آرشيو روزنامه
انقلاب اسلامی در هجرت شماره ٦١۷ از ٢٤ فروردین تا ٩ اردیبهشت
سايت آقاى ابوالحسن بنى صدر

آیا سرمایه داری براثر کاهش انگیزه از میان می رود ؟ اقتصادی که بیش از اندازه میستاند و اقتصادی که بیش از اندازه می دهد :

انقلاب اسلامی : در این فصل، نخست مقاله ای از لوموند (15 ژانویه 2005) را می خوانید در بررسی این پرسش که آیا سرمایه داری بر اثر کاهش میزان انگیزه خواهد مرد ؟ . اهمیت این مقاله از این جهت است که اقتصاددانان و سیاستمداران را به این فکر می اندازه که در برنامه گذاریهای اقتصادی ، خود را از ایدئولوژی سرمایه داری لیبرال رها کنند . در قسمت دوم ، خبری از اقتصاد امریکا و نظرها در باره بهای نفت و اقتصاد ایران از نظر خارجی را از نظر خوانندگان می گذرانیم :

آیا فرسایشها و کاهش میزان انگیزه موجب مرگ سرمایه داری خواهد شد ؟ :

نویسنده مقاله اریک لو بوشرEric Le Boucher است
این ضرب المثل که " پول خوشبختی نمی آورد " را ثروتمندان ساخته اند اما بیش از پیش حقیقت می یابد . در امریکا، بنا بر سنجش افکار گلوپ، از جنگ دوم بدین سو، ثروت سرانه سالانه ، 3 برابر شده است : از 15000 دلار به 35000 دلار ( به دلار ثابت، از 11500 به 26700 ) رسیده است . اما در صد " بسیار خوشبختها " از سال 1960 ببعد ، در کاهش است . بطور مرتب، شمار اقتصاددانانی که این کاهش درصد خوشبختها را جدی می گیرند، افزایش می یابد . از آن جمله، بنا بر اطلاعی که فایننشال تایمز می دهد، دانیل کانمان Kahneeman ، برنده جایزه نوبل سال 2002، مرکز تحقیقی برای درک علت شکست روز افزون تمدن غرب ، تشکیل داده است .
کارل مارکس این پیشگوئی را بعمل آورده بود : سرمایه داری خود خویشتن را می میراند . از رهگذر کاهش میزان سود خواهد مرد . گرایش میزان سود به کاهش علاج ناپذیر است چرا که سرمایه جانشین کار می شود . کارمزدی که باید به سرمایه پرداخت، رقم بزرگ تری می شود . اما این رقم را می باید از کارگران ستاند که شمار آنها دائم در کاهش است . میوه ای که می افتد به دامن کمونیسم می افتد . بنا بر این، کافی است با عمل انقلابی ، به روند مرگ سرمایه داری شتاب بخشیم . حاصل پیش بینی او را می شناسیم . سرمایه داری همچنان بر جا است و سود سرمایه نیز به حد اکثر و یادآور بهترین سالهای قرن نوزدهم است . اما کمونیسم مرده است . کارل پیر در محاسبه های خود، قدری قاطی کرده بود
.
" بسیار خسته ها "
اما با تجربه ای که هرکس ، با نگریستن به دور و بر خود می تواند بکند، می تواند پیش بینی جدیدی در باره انحطاط سرمایه داری کرد : انگیزه کار ، در میان شمار روز افزونی از قشرهای اجتماعی ، در کاهش است . در همان حال که سرمایه داری جدید ، سرمایه داری معرفت و تکنولوژی عالی نیاز روز افزون به بسیج " منابع انسانی " دارد ، انگیزه انسانها به کار در کاهش است : کارگران ، کادرها ، حتی قشری از مدیران کارفرمائیها خسته ، از وهم بدرآمده و منتقد گشته اند . بیش از پیش، خود را وقف " زندگی شخصی " می کنند . در مورد فرانسه، کاهش ساعات کار تا 35 ساعت، به آنها امکان پرداختن به زندگی شخصی را می دهد .
در تمامی کشورهای رشد یافته، بحث برسر محتوای کار ، در گرفته است . از هر 100 کارگر امریکائی، 62 تن برآنند که بار کار آنها سنگین است . 53 درصد خود را " بسیار خسته " توصیف می کنند . بنا بر گزارش نیویورک تایمز ، بهای درمان و داروی ضد اضطراب به 300 میلیارد دلار، برابر 3 درصد تولید ناخالص ملی ، در سال، بالغ شده است . در ژاپن، پدیده کاروشی ( مرگ بر اثر کار زیاد و خستگی شدید ) اندازه نگران کننده ای پیدا کرده است . در انگلستان، وزیر بهداشت برآورد کرده است که دلهره سبب غیبت از کار به میزان 13 میلیون در هر سال می شود .

یازده بار تغییرکار
کتابها در باره سرکوبهای از رهگذر کار، پر فروش ترین ها گشته اند . سلام بر تنبلی، هنر و لزوم دزیدن از کار و تا ممکن است کم کار کردن ( میشلن ، 118 صفحه ، قیمت 12 یورو ) نوشته کورین میر ، محقق " برق فرانسه " ، شهادتی هزل آمیز اما جدی بر این واقعیت است .
خطای صفر ، موجودی انبار صفر، به خارج انتقال دادن کارفرمائی، کاستن دائمی از شمار کارکنان، مسئول گردانی کارکنان ، ارزیابی مداوم کارکرد آنها ، اموری هستند که مدیریت جدید با پرداختن به آنها، در رابطه با کار، انقلابی پدید آورده است . راهنما، بی ثباتی کار و تحرک آن، بمعنای رفتن از کاری به کار دیگر است. ریچارد سنت ، استاد جامعه شناسی در دانشگاه نیویورک، در تحقیق خود به این نتیجه رسیده است که یک جوان امریکائی که امروز وارد بازار کار می شود ، در عمر خود، 11 بار کار خویش را تغییر خواهد داد . مبنای زندگی کارگر ثابت بودن کار بود . اما به قول روبرت کاستل، جامعه شناس ( در کتاب L'Insecurite sociale ) حالا، عدم امنیت مبنای زندگی کارگر گشته است .
کادرها نیز از این ناامنی و احساس ناامنی در امان نیستند . تمامی مطالعات حاکی از دلمردگی آنها است . پیل آلکساندر، مدیر مطالعات مؤسسه شورای کارفرمائی و کارکنان ، می نویسد : " کادر با کارفرمائی خود، حتی با طبقه کارفرمایان، یک قرارداد وفاداری می بست . اما آن زمان بسر آمده است " . بعضی ها جل خود را از آب بیرون می کشند اما بسیاری نمی توانند از دلمردگی خلاصی جویند . سرمایه داری چگونه می تواند تضاد میان دست بکار کردن کارکنان و گم کردن انگیزه آنها را حل کند ؟
با انگیزه ها یا کارآها :
واکنش کارفرمائی ها به این امر واقع، ریشخند کردن است . به قول پیل آلکساندر، کارفرمائیها ،کارکنان با انگیزه نمی خواهند . آنها کارکنان کارآ می خواهند . فقدان انگیزه با " عادی سازی " کارآئی و بدست آوردن نتایج منتظر ، بشیوه امریکائی ، جبران می شود . در بیرون کارفرمائی، پیوستن به فعالیتهای اجتماعی و شرکت در امور روزانه ، زندگی را قابل تحمل می کند . اما ، در جمع، کارگران به اکراه تن بکار می دهند . ولی با تن زدن از کار، به سرمایه زیان می رسانند : باز می رسیم به کمونیسم مارکس !
راه حل؟ بهترینش ، افزایش دستمزد و مزایا است . تمامی کارفرمائیهائی که کار و بارشان خوب شده است، آنها هستند که سرانجام ، به افزایش مزدها ، تن داده اند . دو تحول عمل به این قاعده را به تأخیر انداخته و یا تغییر داده اند : یکی توقع بازده ( 15 درصد ) بالای سرمایه ، در عصر سرمایه داری مالی که سبب توزیع نابرابر درآمد میان مزد و سود به نفع سود سرمایه شده است . نتیجه این شده است که ، در فرانسه، از هر دو کادر، یک تن شاهد کاهش درآمد خود در سال 2003 شده است . و دیگری ، ورود چین و هند به بازار جهانی . ورود این دو رقیب سرسخت کار کارگران و نیز در بسیاری زمینه ها رقیب کادرها، اینان را ناگزیر کرده است کمربند را سفت تر ببندند .
سرمایه داری پیش بینی مارکس را باور نکرد و اینک برای نجات از مرگ، می باید سازشی میان تحرک اقتصادی و حمایت اجتماعی ابداع کند . باید نظامهای اجتماعی پدید آورد که در آنها ، هر فرد بتواند از پس نیاز به تحرک برآید . به سخن دیگر، تحرک بمعنای رفتن از کاری به کار دیگر، بی جای بی ثباتی و ناامنی ، امنیت و ثبات آورد . اما آیا سرمایه داری می تواند از عهده این ابداع برآید ؟ انقلاب اسلامی : سرمایه داری به سه بیماری مهلک نیز گرفتار است که در این نوشته ، به آنها اشاره نیز نشده است : پیش خورکردن و از پیش متعین کردن آینده و تخریب از روی قرار و قاعده نیروهای محرکه و محیط زیست . نمونه ها :


صفحه اول

تريبون آزاد

آرشيو روزنامه‏

اطلاعيه ها

خبرهايى كه در
مجموعه نخوانده‏ايد

آخرين مصاحبه ها با ابوالحسن بنى صدر