تجاوزهای حکومت بوش به حقوق بشر و تجاوزهای مافیاهای نظامی - مالی به حقوق بشر:
انقلاب اسلامی : با آنکه در فصل دوم ، آدم ربائی امریکائیها و انتقال ربوده شدگان را به کشورهائی که در آنها ، شکنجه کردن روش عمومی است، آورده ایم ، گزارش اشپیگل پیرامون آدم ربائی و شکنجه و اعتراض سناتور جمهوریخواه به جنایتهای حکومت بوش، ایجاب می کند در قسمت اول این فصل، ترجمه آن را از نظر خوانندگان بگذرانیم . در قسمت دوم خبرهای تجاوزهای رژیم مافیاهای نظامی - مالی به حقوق بشر را می خوانید :
پایان قوانین ویژه در جنگ علیه تروریسم؟
مجله اشپیگل به قلم جرج ماسکولو گزارشی در مورد شکنچه ها در ابوغریب و گواتانامو و قوانین ویژه ای که کاخ سفید به اسم مبارزه با تروریسم از تصویب گذرانده ، در تاریخ 11 اوریل 2005 درج کرده است . نکات مهم آن را در زیر می آوریم .
این گزارش از سرسختی سناتور مک کین که یک جمهوری خواه محافظه کار می باشد در سر در آوردن از مسببین و مسئولین واقعی این شکنجه ها می نویسد . البرت چورش از طرف رنالد رامسفد مسئول تحقیق در مورد مقصران شکنجه زندانیان در زندانهای آمریکا شده بود و نتیجه قابل پیش بینی بود : هیچکس جز یک سری سربازانی که خودسر عمل کرده اند و در هر ارتشی موجودند و مسلما تنبیه خواهند شد، در شکنجه دست نداشته است . با این نتیجه سناتور مک کین راضی نیست . چورش در گزارشش آمار زیر را ارائه داده است : مرگ در زندانهای آمریکا ( ابتدا شش مورد نام می برد و سپس پنتاگون این عدد را تصحیح کرده به 26 مورد افزایش داد ) تعداد کسانی که در یونیفرم نظامی زندانیان را مورد آزار و اذیت قرار داده اند تا به حال 15 نفرند .
سناتور مک کین با عصبانیت مشتش را بر روی میز می کوبد ، چرا که وی دیگر نمی خواهد تنها در مورد سربازان صحبت شود ، بلکه از هویت سیاست مداران یعنی مسئولین واقعی می پرسد .
سناتور مک کین می پرسد : " آیا بر اساس کنوانسیون ژنو فرقی بین یک جنگجوی طالبان که در افغانستان دستگیر شده است و یک تروریست که در اوماها در زندان است وجود دارد ؟ " این یک تله ای در قالب سئوال بود که از جورش کرد و چورش با عصبانیت در صندلی خود از این طرف به آن طرف شد . تمامی دنیا پاسخ را می داند . یک تروریست هیچ حقی به تضمین امنیت خود ندارد ، امنیتی که کنوانسیون ژنو برای اسیران جنگی ملحوظ داشته است . و یک سربازان طالبانی که در جنگ افغانستان دستگیر شده است به این امنیت حق دارد مادامی که حکومت بوش از این امر اجتناب کند وی را اسیر جنگی قلمداد کند . اینگونه بود که وضع قوانین ویژه مشکوک برای جنگ علیه تروریسم، آغاز شد.
این قوانین در عمل چه معنایی دارند ، آن را مک کین با جان خود تجربه کرده است : " می دانید که ویتنام شمالی نیز با اسیران آمریکایی خود اینگونه رفتار می کردند ؟ " مک کین خود 5 سال تمام اسیر ویتنام شمالی بود . در 1967 هواپیمای وی را که خلبانی جوان بود بر فراز هانوی سرنگون کردند .مک کین نام بازجوئی که وی را مورد آزار قرار داد و وی را به حدی زیر لگد گرفت که دندانهای وی خرد شدند و دنده هایش شکستند ، فرانکشتین گذارده بود . مک کین قصد خود کشی داشت . او دوبار سعی کرد خودش را با یک پیراهن دار بزند.ولی نگهبانان مانع خودکشی وی شدد.مک کین امروز ولی تصمیم بوش را برای بی اثر کردن کنوانسون ژنو یک نوع گناه اولیه سیاست خارجی امریکا میداند . ایالات متجده امرکا از بعد از 11 سپتامبر 2001 نگران حملات بعدی تروریستها و بنبال کسب اطلاعات است تا بلکه از آن جلوگیری کنند.هرکس دستگیر می شود، باید به هر قیمت به اقرار و سخن گفتن وادار شود. کنوانسیون ژنوکه مقرر میدارد یک زندانی تنها میبایستی نام خود را و تاریخ تولد خود را و درجه نظامی خود را بدهد. این کنوانسیون مانع امریکا برای رسیدن به این هدف است . نیویورک تایمز در باره گزارش جورش نوشت :"و اینگونه بود که جنایا ت انجام پذیرفتند . جنایتها از آن رو انجام می شوند که حکومت بوش تصمیم گرفت در اینده قوانین را زیر پا بگذارد"
اکنون حود 11 ماه است که امریکائیان باید با وجدانی نا ارام زندگی کنند که سربازان خود و نیز جاسوسان مخفی امریکایی نیز قادرند اراده زندانیان و اسران خود را در هم شکنند . عکسهای زندان ابو غریب بهترین سند این جنایت است . عکسهایی که نشان میدادند که چگونه اهرامی از تن زندانیان عراقی ساخته شده بود ند و یا بگردن زندانیان عراقی قلاده سگ وصل کرده بودند وهمچون سگ در زندان به این طرف و آنطرف کشیده میشدند . وبدین علت سرباز زن( لیندی ) در انگلستان از ماه مه دادگاهی خواهد شد. دولت امریکا معتقد است که این همه جنایت عمل یک نفر سادیست و کشیک شب بوده است و چورش نیز که مامور تحقیق در این زمینه بوده است نیز میخواهد از همین نظریه دفاع کند. ولی تنها در ابوغریب این جنایات اتفاق نیفتاده است .
گزارشاتی در مورد زندانیان در عراق و در افغانستان و گوانتانمو وجود دارند مبنی بر اینکه آتش سیگار در گوش زندانیان و یا در مقعد آنها فرو داده شده است . اسیرانی که آالوده به مدفوع در اتاقهای سرد مثل یخچال نگهداری میشوند و ساعات متمادی گوشهای آنان در معرض موزیک بسیار بلند رک قرار میگیرند . و شرط بندیهایی که نگهبانانی انجام میدادند که سگهای وحشی در دست داشتند و بر سر این شرط میبندند که کدام یک از اسیران ، زمانی که این سگها را ازاد کنند، از فرط ترس در خود ادرار میکنند؟
در مورد سربازانی که 5 روزآزگار پاهای یک اسیر را زخمی کردند تا اینکه از شدت جراحت مرد. گزارشاتی در باره اعدامهای مصنوعی و شکنجه که در آن سر قربانی به دفعات متعدد زیر آب نگه داشته میشده تا حدی که گمان کند هرلحظه خفه خواهد شد.
همانند مک کین سناتور جمهوریخواه , سناتورهای دموکرات نیز در کنگره آمریکا خواهان یک تحقیق جامع در این زمینه اند .خصوصاً خواهان توضیح بیشتر در مورد جزئیات "برنامه تقسیم " هستند که سیا خواهان اجرای آن است و بر طبق آن مظنونین به ترور بین کشورهایی که سنت شکنجه دارند ، تقسیم می شوند!
جتهای متعلق به سیا که مامور انتقال و حمل اسیران بوده اند تا به حال بیش از 600 مرتبه در بیش از 40 کشور فرود آمده اند و اسیران را تحویل داده اند !
مقصد ها مراکز تروریسم بین المللی بوده است . یعنی: به کشور اردن ( 30 اسیر تحویل داده شده اند ) ,افغانستان (19 اسیر),و خصوصا عراق و نیز مصر و لیبی و گوانتانامو و غیره
سالیان متمادی امریکا این تضییع حقوق را به مثابه " بهای میهن دوستی" در جنگ با تروریسم قلمداد کرد .ولی آن طور که از شواهد امر بر میاید دیگر نمیشود چشم اغماض بر روی آن بست. اکنون دیگر حتی دستگیری ماموران سیا ممکن گشته است . در اروپا دادستانهای کل مشغول تحقیق در باره سه نفر مفقود شده اند که تحت نظر مامورین سیا که متخصص امر تعقیب تروریستها میباشند، بوده اند . این سه نفر در سوئد و ایتالیا و آلمان زندگی میکردند . خالد المرضی از شهر اولم ( آلمان )4 ماه بعلت اشتباهی که بر سر نامش رخ داده بود در یک سلول در افغانستان بسر برده است .حداقل حکومت امریکا بعلت این اشتباه و دزدیدن وی عذر خواهی کرده است .
پرزیدنت بوش مدعی است :" شکنجه قابل قبول نیست و ما کسی را تحویل کشوری که در آنجا شکنجه میشود نمیدهیم." این جمله به نظر خوب می آید ولی وی به برخی از مسئولین که بایستی خود را جلو بیندازند تا بپذیرند که مسئول و مسبب این نقض حقوق بوده اند، پاداش و ارتقاء مقام داده است .
حقوق دانی بنام Jay Bybee که در اوت 2002 خاطرات معروف خود را نوشته است تأکید می کند که پرزیدنت بوش هر نوع بازجویی را تایید کرده است تا زمانی که جنایت کار نمیرد و یا جراحات فیزیکی ماندنی بر روی بدنش نماند اکنون قاضی گردیده است . Alberto Gonzales که مشاور حقوقی بوش که گزارش را بدون فرجام رد کرده است اکنون به مقام وزارت دادگستری رسیده است . وی قبل از اینکه به این سمت منصوب شود در مقابل سنا گفت که ماموران مخفی امریکایی اجازه داشتند با اسیرانی که شهروندان امریکایی بودند بد رفتاری بکنند و تا زمانی که اسیران در خارج شکنجه میشدند.
هدف وسیله را توجیه میکند اکنون منطق این قوانین ویژه شده است .
اکنون ولی دادگاهایی موجود است که نظری دیگر را نمایندگی میکنند. آنها خواهان رفتار منصفانه با اسیران در گوتنتانمو می باشند . آنها از تحویل دادن اسیران بطور نمونه به یمن مادامی که این تضمین وجود ندارد که درآنجا شکنجه نمیشوند اجتناب میورزند. و در ماه مارس حتی یک دادگاه که یک شهروند امریکایی بنام Jose Padilla که گویا یک بمب به اصطلاح کثیف را به قصد پخش کردن مواد رایواکتیومنفجر کرده است و مدت 3 سال است بدون محاکمه در حبس بسر میبرد , در عرض 45 روزیا دادگاهی کنند و یا وی را آزاد کنند.
دولت امریکا اخیرا سعی کرد حتی از طریق دادگاه از آشکار شدن مدارک شکنجه و تحویل آنها به انجمنها و سازمانهای حقوق بشر جلوگیری بعمل آورد منتهی دادگاه را باخت . اکنون دها هزار مدرک از پنتاگون و اف بی ای قابل دسترسی هستند و دلایل متقنی هستند بر رد این ادعا که شکنجه ها در موارد نادر انجام شده اند.
در بغداد آثار سوختگی بر روی کمر و دستهای زندانیان موجود است و دو عکاس آمریکایی فیلم برداری کرده اند که چگونه بصورت یک اسیر بارها مشت زده شده است . یک GL یک نفردر حال مردن را طوری برگرداند که محل ورود و خروج گلوله از تن او قابل فیلم برداری باشد .و چون افسران این رفتار را تنها " نامناسب " قلمداد کردند کسی تحت تعقیب قرار نگرفته است .
تشریح بدترین شکنجه ها در باره شکنجه ها در عراق خونین نیست بلکه از گوانتانامو در کوبا میباشد . و این گزارشات مبنایش بر اساس تعاریف آزاد شدگان آز آن زندان نیبست بلکه بر اساس شهادت و اقرار سربازانی است که در آنجا مشغول خدمت بوده اند .
یک مامور آگاهی در یک ایمیل به یک همکارش نوشته است " در آن سر راهرو یک بازجویی با صدای بسیار بلند انجام میگرفت و من ترجیح دادم بدان نگاهی نیندازم " مقامات بالا تر وی به ژنرال فرمانده آنجا نسبت به روشهای بازجویی توسط سربازان مسئول اعتراض کردند .ولی وی در پاسخ گفته است :"اف بی ای شاید روشهای خودش را نسبت به این قبیل مسائل داشته باشد ولی ما قوانین مارش خودمان را از داریم" Sec Def " و منظور وی Seceretary of Defence" ، رامسفلد میبود.
اریک اسار 7 ماه به عنوان مترجم عربی در گوانتانامو کار کرده است .و در باره این مدت و تجربیاتش کتابی نوشته است که بزودی انتشار میابد . هنوز معلوم نیست کدام بخشهای این کتاب توسط پنتاگون به بهانه مصالح امنیتی ملت ، سانسور و خط زده خواهد شد. افشا گری های سارمثل کتابچه ای در باره فیلمهای مستهجن و پرنو میباشد وی تشریح میکند که چگونه سرباز های زن جلو اسیران لخت میشدند و سینه های خود را در تماس با بدن آنها قرار میدادند و برای هر تحریک جنسی مردان اسیر هورا میکشیدند. این بعنوان تاکتیکی بکار برده میشد به قصد تحقیر زندانیان و وادار کردنشان به اقرار.
و اغلب زنان سرباز به اسیران میگفتند که در آن حال عادت ماهانه داشته اند واسیران مسلمانان معتقد خود را بعد از آن ناپاک حس میکردند .
اکنون در سیا 6 تحقیق داخلی در حال انجام است . ویک بخش نامه ماموران را موظف میکند زمانی که ارتش تکنیکهایی فرا تر از سئوال و جواب بکار میبرد ، این ماموران محل را ترک کنند.
این ولی تنها یک التیام ضعیف برای سناتور مک کین که شکنجه های ویتنام شمالی را تجربه کرده است، میباشد . وی مرتب میگوید " احترام ما به حقوق بشر است که بایستی امریکا را بطور بنیادین از تروریستها و کشورهای یاغی متمایز سازد." و برای این تفاوت و تمیز است که وی میخواهد به مبارزه اش ادامه دهد . مبارزه ای بر ضد ژنرالها و پنتاگون و پرزیدنت بوش و هرکسی که مرزهای حقوقی را زیر پا بگذارد .
|
|
|