوص اگر ایران موفق شود زمان وارد شدن فشار بین المللی را به تأخیر اندازد و فرصتی را که بدست می آورد صرف پیش بردن برنامه تولید سلاح اتمی کند . مهمتر از داشتن بمب اتمی ، تحصیل تکنولوژی و توانائی تولید اسلحه اتمی است . پای منافع حیاتی امریکا بمیان است . بنا بر این ، غرب باید بتواند ایران را از بدست آوردن این توانائی ، با توسل به دیپلماسی ، و اگر نه ، به وسائل دیگر، بازدارد.
انقلاب اسلامی : اگر ایرانیان یک پرسش را بمیان آورند، وضعیت را روشن می بینند: از چه رو است که از گروگانگیری و جنگ و ترور و ... و اتم، بدون استثناء ، ملاتاریا و مافیاهای نظامی - مالی ، برای امریکا و انگلستان و اسرائیل، موقعیت ایجاد کرده و به این مثلث امکان داده است موضع تهاجمی پیدا کند؟ فضای عمل تهاجمی ای که بنا بر همین گزارش ، از رهگذر اتمی، امریکا پیدا کرده است ، هیچگاه مانند نداشته است .
|
|
|